کلمه نفس 368بار در قرآن آمده نفس در قرآن‏= در قرآن براى نفس‏، حالاتى بيان شده است از جمله:

 

 https://safarzade.blog

شیخ حسن علی نخودی
شیخ حسن علی نخودکی اصفهانی

 

پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

  1. کلمه نفس 368بار در قرآن آمده
  2. نفس در قرآن‏= در قرآن براى نفس‏، حالاتى بيان شده است از جمله:
  3. در قرآن و روايات و دعاها، چند گونه نفس براى انسان تصوير شده است:
  4. الف) نفس امارّة= 1. نفس امّاره كه انسان را به سوى زشتى‏ها سوق مى‏دهد و اگر با عقل و ايمان مهار نشود، انسان يكباره سقوط مى‏كند.
  5. ب) نفس لوّامة= 2. نفس لوّامه، حالتى است كه انسان خلافكار خود را ملامت و سرزنش مى‏كند و اقدام به توبه و عذرخواهى مى‏كند. و در سوره قيامت از آن ياد شده است.
  6. ج) نفس مطمئنّة= 3. نفس مطمئنّه، حالتى است كه تنها انبيا و اوليا وتربيت شدگان واقعى آنان دارند ودر هر وسوسه وحادثه‏اى، پيروزمندانه بيرون مى‏آيند
  7. وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نفس‏ عَنْ نفس‏ شَيْئا
  8. هوای نفس
  9. ضعف نفس‏،  گفتم كه روى خوبت، از ما چرا نهان است..... گفتا تو خود حجابى ورنه رخم عيان است‏..... گفتم فراق تا كى، گفتا كه تا تو هستى‏..... گفتم نفس‏ همين است، گفتا سخن همان است
  10. لا تُكَلَّفُ نفس‏ إِلَّا وُسْعَها -- «بِالْمَعْرُوفِ لا تُكَلَّفُ نفس‏ إِلَّا وُسْعَها»
  11. تُوَفَّى كُلُّ نفس‏ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُون‏
  12. كُلُّ نفس‏ ذائِقَةُ الْمَوْت‏
  13. يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نفس‏ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها
  14. ، «وَ جاءَتْ كُلُّ نفس‏ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ»
  15. مراد از «ظلم به نفس‏» را گناهان كبيره دانسته‏اند.
  16. پيروى از هواى نفس‏ مانع اجراى عدالت است‏
  17. نفس‏ او (با وسوسه‏اى برخاسته از حسد) كشتن برادرش را برايش آسان و رام ساخت واو را كشت، در نتيجه از زيانكاران گشت.
  18. هواى نفس‏ مى‏تواند عواطف برادرى را نيز سركوب كند. «فَطَوَّعَتْ لَهُ نفسهُ قَتْلَ أَخِيهِ»
  19. پيروى از هواى نفس‏، خسارت است. «فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ»
  20. َ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نفساً بِغَيْرِ نفس أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعا
  21. حبّ نفس‏، قوى‏ترين غريزه در انسان است. زيرا حاضر است همه‏ى هستى را براى نجات خود فدا كند. «ما فِي الْأَرْضِ لَافْتَدَتْ بِهِ»
  22. بالاترين خسارت‏ها، خسارت نفس‏ و عمر انسان است، نه زيان‏هاى مالى.
  23. نفس‏ سركش، انسان را به سوى گناه سوق مى‏دهد. «يُهْرَعُونَ»
  24. يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نفس‏ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ «105»
  25. در روز قيامت سكوت بر همه‏ى افراد حكم‏فرماست، مگر افرادى كه اجازه‏ى تكلّم داشته باشند. «لا تَكَلَّمُ نفس‏ إِلَّا بِإِذْنِهِ»
  26. داستان، جهاد با نفس‏ كه بزرگ‏ترين جهاد است، مطرح مى‏شود.
  27. وقتى پايان رذايل رسوايى است، انسان عاقل بايستى نفس‏ خود را مهار كند. لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ‏ ...
  28. فريب مظلوم نمايى‏ها را نخوريد. (يعقوب، فريب پيراهن خون‏آلود و اشك‏ها را نخورد بلكه گفت: امان از نفس‏ شما.) «بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفسكُمْ»
  29. فريب مظلوم نمايى‏ها را نخوريد. (يعقوب، فريب پيراهن خون‏آلود و اشك‏ها را نخورد بلكه گفت: امان از نفس‏ شما.) «بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفسكُمْ»
  30. ياد خدا به نفس‏، نقش مهمى در ترك گناه دارد. «مَعاذَ اللَّهِ»*
  31. قدرت اگر با ايمان و تقوا همراه نباشد براى هواى نفس‏ مورد استفاده قرار مى‏گيرد. «ما آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ»*
  32. هواى نفس‏ به قدرى نيرومند است كه حتّى با رسوايى نيز به راه خود ادامه مى‏دهد. راوَدْتُهُ‏ ... وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ ما آمُرُهُ‏ ...*
  33. وَ ما أُبَرِّئُ نفسي إِنَّ النفس لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ «یوسف-53»و من نفس‏ خود راتبرئه نمى‏كنم، چرا كه نفس‏ آدمى بدون شك همواره به بدى امر مى‏كند، مگر آن كه پروردگارم رحم كند كه همانا پروردگار من آمرزنده‏ى مهربان است.
  34. امام سجاد عليه السلام در دعاى مناجات الشاكّين، براى نفس‏ پانزده خطر بيان نموده كه توجّه به آن مفيد است‏
  35. پيام‏ها:
  36. 1- هرگز خود را به پاكى مستائيم و تبرئه نكنيم. «ما أُبَرِّئُ نفسي»
  37. 2- شرط كمال آن است كه حتّى اگر همه مردم او را كامل بدانند، او خود را كامل نداند. در ماجراى حضرت يوسف، برادران، همسر عزيز مصر، شاهد، پادشاه، شيطان، زندانيان همه گواهى به كمال او مى‏دهند، ولى خودش مى‏گويد: «ما أُبَرِّئُ نفسي»
  38. 3- خطر هواى نفس جدّى است، آن را ساده ننگريد. «إِنَّ النفس لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» در آيه، چهار نوع تأكيد بكار رفته است. (انّ، لام تأكيد، صيغه‏ى مبالغه و جمله‏ى اسميه)
  39. 4- انبيا با آنكه معصوم‏اند، اما غرائز انسانى دارند. «إِنَّ النفس لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ»
  40. 5- هم از پاكى و عفّت خود در برابر تهمت‏ها بايد دفاع كرد و هم به شرور نفس اعتراف نمود و به خدا پناه برد. «إِنَّ النفس لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ»*
  41. 6- نفس، خواهش خود را تكرار مى‏كند تا انسان را گرفتار كند. «لَأَمَّارَةٌ»
  42. 7- نفس انسان به طور طبيعى وغريزى، اگر در مدار لطف حقّ قرار نگيرد، گرايش منفى دارد. «لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ»
  43. 8- تنها رحمت او مايه نجات است. اگر انسان به حال خود رها شود، سقوط مى‏كند. «إِلَّا ما رَحِمَ»
  44. 9- يوسف، تحت تربيت مخصوص خداوند است. كلمه‏ «رَبِّي» تكرار شده است.
  45. 10- مربّى بايد رحمت و بخشش داشته باشد. «إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ»
  46. 11- بخشودگى، مقدّمه‏ى دريافت رحمت الهى است. اوّل مى‏فرمايد: «غَفُورٌ» بعد مى‏فرمايد: «رَحِيمٌ»
  47. 12- على‏رغم تمام خطرات، از رحمت او مأيوس نشويم. «غَفُورٌ رَحِيمٌ»

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید