نفس 368بار در قرآن آمده 4- شناخت نفسشناخت نفسهر نفسى در آغاز فطرت خود به طور مساوى از فرشته و شيطان تأثير پذير است.

https://hosein128.ir- پایگاه شخصی  ​​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

نفس 368بار در قرآن آمده 4-

  1. شناخت نفسشناخت نفس
  2. بسم الله الرحمن الرحیم
  3. هر نفسى در آغاز فطرت خود به طور مساوى از فرشته و شيطان تأثير پذير است.
  4. و يكى از اين دو به سبب پيروى از هوى و هوس يا ملازمت پارسائى و تقوى برترى و ترجيح پيدا مى‏كند.
  5. پس نفس اگر به مقتضاى شهوت يا غضب ميل نمود شيطان مجال مى‏يابد و به وسيله وسوسه به دل در مى‏آيد،
  6. و نفس اگر به ياد خدا باز گردد ميدان بر او تنگ مى‏شود و كوچ مى‏كند و فرشته الهام بخش داخل مى‏شود- ديو چو بيرون رود فرشته درآيد.
  7. در ميدان نفس  دو سپاه فرشتگان و شياطين پيوسته درگير و دار و در حال حمله به يكديگرند.
  8. زيرا نفس به سبب قابليّت دو امر و به واسطه دو قوه عقليّه و وهميّه جولانگاه اين دو سپاه است، تا سرانجام يكى از دو لشكر پيروز مى‏شود و كشور جان را تسخير مى‏كند
  9. «نفس» است كه از جنس ملائكه مقدسه است. و «بدن» امرى است عاريت، و حكم مركب از براى نفس دارد،
  10. آنچه باعث افضليت آدمى بر ساير حيوانات مى‏شود آن جزء ديگر است، كه «نفس ناطقه» باشد.
  11. و(نفس) له قوى أربع: قوة عقلية ملكية، و قوة غضبية سبعية، و قوة شهوية بهيمية، و قوة وهمية شيطانية.
  12. «عقل»، «شهوت»، «غضب» و «وهم»، حكم كارفرمايان و سران لشكر وعمال مملكت دارند، و ساير قوا، زيردستان و فرمان برانند.
  13. قوة عقلية ملكية: شأنها إدراك حقائق الأمور، و التمييز بين الخيرات و الشرور، و الأمر بالأفعال الجميلة، و النهي عن الصفات الذميمة.
  14. اخلاقى كه به قوه عقليّه تعلّق دارد مثل هوش و حافظه و خوش فكرى و غيراين‏ها. که متعلّق تكليف نيست چون «برخى خلق و خويها».
  15. قوه عقليّه  دو جنس رذيلت دارد: «جربزه و سفسطه» كه در طرف افراط است. ‏و«جهل بسيط» كه در جانب تفريط است.
  16. قوه عقليّه :  شأنها إدراك حقائق الأمور، و التمييز بين الخيرات و الشرور، و الأمر بالأفعال الجميلة، و النهي عن الصفات الذميمة.  مثل هوش و حافظه و خوش فكرى و غير اين‏ها که به اخلاق تعلّق دارد.
  17. قوة غضبية سبعية : موجبة لصدور أفعال السباع (درندگى)من الغضب و البغضاء و التوثب على الناس بأنواع الأذى.
  18. قوه غضبيّه ، سگ براى رنگ و شكلش سگ و مذموم نيست بلكه به واسطه حقيقت سگى و درندگى يعنى حرص و آزمندى بر حمله آوردن بر مردم و گزيدن و زخم زدن است، و نيروى خشم موجب‏. راغب گويد گفته‏اند: بعلت تمام قوى بودن سبع خوانده شده‏
  19. قوه غضبيه مردمان برسه قسم‏اند: غصب در افراط  ودر تفریط  ودرحد اعتدال.
  20. قوه غضبيه درافراط  :  صفت خشم چنان برآدمى چيره شود كه از اطاعت عقل و شرع بيرون رود و فكر و بصيرتى برايش باقى نماند.
  21. قوه غضبيه درتفریط : فاقد باشد يا به قدرى در او ضعيف شود كه در مواردى كه شرعا و عقلا غضب لازم است هيچ غضب نكند.
  22. قوه غضبيه دراعتدال :غضب بموقع و بجا باشد به طورى كه از حدّ شرع و عقل بيرون نرود، بلكه عدم آن تابع شرع وعقل باشد.
  23. قوه غضبيه درافراط : «غضب، كليد هر بدى و شرّى است»  بسا شدت غضب، موجب مرگ مفاجات گردد.
  24. قوة شهوية بهيمية : لا يصدر عنها إلا أفعال البهائم (حیوانات)من عبودية الفرج و البطن، و الحرص على الجماع و الأكل.
  25. قوة وهمية خياليه‏ شيطانية : شأنها استنباط وجوه المكر و الحيل، و التوصل إلى الأغراض بالتلبيس و الخدع،
  26. جربزه : (زيركى و استعداد فريفتن و گول زدن) نمايش تيزهوشى و زيركى، و تجاوز از حدّ نظر و تفكّر، و مبالغه در بحث و جدل، و پافشارى در شبهات واهى و بى‏اساس، و حكم و داورى‏.
  27. جربزه موجب آن است كه فكر از حدّ شايسته بيرون رود و ذهن از راه راست منحرف شود،
  28. سفسطه : درعقايد و تمايل به علوم غير يقينى- مانند جدل- شوق به كهانت و پيشگوئى و شعبده‏. حيله و خدعه؛ يعنى حكمت آميخته به دروغ و اندوده به تزوير،
  29. وبرابر هر فضيلتى دو جنس رذيلت قرار دارد.افراط  و تفریط .  و ضدّ رذیلت آن دو علم و حكمت است.
  30. نفس داراى قواى مختلف
  31. قوای  عقلی ، ادراکی، روحی ،نفسی
  32. قواى ظاهرى حسّى،
  33. نفس داراى قواى مختلف است: قوّه حسّى، قوّه خيالى و قوّه عقلى،
  34. اگر قواى حسّى و خيالى و عقلى را از نفس بگيريم ديگر چيزى باقى نمى‏ماند.
  35. قواى طبيعى و صور نوعيّه و نفس ناميه و نفس حيوانيه و نفس ناطقه را به ميان مى‏آورد.
  36. اى دنيا از من دور شو، مهارت را بر پشت تو نهاده، و از چنگال‏هاى تو رهايى يافتم، إليك عنّى يا دنيا فحبلك على غاربك، قد انسللت من مخالبك، و أفلتّ من حبائلك،
  37. و از دام‏هاى تو نجات يافته، و از لغزشگاه‏هايت دورى گزيده‏ام. و اجتنبت الذّهاب فى مداحضك.
  38. كجايند بزرگانى كه به بازيچه‏هاى خود فريبشان داده‏اى : أين القوم الّذين غررتهم بمداعبك
  39. كجايند امت‏هايى كه با زر و زيورت آنها را فريفتى كه اكنون در گورها گرفتارند و درون لحدها پنهان شده‏اند. أين الأمم الّذين فتنتهم بز خارفك هاهم رهائن القبور،
  40. اى دنيا به خدا سوگند اگر شخصى ديدنى بودى، و قالب حس كردنى داشتى، حدود خدا را بر تو جارى مى‏كردم، و مضامين اللّحود و اللّه لو كنت شخصا مرئيّا، و قالبا حسّيّا،
  41. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  42. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

 

 

 

 

 

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید