مجلس چهارم زیارت عاشورا: السلام عليك يا ابا عبدالله سلام بر تو باد اى ابا عبدالله  شرح لفظ ابا عبدالله

https://hosein128.ir- پایگاه شخصی  

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

  1. مجلس چهارم : مجلس چهارم زیارت عاشورا: السلام عليك يا ابا عبدالله
  2. سلام بر تو باد اى ابا عبدالله  شرح لفظ ابا عبدالله
  3. ابا عبدالله  كنيه حضرت سيدالشهداء حسين بن على عليهماالسلام ميباشد و كنيه بمعنى نام بردن چيزى به كنايه ، اشاره به ها ضميربه اسم پدر به اسم مادر يا فرزند لفظ اب وام و ابن ،ابوعمرو، وام كلثوم ابن عباس ، سيد و شريف ، به علم الهدى شریف  و شريف مرتضى و شريف رضى مي گفتند. چون : شريف حسين كه بعد ازغلبه عبدالعزيز بن سعود، به قبرس مهاجرت نمود،  ولی درايران همه را سيد خطاب می كنند.
  4. نامگذارى ابا عبدالله كنيه حضرت سيدالشهداء عليه السلام را جد بزرگوارش پيغمبر خدا براى آنحضرت قرار داد مطابق آيه : وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ (3)إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏ (نجم/ 3و4) ، اين كنيه هم از طرف خداوند است .
  5. رسول خدا صلى الله عليه و آله حضرتش او را دردامن گذاشت. اذان و اقامه در گوش او فرمود، جبرئيل: حقتعالى تو را سلام ميرساند و ميفرمايد.كه چون على نسبت به تو بمنزله هارون نسبت به موسى است . پس او را به اسم پسر كوچك هارون كه شبير است. حسين بخوان
  6. پس حضرت رسول او را بوسيد و گريست و فرمود كه ترا مصيبتى عظيم در پيش است. خداوند كشنده ترا لعنت كند وفرمود اسماء اين خبر را به فاطمه نگو.آنحضرت عقيقه كرد، يك رانش را به قابله داد، وسرش را تراشيد و به وزن موى سرش نقره تصدق كرد و خلوق برسرش ماليد در دامان خود گذاشت وفرمود: اى ابا عبدالله كشته شدن تو برمن بسيار گرانست وآنگاه بسيارگريست .گفتم پدرو مادرم فداى تو باد اين چه خبريست. فرمود: براين فرزند دلبند خود ميگريم كه گروهى كافر ستمكارازبنى اميه او را خواهند كشت.
  7. خداوند شفاعت مرا بايشان نرساند.مردى او را مى كشد كه رخنه در دين خواهد كرد و بخداى بزرگ كافر خواهد شد. آنگاه فرمود:
  8. خداوندا من درحق اين فرزند ازتو سؤ ال ميكنم آنچه را كه ابراهيم در حق ذريه خود سئوال كرد.خداوندا تو دوست دار ايشان را و دوست بدار هر كه ايشان را دوست ميدارد و لعنت كن هر كه ايشان را دشمن ميدارد و لعنتى چنان كه زمين و آسمان پر شود.
  9. دانستيم كه اسم امام حسين و كنيه اش از طرف خدا بوده و هر دو آنها دراول تولد نهاده شده است .
  10. علل نامگذارى ابا عبدالله  بمعنى پدربندگان خداست و علت و جهت اينكه آنحضرت پدربندگان خدا شد چند چيز است.
  11. علت اول . اول چيزى را كه خداى تعالى خلق فرمود نور وجود مبارك محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله بود كه فرمود:  اول ما خلق الله نورى
  12. حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام نقل كند : خدا بود وهيچ خلقى با او نبود. پس اول چيزى كه خلق كرد.نورحبيب خود محمد بود اول ما خلق الله قبل از آنكه 1-لوح و 2- قلم و3- عرش و 4- كرسى و 5- آسمانها و 6- زمين و 7- بهشت و 8- جهنم و 9- ملائكه 10- آب و 11- خاک و12- آدم و 13-حوا بيافريند. چهارصد و بيست و چهار هزار 424000سال.  پس چون نور محمد پيغمبرما صلى الله عليه و آله را خلق فرمود 1000هزار سال نزد پروردگار خود ايستاده. واورا بپاكى ياد، و حمد و ثناى او را مينمود و حقتعالى به او فرمود: 1- مراد و مقصود من از خلق عالم تويى. 2- اراده كننده خير و سعادت تويى . 3- برگزيده خلق من توي .شيخ جعفر شوشترى گوئيم حسين عليه السلام نيز اول ما خلق الله بوده است .چون اوميفرمايد حسين منى و انا من حسين ، و انا من حسين و حسين منى. پس وقتى حسين از پيغمبر و پيغمبر از حسين شد بايد هر زمان كه پيغمبر بوده حسين نيز بوده باشد.بفرموده: همه موجودات عالم را به واسطه نور پيغمبر خلق فرموده بايد به واسطه حسين هم خلق شده باشد.زيرا حسين از پيغمبر و پيغمبر از حسين است . پس حسين پدرهمه موجودات عالم است و بايد به اوابا عبدالله گفته شود.
  13. علت دوم : وجهتى كه حسين عليه السلام ابا عبدالله ، پدر بندگان خدا شد براى قيامش بود چون اگرآنحضرت قيام نمى فرمود. يكنفر گوينده لا اله الا الله باقى نميماند و گروه گروه از دين و آئين محمدى صلى الله عليه و آله بر مي گشتند، ودرنتيجه حسين عليه السلام  ديد اگر قيام نكند اركان اسلام از جاى كنده شده بود .
  14. علت جاذبه عمومى نسبت به ابا عبدالله عليه السلام
  15. ولا تحسبن الله غافلا عما يعمل الظالمون (ابراهيم /42)هرگز مپندار كه خدا از كردار ستمكاران غافل است .
    در چنين دوران و روزگار تاريكى كه ابرهاى تيره و تار ظلمهاى معاويه و يزيد سرتاسر بلاد اسلامى را فرا گرفته و مردم مسلمان بدبخت را در فشار بيدادگريهاى خود گذاشته بود و هر روز ظلم تازه اى بر مردم تحميل ميشد، شاخص ترين مردم روزگار در صحنه آفرينش بشريت حضرت ابا عبدالله الحسين بن على بن ابيطالب عليه السلام مانند كوه بلندى كه در دلش انواع معادن قيمتى باشد قد بياراست
  16. و جان خود و اهل بيتش را در راه خدا و با خون خود و جوانان اصحابش شجره طيبه اسلام را كه بنى اميه قصد خشكاندن آنرا داشتند چنان سيراب كرد كه تا دامنه قيامت خشك نخواهد شد اينست كه حضرتش را ابا عبدالله نام نهادند چه بر گردن همه عالم حق دارد.
    اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتيت الزكوة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر و اطعت الله و رسوله حتى اتيك اليقين .
  17. گر چه تمام احكام را از نماز و زكات و غيره پيغمبر (ص ) در ميان امت انتشار دارد ولى علت مبقيه آن تا انقراض عالم حسين عليه السلام بود.
  18. الا للحسين حرارة فى القلوب المسلمين لايبرد ابدا .بدانيد كه از ذات مقدس حسينى در اثر فداكارى آنحضرت آتش عشق و مجتبى دل مردم مسلمان را فرا گرفته كه هرگز تا انقراض ‍ عالم سرد نميشود و هيچگاه الهيش فرو نمى نشيند.
  19. اين جاذبه عمومى بپاس فداكارى امام حسين عليه السلام در راه بقاى دين و برنامه و آدميت است كه اين شخصيت بزرگ در راه آن جانبازى حيرت انگيزى فرمود.
  20. آيا مكتبى دامنه دارتر و عميقتر از مكتب ابا عبدالله الحسين در روى كره زمين وجود دارد؟ آيا دانشگاهى را سراغ داريد كه سيزده قرن بر آن بگذرد و هنوز زنده و شاداب ، مورد قبول خردمندان دنيا قرار گيرد؟
  21. رابطه حسين عليه السلام با مردم عالم مانند رابطه مغز با قلب است ، يعنى خلجان مغزى امام حسين عليه السلام موجب هيجان قلبى مردم مسلمانست ،
  22. كه هر كس حسين را شناخت و فهميد كه اين مردم شجاع يگانه چه خدمتى به عالم بشريت نموده از جان و دل تسليم او ميگردد و آتش عشق او در كانون قلبش افروخته ميگردد.
    اگر چه بنى اميه حسين بن على عليه السلام را در كربلا شهيد كردند ولى اسم حسين از صفحه روزگار محوشدنى نيست ، بلكه در زواياى قلوب بشريت جاى دارد. قريب چهارده قرن از شهادت او ميگذرد اما هر سال ارادت مردم به آنحضرت بيشتر ميشود و در شهادت او
  23. بلكه در تمام سال مبالغ بسيارى براى اقامه عزاى او خرج ميكنند.
  24. هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق..... ثبت است بر جريده عالم دوام ما
  25. يكى از مستشرقين ، حساب كرده ميگويد هر سال بالغ بر دويست و پنجاه ميليون ليره انگليسى خرج عزادارى حسين است غير از درآمد موقوفات آنحضرت .
  26. بايد توجه داشت كه اطلاعات اين شخص منحصر به آفريقا و هند بوده و كشورهاى ايران و تركيه و افغان و عراق و ساير ممالك آسيا را در نظر نگرفته است .
  27. در خود ايران رسم است كه روز عاشورا در تمام آباديها و روستاهاى كوچك و بزرگ برنجى طبخ كرده و مردم را اطعام ميكنند، اين رسم در تمام شهرستانهاى بزرگ و كوچك ايران برقرار است و حتى اگر نفرى يك تومان هم حساب كنيم مسلما بيش از اينهاست سى ميليون تومان مخارج روز عاشوراى حسينى است .
    ثروت اباعبدالله عليه السلام
  28. در ميان ائمه هدى و رهبران طريقه نبوت و ولايت هيچكس به اندازه حضرت اباعبدالله الحسين روحى فداه و پس از آن حضرت اباالفضل العباس در دنيا ثروت ندارد
  29. معروفست كه حضرت على بن موسى الرضا داراى ثروت بسيارى است ولى اين عقيده افراد بى اطلاع در مورد دستگاه با عظمت حسينى است بايد حضرت رضا عليه السلام را در درجه سوم محسوب داشت .
  30. در تمام كره زمين هر جا خشكى است و بشر در آنجا مسكن دارد و در ميان آنها شيعه يا مسلمان هست يك قطعه زمين به حضرت حسين اختصاص يافته و وقف آن حضرت و برادرش قمر بنى هاشم مى باشد.
  31. جاى بسى تعجب است كه در تمام دهات ايران اگر مسجدى مى سازند،در واقع به نام امام حسين است چون در موقع عزادارى كه جا ندارد در مسجد عزادارى مى كنند و در تمام سال مانند ايام عزادارى ماءمور نيست .پس واقعا اقامه نماز و باقى ماندن اسم خدا و پيغمبر و دين به واسطه شهادت آنحضرت است
  32. اگر بخواهيم نذوراتى را كه در ايام سال شيعه و سنى و يهودى و نصرانى براى دستگاه حسينى مى كنند به حساب آوريم خارج از شماره است .
  33. اكثر جمعيت شام و مصر سنى هستند و اگر شيعه داشته باشند بسيار قليل است معذلك هر سال مبلغ زيادى نذر حضرت زينب خواهر امام حسين عليه السلام مى نمايند
  34. مخصوصا در مصر كه قرآن مخدره محل زيارت و مورد احترام عموم و مصريهاست زيرا بعضى ها نقل كرده اند كه قبر آن مخدره در مصر است .
  35. مرحوم در بندى در كتاب اسرار الشهاده خود نقل مى كند كه يكى از متمولين هند كه از محبين اهل بيت بود هر سال روز عاشورا مجلس عزادارى برپا مى كرد و مبلغ كثيرى براى آن حضرت خرج كرده و اطعام فقرا مى نمود چه شبها و چه روزها و چون روز آخر روضه مى شد تمام آن فرشهايى كه در مجلس عزادارى انداخته بود بين فقرا تقسيم مى كرد تا اينكه بعضى از معاندين نزد حاكم رفته و از اين مرد بدگويى نمودند كه اين مرد رافضى هر سال مبلغ هنگفتى خرج عزادارى مى كند.
  36. چون آن حاكم ، معاند اهل بيت بود آن مرد شيعه را احضار كرده به او بدگويى نمود و دستور دارد او را بزنند و اموالش را بگيرند تا از آن پس عزادارى نكند.
  37. تمام اموال او را گرفتند و در نتيجه آن مرد ثروتمند با آبرو، مردى فقير و مسكين شد، چون محرم رسيد خيلى ناراحت و مغموم بود كه چرا امسال مالى در دست من نيست كه صرف عزادارى كنم زن صالحه اى داشت از علت ناراحتى او سؤ ال كرد و چون آن را دانست
  38. گفت : ناراحت مباش ما از دنيا فقط پسر جوانى داريم او را ببر و در يكى از شهرهاى دور به عنوان غلام بفروش پولش را بياور تا صرف عزاى حضرت سيدالشهداء كنيم مرد خوشحال شد و خود جوان نيز از صميم قلب پذيرفت .
  39. فرداى آنروز هردو براه افتادند و در يكى از شهرهاى دور پدر، پسر خود را فروخت و با خوشحالى به شهر خود بازگشت و جريان را به زوجه خود گفت در حاليكه از اين ماجرا خوشحال بود و مى خواستند مقدمات عزادارى را فراهم كنند ناگاه پسر وارد منزل شد پدر گفت آيا از مشترى خود فرار كردى گفت : نه پدرجان ولى چون تو مرا فروختى و بازگشتى من در فراق تو گريان شدم آن مرد گفت :
  40. چرا گريه مى كنى ، گفتم براى فراق صاحبم چون آقاى مهربانى بود و با من خوبى مى كرد گفت : او صاحب تو نبود بلكه او پدر و تو فرزند او هستى گفتم :
  41. شما خودت را معرفى فرمود: من همان كس هستم كه هر سال پدرت مبالغى در عزاى من خرج مى كند من همان كسى هستم كه با لب خشكيده مرا شهيد كردند ناراحت مباش من تو را به پدر و مادرت خواهم رساند.
  42. به آنها بگو كه به همين زودى حاكم اموال شما را خواهد داد بلكه اضافه تر از آن چه گرفته مى پردازد و احسان و احترام زيادى نسبت به شما خواهد نمود در حاليكه اين اين جملات را مى فرمود ناگاه ديدم كه درب منزل هستم .
  43. در همين هنگام در خانه را زدند كه حاكم شما را احضار كرده فورا بيائيد.
  44. چون وارد محضر امير شدند احترام زيادى به آنها كرده و معذرت خواهى نمود و اموال آنها را به اضافه هدايايى از سوى خود به آنها داد و گفت : خواهش ميكنم كه هر سال اقامه عزادارى بكنيد، من نيز هر سال ده هزار درهم بشما ميدهم تا در عزادارى شما شركت كرده باشم ، من و اهل خانه ام همگى شيعه و حسينى شديم زيرا خود آن امام مظلوم نزد من آمده فرمود:
  45. چرا كسى را كه براى من عزادارى ميكند اذيت ميكنى ؟ تمام اموالى كه از او گرفته اى بايد باورد كنى و از او بخواهى كه از تقصيرات تو در گذرد و اگر چنين نكنى به زمين امر ميكنم كه تو و اموالت را فرو برد.
  46. اكنون اى مرد، از تقصيرات من در گذر و مرا عفو كن كه من توبه كردم بواسطه اين امام هدايت شدم و حمد الهى را ميكنم كه به صراط مستقيم رسيدم . اين مسلم است كه پيغمبر خدا فرمود: انا على ابواه مده الامة . من و على پدران اين امت هستيم .
  47. در اين روايت قيد امت شده است ، پس شامل ساير امم نمى شود ولى ابا عبدالله پدر همه بندگان خداست چه همانطور كه گفتيم شهادت آنحضرت براى عالم بشريت سودمند بود نه فقط اسلام بلكه تمام موجودات علاقه و محبت خاصى به آنحضرت دارند كه بر آنحضرت ميگريند و انشاء الله در مباحث بعدى موضوع گريه موجودات عالم بر آنحضرت را كاملا شرح خواهيم داد.
    3 -
    معرب سيستان
  48. ائمه اهل تسنن منحصر شدند به چهار نفر، دونفرشان عربند ودو نفرشان ايرانى. حنيفی ابوحنيفه(شاگرامام صادق، اصل ایرانی خراسانی) ، شافعى (عرب موضعى بينابين دربعضى موارد به احاديث در بعضى ديگر قياس مى‏نمود).، حنبلی (احمد بن حنبل شامى‏ خراسانی ، فتوا به حرمت كلام و منطق داده، گويند كتاب، سنت، اجماع و قياس حجت است)
  49. )، مالکی،مالك بن انس،از ائمه جماعت ، هر گونه بحث و كاوشى را در مسائل اعتقادى راغير جايز ‏شمرد، گويند در تمام عمرش فقط در دو مسأله قياس كرد درعصرابو حنیفهالحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید