- 30- 5 405 -8 - ://hosein128.ir -پایگاه شخصی

https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
قالَ رَبِ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً طه/ 34- 25.
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دلیلاً
وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
الثالث عشر-في المشتق_استدلال القائلین بالأعم
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّهپ
تاریخ: سهشنبه ۱۴۰۵/۰۸/۵
مدت زمان: ۴۳ دقیقه
@doroos_ayatollahmahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم در بحث مشتق ما معتقد شدیم که حقیقت در خصوص متلبس به مبدا و اگر مبدا منقضی شده دیگه صدق مشتق نمیکند مگر مجازً این نظریه رو کفایت همین بود ما تابع کفایه شدیم دلیلش هم خوندیم امروز دلیلهای اعم ها رو میخویم بگیم.
- که اعمی چی میگه میگه ضارب اعم است از انقضای مبدا و متلبس به عبارت سادهتر بگیم معنای وسیع نه ضیق ؛ ضیق یعنی خصوص مترجمیها میگن معنای ضارب وسیع است وسیع است و باید از حال به گذشته بریم حالا تو کفایه به عکس گفته اینو ملاحظه داشته باشید که وسیعه از گذاشتن میاد تا حال صحیحش اینه که بگیم حال چون یقینیه.
- اونایی که متلبس بشه به مبدا میگن حالا میام اینو که میگن فرقش فقط چیه باید زمان حال بریم نسبت به زمان گذشته خلاف جهت زمانش کار آخوند خوبیش اینه که طبق حرکت زمان اومدن جلو گفتن چون اول مثلاً دیروز بودش بعد امروزه اینطوری حرکت اومدن جلو ماهم جهت اصطلاحی میریم جلو اصطلاحی خوب اون غلطه صحیحش اینه که بگیم قول صحیح متلبس رو میگه یعنی الان که ضارب گفته میشه.
- نسبت به گذشته نه قبول نداره اهمیه همین معنای ضیق و وسیعش میکنه خب نتیجه چیه اظهار باید به گذشته بریم اینو دقت باید بکنی تو اصول که یه وقت عبارتها رو میبینید هیچ مشکلی براتون پیش نیاد ۴ تا دلیل اعمیها که قائل به وسیع هستند دارند دو تا دلیل اول میگن دوتاش هم تمسک به دو تا آیه قرآن دو تا اصطلاح رفتن خواستن از اون راه استفاده بکنند و بگن.
- دلیل اولشون تبادره چی میگه تبادر توضیح بدیم میگه تبادر تا میگی ضارب این تبادل به ذهن اعم از گذشته و حال است جوابشم اینه که نخیر تبادرش که به ذهن ما متبادره وسیع نیست ضیقه قبلاً هم اینو گفتیم و حتی گفتیم نسبت به گذشته اگه کسی ضارب بوده و الان نیست میتونیم سلب بکنیم یعنی در این حد.ما معتقدیم که تبادر حال پس نسبت به گذشته دستمونم همچین اشاره میکنیم که برو عقب اینطوری یا کلمونو یه وری میکنیم یه نشانه قرینهای درست میکنیم که الان نیست کان ظالم خب این دلیل اولشون پس قبلاً هم گفتم خدمت این تبادر را دلیل هم ضیق یا شده هم دلیل وسیعی شده.
- اونو یادتون باشه دلیلاشو باز مراجعه کنید چی گفتیم جواب چی دادیم یادتون باشه خارشا گفتیم چرا گفت برای اینکه مفتاح ولو الان باهاش هیچ جوری باز نمیکنی ولو تو جیبت اما نمیتونی سلب بکنی بگی لیث به مفتاح ؛ لذا میگفتن این از بحث خارجه بود یکی هم اسم مفعول بود؛ اسم مفعول چی میگفتن اینطوری میگفتن میگفتن مضروب.آنما یه لحظه یه کتک یکی بزنه تو سرش همین که به سر واقع شد دیگه الواقع لاینقلبه اما وقع علیه یعنی واقع چیه اینه که این توسری خورد حالا میتونید یه ساعت بعد بگه تو سری نخورد یه ربع بعد میتونه بگه نخورد یه سال بعد میتونی بگی نه دیگه نمیتونید بگید واقع شد تمام شد لذا میگفتن اسم مفعول اعم از گذشته یا حالا این دلیل اینجا همینه خیلی ساده اینا رو قشنگ.حل کنید برای خودتون که چطوری اهمیت داره تمسک به اسم مفعول میکنه
- جواب چیه صاحب کفایه یه جواب میدن ما یه جواب دیگه میدیم ایشون جوابی که در کفایه میدن میگنضربا مبدأش که ضرب هست ازش معنای وسیع شما داری میگیری یعنی ضرب و معنای وسیعش میکنی بعد این معنی وسیع آوردی تو اسم مفعول وقتی معناشو وسیع کردی در نتیجه تلفظ به ضرب البته به مضروبیت. الانم صدق میکنه این جواب ایشونه ما چی میگیم ما میگیم نه لازم نیست بگیم که مبداش محلشو وسیع بکنیم بلکه میگوییم خیلی هم بالا میگیریم واضح میگیم که کسی که در گذشته مورد ضرب الان سلب میکنیم ازش شما میگید صدق میکنه و سریعا میگم لیث به مظلوبه چرا چون مضروب من متبادر حال میدونه اگر الان داره کتک میخوره بله اما وقتی که یه ربع ۱۰ دقیقه پیش بوده الان میگم لیث.لذا لازم نیست
- کلام صاحب کفایه رو بگیم ما میگیم که معناش قابل سلبه همین مضروب الا اونجایی که دنبال اثر هستید یادتونه اینو بارها گفتیم این نکته جدیدی بود که ما داشتیم همه جا هم ازش استفاده میکنیم مثلاً تو مقتول خیلی واضحه مقتول ها یه کسی پنج سال پیش کشته شده اما هنوز مقتول بهش میگیم در حالی که زمان قتل منقضی شده.
- اما ما میگیم به خاطر چی به خاطر اثرش چون قصاص نشده قاتل وقتی قصاص شد دیگه سفره رو جمع میکنیم الان کسانی که فرض کنید ۱۰ سال پیش ۲۰ سال پیش دیگه قصاصم شده قاتله شد دیگه جمع شدی اصلاً کسی کلمه مقتول و قاتل اینا راجع به اونا نمیگه مگر مگر دقت بکنید گاهی تو تاریخ میان میخونیم فلانی فضل الله در فلان سال به دار زده شدن بعد میگ ببین منقضی بازم داریم میگوی.
- گذشته دارم میگم به طور حال که نمیگم خودم دارم قرینه میارم میگم در تاریخ فلان حدود نمیدونم ۶۰ سال پیش ۱۰۰ و خورده ایشون به دار آویخته شد وقتی میبرمش به زمان ماضی که دیگه مجاز که نیست که شما الانشو بگو بگو الانشون مقتوله الان صدق مقتول داره میتونی سوال بکن میگه نه الان که مقبول نیست خب با توجه به این نکته توضروبش یه مقدار حرف هست ما اگر میکنیم.
- میگیم اگر تو مضروب شما دنبال دیه هستید یه کسی کتک خورده و تو کتک خوردنش بدنش سیاه شده زخمی شده رفته نظام پزشکی اومده دیگه بگیره اینجا ولو منقضی شده اما هنوز صدق میکنه یعنی تا میره تو دادگاه و میگه ضارب و مضروب کیه همون وقت صدق میکنه ضارب به اعتبار بقای اثره چون اثر باقیه یا اثر حذفش کن فرض کن یه ضر واقع شد صورت دوم.
- و اون طرف که مظلوم واقع شده دنبال اثر نیست اصلاً عفوش کرد اینو وقتی عفوش میکنه دیگه اثری نیست بعد که اثر نبود دیگه من با صدق مشتق سریعا میگم دیگه شما زود نیست الا نسبت به گذشته الا رو میگم که دوباره تو ذهنتون نیاد که چطور اون آقا هم که گفت لا ینقل علیه مال گذشته است مال حال نیست بحث ما تو حال که الان آیا صدق میکنه میگه هذا مضربان یا ضاربان میگیم کدوم صدق میکنه.
- تاریخ دیروز کتک خورده مثال عرض شود که و اما دلیل سوم و چهارم گفتیم تو دلیل سه و چهار دیگه دوتا آیه قرآنه دلیل سه شان از الزَّانِيَةُ وَ الزَّاني فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَة یا مثلاً وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما اونایی که اعمی اند خوب بهانه پیدا کردن میگن ببین کسی که قبلاً سرقت کرده.الانه صدق میکنه که الان بگیم هو سارق و لذا دستشو قطع میکنه اگه الان بخوای بگی سارق نیست دستشو قطع بکنیم وقت بهت میگن که دسته بیگناها داری قطع میکنی طبق نظر مشهورا که منقضی بشه مبدا دیگه صدق نمیکنه سارقه خب این آقا هم که حال سرقت نگرش که دیروز بوده دیشب بوده چون اون سرقت کرده الان طبق نظر ما میگیم دیگه صدق نمیکنه چون صدق نمیکنه پس چه شده دستشو قطع میکنه.
- اون آقا مستدل که اعم نیست خیلی خوب به همه آیت تمسک کرده ولو سرقت گذشته بوده و الان نیست اما فعلاً به شما میگیم معناش وسیعه سارق اعم است از کسی که الان داره سرقت میکنه یا گذاشته نشونشم همینه که میان دستشو قطع میکنیم و صدق سارق هم برش هست این ساقه خب دو تا جواب یه جواب ما میدیم همون جواب که گفتیم ببینید
این فوت و فنی که یاد گرفتیم از این گردنه ها زود رد میشیم.
- گفتیم این به اعتبار اثره نه به اعتباره صدق سرقت الان آقایی که دیشب سرقت میگم الان سرقت سرقت کنندش که اما به اعتبار اثرشه چرا دیشب سرقت کرد یه اثری دارد اثرش چیه قطع دست این حکم باید روش جاری کنیم این عسل واقع نشده به اعتبار این میگیم خب از سارقان بعد که دستشو قطع کرد دیگه نمیگه ما فقط دنبال این بودیم که دستشو قطع بکنیم خب تمام شد بعد که تمام شد دیگه نمیگیم خب.
- بلکه میگیم کان سارق به اعتبار گذشته قطع شده دیگه حاصل این جواب ما بود همین جواب اینجا میدیم خیلی زودم تمام میشه بحث ما پس دوباره فهمیدیم که نخیر اعم نیست وسیع نیست معنای مشتق ولیکن حضرت امام رضوان الله تعالی علیه اینجا یه جور دیگه جواب دادن ایشون هم قائلن که بالاخره خصوص متلبس و اما آیه را اینطوری میدن.
- میگن این سارقه که الان بهش میگه این مدار صدق مشتق نیستا که بگید الان سارق است اینو من قبول نداریم صدق عنوان فی الحال با انقضاء سرقت اینو قبول نداریم پس چیه میگن ما یه سری احکامی داریم که تا یه موضوعی واقع میشه حکمش دنبالشه سرقت سرقت یه عملش شنیع است یا عمل زشتی است که تا صادر میشود این فعل از یک کسی فوری ما.
- یه عنوان روش میچسبونی اگه این عملو نمیکرد بهش نمیگفتیم انجام داد صدق عنوان سارقیت به خاطر اینه نه به خاطر اون مستدل که میگه با اینکه گذشته از سرقت الان علیه اینو میگن من قبول ندارم به عبارت ساده تر بگیم تو سارق مبدا میشه سرقت مبدا منبه بر علت حکم است این اصطلاحات گیجمون نکنهدا.
خیلی ساده داره به ما آگاهی میده یاد ما میره منبه بر چیه علت و حکمم که همون بریدن دستشه علتش چیه سرقت میگن ما یه سری مشتقاتی داریم اینطوری تو بسته از زانی هم همینطور اونجا هم میگه مبداش که زناست اونم همینه میگیم زنا مبشر بر علت حکمه که چرا ما اینو ۱۰۰ تا ضربش میزنیم که مبداش که زناست عرض شود که.
- با فرمایش حضرت امامو نمیتونیم بپذیریم البته شایدم فرمایششونو با صحبت ما یکیش بکنیم بالاخره ما صحبتمون فرق میکنه ما میگیم کسی که سرقت میکنه را نزد عقلا و نزد شرع هم باید اضافه کنیم اما از عقلا حالا میگیم چون شرعم تاکید همونه نز عقلا و یه اثری برش مترتب است اول چیه جبران میگ مثلاً این آقا یه گرم طلا دزدیده باید برگردونه.
- نفهمن اونا اشاعره بیان میکنه اما فعلاً اینو دارم میگم که اگر عقلا نگاه میکنند یه عملی رو که از یه کسی سر زده یه اثری برش مترتب میکنن تا اون اثر انجام نگرفته صدق مشتق هست این حرف ما بود حضرت امام چی میگن اینو نمیگن از امام میگن اینجاست سرقت غیر مثلاً ضارب غیر آکله آکل.
- یه لحظه خورد دیگه الان نمیخوره حالا که دیگه نمیخوره نمیگه میخوام آکلن بلکه چرا خوردنش اثری براش باقی نیست ما میگیم اثر نیست حضرت امام میفرماید مبدأشان منبه بر علت حکم نیست اما تو بحث قاتل چرا تو قاتل یا سارق حالا تو این آیه شریفه سارق تا سرقت میکنه اون مبدش که سرقته داره به شما میده که یه حکم اینجا اومد.
- حالا چی بوده من دیگه نمیدونم اما ای کاش ما خدمت حضرت امام بودیم گفتیم خب بگید اثرش باقیه انقدر خودتونو تو دردسر نیندازید و بخواید بگید این مبدا منبه بر علت حکم لقمه پشت سر میچرخونید بیارید آخرش رسید به همین که آیا اثر باقیست یا باقی نیست این آقا یه سرقت کرد این سرقت آیا اثر گذاشت بله اثر گذاشت اگر اثر نمیگذاشت نمیگفت در هر صورت.
- ایشون میگن حدی که جاری میکنیم حضرت امام میفرماد این حد دایرمدار صدور یک عمل است یه فعل خارجی به نام سرقت تا این سرقت محقق شد دنبالش که اگه اون سرقت نبود حکمم نبود این فرمایشون درسته تا اینجا ما میفهمیم که سرقته سبب میشد که دنبالش یه حکم بیاد بحث ما تو چیز دیگه است به حضرت امام میگیم بعد از که سرقت کرد و بعدم میگید حجاریه اینا رو قبول داریم.
- آیا الان صدق مشتق برش میکنه یا نه مشتقم دیشب بوده دیشب سارق بوده الان میگه میخوام سالن اینو میتونیم بگیم یا سلبش میکنیم اینو حضرت امام نمیگن بلکه تو عبارت بعدیشون تصریح به عدم میکنن میگن صدق عنوان نیست جمع بین اینا خیلی باید انسان دقت بکنه که الان سارق صدق نمیکنه اما چون یه عملی ازش سر زده دیشب این عمله باعث میشه یک حکمی برش مترتب بشه.
- شارع مقدس کار نداره سارق الان داره سرقت کنه یا دیشب یا اون چی میگه شارع میگه هر وقت این یک سرقتی در خارج تو خونه کسی اگه این سرقت واقع شد حکمش اینه کاری به زمان و صدق و مشتق اینا که نداره که دائمدار وجود و عدم سرقته اگه سرقت نشده ثابت نشد حدم نیست اگه هست سرقت حدم هست پس حضرت امام اینطوری میرن جلو و در واقع میگن مبدائی که تو مشتقه ملبس است بر اینکه.
- علت حکم محقق شد علت که میاد معلولش دنبالش اما صریحاً هم میگن الان صدق مشتق برش صدق نمیکنه ما چی گفتیم ما میگیم چرا الانم صدق میکند به اعتبار بقای اثر اثر وقتی سرقتو میکنه را اثرش چیه اینه که باید حد برش جاری کند عقلا دارن پیگیری میکنن متدین میخوان این سرقت این اثر محقق بشه تا اثر محقق نشده این اثر الانه صدق میکنه که باقیست پس صدق مشتق الان برش هست.
- مثالتون اشتباست مثال عوضش کن تا من یادتونه واسه حرفه رو همینطور میگفتیم صنعت و همین شغل یه کسی مثلاً اینجا الان تو جلسه من نشسته اما فرض کنید شغلشو رانندگی هم باشه شغلش مثلاً نونواییه اومده اینجا هم نشسته شغلش مثلاً لبنیاته اینجام الان نشسته خب اینو شما نمیتونی بگی مبدا منقضی شده چون اون وقت که در مغازه داره کار میکنه مثلا نون باشه نخیر اونجا ما میگیم مبدا شاه.
- یک شغل و این شغل معنای وسیعی داره شامل حالا هم میشود چه اینجا نشسته باشه چه خوابیده باشه حتی خوابیده خوابه اما ما میگیم نون باشه همین الانم میگیم نون باشه این به خاطر اینکه ما حرفشو میگفتیم کی دیگه بهش نمیگیم وقتی شغلشو عوض کنه مغازه نونوایی را تعطیل میکنه تا پارچه میاره دیگه خب حالا که بعضی شد آیا الان بهش میگه نونوا نه دیگه اگه گفتید مجازه عرض شود چهارمین دلیلی که هست.
- آقایون اعمیها گفتند تمسک کردند به آیه ۱۲۴ بقره و ابتلا ابراهیم اینو تمسک بهش کردن خیلی زیبا یه بحث اعتقادی هم هست که امام صادق علیه السلام میگن که حضرت ابراهیم تقاضا کرد که برای نسلشم امامت محقق بشه و امام جواب میده میگن خدایا متعال قبول نکرد وقت امام صادق علیه السلام کنایه میزنن به اون سه تا غاصبین.
- چطور شدن خلیفه پیامبر در حالی که در گذشته همشون بت پرستیده بودند یه سابقه بت پرستی اینا داشتند خب اگر شما بخواهید درست به استدلال آیه عمل بکنید باید بگید معناش وسیعه کسی که در گذشته صنم رو پرستیده است الان یسق علیه انه عآبدون لسنه و صدق نکنه خب بگید در گذشته بوده الان که عابد نیست پس باید بگید اشکالی هم نداره.
- امام دارن میگن اشکال داره خدای متعال اشکال داره خدای متعال تو آیه بعد حضرت ابراهیم همینو گفت گفت بچههای تو ولو الان ظلم نمیکنند اما در گذشته ظلم کردن یه زمانی اینا گناه میکردند حالا گناهشون هرچی بودش ما کار نداریم یه زمانی گناه میکردن خدای متعال میگه لاینال عهد الظالمین این ظالمین یه مشتقه با اینکه بچههای ابراهیم در گذشته ظلم کرده بودند قرآن میگه الان ظالم است پس من امامتو بهش نمیدم چی بچه.
- بچهها به دنیا که میاد ۱۵ سالش میشه ۲۰ سالش میشه حضرت ابراهیم هم هست لازم نیست قبلش به دنیا آمده باشه قبلش که میگیم اینه مثلاً فرزند یه کسی باباشم هست حالا باباش داره میگه امامت که به من دادی به اونم بده میگن این در گذشته ظلم کرده این ظلمو چطوری معنا میکنی پس اینا آیه رو من باید خیلی توضیح بدم من فکر کردم شما اینا رو اطلاع دارید بذارید جوابش تمام شه ببینید قطعاً.
- الان اگر مشغول ظلم است بچهایه یعنی الان داره بت میپرسته حضرت ابراهیم برای این تقاضای امامت کرده اینو پس بذارید کنار این قطعیه پس چی میشه بچهاش در گذشته بت پرستو یه زمانی بت میپرستیده مشرک بوده حالا اومده مسلمان شده حضرت ابراهیم علیه السلام این شایسته مقامه پیغمبری اینستا که داره برای این تقاضای امامت میکنه میگه خدا به اینم امامت بده خدای متعال هم میگه نه این ظالمه این ظالم بودن مشتق.
- رو معنای وسیع میکنه که بگیم چه حالا و چه در گذشته که حالا اینجاش میشد گذشته برای گذشتهای داره و خدای متعال الان حقیقتاً نه مجازند حقیقتاً میگن ظالمه این استدلال به آیه خب اگه ما آیه رو پذیرفتیم یعنی پس مشتق اعم از گذشته و حال یه نمونهشو همین آیه است بعد امام صادق علیه السلام تازه از این آیه استفاده میکن برای رد غاصبین میگن این غاصبین چطور گفتن ما خلیفه پیغمبریم اینا ظالم بودن خدای متعال میگه امامت به ظالم نمیرسه.
- ولایی که در گذشته بوده سالم نباشه من دیگه اکرام بهش نمیگم بکن ببین سه حالته ۱ مبدا هیچ دخالت نداره دو2- مبدا فقط حدوثاً دخالت داره بقا اصلاً ملاحظه نمیکنیم مثل سارق ۳ مبدعی که حدوثاً و بقا باید مستمر باشه مثل تقوا این سه تا سوال اینه که آیه شریفه جز اول آخوند میگن استدلالی که به آیه میکنید در صورتی تمام است به مخالفه میگن.
- در صورت استدلال تمام که وجه سوم را بپذیریم مثل همین تقوا که شخص در گذشته تقوا داشته هنوزم ادامه داره اینجا وجوب اکرام اومده شروع موضوع کسی که متقی است متقیان مبدأشو نگاه کن تقوا این تقوا مال گذشته تنها نیست معناش وسیعه حالا بیاد تو آیه شریفه هم همینطور میشه یا آیه شریفه اینه که در گذشته ظلم کرده بچه ابراهیم علیه السلام و این ادامه داشته تا حالا اگه اینه استدلال به آیه درست.
- الان ظالم است پس امامتم بهش نمیرسه و اما اگه گفتیم از شق دومه شق دوم چی بود همین یه لحظه که سرقت صادر شد دیگه ما انت سرقت میکرد ولو الان دیگه سرقت نمیکنیم خب استدلال با آیه نمیتونید بکنید این در گذشته الان صدق نمیکنه ولیکن بعد صاحب کفایی نکتهای رو میگن این نکته خیلی حائز اهمیته و اون اینه که آقای شریفه داره میگه مقام امامت یک مقام خطیریست اونقدر مهمه.
- که اگه کسی در گذشته و الان نه فقط گذشته بت پرستش ولو یه روز الان دیگه من به امامتش نمیرسونه این مثل امام جماعت نیست امام جماعت کسی در گذشته بت پرستی الان دیگه نمیپرسته الان عادله من میتونم پشت سرش نماز بخونم
- چرا چون مقام امام زیاد خطیر نیست جایگاهش بلند نیست جایگاه امامت جایگاه خلیفة اللهیه این به کسی میرسه که در گذشته گناه نکرده علنا البته قطعا باید گناه نکنه.
- این بخش رو اگه یادتون باشه ما تو ولایت فقیه این بحث خیلی خوب اون روز که ولایت فقیه میگفتیم اونجا مطرح کردیم و گفتیم ولی فقیهها که ۵ تا خصوصیت امام براش گفتن من کان من الفها تا آخر به خاطر خطیر بودن این جایگاهه والا میتونستن بگن هرکس فقیه است و عادله اگه اینو میگفتن و عادل بودنو متعارف حساب میکرد
- امام پنج تا چیزو بیان میکن به خاطر اینکه فقیه باید تالی تلو به معصوم باشه معصوم نیست اما مقام عصمت.امروزه که حتی گذشته هم نباید گناه کرده باشه یا مثلاً میگیم فکر گناه نباید بکنه نه عمل گناه یه درجه بالاتر از عدالت متعارف فکر گناه نکند
- که بخواد تصمیم بگیره تجری بهش میگه تجری هم نباید داشته باشه و صلی الله علی محمد و آل. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين--«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




