https://hosein128.ir=- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینیب
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ
فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً
وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم
الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین و
َ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
هفتاد گناه زبان !
- در روایت آمده بیشترین افرادی که به جهنم می روند به خاطر زبان شان است.
- هفتاد گناه پای زبان می نویسند. این هفتاد گناه چیست ؟
- خداوند در قرآن کریم به نعمت زبان اشاره فرموده و می فرماید: «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خلق الانسان عَلَّمَهُ الْبَیانَ»
- زبان عمده ترین وسیله ای است که مردم به کمک آن با یکدیگر ارتباط فکری برقرار می کنند و ایجاد تفاهم و انتقال مفاهیم از طریق زبان صورت می گیرد. در یک جمله زبان ملاک ارزش و معرف شخصیت انسان و ترازوی عقل اوست.
- شخصیت هر کس : حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «المرءُ مخبوء تحت لسانه؛ شخصیت هر کس در پی زبان اوست» زبان با تمام فوائدی که برایش ذکر می شود مفاسد و آفاتی نیز دارد که باید آنها را شناخت تا با کنترل زبان ، از ابتلاء به آن آفات پیشگیری و اجتناب ورزید.
- مسخره کنند، در قرآن کریم آمده است: ای کسانی که ایمان آورده اید نباید قومی قوم دیگر را مسخره کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نباید زنانی زنان دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند.از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقبهای زشت مدهید، چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند.»
- هربدگوی عیبجویی : خداوند در آیه دیگر می فرماید: وای بر هربدگوی عیبجویی.« وَیْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ.»
- راه نجات در چیست ؟ حفاظت اززبان ...
- شخصی به رسول صلي الله عليه وآله : عرض کرد که: راه نجات چیست؟ فرمود: زبان خود را نگاه دار.6 و دیگری عرض کرد که: از چه چیز بیشتر بر من ترسیده شود؟ زبان او را گرفت و فرمود: این و فرمود بیشتر چیزی که مردمان را داخل جهنم می کند زبان است و شهوت.
- حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید:«به خدا سوگند، باور نمی کنم بنده ای زبان ش را حفظ نکند تقوائی سودمند به دست آورد.»
- بیشترین مردم در جهنم - پیامبر اکرم می فرماید: «بیشترین مردم به خاطر گناه و آفت زبان به جهنم می روند.» که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنیم.
- محافظت از دوچیز- در روایتی داریم که حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «هر که متعهد شود محافظت آنچه میان دو فک اوست که زبان باشد، و آنچه میان دو پای اوست، من از برای او بهشت را متعهد می شوم»
- گناهان زبان :
- 1.غیبت. «ذكرك اخاك بما يكره» لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوه.حجرات 12
- 2-3.نمیمه. نمام، نم ينم نما و نميما و نميمة.«مَنْ مَشَى فِى نَمِيمَهٍ بَيْنَ اثْنَيْنِ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ فِى قَبْرِهِ نَاراً تُحْرِقُهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَهِ وَ إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ تِنِّيناً أَسْوَدَ يَنْهَشُ لَحْمَهُ حَتَّى يَدْخُلَ النَّارَ» (ثوابالأعمال/ ص 284). كسى كه حركت مىكند و سخن چينى مىكند، بين دو نفر را به هم مىزند، فتنه به وجود مىآورد.
- 4. دروغ. . قَالالْحَسَنُ الْعَسْكَرِيُّ (علیه السلام): جعلت الخبائث كلها في بيت و جعل مفتاحها الكذب .حتي خطرناك تر از زنا شمرده شده است. با دروغ شَجَرَةُ الْخُلْدِ آدم از بهشت خارج شد. إِنَّ اللّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذّابٌ غافر/ 28.
- 5.دو زبانی. بَشِّرِ الْمُنافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً: عذابى دردناك كه الم آن نامتناهى است. مراد از نفاق، دوروئى و دو زبان ى است، به اين طريق كه در حضور كسى او را مدح و ستايش كنى و اظهار دوستى نمائى و حال آنكه قلب با لسان تو موافق نباشد، و اين صفت از جمله مهلكات عظيمه مىباشد. (نساء/138)
- 6. بهتان و افتراء. إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ (نور/11) آيه از طريق اهل سنت رسيده در باره عايشه است ، مبنى بر عظمت این است آنان كه اين خبر هتك آميز را گفته و نشر مىدهند گناه بزرگى مرتكب شده و بنفاق محكوم گشته و سيرت كفر و نفاق درونى آنان در قيامت بظهور خواهد رسيد و بعقوبت هميشگى گرفتار خواهند شد.
- 7. قذف. فى حديث هلال بن أمية «أنه قَذَف امرأته بشريك» القَذْف هاهنا: رمى المرأة بالزنا، أو ما كان فى معناه. و أصله الرّمى، ثم استعمل فى هذا المعنى حتى غلب عليه. يقال: قَذَف يَقْذِف قَذْفاً فهو قاذِف. و قد تكرر ذكره فى الحديث بهذا المعنى. وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ- (احزاب/33) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صل الله علیه وآله وسلم): مَنْ رَمَى مُحْصَناً أَوْ مُحْصَنَةً أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ جَلَدَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ ثُمَّ يُومَرُ بِهِ إِلَى النَّارِ ثوابالاعمال، ص 285. مقدار حد قذف: قَالَ الصَّادِقُ (عليه السلام): إِذَا قَذَفَ الرَّجُلُ الرَّجُلَ فَقَالَ إِنَّكَ لَتَعْمَلُ عَمَلَ قَوْمِ لُوطٍ تَنْكِحُ الرِّجَالَ قَالَ يُجْلَدُ حَدَّ الْقَاذِفِ ثَمَانِينَ جَلْدَةً كافى، ج 7، ص 208. قَالَ الصَّادِقُ (عليه السلام): مَنِ افْتَرَى عَلَى مُسْلِمٍ ضُرِبَ ثَمَانِينَ يَهُودِيّاً كَانَ أَوْ نَصْرَانِيّاً أَوْ عَبْداً تهذيبالاحكام، ج 10، ص 73.
- 8. افشاء اسرار مؤمن. إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعاً بَصِيراً (نساء، 58) اسرار دیگران نزد ما امانت است حق بازگو کردن به دیگران را نداریم والا خانت کردیم: إفشاء أسرار المؤمنين إليهم، و عن كل ما من شأنه أن يكون مضرة بالمؤمنين. خداوند افشاء اسرار مسلمانان را براى كفّار حرام فرموده است چه ممكن است بنام دوستى با مسلمانان از او اسرارى كشف كنند و به بيگانگان بگويند و اين جاسوسى موجب زيان جامعه اسلامى گردد. جنگي اسلام: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ انفال/ 27. رازدارى و حفظ اخبار امنيّتى وظيفه مسلمانان است و افشاى اسرار آنها حرام است. إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ ... أَذاعُوا بِه: بِالْأَمَانَه»، «إذا حدثك إنسان و التفت إليه فهو أمانه» (شرح نهجالبلاغه/ ج 18/ ص 177) در كوچه به شما رسيده حرفى مىزند بعد جدا مىشود. همين حرف امانت است. شما حق ندارى بگويى فلانى به من چه گفت؟ عكسها امانت است. خوب بابا من يك حرفى را خواستم خصوصى به تو بگويم. راضى نبودم اين حرف را ديگران بشنوند. يك حديث برايتان بخوانم. «الْمَجَالِسُ بِالْأَمَانَهِ» (بحارالانوار/ ج 72/ ص 465) حديث است. يعنى مجلس امانت است. در يك جلسه يك چيزى شنيدى، شما حق ندارى هرچه شنيدى جاى ديگر نقل كنى. آدمى كه حرفهايى كه در يك جلسه مىشنود، مىرود جاى ديگر نقل مىكند اين خائن است. «الْمَجَالِسُ بِالْأَمَانَهِ» حديث است. مجلس امانت است. حالا من با تو نشسته بوم، يك دسته گلى آب دادم، بيمار اسراري را كه حاضر نيست به هيچ كس بگويد به پزشك ميگويد افشاي اين اسرار خيانت در امانت است. حتي توصيه شده است كه وضعيت مريض را طوري در پرونده بنويسيد، كه پرستاران هم متوجه نشوند. (با رمز):قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صل الله علیه وآله وسلم: لِلْمُنَافِقِ ثَلاثُ عَلامَاتٍ إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا ائْتُمِنَ خَانَ منلايحضرهالفقيه، ج 4، ص 358.: خيانت در امانت شامل كتمان علم، حرفه وحقّ، تصاحب اموال مردم، اطاعت از رهبران غير الهى، انتخاب همسر يا معلّم نااهل براى فرزندان و ... مىشود.:امام باقر وامام صادق عليهما السلام فرمودند: اوامر ونواهى خدا امانتهاى الهى است.: امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه فرمود: خداوند امر فرموده كه هر امامى آنچه در نزدش است به امام بعد از خود بسپارد.: امانت سه گونه است: الف) ميان انسان وخدا. (وظايف وواجباتى كه بر انسان تعيين شده است.) ب) ميان انسان و ديگران. (اموال يا اسرار ديگران نزد انسان) ج) ميان انسان و خودش. (مثل علم و عمر و قدرت كه در دست ما امانتند.)
- 9. دشنام: 3. دشنام ندادن:لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ انعام/ 108. يعنى قبائح و نواقص بتها و معبودين مشركين را يادآورى نكنيد. زيرا آنان اعمال تعصب مىكنند و در باره خدا سخنانى ناروا مىگويند. و چون مقام خداى تعالى با بتهاى مشركين طرف قياس نيست لذا اين عمل بر ضرر شما مسلمين تمام مىشود. چنانكه ميفرمايد: (فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ) بهمين علت است كه قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (علیه السلام): إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِين نهجالبلاغه، خطبه 206. وحضرت موسى بن جعفر عليه السّلام ميفرمايد: هيچ دو نفرى به يكديگر دشنام نمىدهند مگر اينكه مرتبه كسى كه بالاتر است بقدرى پايين ميايد تا برسد بمرتبه آن كسى كه پايينتر باشد.
- 10.لعن و نفرین. 4- جايگاه لعن و نفرين در قرآن:چون راه اول راه نفرين نيست. راه اول منطق است. استدلال است. راه اول معجزه است. اگر كسى با استدلال و برهان و معجزه پيچش باز نشد، اين ديگر آن طبقه آخرى نفرين است. حضرت نوح آخر عمرش نفرين كرد. گفت: «لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيَّاراً» (نوح/ 26) خدا يكى از اينها را باقى نمىگذارد. چرا؟ به خاطر اينكه من ديگر شبانه روز اينها را خواندم و اينها گوش ندادند. ديگر من خسته شدم.. وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ ...« الأنعام /108» و به (معبود) كسانى كه غير خدا را مىخوانند ناسزا نگوييد كه آنان نيز از روى جهل و دشمنى به خداوند ناسزا مىگويند. ما اين گونه عمل هر امّتى را برايشان جلوه داديم. سپس بازگشت آنان بهسوى پروردگارشان است، پس خداوند آنان را به آنچه مىكردند خبر مىدهد.نكتهها: خداوند، انسان را چنان آفريده كه چه كارهاى خوب و چه كارهاى بد، كمكم در روح او تأثير مىگذارد و به آن عادت مىكند. از اين رو، زينتدادن كارها گاهى به خدا نسبت داده شده، «زَيَّنَّا»، كه خالق اين تأثير است، و گاهى به شيطان نسبت داده شده كه از طريق وسوسه و وعده، زشتها را زيبا جلوه مىدهد. «زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ» حضرت على عليه السلام در جنگ صفّين به سربازان خود توصيه مىكرد: «به پيروان معاويه دشنام و ناسزا نگويند، بلكه سيماى آنان را مطرح كنند كه بهتر از دشنام است». اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمودند: «از مصاديقِ دشنام به خدا، دشنام به ولىّ خداست». حساب لعن و نفرين و برائت، از حساب دشنام و ناسزا جداست. لعن و برائت كه در آيات ديگر قرآن از سوى خداوند اعلام شده، در واقع بيانگر اظهار موضعِ ما در برابر ستمگران و مشركان است كه بيزارى خود را از راه آنان اعلام مىكنيم. «لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ» «4»، بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ ... پيامها:1- احساسات خود را نسبت به مخالفان كنترل كنيم و از هرگونه بد دهنى و ناسزا بپرهيزيم. «لا تَسُبُّوا» 2- به بازتاب برخوردهاى خود توجّه كنيم. لا تَسُبُّوا ... فَيَسُبُّوا اللَّهَ 3- با فحش و ناسزا، نمىتوان مردم را از مسير غلط باز داشت. «لا تَسُبُّوا» 4- ناسزاگويى، عامل بروز دشمنى و كينه و ناسزا شنيدن است. لا تَسُبُّوا ... فَيَسُبُّوا ... عَدْواً 11.دشنام، نشانهى نداشتن يا منطق است، يا ادب و يا صبر. (مسلمان با پرهيز از ناسزا، بايد نشان دهد كه صبر و منطق و ادب دارد.) «لا تَسُبُّوا»6- هر كارى كه سبب توهين به مقدّسات شود، حرام است. «فَيَسُبُّوا اللَّهَ»7- استفاده از حربهى دشنام وناسزا، در نهى از منكر و تبليغات ومناظرات ممنوع است. «لا تَسُبُّوا» 8- كارى كه سبب كشيدهشدن ديگران به گناه وحرام مىشود، حرام است. «1» لا تَسُبُّوا ... فَيَسُبُّوا
- 12.طعن و شماتت. طعن: طعن فلان على فلان طعنانا في أمره و قوله إذا أدخل عليه العيب. و طعن فيه وقع فيه عند غيره. قال.. سُخریه و استهزاء. كيفر طعن و توهين به اسلام، اعدام است. «طَعَنُوا، فَقاتِلُوا» (با توهين كنندگان به مقدّسات مذهبى، بايد به شدّت برخورد كرد) «واذا مرّوا بهم يتغامزون» و هنگامى كه از كنار آنان عبور مىكنند با چشم و ابرو به طعن و مسخره آنان مىپردازند. به علي (عليه السلام) طعن ميزدندكه امام حسن قدرت سخنراني ندارد. حضرت به فرزندش فرمود: سخنراني كن. گفت در حضور شما نميتوانم. حضرت دور شد. امام حسن مردم را دعوت و روي منبر سخنراني مهمي كرد وبه طوري كه صداي گريه مردم بلند شد. حضرت علي از پشت سرمردم آمد و بالاي منبر رفت و ميان دو چشم امام حسن را بوسيد. دوري از شماتت:قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ علیه السلام: وَ لا يَشْمَتُ بِالْمَصَائِبِ نهجالبلاغه، خطبه 193. مردم را به خاطرمصايب شماتت نميكند اين طور نمي گويد كه حقش است، من به او گفتم او بايد چنين شود و ... پناه به خدا، از شماتت دشمنان:شماته الاعداء، حضرت موسى رفت كوه طور، سى روز عبادت كند، تورات را بگيرد، ده روز تمديد شد، يعنى شد چهل روز. توى اين ده روز سامرى يك هنرمند مجسمه سازى بود، اگر كسى هنرمند باشد و دين نداشته باشد مىشود سامرى. هنر در خدمت فكر، در خدمت عقل، در خدمت مكتب، نه هنر ضد مكتب. هر هنرى ارزش ندارد، هر آثار باستانى حفظش ارزش ندارد. اين هنرمند بى دين، سامرى، طلاها را جمع كرد، يك مجسمه گوساله ساخت، جورى هم ساخت كه وقتى باد به آن مىخورد، از يك طرف كه باد مىرفت از آن طرف صدا مىكرد مثل سوتى كه صدا مىكند؛ به مردم گفت خدا همين است، موسى علیه السلام وقتى برگشت ديد جمع كثيرى گوساله پرست شدهاند. «أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ» (اعراف/ 150) كله برادرش را گرفت و كشيد و خوب برادرش هم پيغمبر بود، حضرت هارون پيغمبر بود، سنش هم از موسى بيشتر بود، جانشين بود، قائم مقام بود، پيغمبر بود، سنش بيشتر بود، اما قدرى عصبانى شد كه تورات را انداخت، سر برادرش را گرفت كشيد. هارون گفت: «لَا تُشْمِتْ بِى الْأَعْدَاءَ» (اعراف/ 150) يه كارى نكن كه دشمن بگويد پيغمبرها با هم دعوايشان است
- 13.مدح. نابجا- مدح و ستايش نابجا و ترويج باطل و فحشاء:ستايش ستمگر و ستايش نابجا:حديث داريم: «إِذَا مُدِحَ الْفَاجِرُ اهْتَزَّ الْعَرْشُ وَ غَضِبَ الرَّبُّ» (تحفالعقول/ ص 46) وقتى يك فاجر مدح و ستايش مىشود عرش خدا به لرزه درمىايد. چون وقتى فاجر بالا رفت، توحيد ضعيف مىشود. بايد مواظب باشيم ستايش ستمگر نكنيم. ستايش نابجا نكنيم. حديث داريم كه تملق مىكند و ستايش نابجا مىكند خاك بر دهان او بريزيد.
- 14.اظهار غضب. يكي از كينزان امام علي بن الحسين (عليه السلام) براي وضو، آب روي دست امام ميريخت، ظرف آب از دستش افتاد و بدن امام را مجروح ساخت، امام (عليه السلام) از روي خشم سر بلند كرد. كنيز بلا فاصله گفت: خداوند در قرآن ميفرمايد: وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ (آل عمران/ 134) امام فرمود:" خشم خود را فرو بردم". عرض كرد: وَ الْعافِينَ عَنِ النّاسِ (آل عمران/ 134) فرمود:" تو را بخشيدم، خدا تو را ببخشد". او مجددا گفت: وَ اللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ (آل عمران/ 134). امام فرمود:" تو را در راه خدا آزاد كردم".
- 15.غنا. آثار مخرّب غنا و موسيقى حرام «1»وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَهَا هُزُواً أُوْلئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ: و برخى از مردم، خريدار سخنان بيهوده و سرگرم كنندهاند، تا بى هيچ علمى، (ديگران را) از راه خدا گمراه كنند و آن را به مسخره گيرند؛ آنان برايشان عذابى خوار كننده است.
- 16.کثرت مزاح و خنده. «فَلْيَضْحَكُوا قَليلًا وَ لْيَبْكُوا كَثيراً» (توبه/ 82) اميرالمؤمنين ميفرمايد: «الْمِزَاحُ يُورِثُ الضَّغَائِنَ» (تحفالعقول، ص 85) بسيارى از كينهها بخاطر يك شوخى است. حالا اين شوخى و خنده تو باعث كينه شد. امام صادق ميفرمايد: «الْمِزَاحُ السِّبَابُ الْأَصْغَرُ» (كافى، ج 2، ص 665) مزاح و شوخى هم فحشى كوچك است. مواظب باشيم تعادل خود را حفظ كنيم. نوع خنده ما قهقهه نباشد.
- 17.مراء و جدال.: يكى ديگر از گناهان كليدى مراء است. مراء به معنى جدال و جر و بحث است. حضرت على علیه السلام فرمود: «المراء بذر الشر» (غررالحكم، ص 463) تخم شرها جر و بحث است. يك زن و شوهر يكدفعه با هم به خاطر يك موضوع جر و بحث مىكنند. مثلا اين پرده را اين طرف بزنيم يا آن طرف؟ خريد با من باشد يا با تو؟ چون با هم تفاهم ندارند، اختلاف پيش مىآيد. جر و بحث كينه مىآورد. دنبالهى كينه سوءظن و فحش و غيبت هم ايجاد مىشود. حديث داريم «دع المراء و إن كنت محقا» (شرحنهجالبلاغه ابنابىالحديد، ج 10، ص 139) اگر هم حق با تو هست، جر و بحث را رها كن. مىگويد: نه، من مىخواهم ثابت كنم. نمىخواهد ثابت كنى. مىگويد: بايد اينها را روبرو كنيم. نه اين كار را نكنيد. آخر بعضىها مدعى هستند كه رو در رو كنند. اين لجبازى مىكند كه بايد اين حرف روشن بشود و بايد روبرو كنيم. او مىخواهد اين كار را بكند و با اين كار يك فاميل را به هم مىريزد. آدم عصبانى شده و دو فحش داده است. ديگر روبرو كردن براى چيست؟ «دع المراء و إن كنت محقا» اگر هم حق با تو است و طرف باطل مىگويد، قيچى كن. تمام شد و رفت. بحث نكنيد. براى اين كه بحث كينه مىآورد.
- 18.خصومت.: با حق و حقيقت دشمنى نكنيد. «و لاتكن للخائنين خصيما» «نساء /105» به نفع خيانتكاران، با ديگران خصومت و دشمنى نكنيد.
- 19.سؤال عوام از امور مشکله. المُشَبَّه- [شبه] من الأُمور: امر مشكل و سخت «ايَّاك و المُشَبَّهَات»: از امور مشكله و مشكوك اجتناب كن.
- 20.تکلم بدون علم. اظهار نظر در باره احكام دين و فتوى دادن بدون علم، حرام است. «أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ» پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: «كسى كه بدون علم و آگاهى حكمى صادر كند، فرشتگان آسمان و زمين او را لعن مىكنند». سخن بدون علم (به خصوص در مسائل اعتقادى) محكوم است. «ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ» 2. پرهيز از سخن بدون علم و عمل
- كاملًا روشن است كه مبلغ بايد سخن بگويد. ولى هر سخنى مطلوب نيست، مبلغ بايد بگونهاى سخن بگويد كه:
- زيبا ولى بى محتوا نباشد. زيرا:«شياطين الانس و الجنّ يوحى بعضهم الى بعض زخرف القول غروراً ...»
- «شيطانهاى انس و جن بعضى از آنها با بعض ديگر، سخنان آراسته ظاهر فريب اظهار كنند.»
- بى مطالعه نباشد. يعنى جوانب مختلف سخن را با مطالعه قبلى بررسى كند و نسبت به آنها آگاه شود زيرا خداوند متعال مىفرمايد:
- «و لا تقف ما ليس لك به علم انّ السّمع و البصر و الفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسؤولًا»
- « (اى انسان!) آنچه را كه نسبت به آن آگاهى ندارى دنبال مكن كه چشم و گوش و دل همه مسئولند.»
- بدون علم نباشد كه سخن بدون آگاهى نزد خدا گناه بزرگى است؛
- «و تقولون بافواهكم ما ليس لكم به علم و تحسبونه هيّناً و هو عنداللَّه عظيم»
- «و شما چيزى را با زبان هايتان مىگوييد كه به آن علم نداريد و كار را سهل و كوچك مىپنداريد در صورتى كه نزد خدا بسيار بزرگ است.»21.تکلم بی فایده. حرف بى فايده مىزنيم، حرف بى فايده مىشنويم، كار بى فايده مىكنيم. ديگر چه؟ «اللَّهُمَّ إِنىِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجَانِ الْحِرْصِ، وَ سَوْرَهِ الْغَضَبِ، وَ غَلَبَهِ الْحَسَدِ، وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ، وَ قِلَّهِ الْقَنَاعَهِ، وَ شَكَاسَهِ الْخُلُقِ، وَ إِلْحَاحِ الشَّهْوَهِ، وَ مَلَكَهِ الْحَمِيَّهِ وَ مُتَابَعَهِ الْهَوَى» (صحيفه سجاديه، ص 56، دعاى 8) پناه مىبرم از متابعه الهوى دنبال هوا و هوس خود هستم.
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ




