550-462
سایت: پایگاه شخصی -https://hosein128.ir/
نهج البلاغه فرزاد - @nahjolbalaghehfarzad
وبلاگ - پردازاربعین https://safarzade.blog.i
بسم الله الرحمن الرحیم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين - اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناحَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
الّلهُمّ انصر الاسلام و المسلمین، وانصر جیوش المسلمین، و اخذل الکفّار والمعاندین و المنافقین، والیهود والظالمین و استغفرالله لى و لکم. اللهم احفظ وانصر قائدنا الخامنه ائ اللهم انصر من نصره واخذل من خَذَلَهُ
- تیر1405...دهه محرم وعاشورای حسینی ایام بزرگترین تشیغ جهانی آقای شهید خامنه ای عزیز
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص462کتابخانه مهدی فاطمه سلام الله علیهما ص: : 462
- 2- أبو بكر النقّاش الموصليّ، البغداديّ: المتوفّى (351)، المترجم (ص 104).
- روى في تفسيره شفاء الصدور حديث أبي عبيد المذكور، إلّا أنَّ فيه مكان جابرِ ابن النضر الحارثَ بنَ النعمان الفهري، كما يأتي في رواية الثعلبي، و أحسبه تصحيحاً منه. 2- ابو بكر نقّاش موصلى بغدادى (م 351) در تفسير شفاء الصدور خود حديث ابو عبيد مذكور را روايت كرده با اين تفاوت كه نام شخص مزبور را به جاى جابر بن نضر، حارث بن نعمان فهرى ذكر نموده است، چنانكه در روايت ثعلبى خواهد آمد و گمان دارم كه اين تصحيح از طرف او باشد.
- 3- أبو إسحاق الثعلبيّ، النيسابوريّ: المتوفّى (427، 437). 3- ابو اسحاق ثعلبى نيشابورى (م 427 يا 437)
- قال في تفسيره الكشف و البيان: إنَّ سفيان بن عيينة سُئل عن قوله- عز و جل-: در تفسير خود الكشف و البيان گويد: از سفيان بن عيينه سؤال شد كه آيه شريفه
- (سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ) في منْ نزلت؟ سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ درباره چه كسى نازل شده است؟
- فقال للسائل: سألتني عن مسألة ما سألني أحد قبلك، حدّثني أبي، عن جعفر بن محمد، عن آبائه- صلوات اللَّه عليهم- قال: نامبرده به سؤال كننده گفت: مسئلهاى را از من پرسيدى كه تاكنون كسى آن را از من نپرسيده است. پدرم از جعفر بن محمد، از پدرانش، صلوات اللّه عليهم،
- لمّا كان رسول اللَّه بغدير خُمّ نادى الناس، فاجتمعوا فأخذ بيد عليٍّ، فقال: روايت كرد كه چون رسول خدا به غدير خم رسيد، پس از گرد آمدن مردم دست على را گرفت و فرمود:
- «من كنتُ مولاه فعليّ مولاه»، فشاع ذلك و طار في البلاد، فبلغ ذلك الحارث بن النعمان الفهري، فأتى رسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله وسلم على ناقة له حتى أتى الأبطح ()، فنزل عن ناقته فأناخها، فقال: من كنت مولاه، فعلىّ مولاه. اين خبر در بلاد شايع و منتشر گشت و به گوش حارث بن نعمان فهرى رسيد. نامبرده سوار بر شتر به سوى رسول خدا حركت كرد تا به ابطح رسيد و در آنجا از ناقه خود فرود آمد و آن را خوابانيد
- يا محمد أمرتنا عن اللَّه أن نشهد أن لا إله إلّا اللَّه، و أنَّك رسول اللَّه فقبلناه، و أمرتنا أن نصلّي خمساً فقبلناه منك، و أمرتنا بالزكاة فقبلنا، و أمرتنا أن نصوم شهراً فقبلنا، و أمرتنا بالحجّ فقبلنا، ثمّ لم ترضَ بهذا حتى رفعتَ بضَبعَيْ ابن عمِّك ففضّلته علينا، و قلت: من كنتُ مولاه فعليٌّ مولاه، فهذا شيءٌ منك، أم من اللَّه؟ و به رسول خدا گفت: اى محمّد، از طرف خداوند ما را امر كردى كه به يكتايى خدا و رسالت تو شهادت دهيم، قبول كرديم؛ ما را به پنج نماز امر كردى، پذيرفتيم؛ ما را به دادن زكات امر كردى، اطاعت كرديم؛ به ما امر كردى كه يك ماه روزه بداريم، قبول كرديم؛ ما را به حج امر كردى، پذيرا شديم، آنگاه به اين امور اكتفا نكردى تا اينكه بازوى پسر عمّت را گرفتى و بلند كردى و او را بر ما برترى دادى و گفتى: من كنت مولاه، فعلىّ مولاه، آيا اين امر از جانب تست يا از طرف خداوند است؟
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 462-فقال: «و الذي لا إله إلّا هو إنَّ هذا من اللَّه». رسول خدا فرمود: قسم به آن خداوندى كه معبودى جز او نيست، اين امر از طرف خداوند است.
- فولّى الحارث بن النعمان يريد راحلته و هو يقول:اللّهمّ إن كان ما يقول محمد حقّا فأمطر علينا حجارة من السّماء أو ائتنا بعذاب أليم، فما وصل إليها حتى رماه اللَّه تعالى بحجر، فسقط على هامته، و خرج من دُبُره و قتله، و أنزل اللَّه (سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ) الآيات. حارث بن نعمان پس از شنيدن سخن پيغمبر به طرف مركب خود روان شد، در حالى كه مىگفت: بارخدايا اگر آنچه محمّد مىگويد، راست و حق است، بر ما سنگى از آسمان ببار يا عذابى دردناك بر ما نازل كن. هنوز به مركب خود نرسيده بود كه سنگى از فراز بر سر او آمد كه از پشت او خارج شد و او را كشت و خداوند اين آيه را نازل فرمود: سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ.
- 4- الحاكم أبو القاسم الحَسكانيّ: المترجم (ص 112). 4- حاكم ابو القاسم حسكانى
- روى في كتاب دعاء الهداة إلى أداء حقّ الموالاة، فقال: در كتاب دعاة الهداة الى أداء حق الموالاة روايت كرده گويد:
- قرأت على أبي بكر محمد بن محمد الصيدلاني فأقرَّ به، حدّثكم أبو محمد عبد اللَّه ابن أحمد بن جعفر الشيباني، حدّثنا عبد الرحمن بن الحسين الأسدي، حدّثنا إبراهيم ابن الحسين الكسائي- ابن ديزيل- حدّثنا الفضل بن دكين، حدّثنا سفيان بن سعيد الثوري، حدّثنا منصور، عن ربعي، عن حذيفة بن اليمان، قال: قال رسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله وسلم لعليّ عليه السلام: «من كنتُ مولاه فهذا عليّ مولاه». بر ابو بكر محمّد بن محمّد صيدلانى حديث قرائت كردم و بدان اقرار نمود و گفتم:حديث كرد شما را ابو محمّد عبد اللّه بن احمد بن جعفر شيبانى، از عبد الرحمن بن حسين اسدى، از ابراهيم بن حسين كسائى، معروف به ابن ديزيل، از فضل بن دكين، از سفيان بن سعيد ثورى، از منصور، از ربعى، از حذيفة بن يمان كه گفت: رسول خدا درباره على فرمود: من كنت مولاه، فهذا علىّ مولاه.
- قال النعمان بن المنذر- فيه تصحيفٌ- الفهري: هذا شيء قلتَه من عندك، أو شيء أمرك به ربّك؟- نعمان بن منذر (حارث) فهرى گفت: اين چيزى است كه از خود ميگويى يا پروردگارت به آن امر كرده است؟ رسول خدا
- قال: «لا، بل أمرني به ربّي». فرمود: از پيش خود نمىگويم، بلكه پروردگارم امر فرموده است. نامبرده گفت: بار پروردگارا بر ما
- فقال: اللّهمّ أنزل- كذا في النسخ- علينا حِجارةً من السماء! فما بلغ رَحْله حتى
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 463-جاءه حجرٌ فأدماه، فخرّ ميِّتاً، فأنزل اللَّه تعالى: (سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ). سنگى از آسمان فرو فرست. هنوز به مركب خود نرسيده بود كه سنگى به سوى او آمد و او را به خاك و خون كشيد و خداوند اين آيه را نازل فرمود: سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ.
- و قال: حدّثنا أبو عبد اللَّه الشيرازي، قال: حدّثنا أبو بكر الجرجرائي، قال: همو گويد: حديث كرد ما را ابو عبد اللّه شيرازى، از ابو بكر جرجانى،
- حدّثنا أبو أحمد البصري، قال: حدّثنا محمد بن سهل، قال: حدّثنا زيد بن إسماعيل مولى الأنصار، قال: حدّثنا محمد بن أيّوب الواسطي، قال: حدّثنا سفيان بن عيينة، عن جعفر بن محمد الصادق، عن آبائه عليهم السلام: از ابو احمد بصرى، از محمّد بن سهل، از زيد بن اسماعيل وابسته انصار، از محمّد بن ايوب واسطى، از سفيان بن عيينه، از جعفر بن محمّد صادق، از پدرانش عليهم السّلام
- لمّا نصب رسول اللَّه عليّا يوم غدير خُمّ، و قال: من كنتُ مولاه، طار ذلك في البلاد، فقدم على النبيِّ صلّى اللّه عليه و آله وسلم النعمان بن الحارث الفهري قال: أمرتنا عن اللَّه أن نشهد أن لا إله إلّا اللَّه، و أنَّك رسول اللَّه، و أمرتنا بالجهاد و الحجّ و الصوم و الصلاة و الزكاة، فقبلناها، ثمّ لم ترضَ حتى نصبتَ هذا الغلام فقلت: من كنتُ مولاه فعليٌّ مولاه. فهذا شيء منك، أو أَمرٌ من عند اللَّه؟- كه چون رسول خدا على را در روز غدير خم منصوب فرمود و گفت: من كنت مولاه، فعلىّ مولاه، اين خبر در بلاد منتشر شد و نعمان بن حارث فهرى نزد پيغمبر آمد و گفت: از طرف خدا به ما امر كردى كه به يكتايى خدا و رسالت تو شهادت دهيم و در انجام جهاد و حجّ و روزه و نماز و زكات بكوشيم و ما قبول كرديم، سپس به اين امور اكتفا ننمودى تا اينكه اين پسر را منصوب داشتى و گفتى: من كنت مولاه، فعلىّ مولاه، آيا اين امر از طرف شخص تست يا از جانب خداست؟
- فقال: «و اللَّه الذي لا إله إلّا هو إنَّ هذا من اللَّه». رسول خدا فرمود: قسم به آن خداوندى كه جز او معبودى نيست، اين امر از جانب خداست.
- فولّى النعمان بن الحارث و هو يقول: اللّهمّ إن كان هذا هو الحقّ من عندك فأمطِرْ عَلَينا حجارَةً من السماء! فرماه اللَّه بحجر على رأسه، فقتله، و أنزل اللَّه تعالى: سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ. در اين هنگام نعمان بن حارث از نزد پيغمبر برگشت و در آن حال مىگفت: بارخدايا اگر اين مطلب حق است، بر ما سنگى از آسمان ببار و خداوند سنگى بر سر او فرو افكند و او را كشت و اين آيه نازل شد: (سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ) الآيات.-
- 5- أبو بكر يحيى القرطبيّ: المتوفّى (567)، المترجم (ص 115) الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 464-5- ابو بكر، يحيى قرطبى (م 567)
- قال في تفسيرهفي سورة المعارج: لمّا قال النبيّ صلّى اللّه عليه و آله وسلم : «من كنتُ مولاه فعليٌّ مولاه» قال النضر بن الحارث لرسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله وسلم : أمرتنا بالشهادتين عن اللَّه فقبلنا منك، و أمرتنا بالصلاة و الزكاة، ثمّ لم ترضَ حتى فضّلتَ علينا ابن عمّك، آللَّه أمرك، أم من عندك؟- در تفسير خود در سوره معارج گويد: پس از آنكه پيغمبر فرمود: من كنت مولاه، فعلىّ مولاه، نضر بن حارث به رسول خدا گفت: به ما از طرف خداوند امر به شهادتين فرمودى و ما از تو پذيرفتيم و ما را به نماز و زكات امر كردى، آنگاه به اين امور اكتفا نكردى تا اينكه پسر عمّ خود را بر ما برترى دادى. آيا خدا ترا بدان امر فرمود يا از پيش خود اين كار را كردى؟
- فقال: «و الذي لا إله إلّا هو إنَّه من عند اللَّه». فرمود: قسم به خداوندى كه جز او معبودى نيست، اين از جانب خداست.
- فولّى و هو يقول: اللّهمّ إن كان هذا هو الحقّ من عندك فأَمطر علينا حجارةً من السماءِ! فوقع عليه حجر من السماء فقتله. نامبرده برگشت، در حالى كه مىگفت: خداوندا اگر اين سخن حق است و از جانب تست، بر ما سنگى از آسمان ببار. ناگهان سنگى بر او افتاد و او را كشت.
- 6- شمس الدين أبو المظفّر سبط ابن الجوزيّ الحنفيّ: المتوفّى (654). 6- شمس الدين ابو المظفّر، سبط ابن جوزى حنفى (م 654)
- رواه في تذكرته (ص 19) قال: ذكر أبو إسحاق الثعلبي في تفسيره بإسناده: أنَّ النبيّ صلّى اللّه عليه و آله وسلم لمّا قال ذلك- يعني حديث الولاية- طار في الأقطار، و شاع في البلاد اين روايت را ذكر كرده گويد: اين حديث را ابو اسحاق ثعلبى در تفسير خود به اسنادش از پيغمبر روايت كرده كه چون پيغمبر موضوع ولايت على را اعلام فرمود، اين خبر در بلاد شايع و منتشر شد
- عليّ رضى اللَّه عنه «من كنت مولاه فعليٌّ مولاه» ركب ناقته، فجاء حتى أناخ راحلته بالأبطح، ثم قال: يا محمد، أمرتنا عن اللَّه أن نشهد أن لا إله إلّا اللَّه و أنّك رسول اللَّه، فقبلناه منك، و أن نصوم شهر رمضان في كلّ عام فقبلناه منك، و أن نحجّ فقبلناه منك. () ثم لم ترضَ بهذا حتى فضّلت ابن عمّك علينا، أ فهذا شيء منك أم من اللَّه؟! فقال النبيّ صلى اللَّه عليه و آله و سلم: و به حارث بن نعمان فهرى رسيد. نامبرده بر شترى سوار شد و آمد تا به مسجد رسيد. شتر را كنار در مسجد خواباند و بست، سپس خود داخل مسجد شد و در برابر رسول خدا زانو به زمين زد و گفت: اى محمّد، همانا تو ما را امر كردى كه به يكتايى خدا و رسالت تو شهادت بدهيم، پذيرفتيم. همچنين ما را امر كردى كه در شبانهروز پنجبار نماز گزاريم و رمضان را روزه بداريم و خانه خدا را زيارت كنيم و مال خود را با دادن زكات پاك نماييم، همه را از تو قبول كرديم، آنگاه به اين كارها اكتفا نكردى تا اينكه بازوى پسر عمّت را گرفتى و بلند كردى و او را بر مردم برترى دادى و گفتى: من كنت مولاه، فعلىّ مولاه. آيا اين امر از طرف تست يا از جانب خداست؟ رسول خدا،
- «و اللَّه الذي لا إله إلّا هو ما هو إلّا من اللَّه». () فولّى الحارث و هو يقول: اللّهمّ إنْ كان ما يقول محمد حقّا فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم! () فو اللَّه ما وصل إلى ناقته حتى رماه اللَّه بحجر فوقع على دماغه فخرج من دبره فقتله، فنزلت (سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذابٍ وَاقِعٍ) الآية. در حالى كه چشمانش سرخ شده بود، سه بار فرمود: قسم به خدايى كه جز او معبودى نيست، اين از جانب خداست و من از پيش خود چيزى نمىگويم. در اين هنگام حارث برخاست، در حالى كه مىگفت:خداوندا اگر آنچه محمّد مىگويد، حق است، سنگى از آسمان بر ما بفرست يا ما را به عذابى دردناك گرفتار كن. راوى گويد: به خدا قسم هنوز نامبرده به شتر خود نرسيده بود كه خدا سنگى از آسمان فرستاد و بر سر او اصابت كرد و از پشت او بيرون شد و هلاك گرديد و خدا اين آيه را نازل فرمود: سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ.
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 465-و الأمصار، فبلغ ذلك الحارث بن النعمان الفهري، فأتاه على ناقة له، فأناخها على باب المسجد، ثمّ عقلها و جاء فدخل في المسجد، فجثا بين يدي رسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله وسلم فقال:
- يا محمد إنَّك أمرتنا أن نشهد أن لا إله إلّا اللَّه، و أنَّك رسول اللَّه، فقبلنا منك ذلك، و إنَّك أمرتنا أن نصلّي خمس صلوات في اليوم و الليلة، و نصوم رمضان، و نحجّ البيت، و نزكّي أموالنا، فقبلنا منك ذلك، ثمّ لم ترضَ بهذا حتى رفعت بضَبْعي ابن عمِّك و فضّلته على الناس، و قلت: من كنت مولاه فعليّ مولاه، فهذا شيء منك، أو من اللَّه؟- بالا بردی و او را بر مردم مقدم داشتی، و گفتی: هر که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست. آیا این از جانب توست یا از جانب خدا؟
- فقال رسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله وسلم و قد احمرّت عيناه: «و اللَّه الذي لا إله إلّا هو إنَّه من اللَّه، و ليس منّي». قالها ثلاثاً. - - رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود و چشمانش سرخ شد: «سوگند به خدایی که جز او خدایی نیست، این از جانب خداست و از جانب من نیست.» این را سه بار گفت.۳۵- حارث برخاست و گفت: «خدایا، اگر آنچه محمد میگوید حق است، پس از آسمان بر ما سنگ بباران، یا عذاب دردناکی بر ما نازل کن!»
- فقام الحارث و هو يقول: اللّهمّ إن كان ما يقول محمد حقّا فأرسل من السماء علينا حجارةً أو ائتنا بعذاب أليم!
- قال: فو اللَّه ما بلغ ناقته حتى رماه اللَّه من السماء بحجر، فوقع على هامته، فخرج من دُبره و مات، و أنزل اللَّه تعالى: (سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ) الآيات. - گفت: «به خدا قسم، او هنوز به شترش نرسیده بود که خدا سنگی از آسمان به او زد که بر سرش فرود آمد و از مقعدش خارج شد و او مُرد. و خداوند این آیه را نازل کرد: «پرسندهای از عذابی که واقع میشود پرسید» (قرآن ۷:۱۰۷)
- 7- الشيخ إبراهيم بن عبد اللَّه اليمنيّ، الوصّابيّ، الشافعيّ: 7- شيخ ابراهيم بن عبد اللّه يمنى وصّابى شافعى
- روى في كتابه الاكتفاء في فضل الأربعة الخلفاء حديث الثعلبي المذكور (ص 240). در كتاب خود الاكتفاء فى فضل الاربعة الخلفاء حديث ثعلبى را كه قبلا ذكر شد، روايت كرده است.
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين - اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم




