https://hosein128.ir=- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی--بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول ----الثالث عشر_في المشتق و المراد منه
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: یکشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۲۹
مدت زمان: ۴۰ دقیقه
@doroos_ayatollahmahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم از امروز وارد بحث مشتق میشیم در واقع سیزدهمین بحثی است که در کفایه ملاحظه میکنیم و آخرین بحث قبل از اوامرم بحث مشتق برای چی مطرح میشه تو اصول بخاطر اینه که ما وقتی میخویم اجتهاد بکنیم مواجه میشیم با مشتقاتاتی که.یک سوال برامون پیش میاد میخوایم اجتهاد بکنیم حکم خدا را صادر بکنیم مواجه میشیم با یه اشکال اون اشکال اینه که این مشتق معناش فعلیش یا گذشته است یا آینده من سه تا مثال میزنم براتون یکی تو بحث عقاید یکی در اخلاق یکی در احکام میدونید ما سه تا علم در حوزه باید درش تخصص پیدا بکنیم.
- و تو هر سه شم باید مجتهد باشیم الان رسم اینه که تو فقه میارن و مشکلم داریم الان بعضی بزرگان ما ملاحظه کردید که تو فقه خوب مسلطن رسالت نوشتن اما تو عقاید نه تا میان صحبت بکنن دهها مشکل دارند چون بحث نکردن تخصصی کار نکردن ازشون سوال بکنید تدریس کردید اصلا اصلا کاری شاید تجدید نداشت.حالا پیر ۹۷۰۸۰ سالم باشه ما احترام براشون میگذاریما اما وقتی مسلط نیست به مباحث اعتقادیا بعد دهها مشکل داره همین بحث که الان تو فقه امروز داشتیم یه بحث اعتقادی بود و صدها مشکل دیگه الان خدمتتون بگم که اینو ما داریم این بحث تو بحثهای اعتقادی یکیش این آیه ۱۲۴ سوره بقره است وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ (124)با تفسیر شما مراجعه کنید حضرت ابراهیم علیه السلام ۴ تا آزمایش سختی رو داد و همه رو موفق شد و از جمله ولایت معصومین علیهم السلام رو یک امام یا دو امام و اینا نشد فتمن یعنی کلمات رو تا حضرت بقیه الله ارواحنا فدا تمام کرد گفت من.فدایی همه اینا هستم زیر چتر ولایت اینا
- وقتی همه ولایت اینها رو با صراحت پذیرفت فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً یه درس برای همه ما خدا رحمت کنه آیت الله مولوی قندهاری که داستانش را تو کتاب داستانهای شگفت آیت الله دست غیب ببینید کرامت های زیادی ایشون داشته از بزرگی بودند در نجف و دیگه آخر عمرشون. سالهای زیادی در مشهد بوده و ما هم توفیق داشتیم بالاخره میرفتیم زیارت خدمت ایشون مقید بودم یه سری بزنیم خیلی چیز ازشون استفاده کردیم یکی از مطالبی که ایشون گفتن این بود فرمودند انبیایی که براشون مشکلاتی به وجود اومد تمامشون مال این بود که تو ولایت گاهی نقصی یک کمبودی داشتند مثلا به ذهنشون میرسید که.چطور شده این ۱۴ نفر انقدر به خدا مقربن و ما باید از زیر چتر ولایت اینها باشیم تا اینا میومد تو ذهنشان گرفتار میشد ایشون اعتقادشون این بود و چون اشراف به روایات داشتند و میدونستن که این مطلب از خودشون نیست از اجتهادی نمیپروختن یه روایتی جایی بود منتها من خودمم پیدا نکردم اگر روایت شد پیدا بکنید میتونید اما این بیان ایشون بود خیلی بیان دقیقی هم بود خیلی هم من.قرینه و تایید ۳۰ سال هست حالا ایشون فوت شدن اما قرینه خیلی پیدا کردم برای کلام ایشون
- گاهی تو محدوده میپذیرفتند دقت نکردید چی میگه نمیگفتن ولایت منکره میگفتن تو ولایت یکم بودی این کمبود مثلاً نمیگفت قبولم میگفت چطور مثلاً اونا جایگاهشون آن قدر پیش خدا بالاست که همه جهان را خدا به فرمان اینا قرار داده کل جهان.روایت امام باقر علیه السلام را ببینید من ۴۵ سال پیش دیدم اما باز مراجعه بکنید پیدا میکنید تو جلد ۴۳ بهار امام باقر علیه السلام فرمان کل جهان اسم میارن میگن حیوانات اجنه ملائکه انبیا همه را اسم همه اینا واجب است از مادر فاطمه عله السلام تبعیت بکند.ولقد کانت صلوات الله علیها طاعته مفروضة علی جمیع من خلق الله دنبالش میگن من الانبیا والملائکه و چی و چی وجه خیلی تعبیر بزرگیست اینا میگن ولایت کلیه ما که طلبیم باید اینا رو خوب روش کار کنیم ما هفته قبل یک بخش اینو گفتم خدمتتون که برید تفسیر البرهان اون مقدمه شو خدا الوارها جلد قدیمش من نمیدونم چاپ جدید شده یا نه.مجلد بزرگ ۴ جلده این چهار جلدشو که تفسیر آیات قرآن قبل از اون یه مقدمه داره مقدمهشم اونم قطوره مال محدث بحرانی هم نیست دیگه دنبال این نگردید یه آقایی یک محققی زرنگ بوده برداشته کتابا نوشته بعد دیگه قدیم این کارو کرده رسمی شده که اینو مقدمه تفسیر قرار دادن اون یه جلد و طلبه ها باید یه دوره کامل بخونن حالا چطوری بخونن.ما خودمون هرچی سخنرانی میکردیم یه چندین سال بود منبع من همین کتاب یه دور کاملشو نگاه کردیم تا هزاران مطلب رو یاد گرفتیم خب برگردم
- سر این نکته حضرت ابراهیم علیه السلام گفت قال و من ذریتی خدایا حالا که به من مقام امامت دادی از ذریه منم تقاضا میکنم که به این مقامت برسند حالا نسلش میخواست یه اتفاق بیفته خدای متعال فرمود نه نسل تو ظالم است.
- مقام امامت به اونا نمیرسه تو ظالم نبودی قال لاینال عهد الظالمین این خیلی خلاصه حالا کلمه ظالمین اینجا یه بحث اعتقادیه آیا تو تفسیر شما چطوری آیا ظالمی که الان مطلب بش به ظلم است به ظلم الان یعنی الان داره چیکار میکنه ظلم میکنه مثلاً مشرک بت میپرسته یا یک گناه دیگه انجام شراب میخوره دروغ میگه چی انواع گناه داریم دیگه.اگر کسی الان مطلب بشه به ظلم است قرآن میگه لاینال عهدی خب سوال اگه کسی قبلا متول به ظلم بوده الان نیست قبلا یه ۱۰ سال از عمرش بت پرست بوده بعدم اومده مسلمان شده آقای شریفه شامل حالش میشه یا نه یعنی میتونیم بگیم خب از ظالمان برید اینو داریم میگیم که مشتق صدق بکند به کسی که قبلا مطالعه به مصدر بوده است الان به مصلحت نیست بازش بکنید و مشخص میشه چی میخوایم بگیم.
- به کسی که نگذاشته نه حال ظالم نیست آینده آینده میشه تو علم خدا خدای متعال علم داره که این آقا آینده منحرف میشه آیا اینو میتونیم بگیم هو ظالمان چه احتمالی وقتی به روایتها مراجعه میکنیم امام صادق علیه السلام به همین آیه تمسک کردن در رد خلفای سه گانه گفتن سابقه ظلم داشتن یعنی یه تیکه از عمرشونو بت پرست بودن.
- چطور اینا اومدن وصی پیغمبر شدند قرآن میگه خود امام صادق علیه السلام وقتی به آیه تمسک میکنند معلومه که پس ظالم نسبت به گذشته با حال فرقی نمیکند با اینکه در گذشته بت پرست بوده امام با همین آیه رد کرد یعنی کسی که یه مدت عمرش گذشته ظلم بوده الان یسق علیه ظالمان این یه آیه من خواندم راجع به وسایل اعتقادی یا آیه بخونم راجع به اخلاق من و شما باید اینا رو توش کار کنیم
- دلالت کلیه بود که ایشون فرمودند و اما تو اخلاق برید من شر حاسدن اذا حسد یه بحث اخلاقیست حسادت از که هیئت راسخة فی النفس تصرعنه الافعال به سهولت اینا رو میگیم اخلاق درسته حالا اینجا من شرحاسده اگر کسی الان حسادت داره قطعا بهش میگیم هو حاسد الان متبث به.مصدر یا مبدا حالا کسی در گذشته حسادت داشته دیروز نسبت به من حسادت میورزه الانم نه حسادت که نداره تموم شده آیا یسق علیه تفسیر اصلاً این بحث کردن توشه یا نکردن اونایی که با اصول آشنا هستند تو تفسیر اینا رو روش کار میکنن زوایا داره و اگه کسی آینده میخواد حسادت بورزه نه گذشته نه حال به من حسادت نداشته آینده میخواد حسادت بورزه.
- بحث اخلاقی که الان ما اینجا بحث ما اصلا تو اصول که میکنیم مقدمه فقهه چون تو فقه خیلی ما برخورد میکنیم مشتقاتی که میخوایم یه حکم خدا رو روش صادر بکنیم مثلاً الوضوع مکروه بالماء المسخله الشمس اینو تو سالم داره اگر الان آبیش که الان مسخن به شمسه.دست میکنید الان حرارت داره قطعاً وضو با این میشه مکروه
- اما سوال اینه که اگه انقضا عنه المبده یعنی دیروز گرم شده بود بعد شب دیگه سرد شد حالا آیا بازم مکروهه آقای مجتهد فتوا داده اینه بحثا همینه که ما تو اصول کار میکنیم تا بعد تو فقه بتونیم استنباط بکنیم و اگر آبی آینده به شمس بشه بازم میگیم مسخننا و الوضو به مکرو ام لا.
- پس دقت کردید من بحث وسیعش کردم فقط مختص به فقه نیست تو اخلاقم هست اخلاقم یکی نیست یه آیه و دعای او صدها دستور اخلاقی ما داریم که مثلاً شجاعت به حول نمیدونم سخاوت ایثار هر کدوم اینا این بحث توش مطرحه که الان اگه کسی متبسه به عیسی میگیم هو موسی مگه در گذشته بوده الان نیست چی اختلافه.این یک نکته
- نکته دیگه که باید توجه بکنیم اینجا تو اصول میگیم قطعاً اگر کسی آینده میخواد متنبس به مبدا بشه مجازه مجاز است توضیح میدیم یعنی چه مجازات یعنی اگه گفتیم الان این آقا متولد بشه به مبدائه اینو داریم میگیم مجازً میگیم بله گفتیم آینده این آقا آینده راننده میشود که حقیقت این خدا میگم آینده آینده مثلا یک سال دیگه میره یاد میگیره میشه رانده .
- آینده شجاع میشه آینده حسود میشه آینده این آب مسخنه به شمس میشه هر وقت شد اینکه اشکال نداره صحبت الانه من میخوام صدق الان بکنم به خاطر که آینده میخواد متولس بشه این قطعاً مجازه چرا مجازه دلیلشو تو اصول نگفتن اینا رو باید روش فکر بکنیم دلیلش اینه که این موجود و این مشکل دارم میگم مشتق همیشه مرکب از دو جزء یه ذات یه مبدا اون ذاتشو دارن میگن ذاتی که تا حالا.اصلا متولد بشه به مبدا نبوده نه در گذشته نه حال آینده میخواد مطلبس بشه خب این معناش اینه که تا الان یک لحظه هم مطلبس به این صفت نبوده چطور میخوای بگی حالا یه لحظه هم نبوده پس اگه میخوای بگی و بگی این آقا متصف است به اعتبار آینده قطعاً باید یه قرینه بیاره که معنای حقیقی بیار معنای مجازی قرینه سال اما دو مورد دیگه هم داریم یه موردش الان متبسه اینه کسی شک توش نداره که.حقیقتاً اگه ذات متصل به مبدائه بهش قطعاً میشه رد گفت کسی که الان مثلاً شجاعه الان حسوده الان ایثارگره الان چیه هرچی بگید قطعاً اینه که الان است صدق حقیقی میکند که حقیقتاً عرفانی از جمله او ظالم که گفتیم ۱۲۴ بقره اونم همینه کسی الان بت پرسته قطعا بهش میگیم ظالمه این یه چیز قدرتیقن اینه.
- اما نسبت به گذشته اگر کسی در گذشته مطلبس به مبدا بوده یعنی یه تیکه وقت و عمرشو مثلاً بت پرست بوده بعدم هدایت شد مستبصر شد اومد شیعه شد اینو چی میگین اینجا اختلافیه چرا اختلافیه نگاه ما به دو سمته من وجه انه مطعت آخر نخ مطلبس نیست چطور اگه نگاهتون به گذشته باشه.مبدا بود بالاخره ۱۰ سال در گذشته بود ۲۰ سال یه روز هرچی میخواد باشه همین که مطلبس به مبدا شد یسق علیه انه ظالما ولو الان نیستا اما من نگاهم به گذشته در عمرش یه بار ظلم داشت اما نگاه فعلی اگه بکنم میگم الان که دیگه ظالم نیست الان چه اشکالی داره مثلاً تو عدالت شما این بحث ها را میکنید تو عدالت ها میگه اگه کسی در گذشته فاسق بوده عادل نبوده.-اما بعد پشیمان شد توبه کرد و الانم فاسق بوده من کلمه فاسقشو میگم عادلش قطعاً الان صدق میکنه چون الان مطلبس به عدالته میگید هو عادلان فیجوز الاقتدا بهی اما نسبت به گذشته فاسق بود الان یسع علیه فاسقون اینجاست که اگه نگاهتون الان بگذشته است بله میگه هنوز فاسق است لا یجوز الاقتدا.
- اگه نگاهتون به زمان فعلیه میگید فعلاً دیگه فاسق نیست پس یجوز برید گذشته تردید هست حال یقیناً صدق میکنه و آینده یقیناً صدق نمیکنه این سه تا نظریه بحث ما هم بیشتر تو گذشته یعنی تو این بحث ما شرطی میکنیم میخوایم بعد تو فقه اجتهاد بکنیم اخلاق اجتهاد بکنیم تو عقاید بکنیم ما که طلب ایم تو سه تا رشته باید باشیم.
- رشتههای تخصصی رو که من یه موقع بهش ایراد داشتم همین بود گفتم شما فکر میکنید که اینا بعد از هم تفکیک بکنیم بابا طلبه تو سه تا رشته با هم باید مجتهد باشه نه فقط تو اعتقاد بعد تو اخلاقم طلبه نیاز داره بحث خلوص تو اعتقادات که نیست که تو اخلاقه اگه کسی فرض کنید من خالص نباشما تو اعتقادات هر چی خدا را خوب بشناسم وقتی خالص نیستند برای ریا برای اینکه شهرت بین شما پیدا بکنن اون کارو میکنه.
- حالا این درسته یعنی دینی که به من گفت برو خدا رو بشناس همینو گفت گفت اعتقادات بدون اخلاق این بود من اول اصول این بحثو کردم انشالله چهار پنج جلسه بشه خواهید دید بحثهای جدیدی بود تو اصول آوردیم که یهو فکر نکنید اصول فقط مقدمه فقه ما با همین اصول که یاد میگیریم باید توی اعتقادات هم بریم اجتهاد بکنیم از جمله مشترک امروز داریم میخونیم بله دو صورت اتفاق میشه یه صورت و اختلاف.
- اون دو مورد اتفاق را هم دلیلشو گفتیم این دلیلشو چون نمیگن تو کفایه و جای دیگه اینا رو به وضوح گذاشتن گفتن همه میدونن در حالی که نه نمیدونن وقتی ازش سؤال میکنه کسی یا نمیدونیم دلیلش چیه پس دلیلشم دقت بکنیم ها بیاد بحث گذشتهشو نگاه کنیم و اینا به درد ما میخوره باید بدونید طلبگی فقط تو فقه نیست باید چند سال انسان کار اعتقاد بکنه چند کار اخلاقی بکنه تا بشه یه انسانی که رنگ و بوی امام زمان رو داره انسان کامل تو سه تا رشته میره جلو.
- نه فقه تنها حالا من فقهشو استثنا بزارم اگه کسی فقه بلد نباشه اما تو اخلاق خیلی کار کرده خب نمیتونید برید ازش استفاده کنید مشکل داره دیگه این کم داره این الان وقتی میرید تو احکام بلد نیستا فرض کنید درسشو من مثال میزنم درسی که واجبه راحت میرید نمیخونه و یه سری مریدن دور خودش جمع کرده خب شما که طالب جمع باشه بنده خدا دانستن احکام برای اونایی که در معرضن نه برای مردم بازار.برا شماهایی که توانایی دارید مستعد بشید چرا رها میکنید آیا اون میره تو دادگستریا تو آموزش و پرورش بدون اینکه مشورت بکنید به خاطر پول بریم اونجا بعد این مشکلاتی برای خودتون درست میشه اینا رو بدونید نگاه نکنید به یکی داره اشتباهی میکنه منم میرم حالا وظیفه تونو ببینید چیه حالا امروز دارم عرض میکنم اجتهاد تو سه تا رشته با من عامه استقرا نیست مجموعاً سه تا اجتهاد برای خودمون تشریح بکنیم.کار بکنیم نه فقط ترجمه بکنیم
- کتاب مینویسن فوری کتاب هنر اصول خوب بخون ۲۰ سال اصول بخون سه دوره خوب مجتهد بشو تو بعد برو تو اعتقادات کار کن اعتقاداتو با مبانی اصولی نظر بده توش از جمله ظالمی که امروز بحث کردیم و خیلی بحث مهمی هم هست بحث اخلاقیاتش خیلی مهمه هر اخلاقی شما کار بکنید حالا.
- کتب اخلاقی این بحثو توش نیومده چرا چون فکر میکنند اصول فقط مقدمه فقهه فقط مقدمه آب مسخنه به شمس در حالی که به درد فقه میخوره نمیگم اما مختص به اون نیست خب این هم یک نکته
- نکته دیگر مراد از مشتقات چیست ما یه مشتقات تو علم نحو داریم که چی میگن تو نه میگن مصدر اصل کلامه و از او ۱۱۰ صیغه استخراج میشه درسته.
- ماضی مضارع و امر نهی و جهد و نفی و اسم فاعل و اسم مفعول با هر کدامش که میدونید ۱۴ تا یا شش تا همه اینا میشه ۱۱۰ بعد چی میگیم میگیم ضرب مصدر این اصله بعد ازش مشتق میشود ۱۱۰ وجه آیا اینجا تو اصول وقتی میگه این منظوره اتفاقاً این نیست منتها این بحثو الان نمیکنیم آینده یکی از بحث میکنیم همینه که چرا منظور ما از مشتقی که اینجا تو اصول میگیم فعل ماضی و مضارع و.اسم فال مفعول اینا رو ما نمیگیم این نیست پس مراد چیه اینجاست که به مشکل برخورد میکنه مشتقی که اینجا میگیم چیه گفتیم کلمهای است که یک ذات داره یک وصفی داره ذاتی دارد یه وصف ظالم که گفتیما ظالمین چی یعنی هو یه ذات توشه که میگیم هو اسم شخصه هو ظلما چیه صفتش این دو تا همش میکنیم هو میشه ظالمون یه مرت میشه.
- وقتی شد ظالم میگیم یک ذاتی دارد و یک و و دیگه ما بهش مبدا میگیم منظور بدون چیه مبدائی است که این مبدا اومده جاری شده است بر ذات جریش بر ذات اگر به لحاظ حال است که الان داریم بحث میکنیم گاهی به لحاظ حال گاهی به لحاظ آینده است گاهی لازمش گفته منظور ما از مشتق است اینه حالا ما با توضیحی که.
- عرض میکنم این نکته ای که گفتم ناقصه هنوز کاملش حالا این که میخوام بگم نگفتم میگم اصلاً ناقصه دیگه چی دارم میگم میفهمم باید با کامل اطمینان بگه من اینا اول ساده میگم که ذهنتون نره تو مشتقات نحوی فاصله بگیرید دیگه از اول بگم که چی میگم خب اینطور صحبت کردن منظورم حالا توضیح میدم.
- میگن پس منظور از مشتقی که اینجا میگیم اما خاص من وجه یعنی نسبت به اون مشتق نحویا من جهت عام و من جهت خاصه خلاصه حالا توضیح و ذالک وقتی میگیم وجه یعنی یه ماده اجتماع دارد که هم مشتق اصولی هم مشتق نحوی هر دو صادق است اون مثل ضارب میمونه ضارب هم تو اصول ما اسمشو میذاریم مشتق تو نحو هم که میگفتیم مشتق از مصدر این سه.
- اما چیزی که اینجا ما تو اصول مشتق میدونیم اما تو نحو نه تو اصول یه سری کلماتش مشتق است و اون جوامدی هستند که از مصدر گرفته نشده اما یک مبدئی بر ذات جاریه من دوتاشو با هم میگم از مصدر گرفته نشده پس مشتق نحوی نیست جاری بر ذات است میشه مشتعولی مثل چی مثل زوج وقتی میگه زوج و زوجه ببینید زوج یعنی چه یعنی شخصی که دارای همسر است.
- نتیجه ذات است یه وصفه اما آیا زوج از مصدر گرفته شده نه الان زوج شما مشتق نحوی نمیدونید اما مشتق اصولی هست ما همین زوجو روش میخوایم بحث بکنیم اگه کسی الان دارای همسر است قطعاً صدق میکنه میگیم هو زوجون ای کسی قبلا همسر داشته بعد طلاق داده آیا الان الان بهش میگیم هو زوجه صدق میکنه اختلاف کسی که آینده میخواد زن بگیره الان بگیم هو زوج.
- اینم قطعاً میگه مجازه یعنی الان صدق نمیکنه اگرم میخوای بگی قرینه سارفه میخوام کلمه زوج کلمه حرق یعنی یه سری کلماتی داریم که اینجا تو اصول ما اینا رو مشتق میدونیم چرا چون دارای یک ذات است و یک وصل طبق تعریف میکنه اما مشتق نحوی نیست که از مصدر گرفته شده باشه خب ما مقابلش چیه مقابلش یه مشتقای نحوی داریم که مشتق اصولی نیست مثل چی مثل افعال.
- گفتم ضرب یضرب اینا رو تو نحو اینا رو مشتقش میدونستی اما اینجا برو جزو مشتقات نمیدانی چرا نمیدونیم سیتی یه بحث مفصلی بحثشو آینده بکنیم خب چی میگیم آنچه در کفایه میگه میگه منظورمون از مشتقات خصوصی مفاهیم که جاری میشه بر ذاتی که منتظر از ذات است تا هم که منتظر اذات.
- منظور نه از نفس ذات گاهی ما منتظر میکنیم از نفس ذات از نفس ذات یعنی ذاتی اون ذاته مثل چی مثلاً کلمه انسانیت کلمه انسان انسان یعنی شخصی که دارای انسانه یه شخص یه انسانیه اون انسانیته رو دارید از ذات خود انسان میکشید بیرون از بیرون که نیست اینم نمیدونیم تو اصول اینا رو من نمیگیم از بحث خارجه پس چی منظوره.
- وسط بحث که سوال میکنیدا من دوباره برمیگردم این تیکه رو ۵ دقیقه حرف میزنم من حرفم مشخصه کجا میخوام نقطه بذارم صدام ضعیف میشه اجازه بدید نصفه دیگه میخوام بگم شاید جواب شما هم داده بشه به الصافها به المبدا پس گفتیم از ذات اتصاف نشده تکرار میکنم اینو توجه بکنید پس چیه اتصاف اون ذات است به مبدا اتصاف ذات به مبدا پنج شش رقمه.
- اتصاف چگونه است یک اتصاف به نحو حلولی گاهی اتصاف به نحو حلولیه مثلاً میگید الان مشتقه که یه ذات داره ذاتش همون جسم کاغذش که نشون میدید و یک صفت که بیاض بهش میگید بیاض عارض او شده این بیاضیت با ذات کاغذ اینا چیه میگیم اتصاف کاغذ است به بیاض اتحاد حلولی یعنی یکی شده.
- اتحاد حلولی دو اتحاد صدوری مثل ضارب ضارب یعنی هو ضربا الان بین اتحاد ایجاد شده شده ضارب اما اتحادش به نحو صدوریه یعنی مبدا از اون ذات صادر میشود مقابلش ۳ اتحاد وقوعی مثل مضروب
- اتحاد چیه اتحاد وقوعیه که یعنی ضرب واقع شده نه صادر شده باشه اتحاد دیگر اتحاد ایجادی اتحاد ایجادی ما درست معناشو نمیتونم بیان بکنم دو تا احتمال میدن اما شاید منظورم منظور آخوند از ایجاد کسانی که گفتند ایجاد یعنی همون خلق اگه منظور خلق باشه مثل اینکه میگه خالق که پروردگار بگه نمیگه خالقه.
- این خالق یعنی هو خلق حالا این هو خلق وقتی متحد میشه اتحادش به نحو ایجادیه و ایجادی یعنی ایجاد حدسی که مسبوق به عدمه قبلا نبود حالا ایجاد اتحاد ایجادی البته احتمال دیگه هم میدم که دیگه حالا زیاد معطلتون نکنم یکی دیگه هم اتحاد به نحو عینیت اتحاد به نحو عینیت چیه فقط صفات ذاتی پروردگار مثالشه که خدا را میگیم عالم قادر این صفات ذاتیه نه صفات فعلیه.
- وقتی میگیم خدا عالمه بین علم با ذات خدا یک نوع اتحادیست اتحاد عینیت هم هست اتحاد به نحو عینیته یعنی ذات خدا از صفتش مجزا نیست دو چیزم نیست که بگیم علم اومده حمل بر ذات خدا شده تو ماهها حمله ذات ما غیر علم ماست هم میشه علم بر ذات اما تو خدا اینطوری به نحو عینیته لذا امیرالمومنین خطبه اول نگاه بکنیم میگن کسی خدا متصل بکنه به صفاتی که خارج از ذاته اصلا مشرک میشه این.
- در واقع دو نوع قدیم قائل است یه قدیم به نحو ذات یه قدیم به نحوه صفت خوب ما اینجا یه ایراد داریم اتحاد به نحو عینیت و به کفایه اینجا ما ایراد داریم چرا اتحاد به نحوه نیت وقتی میگیم خدا عالمه نمیتونیم بگید گذشته یا حالی آینده مگه خودتون نمیگید عینیت عینیت یعنی چه یعنی وصل با ذات خدا یکیست خب ذات خدا که واجب الوجوده وقتی واجبه و حدوث ندارد مبدا خلقت نداره.
- آیندهام همینه میشد ازلی و ابدی پس صفت علم و قدرتشم همیشگی است نمیتونه بگه در گذشته مجاز است در حال حقیقته آینده مجازه نمیتونی اینا رو بگی چرا اینو گفتید اینو الان اشکال ماست همین جاست که میگم اگه کسی علم کلام خونده باشه اینا رو راحت میفهمه که اینجا ایراد داره لذا تو صفات خدا که بر دو قسم از صفات ذاتی فعلیه اون صفات ذاتیه از بحث خارج میشه با همین بیانی که اما صفات فعلی چرا.
- مثلا خالق اگه خدا دیروز یه خلقی کرده امروز خلق نکرده فرض میکنیم آیا الان یستغ علیه خالق یا نه مجازا یا ثغلای خالق اگه امروز خلق کرده قطعاً در حین خلق گفتیم هو خالق حقیقته و اگه آینده میخواد بیافرینه یه انسانی فردا میخواد به دنیا بیاد امروز میگیم خدا خالق اوست این قطعا مجازه چیزی که الان به دنیا نیومده خدا اگر گفتید مجازات میشه.
- این بحثا رو دقت کردید بحثهای دیگه هم ما داریم صفات مشبه صیغه مبالغه اسم زمان اسم مکان یعنی اینا رو علام موسیقی مبالغه اینا همش این جزو بحث مشتقات ما میاد اسم زمان و مکان مشهد مقتل که گاهی اسم زمانه گاهی اسم مکانه همه اینا میاد مثلا قبلا محل شهادت بوده الان نیست
- آیا حقیقتا بهش میگیم هذا مشهد یا زمان قتل.۱۴۰۰ سال پیش امام حسین علیه السلام به شهادت حالا بگیم مقتل آیا حقیقتاً گفته میشه یا مجازات همه اینا این بحثا توش میاد خیلی بحث زیباییست بازم بحث ادامه داره بحث صاف فصول و مطالعه بکنید تا فردا رو این جهت هم صحبت بشه و صلی الله علی محمد و آل محمد.الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




