درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول الثالث عشر-في المشتق_إستدلال القائلین باالأعم_جلسه۲ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۸/۰۶ @doroos_ayatollahmahdavi

-  ://hosein128.ir -پایگاه شخصی   ​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

قالَ رَبِ‏ اشْرَحْ‏ لِي‏ صَدْرِي‏ وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي‏ وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً طه/ 34- 25.

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

الثالث عشر-في المشتق_إستدلال القائلین باالأعم_جلسه۲

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۸/۰۶

مدت زمان: ۳۷ دقیقه

@doroos_ayatollahmahdavi

  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم بحث آیه ۱۲۴ سوره بقره خیلی استدلال زیبایی داره با دقت بکنیم مخلوط شده با یه بحث علمی اینا رو ما برای مردم نمی‌تونیم توضیح بدیم مردم باید همینطور ساده آیه رو بخونیم و بگیم امام صادق علیه السلام  گفتن طبق آیه اون غاصبین نمیتونستن خلافت رو قبول.
  2. ما اینجا بخش مشتق رو باید ببینیم خب یه قانون پیدا کردیم که مشتق حقیقت در مطلب بشه و اگر منقضی بود میشه مجاز مجاز می‌گیم الان مثلاً ضارب تو آیه میشه ظالم لاینال عهد الظالمین می‌خوایم ببینیم که آیا همون لحظه ظلم بوده یعنی فرزندانش ذریه حضرت ابراهیم علیه السلام  همون لحظه.
  3. متلبس بشه به ظلم بودن و گفتش خدایا اینارم امامشون بکن اینکه قطعاً نیست این از ذهنمون تمام می‌کنیم میاد سر اینکه ذریه‌ای داشته است قبلا ظلم کرده بودند اما اون لحظه دیگه متلبس نبودن اینو گفته خدایا اینم به مقام امامت برسونش و خدای متعال گفته نه این نکته ای که داریم میگیم باید ظن بکنیم با روایتتی که داریم میگیم چون دیروز عزیزان گفتن آینده.
  4. احتمالاتو نیاری تو آیه خود امام صادق علیه السلام  دارن میگن این سه تا ظالم بودن کجا آینده رفتن اون سه تا خطبه پرستن به هم نزنید ریخته آیه و روایت بعدی امام صادق علیه السلام  اشتباه کردن اینا رو بگید که باید دقت بکنیم ببینیم امام وقتی میگن این سه تا در دوران جوانی بت پرست بودند بعدم کبرا آیه قرار میدن میگن اینا ظالم است و نمی‌تونستن به امامت برسن چرا اومدن شدن.
  5. از این نکات که نگاه می‌کنیم باید بگیم ذریه حضرت ابراهیم علیه السلام  یه همچین حالتی داشت که گذشته متلبس بودند و بعد نبودند خب وقتی نباشند از نظر اصولی ظالم بودنشون میشه مجازی شده دیگه ۳۰ سال پیش ظالم بوده الان که ظالم نیست اما آیه شریفه داره نسبت ظلم الان بهش میده میگه ظالم طبق آیه بعد میگه مجاز اینا چطوری حلش کنیم.
  6. صاحب کفایه رضوان الله تعالی علیه فرمودند تلبس به مبدا علی ثلاث عنها ۱ مبدا خصوص معرفه هیچ کاری دیگه نداره ما مثال زدیم اکرم هذا الجالس دقت کنید بحث دیروز اضافه می‌کنم چون بحث امروز اضافه شده دقت بکنید وقتی میگه اکرم هذا مبداش میشه جلوس این جلوس هیچ دخالتی در اکرام نداره صرف معرفه.
  7. برای اینه که من می‌خوام به مخاطب تبیین کنم وظیفه شو که رو کی اکرام واقع بشه خب نگاه می‌کنم می‌بینم اون کسی که من می‌خوام اکرامش کنه یه ویژگی منحصر داره که دیگران ندارن یقش مثلاً بازه دکمه پیراهنشو مثلاً نبسته سینه بقیه هم همه بستن میگم این که دکمهش بازه یادتونه ما چند سال پیش اینجا وضع کردیم اونم همینطور بود.
  8. ولایت که میگه ولی شما اون کسی است که تو رکوع انفاق کرد این رکوع صرف معرفه وهم راکعون و الا تو رکوع انفاق کردن هیچ خصوصیتی نداره حتی استحباب هم نداره نماز وقتی نداریم پس صرف معرف میخواد به مردم بگه کس دیگه ولی شما نیستا یه نفر بود انفاق کرد اون یه نفر امیرالمومنین ولی شماست انما اول آیه اومده که.
  9. حصر افراده یعنی شریک براش نگذار سه تا دیگه رو بگذاری و بعد بگی چهارمش امامت انما ولیکم الله تا آخر حالا این مورد اوله این مورد اول حقیقت یا مجاز طبق نظر آخوند دیروزبحث نکردیم امروز می‌گیم حقیقته طبق نظر آخوند چون وقتی میگه اکرم هذا الجالس الان جالسه مخاطب من نگاه میکنه کی نشسته حقیقت این یک.
  10. دو واسه چی بود این بود که مبدا دخالت داره در حکم ؛ اما ۲ این بود که دخالتش به نحوه آن ما بود سه دخالتش به نحوه استمراری بود یعنی حدوثاً مشکل دومیه دومیه بار من میگم مثلا قاتل حالا دیروز مثال قاتل مثل خیلی داره دیگه قاتله کیه اون کسیه که مثلاً یک سال پیش قتل یه لحظه انجام داده.
  11. دیگه بعد این قتل ادامه پیدا نکرده تا الان که الان که قتلی نمی‌کنه قطعاً مال گذشته است طبق نظر آخوندی میشه مجاز یعنی اگه الان بهش گفتید قاتل میشه مجازبرای توجیه بکنه برای اینکه دور حقیقتش بکنید میگید به اعتبار ما می‌گفتیم به اعتبار اثرش گفته اثرش که هست که اثرش الانه عملشو نگاه نکن عملیش که موثر در یک اثرره قتل یک سال پیش بود.
  12. اما این قتله وقتی محقق شد بلافاصله اثری پیدا کرد به نام قصاص این قصاص محقق نشد این اثر تا حالا هست پس ما گفتیم به اعتبار بقای اثر لذا تو دادگاه هم که میرن قاضی سوال می‌کنه میگه خب قاتل کیه مقتول کیه همون وقت داره میگه قاتل کیه چرا سوال می‌کنه چون می‌خواد قصاصو روش وارد بکنه دیگه اعتبار اثر صاحب کفایه که این اثر رو مطرح نکردن که حالا اخیرا اومده تو اصول ما داریم میگیم ایشون به یه نحو دیگه جواب دادن.
  13. گفت از زمان جنگ با زمان تلبس یکیه که ما دوباره ایراد گرفتیم این کلماتو دقت کردیم گفتیم زمان جعلی با زمان تلفظ با زمان اتصال اینا سه تاش یه معنا داره چرا این حرفا را اینطوری میزنید اصلاح کردیم کفایی رو گفتیم زمان جبر با زمان اسناد با زمان اسناد که میگه درسته والا اتصاف همون زمانی که مبدا جریان ذات.
  14. با زمان اتصاف اتفاقاً باز معنای لازمی داره دیگه یعنی اون زمانی که متصف شد وحال اینا همش یکیه همش مال گذشته است اگه می‌خواید یکیش بکنید بگه زمان اسناد تا بفهمیم لذا کلمات آخوندم باز ایراد داشت به نظر ما حالا سر درس چی گفتند و ایناشو من نمی‌دونم ما داریم قضاوت خودمونو می‌گیم می‌گیم صحیحش اسناده بگه زمانی که من اسناد میدم قتل به او یک سال قبله نه حالا خود قتل هم جعلیش کیه یک سال پیشه.
  15. پس یک سال پیش هم جعلی است هم اسناد منم مال یک سال پیشه چی میشه میشه حقیقت یعنی در همون حین قتل اسنادم من دارم میگم کان قاتلا یه کان بگم که خب مطمئن بشید که دارم اسناد رو به یک سال پیش برمی‌گردونم اما در این زمان است خلاصه اینا رو قاطی نکنیم زمان نطق حالا دارم حرف میزنم اما من تو نطقم چه می‌گویم پس اینه کی حرف میزنم امروز چهارشنبه زبان نطق حالاست.
  16. اما اسناد من اون مفاد کلام منه اسناد من کیه دو حالت دارد یا میگم الان او قاتل است میشد اسناد فعلی یا میگم سال گذشته قاتل بود گذشته این گذشته رو که گفته میشه حقیقت چون زمان اسناد با زمان وقوع قطع یکی میشه این بود که آخوند داشتن یه راهی پیدا می‌کردن امروز هم حالا داریم چند جا که کفایت اینا دارن میگن فقط یه اشتباه رفته حالا تو عبارتش ما هم اذیت داریم میشم تکرار هم میشه.
  17. خب اینجا پس این شد دومی بخش مشتق دومی که آخوند میگن اولی که شد حقیقت اما دومیه که داشت میگفت دخیل در حکمه که میگه مثلاً قاتل رو اعدامش بکن قاتل مبدا اش یه لحظه که صادر شده تاثیر دارد روی اون حکم دخالت داره.

و دخالت به نحوه یه لحظه‌ایه سومیش باز دخالت دارد اما نه به نحوه لحظه‌ای به نحوه دوام مثل چیه میگم اکرم المتقین خب این تقواش در گذشته بوده اما تقواش ادامه هم داره تا حالا و تقوا هم مثل اولی نیست که جالس باشه نخیر این تقوا کاملا موثره تو اکرامه اینجا میگیم که مبدا ما موثر در موضوع و در حکم تاثیر داره موضوع رو میکنیدش یه انسان متقین حکمش هم وجوب اکرامه.

  1. اینجا میشه گذشته باحال آیا حقیقت است یا مجازه اگه گفتم هذا متقین دائم شد حقیقت نتیجه چی شد اولی و سومی شد حقیقت دومی شد مجاز اینا دیروز نگفتیم حالا داریم اضافه می‌کنیم تا ببینیم حالا بحث امروز چیه صا حب کفایه سه رقم کردن بعد گفتن آیه شریفه از قسم سومه یه مرتبه اومدن قسم اول این گفتن از اونایی است که این ظلمی که مثلاً ۱۰ سال پیش بت پرستیده.

این ظلمش موثره در اینه که الان متصل به ظلم بشه یعنی حدوثاً و بقا بعد خودشون دیدن که مشکلش اینطوری بگرد بالاخره این الان که متصل به بت پرستی نیست که چیکار کردن گفتن به نحوه دوم است اما به لحاظ خطیر بودن چون خطیر بوده جایگاه امامت میگن این غیر از مثلاً بحث امام جماعت امام جماعت دیگه در گذشته یه کار حرام کرده بعد توبه کرده الان من میتونم کسی که در گذشته گلناه هایی داشنه  الان می‌تونه رهبر بشه نه ولو توبه کرده باشه این جایگاه رهبری خطیر جایگاه امامت دیگه خیلی بالاتر از اینه در گذشته گناهی کرد بت می‌پرسته بعدم توبه کرده این دیگه اصلاً نزدیک مقام امامت نمی‌تونه باشه این بود که اینا یه مقدار تو خطیر بودن و به لحاظ مقام امامت در نتیجه چی شد گفتن آیه شریفه به نحوی دومیه اما بازم نمیگم مجاز جایی که گفتید مجاز معناش اینه که امام صادق علیه السلام  مجاز.

دارن اونا رو میگن ظالمن خود خدای متعالم مثلاً ظالمینی که ظاهرا مجازه که حضرت می فرمایند ولی کسی نگفته مجازه باید اینو حلش بکنیم میگن باب امامت جایگاه خطیر بودنش گفتن الان اینا ظالمن من همین جا تا ذهنتون آماده است یه نکته‌ای رو می‌خوام اضافه کنم که اصلا تو کتابم ننوشتیم دوره‌های قبلم نمیگفتیم الان میخوام یه چیزی اضافه کنم که توجه بکنید ما اینجا به نظر ما حقیقت ادعاییه ای کاش این بحث اینجا.

  1. زودتر تو ذهن ما بود دوره قبل اینا تو کتابم چاپ می‌کردیم اما حرفی است که میزنه تو بحث چی تو بحث تشبیه و اینا که میگه رایت زید کالاسد اگه کسی اینطور گفت این هیچی چیز نداره خارج از موضوع نیست زید همون زیده اس حیوان مشخصه کاف داره تشبیه میکنه میگه در وجه همان شجاعت.
  2. میگد زید الاسد کاف را برمی‌داره یه مقدار مبالغش بیشتره چون نمی‌خواد بگه مثل اون زید شیر را دیدم صفتشو اصلاً ذکر کنه می‌خواد بگه این صفت خیلی تبلور دارد خیلی تجلی داره اینم یه حالت حالت بالاتر از این چیه اینه که میگه اونجا که میگه رایت اسدا چیه. آقایون داره همه خیلیا میگن این زید در تقدیره یعنی رایت زید میگه نه بعد آیه اینه دوباره میگن رایت اسدا این مجازه خوب دقت کنید مجازش یعنی اصلاً اینجا خارج از موضوع یعنی جلو شجاع دیگه سه بار که میگه نه اینجا اینا حرف خوبی زده اسدا اسد تو موضوع خودش داره است اما حیوان مفترس.
  3. خوب وقتی گفتید حیوان مفترس اول دروغ داره میگه یکی یکی اینا رو دنبال هم باید بچینید اول بگید وقتی گفتید حقیقت دروغه جواب چیه یعنی حقیقت ادعاییست نه حقیقت واقعی ببینیم مقابلش حقیقت واقعی دروغه که میگه واقعا واقعا یعنی غیر ادعایی که من میکنم واقعا شیر دیدم.
  4. واقعا من شیر دیدم دروغ داره میگه گفت ادعا که دیگه دروغ نیست که این داره میگه من حیوان مفترس دیدم اما ادعایی دارم میگم ادعا می‌کنم یعنی چه یعنی آنچه که من دیدم همشو با هم میگم دیگه آنچه که دیدم ذکر بود اما با ادعایی که من میکنم اینه هرچی من نگاه کردم زیدان ظاهر شا.حقیقت ادعیه مبالغشم خیلی بالاست که دارم میگم تو ظاهر من دارم شیر میبینم اما جوری هم تفهیم به شما می‌کنم که حقیقت واقعی نیستا حقیقت ادعایی این بحثو تو صمدیه است .ما اون وقت که میخوندیم مرحوم شیخ بهایی یادتونه گفتن زید عدل تو گفتن زیدان سه وجه دارد
  5. یا بگو. 1.زیدون ذو عدلن 2. به تقدیر مضاف  بگو زیدون عدلن به تقدیرعادلون ۳ زیدان عدلان مبالغتاً ما یک و دوشو قبول نداشتیم با هم سر درس گفتیم گفتیم یک و دو نظر قبول نداریم دلیل ما چیه اینه که دارید حرف گوینده رو خرابش میکنید وقتی میگید زید عدل  یا عادل دیگه مبالغه توش نیست که گوینده وقتی میگه زید رو بلد بود بگه عادل عمدا منصرف شد.
  6. زیدان عدلان ما یه مبالغه می‌یابیم چرا داری مبالغه رو خرابش می‌کنیم به خاطر این گفتیم نه عادلان عمدا داره میگه زیدون پس چیه مبالغه سومیش درسته اما این سومیش هم شیخ بهایی حقیقت ادعایه رو یا بلد نبودن یا هرچی دیگه من ایناشو نسبت نمیدم اما رو خیلیا نمی‌دونن ما اینو اضافه می‌کنیم به کلام شیخ زید یعنی چه یعنی من وقتی زید رو نگاه کردم حقیقتاً زید بود.
  7. اما من ادعا می‌کنم که این صفت عدالت روی او را گرفته بود اصلاً من خودشو دیگه ندیدم دور تا دورش عدالت بود چون دورتا دورش عدالت بود گفتم عدلن اگه خودشو می‌دیدم می‌گفتم عادلان یعنی عادل یعنی شخصی که عدالت و شخصشو ندیدم چون ندیدم میگم باز تکرار می‌کنم دروغ نیست چون حقیقت واقعیه رو نمیگم البته ادعاییش این نکت خیلی جاها میخوره از جمله اینجا ما معتقدیم که مجتهد در خصوص متلبسه.
  8. اما اینجا چیکارش می‌کنید بالاخره جناب آخوند شما دارید میگید که خطیر بودن مقام امامت باعث شده که به نحوه دوم بگویند که میشه مجاز تو کفایه اینو دیگه جواب نمیده ممکنه ایراد به خود بگیره خب تو خودت جواب بده اشکال فقط با آخوند می‌گیرید خود ما هم ادعا داریم که متلبس حقیقته پس چرا این چیه در گذشته بت پرستی الان قرآن داره میگه ظالمه جواب حقیقته ادعاییست یعنی ادعا می‌کنیم که الان دارد.بت می‌پرستد اما واقعا الان بت نمی‌پرستد پس اینکه ادعا می‌کنیم برای چی برای مبالغه مبالغش برای چی چرا مبالغه می‌کنی لزمه خطرها خطرالامامه فکر می‌کنم دیگه بحث خیلی خوب حل شد نیاز به مبالغه نبوده بلکه اینکه حقیقت درست بکنیم چون خدای تبارک و تعالی نیستند از این جهت میگن ظالم.
  9. اما قسم سوم چی بود حدوثاً و بقا یعنی ظلمی که بت پرستش ۲۰ سال پیش هنوزم باید ادامه داشته باشه تا حالا متقی بود سومیه این بود بعد خود صاحب کفایه که راه فهمیدن که خب اینطور نیست برش گردونن به قسمت دوم قسم دومش به خاطر اعظم خطرش خطر امامت این کارو کردن چی برنمیگرده الان رفت همین کاری کرده گفتند دیروز بود که.
  10. امروزم گفتم من دیگه هی اشاره می‌کنم می‌خوام بحث زیاد طول نکشه خواهش می‌کنم بحث‌ها رو وارد بحث‌های دیگه نکنید گفتم این کلام شما نسبت کذب امام صادق علیه السلام  بترسی دیگه جوابش اینه یعنی داره میگه امام اشتباه کردن گفتن این سه تا این سه نفر غاصبان داشتن می‌گفتن اینا قبلاً بت پرستن شما میگید آینده پس امام اشتباه کردن آیه است با تفسیرش باید نگاه کنه امام دارند و نسبت میدن ما امروز نسبت امام داریم حرف میزنیم.
  11. این نسبت امام صادق علیه السلام  طعنه می‌زدند امام صادق علیه السلام  بعد از اینکه ۱۰۰ سال از غصب خلافت گذشته بود ۱۵۰ سال گذشته بود داشتن رد می‌کردن با آیه اشتباس که نمی‌دانیم دیگه تاریخ واردش نشید جو زمان را نداریم آنچه که اطلاع داریم  آیه شریفه است آیه شریفه هم داره نسبت ظلم میده به ذریه ابراهیم تا اینجا احتمال بدیم که در گذشته یا آینده.
  12. مبالغه که می‌کنم می‌گیم الان ظالم است مبالغتاً الان ظالم است و چرا اینو میگیم با ادعا نه دیگه حقیقت‌های حقیقته اصلاً حقیقت اسمش همینه میگم الان وقتی الان میشه به مبدا میشه میشه حقیقت میگم الان مجا الان ظلمت باید توضیح بدیم دو سه تا جمله کنارش بگید اولا میگه واقعا نه جایی که گفتید واقعا داره بت میپرسته این دروغه دروغ که ما نمیگیم که.ادعای امام الانش نه گذشته دیگه گذاشته مجاز ادعایه می‌کنیم که الان ظالم است چرا این مبالغه رو می‌کنیم
  13. نکته سوم اینه این سه تا نکته رو با هم بگید به خاطر اعزام خطر وقتی سه تا جمله رو با هم گفتی میشه حقیقت دایه بحث خب ما بحث امروز اصلا دیگه نشد اما کمک بحث امروزمون خیلی از کلمه امام امروز میخواستیم بخونیم و سه تا ایرادی که به کلمه ایشون هست و بعد کلام آخوند و صلی الله علی.
  14. آینده باشد قطعا مجاز کار خراب‌تر می‌شه ما نمی‌خوایم این آیه رو خرابش بکنیم احتمالاتش به ذهنمون میاد که ذریه‌شون چون در آینده می‌رفتن معصوم نبودن یعنی اون که بیشتر به ذهن نزدیک اینه که در گذشته اینا گناهانی کردن مثل پدرشون که نبودن که حالا گناهم نره بت پرستی نیاد تو ذهن من دارم مثال می‌زنم شاید سفت گرفتید بچه هاشون دیروز یکی میگفت اسماعیل کجا رفت بحث سن رو امام صادق برای اون سه تا دارن میگن زل ظلما.
  15. انواع و اقسام داره کسی که دروغ میگه ظلم می‌کنه یا نمی‌کنه کسی که غیبت می‌کنه ظلم می‌کنه کسی که شراب می‌خوره کسی که مثلاً کتک میزنه به یکی مال یکی بله انواع گناه ظلمه ظلم به خود ظلم به دیگران ظلم تو نفس جایگاه مقام امامت باید معصوم باشه چی پیامبر نمی‌تونه حضرت اسم حضرت نمیخونید منم نمیتونم اینجا بحث بکنم این بحث کردیم معصوم.
  16. به معنای ترک اولاء دیگه خود حضرت ابراهیم علیه السلام  بالاخره چهار مرحله گذشت نبوت بود بعد رسالت شد بعد خللت شد همینطوری درجه اومد بالاتر تا گفت قال انک لناس امام حالا بحث معصومم که میگه معصوم مطلق فقط ۱۴ نفره مثلاً گذشته نیستند و معصوم که میگه معصوم در این حد نمیاد حضرت ابراهیم علیه السلام  در یه حدی تا لی تلو به معصوم شدن این.شجره استفاده رضوان الله تعالی علیه اول سومی رو گفتن تو آیه مبدا تاثیر داره بعد اومدن گفتن نه آیه برمیگرده به گذشته گذشته اش باید اینا ظلم نکرده باشن.
  17. بقا خب این سه تا که دوستان واقعاً بت نپرستند با دوستش بوده ۳۰ سال قبلش دیگه نبود که مجبور شدم بگن گذشته خب تا میگیم گذشته میشه مجاز؛ مجاز میشه بلافاصله اشکال گرفته میشه که آیه رو چطوری دارید مجاز معنا می‌کنه کلام خدای متعال حمله بر مجاز نکنید آخوند اینا جواب ندادن سریع میگم جواب نیومده اون که تو کفایه اومده میگن به خاطر عظم خطرش.
  18. به خاطر جایگاه بزرگ امامت همین که در گذشته یه لحظه یه کاری کرده یه گناه دیگه آینده گذاشته شد با ظن خطر نتونستید جواب مجاز بدید که خطرشو فهمیدین اما آخرش میگه در گذشته یک گناهی کرده الانم نمیکنه خب نسبت دادن ظلم به او میشه مجاز اینه که میگم.با یه ظرافتی آخوند اینجا رو رد کردن همه فکر کردن آخوند جواب دادن جواب ندادن منتها من اخیراً دوره متوجه شدم که بالاخره خود ما هم ایراد به خودمم هست بالاخره ما هم باید جواب بدیم دیگه شما هم گفتیم بذار به ذهنم حقیقت دایه رسید اینطوری مسئله تمام میشه دیگه که با اذان خطرا می‌گیم ما ادعا می‌کنیم که این آقا الان ظالمه است این نه کذبه نه مجازه مثل همون رای تو اسد نه رای تو اسد کذب نیست حقیقت.
  19. داره میگه من هرچی نگاه کردم رجل ندیدم اگه می‌دونم می‌گفتم گفتم ندیدم من زیدو ندیدم از بس شجاع از دور تا دورشو گرفته بود اینجا میگم از بس ظلم مهمش برای کسی که می‌خواد مقام امامت بگیره چون خیلی مهمه تا نگاش می‌کنم می‌بینم الان داره ظلم میکنه اما واقعا چی ۳۰ سال پیش بوده حقیقتتا گذشته است ادعا الان ادعا ما برای این داریم میکنیم چرا حالا ممکنه مجاز باشه.
  20. با دو دلیل می‌خواد مجاز می‌دونی تا گفتی قرینه می‌خواد باید یه قرینه بیارید که قرینه سارفه بهش میگه چی کذب شارع من دارم یه چیز دیگه دارم میگم شارع میگه دور کل مسئله را مثال که فرق نمیکنه من میگم دروغ ؛ شما شارع بت پرستی.
  21. هرچی می‌خواید بگید اشکال حل کنید اشکال اینه که این در گذشته بوده و الانیست آخوند میگن چیزی که در گذشته باشد و الان نباشه میشه مجاز اینو چیکارش کنیم حقیقتش کنیم جواب آخوند کافی نیست میگنمامه آخر بحث دومه اما چون جایگاه امامت خیلی خطیره آخرشون که تو امام نمیشه که جواب نشد آخرش بالاخره این گذشته است ما اضافه هم قبول داریم اما در حالی که گذشته است میشه مجاز.
  22. چطوری ما الان نسبت ظلمو بهش بدیم آیه شریفه اینو داره میگه لاینال عهد الظالمین اگه می‌خواید حقیقت بگید باید بگید الان ظالمه من فکر کنم با حقیقت دایی بتونیم حل کنیم خدای تبارک و تعالی امام انتخاب بکنه قبل از خلقت با شرط قبل از خلقت انتخاب و تعالی قبل از خلقت اون شخص چطور رفتار خواهد کرد آیا ظالم خواهد.
  23. این علم خارج از حیطه زمانه پس وقتی خارج از حیطه زمان شد دیگه نمی‌شه مجاز دیگه حقیقت الان تو اینه خدای متعال رفتی یه بحث دیگه که خدا اشتباه نمی‌کند تو علمش میدونید کیا باید امام باشه نکرد یعنی هم انبیا را هم ۱۲ امام درست انتخاب کرد الله أعلم حيث يجعل‏ رسالت‏..اون خدایی که می‌دونه اشتباه نکرده تو این نسبت دادنم اشتباه نکرده اینجا داره میگه اینها نمیتونن امامت بشوند به خاطر ظلم داره نسبت ظلم بهشون میده ابراهیم میگه بذار اینا امام باشن دعا داره میکنه اونم میگه نه از خدای متعال اشتباه نکرده نسبت ظلمو داریم باید توجیه بکنیم خب یه مقدار مسئله مبالغه خارج از نیست نه دیگه دارم تکرار باز میکنم… الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»  

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته