https://hosein128.ir- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
صحیح و اعم-معنی الصحة والفساد
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: دوشنبه ۱۴۰۵/۰۴/۰۸
مدت زمان: ۳۵ دقیقه
@doroos_ayatollahmahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم تعریف الصحیح و فساد چیه امروز بحثمان در اینه و خیلی هم بحث داغ شده چیزایی که خیلی ساده میگیم نماز صحیح ؛ نماز فاسده.
- تعریف نمیخواد اما چرا دست عالم که میاد یه دقتهایی میکنند و اول میفرماند صحت به معنای تمامیت ما میگیم تمامیتم یعنی مطلوب بعد خواهید دید که این کلمه مطلوب ما را از یک گردنه نجات میده اول فکر میکنیم فرقی نمیکنه تمامیت معنیش این است که این عمل تمامه مطلوبم یعنی خدای متعال این عمللو از ما خواسته مطلوب هم همینه.
- اما خوب هر کدام اینا بار معنایی خودشو داره پس صحت اینطوری میگیم یه بار میگیم تمامیت یه بار دیگه مطلوب فقط یقال گاهی هم میگن صحت یعنی تمامیت از حیث اجزا و شرایط اینم یه تعریف مثلاً نماز اگر ۱۰ تا جز داره ده تا هم شرط داره کی میگیم نماز صحیح است وقتی همه اعضای شرایط بیاید.
- شرابط واجب منظورمه نه مستحبات اگر یه جز یا شرط واجب رو عمداً نیاورد میگیم فاسده خلاصه این تعریف فقها و متکلمین دو تا تفسیر دیگه هم گفتن کم کم بحث وسیع میشه فقها وقتی بهشون میگیم صحیح یعنی چه اونا از نگاه خودشون. دنبال اینن که نماز صحیح است یعنی اسقاط اعاده و قضا از نگاه خودشون مهم اینه چون فقیه دنبال تکلیف میگرده ببیند که این آقای مکلف همچین چیزی واجب به گردنشه یا نه دنبال اینه تمام رسالم همینه داره تکالیفو بیان میکنه لذا وقتی به فقیه میگیم صحیح کدام است عملی که مسقطه اعاده و قضا اعاده یعنی صحیح داخل و قضا خارجه.
- هرگاه عمل نیاز به اعاده و قضاء ندارد یا عمل صحیحه هرگاه نیاز به قضاء داره معلوم شد عمل فاسده به متکلمین که بحث اعتقادات میکنند میگیم شما بگید صحیح چیه اونایی که بحث اعتقادات میکنن تکالیف عباد رو رساله نمینویسن اونا چی میگن.مطابق با اون امر باشه گفتم منظور از صحت اینه ما اصطلاحا تو اصول میگیم تطابق متی و به مامور به ذهنم با اینا آشناست این همونه میخوایم بگیم صحت رو دست فقیه دادیم یه جور معنا کرد فقیه رفت سر ادء و قضاء به دست متکلم که میدیم متکلم میره سر امر الهی امر الهی به هر عملی هست اگر عمل من مطابق با اوست میشه صحیح اگر نبود میشه فاسد.
- این دوتا تعریف فقها و تعریف متکلمین در واقع تفسیر به لازمه نه تفسیر خود ما خود صحتو چی گفتیم صحت یعنی تمامیت یا گفتیم مطلوبیت عند الشارع اونچه که خداخواسته بعد میگیم این یه لازمهای داره و میدونید ملزومات لازم دو چیز خوب دقت کنید حالا بعد سخت میشه ها الان داریم میگیم تفسیر صحت اینه.بعد لازمش اینه شما هم فوری میگید پس ملزوما لازمش اینا دو چیز تشبیه باید دیگه تکرار میکنیم تفسیر صحت چی شد تمامیت و مطلوبیت مطلوب صحیح باشه بعد میگه یه عملی که مطلوب است لازمهاش اون بخشش که فقها میگن که اسقاط و قضا لازمه و لازمه غیر ملزومه اول مطلوبه.
- حالا که مطلوب است دیگه نیازی به اعاده و قضاء ندارد اون لازمشه هرگاه عمل مطلوب باشد به دنبال خودش این لازم رو میکشونه یا اون سخن متکلمین که گفت موافقت با امر الهی اونم همینه میگیم هرگاه عمل مطلوب است لازمش اینه که میگید این عمل مطابق با امر الهی اون لازمشه این تا اینجا
- ولی مرحوم محقق اصفهانی.رضوان الله تعالی علیه در کتاب اصولشون به نام نهایت الدرایه ایشون فرمودن اینا دو چیز نیست گفتن لازم و ملزوم که نیست که اینا یه چیزه کلامشونو دارن خیلی ساده میکنما کلامشان به این زودی معلوم نیست پس فرقش با این چیزی که الان گفتیم همینه محقق اصفهانی یعنی اصلا یه چیزه یه چیزایی یعنی همون تمامیت و مطلوبیت که گفتید.نمیتونی چیزی براش تصور کنید جز همین که فقها گفتن یا متکلمین گفتن همونه نگو اینا دو چیز لازمش اما تعبیر ایشون تعبیر علمایی ایشون رفتن سر میگن حیثیت اسقاط قضاء و موافقت شریعت ببینید اسقاط قضاء مال فقهاست واما متکلمین گفتن حیثیت.
- اسقاط قضاء یا موافق شریعت اینا لیست من لوازم تمامیه از لوازم تمامیت نیست که بخواید بگید تمامیت منظومه لازمش این دوتاست پس چیه بل من الحیثیات التی یتم بها حقیقت التمامیه.میگن این دوتا تعریف فقها ومتکلمین حیثیتی است که به واسطه این اصلاً حقیقت تمامیت شما میفهمین ای کاش ما خدمتشون بودیم بهشون میگفتیم ما بلدیم ساده حرف بزنیم میپسندید یا نه یه اجازهای ازشون میگرفتیم این خلاصه همین بود که گفتیم که محمد حسین رضوان الله با اون دقتی که دارن میکنن.میگن معنای تمامیت و مطلوبیت شما اصلاً نمیتونی حقیقتشو تعریف بکنی چیزی نیست تا میای تعریف بکنی تعریفش چیه اما اسقاط قضاءست همون محافظ شریعت حالا یه دقتی بکنه یه کلام ایشون همین هست یا نه ببین یه چیزه یا دو چیزه تفاوتش تو همینه اگه گفتید دو چیزه کلامش حرف من رد میشه یعنی میشه دیگه اگه گفتید نه یه چیزه حرف محمد حسین درسته.
- اینجاست که باید خیلی فکر بکنیم یه دقت سفتی بکنیم تو کنج ذهنتون حیثیت تمامیت چیست این مطلوبیت همون شریعته چیزی دیگه غیر این نیست کی مطلوب است ؛ اشاره.به قضاء نداردهمون خودش بزرگان دیگه اینا رو قبول ندارن میگن تعریف رو من زوم اومده بعد فقها لازمشو گفتن لازم یعنی اثر اثر اینکه شما میگید این عبادت تمام است یعنی مطلوب است اثرش اینه که دیگه داخل وقت أداء و قضاء اثرششه خب اثر غیر موثره دیگه من ده بار دیگه هم تکرار بکنم همینه.
- کلام متکلمین که موافقت با شریعت یا همون امر اگه عمل ما داره صحیح این آیا این هم اثر حساب میشه بله رو تعریف متکلمین میاد رو عمل اما اشکالش اینه حالا - من میرم جلو من کلام ایشونو قبول ندارم ایراد ما حالا چیه ما میگیم اینا دو چیزه این دو چیز بازش میکنم شما مشخص میشه که واقعا دو چیزه. یک تمامیت داریم یه اثر تمامیت داره تمامیت یعنی مطلوبیت شارع صحت و ما هو چی چی خواسته یا طلب ما هو- یه بار اینو میگی این میشه صفت اونچه که شارع خواسته صحت اونه بعد اثر او اینه که نمازی که خوندید رو دیگه نکنید قضاء نمیخواد بخونه مسلمه.
- سخن متکلمین اونم باز همینطور شاره طلب ما هو این یه چیزه این میشه سه اثر او میاد رو عمل من این عمل من میشه اثر و اون اینه که من عملی رو انجام دادم همه اجزا رو توش نیاوردم یه بار دیگه انجام دادم همهشو آوردم متکلم حالا میاد روی این اثر نگاه میکنه.
- آثارو نیاوردی نخیر موزیک آوردی صحیح اما از ابتدا نگفتیم صحت عمل منه اینا دو چیز شد پس مرحوم محقق اصفهانی میگن یه چیزه میگن شما نمیتونی صحت و معنا کنی مگر به همون تعریفی که متکلمین گفت اصلا به واسطه تعریف متکلمین شما تمام میکنه دختر خنده دارش کلامشو یعنی نخند دقت فصاحتی کردن.
- گفتن به کلام متکلمین تمام میشود تمامیت تمام میشود اولش یعنی کلامتون تمام میشه اون تمامیت دوم تمامیته تو اصولش که یه عمل تمامش یا تمامیت استفاده کردند و گفتن یتم حقیقت تمامیه اینطوری.
- دنبالشم یه دقتی عبارت شما نمیتونی معنا بکنی چیزی جدایی نیست از این تا میخواید تمامیت بگی همون اثبات قضاءست خودشه ایراد ما این بود که جناب محقق اسلام هستیم همشهری و همشهری میتونه.ارادت بورزه ما ارادت داریم خدمتشان
- و اعتقاد ما اینه اینا دو چیز دقت میکنیم حقیقت تمامیت یه چیزه که میگیم اون چیزی که طلب اشاره منا ما طلب بعد میگیم اثر اون چیزی که شارع از ما خواسته اثرش چیه یکی از احکامشو بگو حکمش اینه که دیگه نداره یه بار دیگه میگم حکمش اینه.
- که یعنی یکی از آثارش یکی از لوازمش نه اون احکام فقهی یکی از آثارش اینه که موافقت با امر الهی داره عمل من موافق عمل منو از اول نیاد رو بحث تمامیت دخالت بری این خلاصه بحث پس دو چیز شد اینم یک نکته تمامی عمل یا مطلوبیة العمل این تمام این تعریف اثر این تمامیت چیه.
- موافقت با امر الهی داره یه بار میگه که قرارداد نیارید اینجا میگه شارع غرضش چیست.
- اهداف و رها میکنیم ما اصلاً وارد اون اهداف نمیشیم ما الان رو همین کلمه صحتی که بعضیا فکر میکنن خیلی ساده میگیم نه چه ساده حالا فهمیدیم خیلی هم پیچیده که این نکات اینجا گفته شد آیت الله عظمای خویی رضوان الله تعالی علیه ایشون یه فرمایش دیگه هم اینجا داره ببینید فرمایش ایشون چیه ایشون میفرماید که صحت.
- به معنای تمامیت از حیث اجزای سه و شرایط درسته پس معلوم میشه عمل ما مرکب است نه بسیط اینطوری اضافه کردن گفتن عمل باید مرکب باشه یعنی حداقل یه جز و یه شرط این حداقل از این برو جلو بگو دو تا سه تا ده تا دیگه نمیشه یه جور جز تنها باشه خود شما تعریف کردید دیگه گفتی تمامی الاجزا وشرا یط پس باید مرکب باشه.
- بعد اومده تو ذهنشون تصور کردن که اگه یه عملی بسیط بود یا عملی داشتیم جز نداشت بی جز خودشون اینو شما نمیتونی بگی صحیح و فاسد چرا چون یه جز یا هست یا نیست درسته حالا فاصلشو بگید فاسد کجاست اگه هست یا هست دیگه صحیح وقتی هست که اگر نبود معدوم نه اینکه حذف فاسده.
- دیگه مقابل بسیط بصیر یا وجود دارد یا وجود ندارد امر اشاره به وجود عدمه و انداختنش تو این کلام یه چیز اینطوری با دقت مطرح کردن گفتن پس معلوم میشود عملی که شارع گفته حتما باید مرکب باشه تا بتونیم بگیم صحیح و فاسد و اگر بسیط بود لایتقف.
- به صحت و الفساد بللبصیر یتصف بالوجود والعدم موجودی که موجودات یا میگیم نیست یا هست یا نیست خیلی ساده خوب حالا اینجا یک دقتی میکنیم یعنی ما که تعریف گفتیم مطلوبیت گفتم فرار میکنین همینجا آیت الله عظمی خویی رضوان الله تعالی اول تعریف صحت آوردیم رو چی مطلوبیت.
- مطلوبیت مرکب لازمش باشه که اعم مطلوب و شارع ماه و آیا حتماً باید مرکب باشه نه اگه ما حتماً مطلوبیت گرفتیم این فرمایش آقای خویی همه میره کناری رو تمامیت اعضا و شرایط ما هم اول بحث که گفتم شما فکر میکردید فرقی نمیکنه یه بار دیگه مطلوب را بگم.
- اما چرا ما رفتیم جلو دیدیم ایراد آقای خویی به ما گرفته میشه که حتماً باید کلام شارع مرکب باشه تا دارای عزا و شرایط باشه بعد بگه اگه همش هست صحیحه اگه یه جز و شرطش نیست فاسده و اگه بسیط بود اون عملی که بسیط است هم متصل به فساد نمیشه این کلمات درسته.
- اول ما یه چیزی میگیم که این کلامتون اصلاً به ما ایراد گرفته نشه یه جوری دیگه ما معنا میکنیم حالا این چیزی که تو ذهن شارع معنی پیدا نمیکنه.
- مطلوب از ما خواسته صحیح معلومه اما معدومیه که این تکلیفشو انجام نداده مطلوب نیاورد مقابلش اینو میگه.
فساد منظورم اون هنوز شما تو ذهنتون اینه که یه چیزی باشه و فاسد باشه نه مطلوبیت هرچی مطلوب است آورده فساد از اول میگه مطلوب نیاورده اینطوری حالا یه دو تا اشکالاتی هم به ایشون میگیریم حالا اول ببینید این دقتی که ما کردیم چقدر دقت.
- مافوق صوت بود دیگه سرعت ما اینجا سرعت زیادی گرفتیم و حواسمون جمع بود که از اول یه تعریفی بکنیم که تعریف دقیق باشه و اما نکته دیگه که داریم اینه بسیط متصفه به فسا اصلا نداریم بذارید اینطوری هم ما بگیم متصل به فساد است که ساده در مقابل صحت صحیح است یا نیست.
- نرخ بسیط همینه که گفتن آقای خوییم نظرشون همین بود درسته اما ایرادی که به ایشون میگیریم اینه که آیا بسیط داریم ایراد صغروی تو دین اسلام داریم تکلیف یه عمل بسیط بیارن آقای خوی مورد که من گفتم تو ذهنشون نشستن درست کردن منظورم همین بود.
- هر عملی رو بگید حداقل یه جزء و یه شرط اینا رو داره بیشتر از نماز شروع بکنید او چقدر روزه همین حجم یه مثال بزنید فقط من یه چیز به ذهنم میاد دو سه ماه دیگه تو اصول دیگه بحثی اینا بذارید الان بهتون بگم که این بحثو میخوید تمامش بکنید مباحثه بکنید یه بحثی داریم که.
- الفاظ شاره تو معاملات تو معاملات اینجا عبارتشه تو معاملات الفاظ شارع وصل شده برای اسباب یا مصوبات اونایی که میگن بیع نمیدونم اجاره الفاظ نسیه نکاح گاهی میگن وجه برای اسباب اگه گفتی برای اسباب اسباب حتما مرکبه مثلا بی سبب چیه حتما اجرای شرایط داره.مقدم باشد اشتراک باید باشه
- اما اون بزرگانی که میگن بیع معنای چیه انتقال خب انتقال بسیطه دقت میکنید انتقال اما موجود من نمیتونم بگم که معدوم است فاسده نداره بگه منتقل نشده جنس منتقل نشده.
- فاسد که نداره دیگه فاسد باشه منتقل نشده لذا اون بحثو که تو معاملات هست اگر یک کسی بیاره تو نماز کسی نکرده است این کارا من دارم زور میزنم دیگه این با دنده کمکی دارم میرم تو گردن رد میکنه اگه کسی تو نماز هم بگه صلات که اون اثر چیه.
- بعد میگه عملی که من انجام دادم یا این اثر هست یا نیست ببین اثر بسیطه دیگه یا تقرب شد یا نشد اینجا امره اثر داره بین وجود و عدم مرکب نیست و همونی که آقای خویی گفتن به زور ما میزنیم اما شما برمیگرده این حرفا چیه میزنیم یا تو بیرون بازار میخندن دقت میکن خب میریم تو وقتی میگم صلات منظور همون نمازست که میخونید.
- بنابراین قطعاً نماز که میخونیم دارای اعضاء و شرایطه پس اون اشکال صغروی ما دوباره وارد شد و اونی که جناب آیت الله خویی شما که میگید عمل بسیط یه عمل بصیر مثال بزنیم نداریم رفتی تو عطاریه و رفتید تو معاملات بعد تو معاملاتم با یه اگر و دید اگر گفتیم حامله وصل شد برای مصوب و اگر شما نگید بحث برمیگرده.
- حالت اجازهای اما یه مثالی که حالا به ذهنم رسید برای بحث چی میخواد بگه آخه ما داریم میگیم حکم صحت و فساده لازم باشه معامله صحیح یا فاسده حالا موردی که مثال حالت نتیجه است بسیطه یا در حاصل میشه یا حاصل نمیشه.
- آیا تقوا برای اسبابش یا برای نمازم همینو گفتم دیگه نمازم همین بود گفتم اثر نماز چیه مقام زلفا اما موجود مثل نماز اما اسبابش خیلی اسباب تقوا صد تا واجب باید انجام بدید ترک بکنید اثرش چیه یه حالت تقوا اما موجود.
- حالا آیا تقوا رو مال اونه مال اثریه مال اسبابشه وقتی میگن تقوا داشته باش خود این اول الکلام که کدومش خوب پس ما اول همه بخشها رو با هم میگیم میگیم ظاهر آن است که مرکب متصفه به صحت و فساد میشه بسیط نه بسی متصل به فساد نمیشه چرا موجود که خدا خواسته.
- مقابلش که نمیتونه بگه هست و فصادش را باید بگه نیست چون بسیطه دیگه یه جزئه مقابلش میشه نبود کلمههای خوبی ظاهراً از این جهت درسته ولیکن اشکالی که به ایشون هست اینه که ما اصلا بسیط در اعمالمون تو تکالیفمون بسیط نداریم یه بسییط تو معاملات پیدا شده اونا با توجیه با زور میخوان درستش کنن میگن کلمه بیت به معنای ب نیست که به معنی اثرشه که نقله.
- دو سه ماه بعد میرسید به این بحث نگید که این خلاف بحثیست که دو سه ماه پیش گفتیم الان ما ایراد داریم به کلام ایشون میگیم شایسته نبود که این حرف اصلا اینجا مطرح بکنن بلکه اعمالی که الان ما داریم همین تکالیف عبادی همه مرکبه پس حق دارن فقهای بخشی رو مطرح کنند به معنای صحت و فساد بگن به چه معنایی.
- نظره دو تا نظر نه اینکه بگم یه نظر یه نظر نیست دو تا نظر اگه نظر اولو گفتید گفتید سبب میشه مرکب چون به تو و اشعه تو اینا همه اجزایی داره که احکامی داره اگه رفتی سراغ مصبش مثلا تو نکاح میگه مسببش حلیت بز اما دیگه اثرش بسیطه.
- تکالیف عبادیست حالا تو معاملات آینده آخوند جداگانه باز میکند میگن چند ماه کی بهش برسیم آمریکاییا بذارن خدا لعنتشون بکنه که دست سر ما برمیداره در هر صورت این بحث فعلی ما اینه عبادات ما مرکبه همش مرکبه آیا میشه به زور عبادات بسیطش بکنیم منظور از نماز اثر نمازه اثرشم چیه قربان کل تقی.
- این نماز خودش سببش بله ۲۰ سال ۱۰۰ تا جزء و شرط داره که اگه اومد یه اثر داره و اون قربان کل داره میرسونه دو تا شماره به خدا اما موجود بسیط اینه یا موجود یا معدومه اما نمیتونید بگید موجود است و فاسد است هر وقت موجوده صحیحه اصلا لفظ صحیح بهش گفته نمیشه همه اینا رو گفتیم اما اشکال نداره یادتون باشه که ما اصلا گفتیم اول بگو مطلوب شارع.
- مطلوب شارع است مطلوب و اعم است از ذو مرکب و غیره همهشو شامل میشه مطلوب شارع ماهو حالا تو معاملات شما اثرشو بگید خب بگید من تعریفم رو مطلوبه هرچی مطلوب است اون میشه صحیح نزد شارع مطلوب نیست اسمشو داریم فاسد ولی تو عرفسه نگوید و صلی الله علی محمد و آل. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم



