https://hosein128.ir=- پایگاه شخصی
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینیب
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ
فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً
وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم
الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین و
َ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
هفتاد گناه زبان 2
- 22.منکر خدا شدن. كسانى كه منكر خدا هستند، كافرند. پس لعنت خدا بر كافران باد. خداوند دشمن كافران است وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ حشر/ 19.
- .23.غیر خدا را پرستش کردن. غير از خدا پرستش مىكنيد (بتهايتان)، هيزم دوزخيد. در سورهى انبياء مىخوانيم: «إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ»
- 24.دروغ بستن به خدا. دروغ بستن به خدا و رسول خدا و ائمهى اطهار از گناهان كبيره است. وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّةٌ أَلَيْسَ فِى جَهَنَّمَ مَثْوىً لّلْمُتَكَبّرِينَو روز قيامت كسانى را كه بر خدا دروغ بستند رو سياه مىبينى، آيا در دوزخ جايگاهى براى متكبّران نيست؟
- 25.تکذیب آیات خدا. تكذيب آيات الهى، هم ظلم به خود است، هم ظلم به رسول اللّه، هم ظلم به مكتب و هم ظلم به نسلهاى بعد. «وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ»
- 26.کفران نعمت. نصب على عليه السلام به امامت، اتمام نعمت است، «أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي» و رها كردن ولايت او كفران نعمت و ناسپاسى نعمت و عواقب بدى دارد. «فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ»
- 27.از خدا شکوه کردن. شكوه كردن از مشكلات، نزد خدا مانعى ندارد. «نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ» اما شكوه كردن از خدا مانع دارد. چون در فراز 20 دعای چوشن کبیر می خوانیم . يَا فَارِجَ الْهَمِّ يَا كَاشِفَ الْغَمِّ يَا غَافِرَ الذَّنْبِ يَا قَابِلَ التَّوْبِ يَا خَالِقَ الْخَلْقِ يَا صَادِقَ الْوَعْدِ يَا مُوفِيَ الْعَهْدِ يَا عَالِمَ السِّرِّ يَا فَالِقَ الْحَبِّ يَا رَازِقَ الْأَنَامِ
- 28.اظهار ناامیدی کردن از خداوند. نااميدى از مغفرت و رحمت الهى، بىجاست. «فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» يأس و نااميدى از گناهان كبيره است. «انّه لايَيأس مِن روحِ اللّه الّا القَوم الكافِرون» «هيچكس جز كافران از رحمت خدا، نوميد نگردد.»
- 29. به خداوند دشنام دادن. رسول خدا فرمود: هر كه على را دشنام دهد مرا دشنام داده و هر كه مرا دشنام دهد خداوند را دشنام داده و كيفر او آن است كه با صورت به دوزخ مىافتد مسند احمد، ج 6، ص 33 و مستدرك حاكم، ج 3، ص 121 و خصال؟؟؟ ص 24.
- 30.نسبت فرزند به خدا دادن. بيش از صد مرتبه، قرآن از توجه به غير خدا با بيان" دون اللّه، و دونه" انتقاد كرده است. در قرآن از منكرات عقيدتى نسبت فرزند به خدا دادن، بعضى از پيامبران را فرزند خدا دانستن، فرشتگان را دختران خدا پنداشتن، خدا را فقير و يا دست خدا را بسته دانستن، بشدت انتقاد شده است. در ميان واژههاى تكبير و تهليل و تحميد و تسبيح بيش از هر چيز به كلمه مباركه «سبحان اللّه» تكيه شده است؛" سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ"؛ منزه است خداوند از تعبيرات و عقايد ناروايى كه منحرفان دارند
- 31.نسبت بی عدالتی به خدا. تفكّر در عدالت خدا، ثمرهاش عدالت و خوف الهى است. اگر قيامتى نباشد، عدالت خدا ثابت، يعنى به عدالت خدا لطمه مىخورد. اگر خدا عادل است بايد قيامت باشد. عدالتِ خداوند، وجود قيامت را براى انسان ضرورى مىكند، زيرا ما خوبان و بدانى را مىبينيم كه در دنيا به پاداش و كيفر نمىرسند، بنابراين خداوند عادل بايد سراى ديگرى را براى آن پاداش و كيفر آنها قرار دهد. «ان اشد الناس حسرة يوم القيامة الذى و صفوا العدل ثم خالفوه» كسى كه از عدالت سخن بگويد ولى عادل نباشد، سختترين حسرت را در قيامت خواهد داشت.
- 32.ادعای خدائی کردن. جرم بزرگ فرعون، ادّعاى خدايى او، «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى» و كشتن كودكان بىگناه و زنده نگهداشتن دختران براى كنيزى بود. «سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ»
- 33.از خدا درخواست بیجا کردن. اگر توبه قبل از مرگ و به موقع باشد، دعاى فرشتگان و لطف خدا را در پى دارد فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا ... ولى اگر به هنگام مرگ يا پس از آن باشد، بى اثر است و مجرم پاسخ مثبتى دريافت نمىكند. «فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ»
- 34.دعای خیر برای ستمگران. ابتدا بايد براى حفظ هويّت مكتبى دعا كرد، «لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً» وسپس براى سلامتى شخصى. «نَجِّنا» چون اگر ستمگران پيروز شوند، خطّ ظلم و كفر حاكم شده، مؤمنان تحقير و مبتلا مىشوند.
- 35.نفرین کردن. اگر كسى، كسى را مسخره كند نمىميرد تا خودش هم به همان بلا مرتكب شود، لعنت نكنيد، لعنت كردن، نفرين كردن، فحش دادن، بسيار بد است. «مَنْ سَبَّ وَلِىَّ اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّهَ» (تفسيرعياشى، ج 1، ص 373)
- 36.چون و چرا کردن در کار خدا. «سُبْحانَ الله» ما بايد خدا را منزه بدانيم. اگر كسى يك گيرى كرد نگواى بابا چرا؟ در كار خدا چرا نگو چون حكيم است. تنگى سينه گرفتهاى «سُبْحانَ الله»
- 37.خدا را متهم کردن که به قتل امام حسین راضی بوده. بی شک، خواست خدا بدون حکمت نیست، حکمت بالغه الهی ایجاب می کرد که با شهادت امام و یارانش و اسارت همسر و خواهر و دخترانش از یک سو، پرده از چهره ننگین حاکمان ظالم و بی ایمان بنی امیّه برداشته شود و جهان اسلام بر ضدّ آنها بشورند و از سوی دیگر، امام حسین(علیه السلام) و یارانش جایگاهی در تاریخ جهان پیدا کنند که اسوه و قدوه ملّتهای مظلوم گردند و درس آزادگی را از مکتب آنها فراگیرند و از سوی سوم، امام(علیه السلام) به مقامی رسد که بزرگترین شفیع روز جزا گردد!
- 38.با دشمنان خدا اظهار دوستی کردن. قرآن مىفرمايد: از ابراهيم بياموز كه چگونه از عموى منحرف خود اظهار بيزارى كرد؛ «فلمّا تبيّن له انّه عدوّ للَّهتبرّء منه انّ ابراهيم لاوّاه حليم» آن گاه كه براى ابراهيم آشكار شد كه او دشمن خداست از او بيزارى جست، با آنكه ابراهيم بسيار دلسوز و بردبار است.
- 39.. منکر رسالت پیامبر شدن 7 كساني كه نسبت ناروا به پيامبر (صلي الله عليه و آله) ميدهند:إِذْ يَقُولُ الظّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلا رَجُلا مَسْحُوراً انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الامْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطيعُونَ سَبيلا (اسراء/ 48- 47)
- 40.پیامبر را مجنون خواندن. در برابر انواع تهمتها كه به پيامبر، شاعر، كاهن، ساحر و مجنون مىگفتند، خداوند حكيم سوگند به قرآن حكمتآميز بر رسالت پيامبر تأكيد مىكند.
- 41.اسرار امامان معصوم را فاش کردن. امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه اسرار ما را فاش كند، همانند كسى است كه به روى ما شمشير كشيده باشد.
- 42.از سخن امام عیب گرفتن. امام صادق عليه السلام مىفرمايد: بهترين دوست من كسى است كه عيب هاى مرا به من هديه كند.
- 43.برای ظهور امام زمان وقت تعیین کردن. هر كس براى ظهور مهدى ما وقت تعيين كند، خود را در علم خداوند شريك دانسته و (بناحق) ادعا كرده
- 44.ادعای امامت کردن. و گناهانى كه به كشيده شدن انسان به سوى فنا و نيستى سرعت مىبخشد، قطع رحم، سوگند دروغ، و دروغگوئى، زنا، و بستن راه مسلمانان، و ناروا ادّعاى امامت كردن است.
- 45.حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال دانستن. حلالها را هم نمىتوان حرام شمرد. «فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا» وحرام خدا را با شبهههاى دورغين، حلال مىشود
- 46.احکام را با قیاس سنجیدن. احكام دين بايد منسوب به خدا باشد، نه بر پايهى گمان، خيال، قياس و استحسان. قالُوا ... بِزَعْمِهِمْ ... افْتِراءً عَلَيْه
- 47.به ناحق شهادت دادن. «وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآن» (مائده/ 2) حتى اگر با كسى بد هستيم حق نداريم به ناحق شهادت بر عليه او بدهيم. مىگوييم
- 48.تفسیر به رأی کردن قرآن. بدترين ستمهاست. شرك، افترا به خدا، ادّعاى نبوّت دروغين، بدعت، تفسير به رأى، همه نمونهاى از اين گونه ظلمهاست. «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ»
- 49.مؤمن را خوار کردن. امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند به مؤمن همهى امورش را واگذار كرده، ولى اين را به او واگذار ننموده كه خودش را ذليل و خوار سازد
- 50.فاسق را عزیز شمردن. پيامبر عزيز اسلام فرمودند: دعوت فاسق را براى مهمانى نپذيريد.
- 51.مؤمن را ترساندن. توهين و اهانت و استخفاف و ترساندن و مسخره او حرام و تأديب دارد. حتي خود انسان حق ندارد آبرو و قداست خود را نابود كند. گناهش را به ديگري بگويد و از ناگواري هاي خود نزد اين وآن شكايت كند.
- 52.اظهار فقر و تنگدستی کردن. گناهان زبان را گفتيم: 1- مسخره 2- بدون اطلاع حرف زدن، مثلًا نمىداند و الكى حرف مىزند. 3- جر و بحث و جدال 4- اظهار فقر كند 5- فخر فروشى
- 53.راز خود را به دیگران گفتن. «أن يكون حرّاً متديّناً صديّقاً و ان تطلعه على سرّك» با افرادى مشورت كن كه راستگو باشند و وابستگى نداشته باشند و او را بر راز خود آگاه كن تا بتواند رأى جامع و كامل ارائه دهد
- 54.به پدر و مادر اُف گفتن. «إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍ» اگر يكى از والدين يا هر دو به پيرى رسيدند به آنان اف نگو. در حالى كه همه مىدانيم پيامبر عزيز اسلام والدين خود را در كودكى از دست داده بود
- 55.عیبجوئی کردن. عيبجويى از مردم، در حقيقت عيبجويى از خود است. «وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ»
- 56.نسبت زنا به کسی دادن. و كسانى كه به زنان پاكدامن وشوهردار نسبت زنا مىدهند و چهار شاهد نمىآورند، پس هشتاد تازيانه به آنان بزنيد و گواهى آنان را هرگز نپذيريد و آنان خود فاسقند.
- 57.خلافکار را تشویق کردن. خلافكار راباید توبيخ كنيم و درستكار را تشويق.
- 58.مؤمنان را با القاب زشت خواندن. در اسلام سفارش شده بين فرزندانتان تبعيض قايل نشويد، مساوات در امور را بين آنها حفظ كنيد. نيكو با آنان سخن بگوييد. نام بد روى آنها نگذاريد و با القاب زشت ياد نكنيد
- 59. به مال و منال دیگران غبطه خوردن. غبطه خوردن كمال، ولى حسد ورزيدن نقص است. زكريّا عليه السلام با ديدن مقام مريم عليها السلام شيفته شد و غبطه خورد و دست به دعا برداشت. «هُنالِكَ دَعا»
- 60. وعدة دروغ دادن. . وعده دروغ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صل الله علیه وآله وسلم ): ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كَانَ مُنَافِقاً وَ إِنْ صَامَ وَ صَلَّي وَ زَعَمَ أَنَّهُ مُسْلِمٌ مَنْ إِذَا ائْتُمِنَ خَانَ وَ إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ كافي، ج 2، ص 290- ثَلَاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كَانَ مُنَافِقاً وَ إِنْ صَامَ وَ صَلَّى وَ زَعَمَ أَنَّهُ مُسْلِمٌ مَنْ إِذَا ائْتُمِنَ خَانَ وَ إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فِي كِتَابِهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِين- امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: هر كس سه خصلت در او باشد از منافقان بشمار مىرود، اگر چه نماز بخواند و روزه بگيرد و گمان كند كه مسلمان مىباشد، كسى كه دروغ بگويد، و هر گاه وعده دهد خلف وعده نمايد، و در امانتها خيانت كند.
- 61. صفات نیک زنان را به نامحرمان گفتن. ما سميعيم و بصيريم و هُشيم ..... با شما نامحرمان، ما خامشيم
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ




