
پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
- کلمه نفس 368بار در قرآن آمده
- نفس در قرآن= در قرآن براى نفس، حالاتى بيان شده است از جمله:
- در قرآن و روايات و دعاها، چند گونه نفس براى انسان تصوير شده است:
- الف) نفس امارّة= 1. نفس امّاره كه انسان را به سوى زشتىها سوق مىدهد و اگر با عقل و ايمان مهار نشود، انسان يكباره سقوط مىكند.
- ب) نفس لوّامة= 2. نفس لوّامه، حالتى است كه انسان خلافكار خود را ملامت و سرزنش مىكند و اقدام به توبه و عذرخواهى مىكند. و در سوره قيامت از آن ياد شده است.
- ج) نفس مطمئنّة= 3. نفس مطمئنّه، حالتى است كه تنها انبيا و اوليا وتربيت شدگان واقعى آنان دارند ودر هر وسوسه وحادثهاى، پيروزمندانه بيرون مىآيند
- وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نفس عَنْ نفس شَيْئا
- هوای نفس
- ضعف نفس، گفتم كه روى خوبت، از ما چرا نهان است..... گفتا تو خود حجابى ورنه رخم عيان است..... گفتم فراق تا كى، گفتا كه تا تو هستى..... گفتم نفس همين است، گفتا سخن همان است
- لا تُكَلَّفُ نفس إِلَّا وُسْعَها -- «بِالْمَعْرُوفِ لا تُكَلَّفُ نفس إِلَّا وُسْعَها»
- تُوَفَّى كُلُّ نفس ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُون
- كُلُّ نفس ذائِقَةُ الْمَوْت
- يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نفس واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها
- ، «وَ جاءَتْ كُلُّ نفس مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ»
- مراد از «ظلم به نفس» را گناهان كبيره دانستهاند.
- پيروى از هواى نفس مانع اجراى عدالت است
- نفس او (با وسوسهاى برخاسته از حسد) كشتن برادرش را برايش آسان و رام ساخت واو را كشت، در نتيجه از زيانكاران گشت.
- هواى نفس مىتواند عواطف برادرى را نيز سركوب كند. «فَطَوَّعَتْ لَهُ نفسهُ قَتْلَ أَخِيهِ»
- پيروى از هواى نفس، خسارت است. «فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ»
- َ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نفساً بِغَيْرِ نفس أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعا
- حبّ نفس، قوىترين غريزه در انسان است. زيرا حاضر است همهى هستى را براى نجات خود فدا كند. «ما فِي الْأَرْضِ لَافْتَدَتْ بِهِ»
- بالاترين خسارتها، خسارت نفس و عمر انسان است، نه زيانهاى مالى.
- نفس سركش، انسان را به سوى گناه سوق مىدهد. «يُهْرَعُونَ»
- يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نفس إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ «105»
- در روز قيامت سكوت بر همهى افراد حكمفرماست، مگر افرادى كه اجازهى تكلّم داشته باشند. «لا تَكَلَّمُ نفس إِلَّا بِإِذْنِهِ»
- داستان، جهاد با نفس كه بزرگترين جهاد است، مطرح مىشود.
- وقتى پايان رذايل رسوايى است، انسان عاقل بايستى نفس خود را مهار كند. لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ ...
- فريب مظلوم نمايىها را نخوريد. (يعقوب، فريب پيراهن خونآلود و اشكها را نخورد بلكه گفت: امان از نفس شما.) «بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفسكُمْ»
- فريب مظلوم نمايىها را نخوريد. (يعقوب، فريب پيراهن خونآلود و اشكها را نخورد بلكه گفت: امان از نفس شما.) «بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفسكُمْ»
- ياد خدا به نفس، نقش مهمى در ترك گناه دارد. «مَعاذَ اللَّهِ»*
- قدرت اگر با ايمان و تقوا همراه نباشد براى هواى نفس مورد استفاده قرار مىگيرد. «ما آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ»*
- هواى نفس به قدرى نيرومند است كه حتّى با رسوايى نيز به راه خود ادامه مىدهد. راوَدْتُهُ ... وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ ما آمُرُهُ ...*
- وَ ما أُبَرِّئُ نفسي إِنَّ النفس لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ «یوسف-53»و من نفس خود راتبرئه نمىكنم، چرا كه نفس آدمى بدون شك همواره به بدى امر مىكند، مگر آن كه پروردگارم رحم كند كه همانا پروردگار من آمرزندهى مهربان است.
- امام سجاد عليه السلام در دعاى مناجات الشاكّين، براى نفس پانزده خطر بيان نموده كه توجّه به آن مفيد است
- پيامها:
- 1- هرگز خود را به پاكى مستائيم و تبرئه نكنيم. «ما أُبَرِّئُ نفسي»
- 2- شرط كمال آن است كه حتّى اگر همه مردم او را كامل بدانند، او خود را كامل نداند. در ماجراى حضرت يوسف، برادران، همسر عزيز مصر، شاهد، پادشاه، شيطان، زندانيان همه گواهى به كمال او مىدهند، ولى خودش مىگويد: «ما أُبَرِّئُ نفسي»
- 3- خطر هواى نفس جدّى است، آن را ساده ننگريد. «إِنَّ النفس لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» در آيه، چهار نوع تأكيد بكار رفته است. (انّ، لام تأكيد، صيغهى مبالغه و جملهى اسميه)
- 4- انبيا با آنكه معصوماند، اما غرائز انسانى دارند. «إِنَّ النفس لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ»
- 5- هم از پاكى و عفّت خود در برابر تهمتها بايد دفاع كرد و هم به شرور نفس اعتراف نمود و به خدا پناه برد. «إِنَّ النفس لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ»*
- 6- نفس، خواهش خود را تكرار مىكند تا انسان را گرفتار كند. «لَأَمَّارَةٌ»
- 7- نفس انسان به طور طبيعى وغريزى، اگر در مدار لطف حقّ قرار نگيرد، گرايش منفى دارد. «لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ»
- 8- تنها رحمت او مايه نجات است. اگر انسان به حال خود رها شود، سقوط مىكند. «إِلَّا ما رَحِمَ»
- 9- يوسف، تحت تربيت مخصوص خداوند است. كلمه «رَبِّي» تكرار شده است.
- 10- مربّى بايد رحمت و بخشش داشته باشد. «إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ»
- 11- بخشودگى، مقدّمهى دريافت رحمت الهى است. اوّل مىفرمايد: «غَفُورٌ» بعد مىفرمايد: «رَحِيمٌ»
- 12- علىرغم تمام خطرات، از رحمت او مأيوس نشويم. «غَفُورٌ رَحِيمٌ»




