سایت: پایگاه شخصی -https://hosein128.ir/
نهج البلاغه فرزاد - @nahjolbalaghehfarzad
وبلاگ - پردازاربعین https://safarzade.blog.i
بسم الله الرحمن الرحیم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين - اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناحَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
الّلهُمّ انصر الاسلام و المسلمین، وانصر جیوش المسلمین، و اخذل الکفّار والمعاندین و المنافقین، والیهود والظالمین و استغفرالله لى و لکم. اللهم احفظ وانصر قائدنا الخامنه ائ اللهم انصر من نصره واخذل من خَذَلَهُ
تیر1405...دهه محرم وعاشورای حسینی ایام بزرگترین تشیغ جهانی آقای شهید خامنه ای عزیز
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص 538کتابخانه مهدی فاطمه سلام الله علیهما ص: : 538
- التتويج يوم الغدير تاجگذارى در روز غدير
- و لما عرفت من تعيين صاحب الخلافة الكبرى للملوكيّة الإسلاميّة و نيله ولاية العهد النبويّ، كان من الحريّ تتويجه بما هو شارة الملوك، و سِمة الأُمراء، و لمّا كانت التيجان المكلّلة بالذهب المرصَّعة بالجواهر من شناشن ملوك الفرس، و لم يكن للعرب منها بدلٌ إلّا العمائم، فكان لا يلبسها إلّا العظماء و الأشراف منهم، و لذلك به شرحى كه از مجموع روايات عامّه و خاصه مذكور افتاد، دانستيد كه صاحب مقام شامخ خلافت كبراى اسلامى تعيين شد و منصب ولايت عهد نبوى بدو واگذار گرديد.
- اكنون، همانطور كه سيره ملوك و پادشاهان است، شايسته و سزاوار بوده كه مراسم تاجگذارى نيز انجام پذيرد. تاج پادشاهان ايران آرايش صورى داشته و شأن و روش آنان اين بوده است كه تاجهاى جواهرنشان نفيس و گرانبها بر سر گذارند، ولى به جاى آن افسر و ديهيم، عرب عمامه بر سر مىنهاد، چه عمامه در عرف عرب نشانه بزرگان و اشراف قوم بوده و به همين جهت، از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است
- جاء عن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم قوله: «العمائم تيجان العرب». رواه القضاعي و الديلمي، و صحّحه السيوطيّ في الجامع الصغير (2/ 155)، و أورده ابن الأثير في النهاية. . اين حديث را قضاعى و ديلمى روايت كردهاند و سيوطى نيز صحت آن را تأييد كرده و ابن اثير در النهاية آن را آورده است.
- و قال المرتضى الحنفيّ الزبيديّ في تاج العروس (2/ 12): التاج: الإكليل، و الفضّة و العمامة، و الأخير على التشبيه:- جمع تيجان و أتواج- و العرب تسمّي العمائم: التاج. كه فرمود: عمامه به منزله تاج و ديهيم عرب است. مرتضى حنفى زبيدى گويد: تاج، يعنى اكليل و فضّه و عمامه، و لغت اخير بنابر تشبيه است. جمع تاج، تيجان و اتواج است، و عرب عمامه را تاج مىنامد و در حديث آمده است: العمائم تيجان العرب كه تيجان جمع تاج است و آن چيزى است كه از طلا و جواهر براى پادشاهان ساخته مىشود. مقصود از اين حديث اين است كه عمامهها به منزله تاجهاى پادشاهان است، چه اعراب در باديهها و صحراها عموما سر برهنهاند و يا
- و في الحديث: «العمائم تيجان العرب».جمع تاج، و هو ما يُصاغ للملوك من الذهب و الجوهر، أراد أنَّ العمائم [للعرب] بمنزلة التيجان للملوك؛ لأنّهم أكثر ما يكونون في البوادي مكشوفي الرؤوس أو بالقلانس، و العمائم فيهم قليلة، و الأكاليل تيجان ملوك العجم، و توّجَهُ: أي سوّده و عمّمه - كلاهى بلند بر سر دارند ميان آنها كم است و اكليلها، تاجهاى پادشاهان عجم است و «توّجه»، يعنى به او سرورى داد و عمامه بر سر او نهاد.
- و في (8/ 410): و من المجاز: عُمِّم- بالضمّ- أي سُوِّد؛ لأنّ تيجان العرب العمائم، فكلّما قيل في العجم: تُوِّج من التاج، قيل في العرب: عمّم. قال: همو گويد: وقتى كه بر سبيل مجاز گفته مىشود: «عمّم»، يعنى سرورى يافت، زيرا تاجهاى عرب همان عمامههاست. پس همانطور كه در زبان فارسى مىگويند:تاجگذارى كرد، در زبان عربى مىگويند: عمامه بر سر نهاد.
- وَ فيهمُ إذ عُمِّم المُعمَّمُ. و كانوا إذا سوّدوا رجلًا عمّموه عمامةً حمراء، و كانت الفرس تُتوِّج ملوكها، فيقال له: المُتوَّج. الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 538و عدَّ الشبلنجي في نور الأبصار (ص 25) من ألقاب رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم: صاحب التاج، فقال: المراد العمامة؛ لأنّ العمائم تيجان العرب كما جاء في الحديث. بنابراين، هنگامى كه اعراب عمامه بر سر كسى مىگذاردند او را معمّم مىخواندند و رسم در ميان آنان چنين بود كه وقتى مردى را به سرورى منصوب مىداشتند، عمامه سرخى بر سر او مىنهادند، ولى ايرانيان چون تاج بر سر پادشاهانشان مىگذاردند، به او تاجدار مىگفتند.
- فعلى هذا الأساس عمّمه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم هذا اليوم بهيئة خاصّة تُعرب عن العظمة و الجلال، و توّجه بيده الكريمة بعمامته- السحاب- في ذلك الُمحتَشد العظيم، و فيه تلويحٌ أنَّ المتوَّج بها مقيَّضٌ- بالفتح- لإمرة كإمرته صلى الله عليه و آله و سلم غير أنَّه مبلّغ عنه و قائم مقامه من بعده. شبلنجى صاحب التاج را از القاب رسول خدا ذكر كرده و گفته است: مراد از تاج، عمامه است و صاحب التاج، يعنى عمامهدار، زيرا عمامه را تاج عرب گويند، چنانكه در حديث آمده است.
- بر اين اساس، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير به طرز خاصى عمامه بر سر على عليه السّلام گذارد كه بيانگر عظمت و جلال آن جناب بود. آرى، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با عمامه خود كه سحاب نام داشت، بدست مباركش در آن اجتماع عظيم على عليه السّلام را تاجگذارى فرمود و با اين عمل اشعار به اين معنى فرمود كه شخص تاجگذارى شده [على] به مقام امارت نظير امارت خود برانگيخته و منصوب گشته است، با اين فرق كه على عليه السّلام مبلّغ پيام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و قائم مقام آن حضرت
- روى الحافظ عبد اللَّه بن أبي شيبة، و أبو داود الطيالسي، و ابن منيع البغوي، و أبو بكر البيهقي، كما في كنز العمّال (8/ 60) عن عليّ، قال: پس از اوست.حافظ عبد اللّه بن ابى شيبه و ابو داود طيالسى و ابن منيع بغوى و ابو بكر بيهقى از على عليه السّلام روايت كردهاند كه فرمود:
- «عمّمني رسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله وسلم يوم غدير خُمّ بعمامة، فسدلها خلفي». و في لفظ: در روز غدير خم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عمامهاى بر سر من پيچيد و قسمتى از آن را پشت سرم افكند
- «فسدل طرفها على منكبي». ثمّ قال: «إنّ اللَّه أمدَّني يوم بدر و حنين بملائكة يعتمّون هذه العمّة». و قال: «إنّ العمامة حاجزةٌ بين الكفر و الإيمان». و در روايتى چنين مذكور است: طرفى از عمامه را بر دوشم افكند، سپس پيغمبر اكرم بيان داشت: همانا خداوند در روز بدر و حنين مرا به وسيله فرشتههايى يارى و كمك فرمود كه چنين عمامههايى بر سر داشتند.
- و رواه من طريق السيوطي عن الأعلام الأربعة السيِّد أحمد القشاشي في السمط المجيد. بعد افزود: همانا عمامه فاصله و حايلى بين كفر و ايمان است. اين حديث را سيد احمد قشاشى در كتاب السّمط المجيد از طريق سيوطى از اعلام چهارگانه روايت كرده است.
- و في كنز العمّال (8/ 60) عن مسند عبد اللَّه بن الشخير، عن عبد الرحمن بن عديِّ البحراني، عن أخيه عبد الأعلى بن عديّ: در كنز العمّال مذكور است كه از عبد اللّه بن شخير، از عبد الرحمن بن عدّى بحرانى، از برادرش عبد الاعلى بن عدّى روايت شده كه گفت: همانا رسول خدا على بن ابى طالب را نزد خود خواند و عمامه بر سر او بست و طرفى از آن را پشت سر او افكند.
- أنَّ رسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله وسلم دعا عليّ بن أبي طالب، فعمّمه و أرخى عَذَبَةَ العمامة الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 539
- من خلفه. الديلمي. از حافظ ديلمى، از ابن عباس روايت شده كه گفت: چون رسول خدا عمامه سحاب را بر سر على نهاد، به او فرمود: يا على، عمامه تاج عرب است.
- و عن الحافظ الديلمي عن ابن عبّاس قال: لمّا عمّم رسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله وسلم عليّا بالسحاب، قال له: «يا عليُّ العمائم تيجان العرب».
- و عن ابن شاذان في مشيخته عن عليّ: أنَّ النبيّ صلّى اللّه عليه و آله وسلم عمّمه بيده، فذنّب العمامة من ورائه و من بين يديه، ثمّ قال له النبيُّ صلّى اللّه عليه و آله وسلم : «أدبر»، فأدبر، از ابن شاذان، از طريق شيوخ او، از على روايت شده كه پيغمبر به دست خود عمامه بر سر آن جناب نهاد و دو سر آن را پشت سر و پيش روى او افكند، سپس به او فرمود:
- ثمّ قال له: «أقبل»، فأقبل، و أقبل على أصحابه، فقال النبيّ صلّى اللّه عليه و آله وسلم : «هكذا تكون تيجان الملائكة». روى خود را برگردان، چنين كرد؛ سپس فرمود: روى به من كن، اطاعت كرد. در اين موقع پيغمبر رو به اصحاب نمود و فرمود: تاجهاى فرشتگان چنين است.
- و أخرج الحافظ أبو نعيم في معرفة الصحابة، و محبّ الدين الطبري في الرياض النضرة (2/ 217) عن عبد الأعلى بن عديّ النهرواني: أنَّ رسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله وسلم دعا عليّا يوم غدير خُمّ، فعمّمه و أرخى عَذَبَةَ العمامة من خلفه.
- و ذكره العلّامة الزرقاني في شرح المواهب (5/ 10). حافظ ابو نعيم در معرفة الصحابة و محب الدين طبرى از عبد الأعلى بن عدىّ نهروانى با ذكر سند آوردهاند كه رسول خدا روز غدير خم على را به سوى خود خواند و عمامه بر سر او نهاد و دنباله آنرا پشت سرش افكند. اين روايت را علامه زرقانى نيز ذكر كرده است.
- و أخرج شيخ الإسلام الحمّوئي في الباب الثاني عشر من فرائد السمطين من طريق أحمد بن منيع بإسناد فيه عدّة من الحفّاظ الأثبات، عن أبي راشد، عن عليٍّ قال: «قال رسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله وسلم : إنّ اللَّه عزّ و جلّ أيّدني يوم بدر و حنين بملائكة معتمّين هذه العمّة، و العمّة الحاجز بين المسلمين و المشركين». شيخ الاسلام حموينى از طريق احمد بن منيع به اسنادى كه عدهاى از حفّاظ نكتهسنج در آن هستند، از ابى راشد، از على روايت كرده كه گفت: رسول خدا فرمود: همانا خداى عزّ و جل مرا در بدر و حنين به فرشتگانى يارى فرمود كه چنين عمامهاى بر سر داشتند، و اين عمامه حائلى بين مسلمانان و مشركان است.
- و أخرج بإسناد آخر من طريق الحافظ أبي سعيد الشاشي المترجم (ص 103): أنَّ رسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله وسلم عمّم عليّ بن أبي طالب رضى الله عنه عمامته السحاب، فأرخاها من بين يديه- اين سخن را پيغمبر هنگامى به على فرمود كه در روز غدير عمامه بر سر آن جناب نهاد و طرفى از آن را به دوش آن جناب افكند.
- قاله لعليّ لمّا عمّمه يوم غدير خُمّ بعمامة سدل طرفها على منكبه.الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 540 -و من خلفه ثمّ قال: «أقبل». فأقبل، ثمّ قال: «أدبر»، فأدبر، قال: «هكذا جاءتني الملائكة». همو به اسناد ديگرى از طريق حافظ ابو سعيد شاشى روايت كرده كه رسول خدا عمامه خود را موسوم به سحاب بر سر على بن ابى طالب نهاد و دو طرف آن را جلو و عقب سر او افكند، سپس فرمود: رو به من كن، آن حضرت رو كرد؛ بعد فرمود: روى خود را برگردان، آن حضرت رو برگرداند. در اين هنگام فرمود: فرشتگان به نزد من چنين آمدند.
- و بهذا اللفظ رواه جمال الدين الزرندي الحنفي في نظم درر السمطين، و جمال الدين الشيرازي في أربعينه، و شهاب الدين أحمد في توضيح الدلائل، و زادوا: ثمّ اين روايت را به همين لفظ، جمال الدين زرندى حنفى در نظم درر السمطين و جمال الدين شيرازى در اربعين خود و شهاب الدين احمد در توضيح الدلايل روايت كرده و اين جمله را افزودهاند. سپس
- قال صلّى اللّه عليه و آله وسلم : «من كنتُ مولاه فعليٌّ مولاه، اللّهمّ والِ من والاه، و عادِ من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله». پيغمبر فرمود: من كنت مولاه، فعلىّ مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله.
- و أخرج الحمّوئي بإسناد آخر من طريق الحافظ أبي عبد الرحمن بن عائشة عن عليٍّ قال: «عمّمني رسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله وسلم يوم غدير خُمّ بعمامة، فسدل نمرقها على منكبي، و قال: إنَّ اللَّه أيّدني يوم بدر و حنين بملائكة معتمّين بهذه العمامة».
- و بهذا اللفظ رواه ابن الصبّاغ المالكيّ في الفصول المهمّة (ص 27)، و الحافظ الزرندي في نظم درر السمطين، و السيّد محمود القادريّ المدنيّ في الصراط السويِّ. حموينى به اسناد ديگر از طريق حافظ ابو عبد الرحمن بن عايشه از على روايت كرده كه فرمود: رسول خدا در روز غدير خم عمامهاى بر سر من نهاد و دنباله آن را بر شانهام افكند و فرمود: همانا خداوند در روز بدر و حنين مرا به فرشتگانى يارى كرد كه چنين عمامهاى بر سر داشتند، و به همين لفظ حديث مذكور را ابن صبّاغ مالكى و نيز حافظ زرندى در نظم درر السمطين و سيد محمود قارى مدنى در الصراط السوىّ روايت كردهاند.
- فائدةٌ: قال أبو الحسين الملطي في التنبيه و الردّ (ص 26):قولهم- يعني الروافض-: عليٌّ في السحاب، فإنّما ذلك ابو الحسين ملطى چنين گويد: گفتار رافضيان مبنى بر اينكه على سحاب بر سر دارد، منشأ آن، سخن پيغمبر به على است كه فرمود: رو به سوى من كن، در حالى كه او عمامه پيغمبر را كه موسوم به سحاب بود، بر سر داشت.
- قول النبيّ صلّى اللّه عليه و آله وسلم لعليّ: أقبل، و هو معتمّ بعمامة للنبيّ صلّى اللّه عليه و آله وسلم كانت تدعى السحاب، فقال صلّى اللّه عليه و آله وسلم : «قد أقبل عليّ في السحاب»- در اين هنگام پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: على آمد، در حالى كه سحاب بر سر دارد، يعنى عمامهاى را به نام سحاب پوشيده است و رافضيان اين موضوع را به غير معناى خود تأويل كرده ابو الحسين ملطى چنين گويد: گفتار رافضيان مبنى بر اينكه على سحاب بر سر دارد، منشأ آن، سخن پيغمبر به على است كه فرمود: رو به سوى من كن، در حالى كه او عمامه پيغمبر را كه موسوم به سحاب بود، بر سر داشت. در اين هنگام پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: على آمد، در حالى كه سحاب بر سر دارد، يعنى عمامهاى را به نام سحاب پوشيده است و رافضيان اين موضوع را به غير معناى خود تأويل كردهاند.
- ؛ يعني في تلك العمامة التي تسمّى السحاب، فتأوّلوه هؤلاء على غير تأويله. و قال الغزالي كما في البحر الزخّار (1/ 215): كانت له عمامة تسمّى- غزالى گويد: پيغمبر عمامهاى داشت كه سحاب ناميده مىشد و آن را به على بخشيد،
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 541- السحاب، فوهبها من عليٍّ، فربّما طلع عليٌّ فيها،فيقول صلّى اللّه عليه و آله وسلم : «أتاكم عليٌّ في السحاب». و چه بسا على با اين عمامه ظاهر مىشد و رسول خدا مىفرمود: على به سوى شما آمد، درحالىكه سحاب بر سر دارد.
- و قال الحلبي في السيرة (3/ 369): كان له صلّى اللّه عليه و آله وسلم عمامة تسمّى السحاب كساها عليّ بن أبي طالب- كرّم اللَّه وجهه- فكان ربّما طلع عليه عليٌّ- كرّم اللَّه وجهه- فيقول صلّى اللّه عليه و آله وسلم : «أتاكم عليٌّ في السحاب»، يعني عمامته التي وهبها له صلّى اللّه عليه و آله وسلم . حلبى گويد: پيغمبر عمامهاى داشت به نام سحاب كه آن را بر سر على بن ابى طالب، كرّم اللّه وجه، نهاد و چه بسا كه على، كرم اللّه وجهه، با آن عمامه ظاهر مىشد و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمود: على به سوى شما آمد، در حالى كه سحاب بر سر دارد، و مقصود آن حضرت همان عمامهاى بود كه آن را به او بخشيده بود.
- قال الأميني: هذا معنى ما يُعزى إلى الشيعة من قولهم: إنّ عليّا في السحاب، و لم يؤوّله أيُّ أحد منهم قطُّ من أوّل يومهم على غير تأويله، كما حسبه الملطي، و إنَّما أوّله الناس افتراءً علينا، و اللَّه من ورائهم حسيب. امینی گفته است: این معنای سخنی است که به شیعیان در مورد قولشان مبنی بر اینکه علی در ابرها است، نسبت داده میشود. هیچ یک از آنها هرگز آن را به چیزی غیر از آنچه ملطی ادعا کرده است، تفسیر نکردهاند. بلکه مردم آن را به دروغ علیه ما تفسیر کردهاند، و خداوند حسابرس است.
- آنچه كه درباره جمله «على سحاب بر سر دارد» به شيعه نسبت داده مىشود، همين معنى است و احدى از شيعه هيچگاه معنى ديگرى براى اين جمله در نظر نگرفته، چنانكه ملطى گمان برده است، بلكه مردمانى اين جمله را به معناى ديگرى تأويل كرده و آن را بر سبيل افترا و تهمت به ما نسبت دادهاند كه حساب خيانت و افتراى آنها با خداست.
- فيوم التتويج هذا أسعد يوم في الإسلام، و أعظم عيد لموالي أمير المؤمنين عليه السلام كما أنَّه مثار حَنَق و أحقاد لمن ناوأه من النواصب. بنابراين آنچه ذكر شد، اين روز تاجگذارى فرخندهترين روز در اسلام است و بزرگترين روز جشن و سرور براى دوستداران امير المؤمنين عليه السّلام، همانطور كه براى دشمنان و بدانديشان روز غم و غصّه و كينهاندوزى است.
- (وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ* ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ*--وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ* تَرْهَقُها قَتَرَةٌ)كلمات حول سند الحديث للحفّاظ الأثبات و الأعلام الفطاحل- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 543
- گفتارى پيرامون سند حديث غدير
- لم نندفع إلى عقد هذا البحث بدافع الحاجة إلى إثبات صحّة الحديث، و لا دعانا إليه الإعواز إلى إثبات تواتره؛ در اين بحث، نه درباره درستى و صحّت حديث نيازى به بررسى است و نه به منظور اثبات تواتر آن چه اين حديث خود به خود از هرگونه دليل و استدلال بىنياز است. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين - اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم




