درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول الثالث عشر-في المشتق_إستدلال القائلین باالأعم_جلسه۴ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: یکشنبه  ۱۴۰۵/۰۸/۱۰ مدت زمان: ۳۰ دقیقه @doroos_ayatollahmahdavi

-  ://hosein128.ir -پایگاه شخصی   ​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

قالَ رَبِ‏ اشْرَحْ‏ لِي‏ صَدْرِي‏ وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي‏ وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً طه/ 34- 25. اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

الثالث عشر-في المشتق_إستدلال القائلین باالأعم_جلسه۴

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: یکشنبه  ۱۴۰۵/۰۸/۱۰

مدت زمان: ۳۰ دقیقه

@doroos_ayatollahmahdavi

  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم در کفایه سه قسم مشتق را بیان کردند یک قسم مشتقی که صرف معرفه اما دخالت در موضوع و حکم ندارد چند بار تا به حال گفتیم میگه اکرم شما میگید کیا یا هذا الجالس همه ایستادن یه نفر نشسته من می‌خوام معرفی بکنم.
  2. میگم چی میگم این جالس رو اما جلوس که مبدا جالسه جلوس هیچ دخالتی در اکرم ندارد مثل متقی نیست یا میگم اکرم هذا المتقی اینجا متقی مبدداش میشه تقوا و تقوا دخالت داره چون تقوا داره میگم اکرامش بکن حالا فعلاً قسمت اول میگه که داره راه میره که لباسش زرده اینکه نمی‌دونم عینک داره اینو مثلاً اکرامش.
  3. صرف معرفه خب اگه اینطور باشه این خصوص مطلبسه یعنی همون لحظه چون می‌خواد تعریف بکنه دیگه نشون بده میگه اینکه میشه حقیقت و انقضای مبدا توش معنا نداره که مثلاً بگم اکرم هذا الجالس بعد میگم دیروز جالش بوده که نمیگم که هذا الجالس یعنی الان نشسته قسم دوم خیلی مهمه که یک مبدا عالم ما قبلاً حاصل شده و الان نیست.
  4. الان نیست آیا با انقضاء مبدا میتونید هنوز این مشتق برش جاری بکنید یا نه مثال ما آیه قرآن همون لاینال عهد ظالمین در گذشته ظلم کرده الان ظالم نیست اما ظالم است قرآن به اعتبار اینکه داره نسبت ظلمو بهش میده میگه لاینال پس نسبت ظلم اول بهش میده با توجه به اینکه انقضای مبدا هم شده
  5. قسم سوم این بود که در گذشته.مبدا رو مرتکب شده و هم تو استمرار داره تا حالا اون که تقوا فرض کنیم مثال اکرم هذا المتقین متقی مثلاً از چند سال بیشتر تقوا داشته اما هنوزم این تقوا ادامه داره چون ادامه داره دارم میگم اکرامش بکن و الا که فرض کنید همین دیروز تا حالا دو روز تقوا افتاده دیگه من نمیگم مشکل ما سر قسم دومه قسمت اول قطعاً حقیقته قسم سوم هم حقیقته تقوایی که ادامه داشته باشه تا حالا.
  6. هم گذشته متقی بوده هم حالا اینم که قطعاً حقیقته می‌مونه قسم دوم که آیه شریفه وقتی میگه این آقا ظالم است پس من به امامت او را نمی‌رساند خب داره نسبت ظلم الان بهش میده اگر ما این قسم دوم نگاه کنیم می‌بینیم دقیقاً انقضای مبدا محقق شده مبدا گذشته بوده الانه مبدا رو ندارد اما آیه شریفه نسبت به بهش میده.
  7. کسی در گذشته ظلم انجام داده و الانم انجام نداده بازم صدق ظلم مشاورش می‌کنند به همین تمسک کردن طبق نظر آخوند می‌شد مجاز طبق نظر آخوند باید بگیم این آیه مجازً گفته می‌شد اینا ظالمان نه حقیقتاً طبق نظر ائمه میشه حقیقت آخوند که قائل به مجاز باید جواب بدن دیگه.
  8. آیا آیه شریفه مجازاً گفته اینا ظالمن آیا امام صادق علیه السلام که تمسک به آیه کردن داشتن مجازگویی می‌کردند نه دیگه مجاز خواستید بگید باید قرینه سارفه بیارید که این مشتق تو موضوع لهش استعمال نشده منصرف شده اومده جدید قرینه نیست یعنی گیر می‌افتیم اما گیر نمی‌افتن دلیل میشد براشون اهمیت سریع میگن که.
  9. این آیه نسبت ظلمو به این آقا داده پس معلوم میشه در گذشته که ظالم باشه الانه یسق علیه ظالم حقیقتاً هم صدق می‌کنه هم آیه حقیقتاً گفته هم امام صادق علیه السلام مشکل باید آخوند حل بکنه برای اینکه حل بکنن یک نکته رو صاحب کفایه بیان می‌کنن خودشون متذکرین نکته بودن و نه اینکه ما بخوایم بگیم تو کفایه اومده این نکته که آیه رو ما چطوری جواب بدیم آیه بالاخره رو حقیقت رفته جلو.
  10. و طبق حقیقت باید قائل به اعم بشیم آخوند قائل به ضیقن میگن فقط کسانی که الان ظالمند و میشه بهشون گفت گذشته‌ها رو نمیشه گفت جواب آیه رو بدن دیگه جوابی که ایشون میدن چیه میگن زمان جعل با زمان تلبس یکیست حالا ما اول باید کلمه آخوندا اصلاح بکنیم بگیم زمان جریان عوضش کنید چی باید بگن.
  11. زمانه اسناد چند بار اینو تا حالا گفتم یه اشتباه تو کفایی ۷ - ۸ بارم تکرار شده اینو توجه بکنید زمان جریان درستش بکنه بگه زمان اسناد اسناد یعنی کاری که من دارم می‌کنم از ظالمان اینو میگن اسم اما زمان جنگ زمان اسناد نیست زمان یعنی زمانی که این ظلم جاری شده برای این آقا خب زمان جنگ با زمان تلفظ یکیه اصلا اسمش عوض شده.
  12. با زمان اتصال ما قبلا اینا رو گفتم هی تکرار می‌کنم برای کسی نبوده اون هفته گفتیم سه تا کلمه است یه معنا داره و اگه می‌خواید اون جمله‌هایی که آخوند گفتند و درستش بکنید زمان جریان هرجا دیدید ایشون یه اشتباهی تو ذهنشون بوده جریان با اسناد مخلوط کرد ناچاریم اصلاح کن از زمان جنگ بردارید حالا بگید اسناد که ما داریم میگیم بازم تلفظ کیه.
  13. ظالمین زمان تلفظ که گذشته زمان اسناد اگه حالا باشه میشه مجاز آخوند میگن نگو حالا بگو همون ۱۰ سال پیش همون ۱۰ سال پیش که بت می‌پرسته یا هر گناه دیگه همون زمانی که متصف بوده به ظلم منم اسنادم همون زمانه زمانی وقتی یکیشون میشه چی حقیقت زمان نطق نمیگما دوره اصلاحش میکنیم یه تکرار نکنم دیگه.

 

  1. زمان تلفظ و زمان اعتصاب همش ۱۰ سال پیشه این ۱۰ سال پیشا همراه می‌کنیم با اسناد اسنادی که من میدم اسناد من اگه گفتم کان ظالما یه کان اضافه میکنه میگم ذریه ابراهیم کان ظالم یعنی کانم شد اسناد چی میشه سریع همون گذشته میشه اسناد میشه گذشته اتفاق هم که گذشته بوده وقتی زمان‌ها یکی شد میشه حقیقت. بله تو آیه کان نیست می‌خوام جواب بدیم دیگه آخوند دارن جواب میدن میگن یه کانا بگو عبارت این معنای آیه نیست من کان ظالما یکان اضافه می‌کنیم من کان ظالما ولو آنا ما فی زمان سابق میگیم اسناد صریحاً هم میگیم فی الزمان سابق اینو ما میگیم ظالم است.
  2. یعنی همون زمانی که مطلبس بود به ظلم این لباس ظلمو به خودش گرفته بود که میگیم تلبس و جعری و عرض شود که اعتصاب از همش یه معنا داره شاید یکیشو بگید میگه زمان تلبس ۱۰ سال پیش بوده الان دیگه نه اما زمان اسناد ما با کان درستش می‌کنیم نمی‌گیم الان دارم اسناد میدن میگم حالا ظالمه اینو نمیگن میگم ۱۰ سال پیش این جواب آخونده که میخواد چیکار کنن میخوان آیه مجاز بودن درش بیارن بشه حقیقت این راه فراری ایشونه.
  3. لاینال عهدی ابدا بعد میگن و هوحقیقتا دیگه شد حقیقت این جواب آخوند ما دوتا ایراد به کلام آخوند داریم ایراد اولمون همین فرمایش آقا سریعاً گفتم دیگه ما وقتی خوب توضیح میدیم ایراد واضحه ایراد اول ما چیه اینه که تو آیه شریفه کلمه کان نیست شما دارید در تقدیر میگه یه خدای متعال بلد بود بگه وقتی کان نیست عکس میشه
  4. و اون چیه اینه که در گذشته ۱۰ سال پیش ظلم کرده اسناد حالا نباشد این میشه اسناد که حالا شد میشه چی زمان اسناد بعد از انقضای مبدا تا مجاز شد داره گیر می‌دند آخوندا میگن که جناب آقا مجازگویی داری می‌کنی آیه شریفه مجاز نیست کلام امام صادق مجاز قرینه میخواد آیه حقیقت است پس گیر میندازه اون گوینده مستدل چی میگه میگه اولا آیه حقیقته ثانیاً حالا که حقیقته. زمان اتصاف گذشته از زمان اسناد حالا این دلیل امن بودنه این نشون میده اگه در گذشته کسی ظلم کرده الانه یسح ان یقال له انه ظالم الان ما اسناد پس دلیل شد بر رد کلام آخوند میگم
  5. آخوند برای جوابشون این توجیه کردن خب ما اولین ایراد که به آخوند داریم همینه که اسناد تو آیه شریفه من میگم.اسناد که میگه لاینال عهد ظالمین اسناد به لحاظ حال طلب واسه در گذشته نیست شما میگید هست من میگم نیست آخوند میگن هست به یک کانک اضافه می‌کنه میگن من کان ظالما زمان سابق لاینال عهدی ابدا دیگه امامت بهش نمیرسه این خلاصه همه حرفا رو ما زدیم مستدل می‌گوید آیه حقیقت است پس ظالم اعم شد معناش گذشته و حال آخوند میگن نخیر.
  6. آیه شریفه به لحاظ حال اسناد در گذشته اسنادم درگذشته پس میشه حقیقت ایراد ما این بود که تو آیه شریفه لفظ کان نیست خلاف ظاهر آیه چی بگیم ایراد دومی که ما به آخوند داریم اینه جناب آخوند بهترین بود که همون خطیر بودن بحث امامت مطرح می‌کردید اینجا چی می‌گفتیم می‌گفتید در گذشته ظلم کرده اسناد مال حالاست اسناد حالا داریم میدیم نه در گذشته.
  7. آیه رو خرابش نباید بکنی که نداره که اسناد حالا میدیم به اعتباری که در گذشته اما چطور حالا میگیم به امامت نمیرسه لایان عهد ظالم اول باید بگیم الان ظالم است و امامت بهش نمیرسه خب امامت نمیرسه به خاطر خطیر بودنه منتها خطیر بودن هنوز مسئله حل نمی‌کنه‌ها خطیر بودن نتیجه اینه که ما پذیرفتیم اعم از را ببینید دو تا نظر دو تا جمله دنبال هم می‌گن.
  8. ظالم الان این به نظر اهمیت درسته ظالمان الان میگیم لاینال عهد الامامه عهد امامتم بهش نمی‌رسه به خاطر خطیر بودن خب تا اینجا خطیر بودنو ثابت کردیم اما جواب پذیرفتیم الان ظالمه ولیکن راه جوابی که ما دادیم چی بود این بود که گفتیم ادعای.حقیقت کردیم حقیقت ادعاییه همون جمله شکاکی این مسئله را حل می‌کند اینجا این نکته رو چون من تو دوره‌های قبل نگفته بودم تو این دوره گفتم تو کتابم نیومده اینو دیگه باید خودتون اضافه کنید حقیقت ادعایی چیه اینه که من میگم رایتو اسدا اما کیو دیدم شخصو دیدم شخص شجاع دیدم نه رایتو زیدن  اسدا میگن نه ریت زیدن اسدا ک شجاع میگن هیچی اینا نمیگن از اول میگم رای تو.
  9. این رای تو اسداً اونایی که با مطول آشنا هستند دو جور میرن جلو ۱ می‌گوید اینجا در تقدیر است و ارسلان بگو رایتو زیدن کل اسد این یک و الا اگه این کارو نکنم تو بگی رای دروغ گفته که حیوان ندیده که دروغ میگه خلاف واقع داره دروغگویی مگه چیه کذب همینه ولیکن تو حقیقت ادعاییه دیگه کذب هم نیست میگه من.
  10. همون حیوانو دیدم همون حیوان چهار دست و پایی که تو باغ وحشه اونو میگه دیدم دروغه میگه نه حقیقت اونو دیدم اما نه حقیقت واقعی حقیقت ادعایی من ادعا می‌کنم که این شخصی رو که زیدو دیدم هرچی نگاش کردم سرتابا چون شجاعت بود دیگه خودشو ندیدم که بگم زیدن کل اسد اگه خودشو می‌دیدن می‌گفتن اما از شجاعت دوتا دورشو گرفته بود دیگه خودشو ندیدم از اول گفتم این خیلی مبالغه توشه.
  11. اتومبالغه بودنش وقتیه که اسد و تو همون حیوان مختلف معنا کنیم حالا بیام تو بخث ما ما نحن اینو کسی نگفته تو آیه شریفه حقیقت ادعایی اینه می‌خوایم بگیم کسی که ۱۰ سال پیش ظلم کرده حقیقتاً واقعاً الان ظالم نیست اما درادعا الان ظالم است از بس گناهش ضربه می‌زنه به امامت من ادعا می‌کنم که الان ظالم است تموم شد با این بیان که ما میگیم هم حقیقت دایی هم خطیر بودن جایگاه امامته بستن حل شد
  12. این بار دومه دارم می‌کنم شیخ بهایی اینو تو صمدیه دارم تو زیدان میگن سه جور توجیه است یک عدلون میگه به تعبیر عادلانه خب اگه من میگم زید عادل که مبالغه توش نیست که اون که میگه زیدان عدلن یه مبالغه مبالغشو خراب نکنید شما گوینده حواسش هست کان ابراهیم.- شیخ بهایی چی میگن یا بگو عدلن عادلان یا ذو- تقدیر بگیر ذو عادلن ۳ عد مبالغه ما فقط سومیش درسته اون یک خرابه سومی درسته چرا گوینده که میگه زید عدلن حواسش هست عادل یا عمدا اونا نمیگه نمیخواد شما تقدیر چیزی بگیرید.
  13. راضیم نیست گوینده میگه تو داری کلمه رو خراب می‌کنه مبالغه می‌کنم خب مبالغه چیه مبالغه اینه که اگه من زیدو که می‌دیدم شخصشو می‌دیدم صفتشم می‌دیدم زیدون عادلن عادل یعنی شخصی که عادل دو جز داره اسم فاعله دیگه اما یه وقته من زیدو که نگاه می‌کنم شخصشو دیگه نمیبینم ادعا حقیقتاً دارم میبینم ادعا میکنم که من شخصشو ندیدم از بس عدالت دو تا دورشو گرفته هرچی نگاه میکنم من شخص ندیدم.
  14. چون شخص ندیدم تو گفتارم عادل نمیگم فقط صفتو میگم میگم زیدان عدل همون خطیر است به اضافه حقیقت دایه از راه حقیقت ادعایی که رفتیم جلو کار حل میشه بله خب می‌خواستیم مسئله رو حل کنیم که چطور قرآن الان میگه این ظالمه آخوند میگه بزار بگو زمان اسناد گذشته است زمان تلفظ هم گذشته چون هر دوش مال ۱۰ سال پیشه حقیقت میشه.
  15. زمانشو دوتا کردی گفتی زمان اعتصاب ۱۰ سال پیش زمان اسناد حالا می‌خوان حل کنن مسئله رو اینطوری میرن حل می‌کنن منتها مشکل تو اینه که آیه کان ندارد ما چطوری حل می‌کنیم ما بالاخره باید حل کنیم مسئله رو ما از راه حقیقت دائمی نکته دیگر حرفی است که آقای غزالی زده دیگه ما زیاد اینا رو معطل نشیم آقای غزالی چی گفته گفته مشت در گاهی موضوع قرار میگیره گاهی محمول واقع میشه مثالش هم سارق.
  16. اگه موضوع قرار بدی مثل خود آیه میگه از سارق و سارقه فقیه اینجا که موضوع اعم است از اینکه الان داره سرقت می‌کنه یا در گذشته سرقت کرده است ما الان بهش نسبت هو سارق الان بهش میدیم بعدم میریم دستشم قطع می‌کنیم پس هر جا سارق موضوع قرار گرفت بگید اعم است از گذشته داشته سرقت کرد یا لغتاً سارق برای اعم وصل شده.
  17. بعد میاد همین سارق اگه اومد محمول واقع شد مثلاً گفتید زیدون سارقون اینجا چون سار محموله دیگه انقضا مبدا فایده نداره این حتما خصوص یعنی الان اگه الان سارقه می‌تونی بگی زیدان سارق اما یه گذشته بوده نمی‌تونه بگه اینم حرف غزالیه که در واقع می‌خواسته آیه رو حل کنید چشمش به آیه افتاده به یه مشکل برخورد کرده ؛ خب مشکلم مشخصه چیه معلوم خود.
  18. غزالی نظرش چی بوده خسرو متوبس نظرش بوده که مثلاً ضارب باید الان ضارب باشه تا بتونیم بگیم ضارب و بعد رسید به آیه دیدش که خب آیه سارق مال گذشته سرقت کرده الان ما داریم دستشو قطع می‌کنیم اینو چیکار کنیم یه راه حل براش درست کرد گفت این علتش اینه که صارق موضوع قرار گرفته تو آیه محمول بود همون قانون ما درسته باید حتما الان سارق باشه بله گذاشته بود مجازً الان بهش گفته می‌شه.
  19. صاحب کفایه حرف غزالی که نقل می‌کنند بعد جواب می‌دهند دو تا جواب میده یک جواب میدن میگن که این صارق درسته در گذشته سرقت کرده اما اسنادم به لحاظ گذشته میگه ما فوت و فن آخوند دستمونه می‌خوام چی بگم توضیح دیگه خیلی نمی‌خوان این از سارق مثلاً پنج سال قطع کرده ما میگیم الان بگید ما هم اسنادمون همون پنج سال پیشه این یک جواب عرض شود که.
  20. جواب دومی که ایشون میدن به غزالی میگن که آقای غزالی شما داری میگی موضوع بود اعم وصع شده برای هم اگه محمول بود این معناش این است که مشتق دو تا موضوع له داره کجا برو تو لغت نگاه کن ببین اگه دوتا موضوع نداره تو لغت باشه دیگه نیست اینم جواب دوم خونده که در واقع مسئله رو حل نمی‌کنن یه ایراد دارن به آقای غزالی میگیرن.
  21. یعنی حرفی که زدی لازمش اینه که مشتق دو تا موضوع داشته باشه و واضع که داشته مشتق وضع می‌کرده سریع هم باید بگه دیگه هرگاه مشتق تو موضوع قرار گرفت مفهومش اعم است از گذشته و حال هرگاه محمول واقع شد معناش فقط زیر فقط خب به هر صورت که ولیکن میشد آخوند جواب سوم را بدن.بگن همون کان سارقنا اینو تصریح نکردن آخوند تو کفاییه برید تو جواب اول میگن که ما می‌گوییم خصوص حال تلفظ ولو اینکه منقضی شده قبلا سرقت کردم من میگم یه ۵ سالم فاصله می‌دادیم اشکال نداره که بازم بگو دستشو قطع بکن این اخوند تو جواب اولشون اینه که و مبدا منقضی شده است اما الان دستشو قطع می‌کنیم خب.
  22. ایرادی که الان به همین جواب اول آخوند هست اینه که آخر شما مسئله را حل نکردید بالاخره این در گذشته سرقت کرده آیا الان بهش می‌تونید بگید سارقه یا نه شما دارید دستشو قطع می‌کنید دست که یقیناً قطع میشه اما قبل از که دستو قطع کنید اول بگید صدق مشتق اول بگید هوصارقون بعد میگید و مثلا یا خوب شما الان نکرده صدق مشتق ندارید دستشو قطع می‌کنید بحث ما تو. بریدن
  23. لذا جواب سومی که ما دادیم همان جوابی و اسناده که ما گفتیم جریان نگویید دوباره ما اینجا رو کلام آخوند بخند بریم جلو میگم جری و اتصاف زمان جنگ و زمان اتصاف یکیست اما بخوایم درستش بکنیم دوباره جاش اسناد می‌گذاریم اینا رو کتاب اصلاح بکنید بکنید ما رو مبنای آخوند کلمه باید اصلاحش کنید بگید زمان اسناد ما الان نیست.
  24. اسناد محمول ۱۰ سال پیشه زمان تلبسم ۱۰ سال پیشه خب اسناد تلباس وقتی یکی شد میشه حقیقت ولیکن خود ما این جواب سوم نمی‌پسندیم چرا ما میریم تو دادگاه الان که میرن قاضی میگه من سارق سارقشو قطع کنم یعنی تو دادگاه بانک ۵ سال پیش سرقت کردن الان صدقه سرقت برش میکنه آیه همینه دوباره میشه مجاز طبق نظر آخوند باید بگیم مجازه چون مبدا منقضی شده الان داره میگه سارق.
  25. قاضیان الان میگه گذشته بود میگه سارق کیست الان پس جوابی که ما می‌دیم همون جوابیست که بارها گفتیم ما همان جا و همه جا حل کردیم گفتیم به لحاظ اثر چون اثر قطع دست هنوز نشده ۵ سال پیش درسته دزدی کرده اما دست قطع نشده این اثر هم تو مونده تا حالا چون اثر باقیه موضوع رو هم ما میگیم باقیست میگه هم تو این سارق تا وقتی که دستش قطع نشده.
  26. وقتی دست قطع شد و کانا میگه سارق بود دستشم قطع کردم یه زمانی دیگه وقتی تمام شد دیگه تمام میشه خب اینم الحمدلله این بحثم تمام شد بخش بعدی ما میره تو همراه اول فی وحدت مفهوم مشتق و بساطتهی سیتی انشاالله صلی الله علی.
  27. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  28. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته