https://hosein128.ir- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
صحیح و اعم_في ادله القول بالصحیح والایراد علیه
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: سه شنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۰
مدت زمان: ۴۸ دقیقه
@doroos_ayatollahmahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم صاحب کفایه ۴ وجه برای صحیح ی بیان کردن یکی وجه تبادل بود گفتن تباددر به ذهن عمل صحیح است دوم صحتش از فاصله میتونیم بکنیم پس میشه کلمه وضع صحیح شد سوم آثار.که برای صلات گفته شده آثار مال صلات صحیح است صلات فاسد که نه معراج است و نه قربان و کل چیزای دیگه اینا رو خلاصهشو میگیم که چهارم هم عادت واضحین بود گفتن واضحین لغات کاری هم به شاره نداشتن لغات دیگه فرش اون زمان که فرش ساخته شد یه اسمی هم براش گذاشتن.
- جواب برای صحیح گذاشتن یعنی عادت واضحین اینه وقتی یه چیزی رو میسازند بعد اسمی میخوان براش بگذارند اسم برای صحیح او میگذارند اگه بخواد برای فاصله بگن بل عنایت و المجاز میگن با قرینه میگن ابتدا صحیح و البته این دلیل چهارم مسئله بود.
- بعد گفتن کذالک و لایتخط الشارع عن الوازعین نیومده طریقه جدیدی اختراع بکنه که همون چی که تو عرف بوده شارعم اسم صلات برای صلات صحیح کرد بعدم بحث خلف رو گفتیم و این نکاتی که حالا نمیخونیم یک اشکال درستی ما اینجا به هر چهار تا دلیل داریم اون اشکال ما اینه.
- که بحث قاطی شده مخلوط شده جناب صاحب کفایه قاطی شده دو تا چیز اینا رو اصلاً بازش بکنید اون دوتا چیه یکی وضع اسم برای چی ؛ دو مامور به نزد شاره چیه این دلیلهایی که آوردید چهار تا دلیل هر چهار تاش مال دومیه یعنی وقتی میگید تبادل دلیل برای چی میشه برای دومی یعنی میگه تبادل دارد در اینکه شارع امر کرده است.به سوالات صحیح اینو ثابت میکنه کاری به لغت نداره که یا صحت سلب از فاسد دلیل بر اینه که مکلف موظف است عمل صحیح بیاورد اگه عمل باطل آورد ما میتونیم سلب بکنیم این صحت و سلب دلیل بر اینه که شارع امر به عمل صحیح کرده است نه اعم از فارسی دلیل سوم و چهارمش همینطور گفتیم آثار نشان دهنده این است که.امر به صحیح شده درسته معراج کل مومن از این اثر پی میبریم که شارع نماز صحیح از ما خواسته
- پس اگر از آخوند خراسانی رضوان الله تعالی علیه سوال میکردن جناب آخوند خدای متعال از ما چه عملی خواسته است میفرمودند عمل صحیح گفتیم دلیلتون چیه این چهار تا تبادل صحیح است صحت سلب از فاسد.و همینطور آثار مال عمل صحیح است یکی هم چهارمی که گفتیم وضع خود متعارف عرف اینطوریه پس شاره امر به صلات صحیح اما اگه خواستیم بگیم که لفظ صلات در لغت وضع برای چی شده برای صحیح برای نداریم شما نمیتونید با تبادل برید جلو بگید تبادل آن تبادل لغت درست بکنه اینجا شما باید ببینید.اگر میخوای تبادل بگیرید باید تبادل در زمان اهل بیت علیهم السلام بگیر تا شرعیه درست بشه یا بعدش حیات متشرعه این یک اشکال درشتی است که به هر چهار تا دلیل صاحب کفایه گرفته میشه پس من دلیل چهارمش حالا همش همینطور باید بشینید توضیح بدیدا
- ولی دلیل چهارم آخوند چی بود گفت عادت واضحین آن است که الفاظ را برای صحیح وضع میکنه ایرادی که داریم چیه.میگم عادت واضحین آن است که لفظ برای صحیح وضع میکنند لکون صحیح مامورا بها مامورا به ، چون مامور است به وضع صحیح، روی این جهت چون صحیح مطلوب است نزد واضح از واضع سوال کن چی چی میخوای فرش سالمه میخوای یا فرش فاسد پس دلیل چهارم وضع باید کرد که مطلوب عن الوضع.صحیح نبود از شما در این بود که در لغت وضع برای صحیح است یا خلطی شده بین این دو تا بحث اینا بارها گفتیم حالا امروز از یه نگاه دیگه داریم نگاه میکنیم نگاه امروز ما اینه المسمی به لفظبادات ما این بحث ما تو اینه مسمای به عبارات یه لنگشو نگفتما.خلط بین دو چیز شده چیز اول چیه مسما به لفظ الع عبادات ماهو ۱ ۲ المأمور به عبادات اولی رو میگید نمیدونم مسمای به عبارتی نمیدونم اما دومی تا میگم برای دومی میگن دلیلتون چیه این چهار تا.
- اشکال کفایه الان اینه که این چارتو دلیل برای اولی آوردن در حالی که مال دومیه این چهار تا دلیل دومی را اثبات میکنه مامور و به رو میگه صحیح است خدای متعال عبادت صحیح از شما خواسته دلیل چیه تبادل به ذهن ما از لفظ صلات صلات صحیح تبادل حرف میزنه اون معنا اعتقادش چیه.تبادری که ایشون میگویند اگر میخواست اولی رو که لفظ بگه فهمیده میشد الان فهمیده نمیشه میگم مشکوکه خود شما نمیتونید تبادل بیارید دارید استفاده میکنید از ذهنی خودتون ناخواسته استفاده میکنید از مامور به.
- چون میدونید که خدا امر به صلات صحیح کرده دلیلتونو تبادل آورده بله آخوند الان برای لفظ آوردن ایراد ما اینه که شما دارید استفاده از دومی میکنید آنچه برای ما تبادل دارد صحت عمله اونه که ما میدونیم امر کسی هم توش شک نداره از این بیان دارید استفاده میکنید میگید تباددر چیه اثبات کرد که به ذهنتون تبادل میکنه صلات صحیح چرا چون میدونید امر صحیحه.من میخواستم ببینم لفظ صالات چی چی تبادل توشه شک کرد اما ممکنه هم باشه هم هیئت هم ماده لفظ صلات لفظ عبادات تبادل برای صحیح ندارد آنچه که هست اینه که تبادل داره که ماموربه صحیح است بدون شک شما یه تأملی میکنه.نمیدونم شک داریم که مسما برای اونه یا اون دیروز حج و مثال زدیم ما حج فاسد خیلی داریم که لفظ حج بهش گفته شده برای فاسدم گفته میشه مگر اینکه دوره کسی بگه اینا قرینه دارد و مجازات اثبات بکنیم مدعی مجاز است حتما مسما دارد.
- مسما ماهو از صحیح فقط اینو قاعدتا همچین روال معمولشه همون واضح سوم ببینید شما یه فکری بکنید دلیل ها دلیل دلیل سوم فرمایش من تکرار میکنم.برای صحیح وضع میکنه ما میگیم آنچه را امر میکند امر به صحیح میکند این درسته شک نمیکنه اما آیا تو لغت اون وقت که میگن لغت برای احتمالش هست دیروز بودید شما دیروز ما مثال که اسقاطیه . تصادفی.خودرو یا حقیقتاً میگن حقیقتاً داره میگه اصلاً توجه نداره که این مجازشون خودرو که روز اولش کارخانه اومد بیرون این خودرویی که الان تقریباً همه طلبهها سوارش میشن یکی چند تا جز نداره بهش رسیدگی هم نمیکنن مگر وقتی پنجره بشه دیگه اما گفت درش درست بسته نمیشه شیشه بالا پایین نمیره نمیدونم.با جمله تکرار بکنم تکرار میکنم تکرار واضحین عادتشون چیه این است که اون چیزی را که میسازند صحیح میسازند درست شد بعد یه لفظی براش انتخاب میکنن.سیاره فاسد را هم که یکی دو تا جز نداره یه شیشه نداره بهش میگن خودرو بیقرینه میگویند با قرینه اول.
- شما ظاهرا هفته گذشته نبودی کلام شیخ انصاری پس برید ببینید که گفتم برای معزم اجزاست خودشم الان نظرتون عوض وقتی میخواد کلمه رو وضع بکنه برای معضم وضع میکنه اکثریتی پس گرفتید.وضع کرده یه دقیقه نشده میگه اصلا فکرشم نکرده این درسته صحیح خیلی حرف اولتونه که میگه صحیح وجه میخواد بعد از صحیح وصل کنه فکر میکنه میگه دست مال اینه.برای فاسدش مجاز است دیگه عرف گفتید عرف میگه یه شیشه خودرو تکرار میکنید خواهشاً اینه که استفاده میکنه.
- بحث دیگه داریم میگیم اسم ، اسم خانه آیا رو صح فقط وضع شده حالا که یه لوستر داره چیزی نداره در نداره خونه نیست خونه گفته میشه یا حقیقت خود گفته میشه برای صحیح .برای معظم اجزا شده حالا تو عرف هم همین وقتی میرید جلو معظم که این خونه رو خرید و فروش میکنه اسم خونه یا از ظاهر رایسه باشه دیگه میگن تمام ؛ اما یه چیزی باشه یه خودرو که نه تایر داره. نه در اعضاء رئیسش نباشه نه دیگه اسمشم گفته نمیشه موضوع بحث ما تو اون وقتیست که از ۲۰ تا جز ۱۶ تا ۱۷ تاش اومده اما فاصله میشه یا نه حکم که بله شیخ میگن بله اگه بخوایم ذهن فلسفی نداشته باشیم همینه
- حالا ایرادی که ما الان اینجا داریم شیخ که نگفتن قبل از آخوند بودن آخوند چهار تا دلیل آوردن که لفظ برای صحیح وصل شده.جناب آخوند خلط بحث شدا این چهار تا دلیلتون ثابت میکند که مامور به عندالله تبارک و تعالی هو صحیح این درسته هم تبادل اینه تبادل ذهن ما اینه که خدایی که امر کنه به صلات صحیح خواسته از فاصله هم آثار مال اون صحیه که انجام میده قربان کل تاریخ و هم عادته همینه .برای اینکه اون جنس یا اون عبارت هرچی صحیحش باشه کامل باشه
- بحث ما در یه جای دیگه است مسمای به لفظ عبادت چیه وقتی به اینجا رسیدیم ممکنه حرف شیخ درست باشه معظم اعضا که اومد تمام ممکنه حرف درست باشه که گفتن اون ارکان به اضافه چی اجزا اصول رئیسه یه همچین تعبیری که ما گفتیم از ظاهر منظورشون رقبه اون روز ما مثال زدیم.عرض شود که ما با این بحثی که الان کردیم یه اشارهای اشارهم نه باید مفصل کلام حضرت امام رضوان الله تعالی علیه را نقل بکنیم ایشون همین بیان ما رو احتمالاً دارد اینکه میگم احتمالاً چون بیان ایشون خیلی دقیق مفصل
عالی فرمودند که ما تنها نیستیم تو این ایراد که به آخوند گرفتیم حضرت امام هم ایراد گرفتن اما ایرادشون اینطوریه میگن اول اشیایه ماهیتی داره هر چی که تو ذهنتون سوار میکنه ماهیت بعد این ماهیت یه لوازمی دارید این دو.-خلاصه کلام ایشون من حالا یکی یکی اینا رو از روی عبارتشون میگن ببینید چقدر زیبا اینا رو بیان میکنند بعد میگن بخث ما ایراد اینه که تو اولیه که ماهیت به چه معناست شما اومده رو چهارمی داری حرف میزنی اون چهارم بود وجود خود وجود اصلا کاری به ماهیت نداره که اگه با بیان فلسفی بریم جلو بحث خیلی سختی هم هست تو فلسفه اولین بحثی هم هست که اونجا میشه الان اینارم نمیخوایم بگیم
- حضرت امام فی تقررها ماهیت را تو اون ظرفی که شما میخواید قرارش بدی یعنی وجود میخواد پیدا بکنه مثال میزند مثلا ماهیت انسان کجا و آینه ذهن من و شماست که تعریف بکنه دیگه ماهیت اونه.تو ذهن کلی هم هست تو خارج جزئی فرقش اینه پس ماهیت اون وقتی که تقرر پیدا میکند یعنی تو ذهن من و شما جا میگیره این ماهیت تو راه تقررش تقدم للمایته تقدم علی لوازمها یه تقدمی داره بر لوازم یعنی اول ماهیت تصورش میکنید میگه انسان حیوان ناطق است این ماهیه بعد یه لوازم براش درست میکنیم.
لازمه حیوانیت چیه مثلا میگه حرکت میگم حرکتش ارادی است یا غیر ارادی ارادی میگم ارادیش تحت فرمان عقله یا نقسه به اینجا که خیلیا اینا نمیدونم فوری میگن حرکت ارادی نه اون حرکت ارادیش با فرمان فقط نفس جلو میره ما انسانها حرکت اراده مون با فرمان عقل و نفس با هم چنانچه ملائکه فقط فرمانشون با عقل میره جلو اونا نفس ندارن خب این بحث هایست که.
- کتاب هدف خلقت اونجا حدیث ترکیب انسان و حیوان و ملائکه را از امیرالمومنین نقل کردیم که ان الله رکبه رکب الملائکه تو اونا چیکار کرد عقلاً ولا شهوت علی چی برید ببینید خیلی حدیث زیباییست تو ملائکه اون کارو کرد تو حیوانات نقسی رو گذاشت به انسان که رسید رد کردن امتیاز خلقت ماست که.
به نثر در هر صورت اول ماهیت شما من مثال حیوان زدم الانسان ماهیتش چیه میگید حیوانات مرحله اول ماهیت لوازمی داره مثلاً حیوانیتش ناطقیتش چرا یه لوازمی داره بعد از این میاد میگه که آیا این ماهیتی که این لوازم داره آیا وجود داره یا نه به بحث وجود که میرسه میدونید وجود لازمه ماهیت نیست.
- لذا ما اول ماهیت میگیم بعد وجود بخاطر همینه که ما ماهیتهایی داریم که اصلاً وجود خارجی نداره اون روزا وقتی میخواستن مثال بزنن میگفتن سیمرغ عنقا تو عربی مثال گفته اژدها یادمه اژدها رو یه بار مثال میزدیم که اژدها چیه ماهیتشو میگفتیم یه حیوانی است که وقتی دهانشو باز میکنه آتش میاد بیرون این تعریفش.تو ذهنمون ماهیتشو تصور میکنیم بعد میگیم وجود خارجی داره یا نه پس ما تو ذهنمون هزاران ماهیت تصور میکنیم که وجود خارجی ندارد چنانچه وجود خارجی هم ما میتونیم ماهیتشو تصور کنیم همین انسانها درختان حیوانات اینه که هست اینام هر کدام یه ماهیتی داره وجود خارجی هم داره گاهی هم دیدید که بعضی موجودات منقرض میشن یعنی صد سال پیش این ماهیت وجود خارجی داشته الان یه نمونه دیگه نیست خب.
- اینو که میگیم که لل ماهیته تقدم علی لوازمها در عرض هم اول ماهیتو میگیم بعد لوازمشو میگی بعد مرحله سوم وجود ماهیت میگی اگه مرحله سوم وجود داشت میگید این وجود یه لوازمی هم داره خلاصه فرمایش حضرت امام اینه میگن مرحله اول صلات رو میگید یه ماهیتی دارید تعریف بعد صلات یه لوازمی داره این ماهیتش.موجود خارجی داره یا نه میگیم بله نماز میخونیم یا صبح خوندیم وجود لوازمی داره یا نه بله برید اون وجود نماز لازمش چیه قربان کل تقی لوازمش لوازم ماهیت که نیست که لوازم وجوده آخوند تو دلیل سومشون لوازم وجود داشتن میگفتن میگفتن قربان تقی دلیل این است که مرحله اول ماهیت صلات برای صحیح وضع شده خوب جا افتاد بحث.
- اتو کشیده که حضرت امام حرف میزند خیلی دقیق همون حرفو زدن ما خیلی ساده گفتیم که این چهار تا دلیلتون اثبات میکنه ماموران به ما ثابت حضرت امام چهار مرحلهاش میکنه با یه دقتی میگن شما بحث تو مرحله اوله که آیا لفظ صلاح برای صحیح یا نه اینا نتونستید دلیل براش بیارید وقتی میگید تبادل تبادل مال چیه مال اون سه و چهاره به وجود که میرسه وجود صلات تبادل داره ازش صحیح .امر خدا به صلات وجوده نه مال ماهیت ماهیت چون ماهیتو بگو بعد لوازمشو بگو بعد بیا سر اینکه آیا این ماهیت وجود دارد یا نه بعد از اینکه وجود لوازم وجود چیه ماهی روایت هم فقط اون لوازم وجود میگه آیا این نماز است که به نماز نیست چرا اینطوری نمیگیم کلمه امام میگه.
- کلام حضرت امام رو وجود و ماهیتش بیارید این آثاری که تو روایت وجود بعد از تقرر ماهیت بحث ما هم الان تو ماهیته صلات لفظش برای چی وصع شده یعنی تعریفش چیه ماهیت آقایون اومدن دلیل آوردن برای وجود چهار تا دلیل وجود دارد.پس اول باید ماهیت بگید.لوازم اگه ماهیت باشه لوازمش دنبالش هست بله همون حیوان ناطقی که گفتیم و علی الوجود یعنی یه تقدمی هم ماهیت داره بر وجود حضرت امام اصالتو نمیگند ..ما هزاران موجود تو ذهنمون تصور میکنیم مثلاً یه انسان ۱۰ تا سر تعریف میکنیم انسان تصور کردم که ده تا سرداره یه ۱۰۰ تا هم دست داره انگشتاشم به جای پنج تا مثلاً ۲۰ تا برای خودم تصور میکنم یه ماهیته بعدم یه لوازمی هم داره میگم حالا که اینطور شد قطعات این تند با انگشت.
- میلیونها مثلاً انگشت تصور میکنند یه ملکه هست اتفاقاً روایتم داره که اون ملک با این عظمت که هست قطرات بارون شمارش میکنه هزاران دست داره هر دستش هزاران انگشت داره تو روایت خب بعد حضرت امام میگن وجود الذی هو مظهر للمیه وجود لباس میپوشونه به ماهیت یعنی ماهیت تو ذهن تصور کردید وقتی انسان تو خارج به وجود اومد میگه این یه نمونه همونست که تو ذهنمه گاهی وقتا هم نیست وجود نداره.کما النهار چنانچه این لوازم متقدم علی لوازم الوجود یا این ماهیت ماهیت حالا تو مثال که ماهیت انسان مقدم شد بر لوازم ماهیت حالا میگن مقدمه بر لوازم وجود مرحله چهار بود دیگه ماهیت مرحله یک بود ماهیت موتور لوازم الوجود به مرتبه دو تا رتبه متقدم.
- ۱ بعد دو تا رتبه رو باید شما رد کنید تا برسه به لوازم وجود اینطور که من با انگشت نشوندم دیگه خیلی بحث ایشون واضح شد ل توسط الوجود علت که دو مرتبه است میگه چون وجود واسطه شده بینها بین ماهیت و بین لوازم وجود بعد میفرما این آثاری که برای صلات جناب آخوند گفتن اینا همش از لوازم وجود لوازم ماهیت یعنی آثار مال مرحله سوم.
- آثار مال مرحله ۱ نیست ماهیت نداره منشاء تلک الاثار خیلی عبارت دقیقم است میگن ماهیت انسان یا تو بسا ماهیت صلات ماهیت که منشا آثار که نیست که من یادم اومد بچه بودیم پدر ما صبح جمعه میگفتن که بشین دائمی بخون سوره ناس بخون و یکی دو تا دیگه حالا صبح جمعه.
اسم اینا رو میگفتن دعای ندبه سوره صافات سوره ناس بعدم بهشون گفتنم من خوندما گفتند چطوری خوندی تو این لحظه گفتم اسمشو گفتم الان همین ایرادی که به خود من گرفتم حالا من بچگی اشتباه میکردیم دیگه او از من چی میخواد وجود خارجیشو میخواد نه اسمشو ماهیتشو که از من نخواستن که.
چرا چون ماهیت تو ذهن من هیچ وقت منشای آثار نیست اگه من بخوام تقرب به خدا پیدا کنم باید وجود بدهم به دعای ندبه باید بشینم بخونم چی میگه دیگه بگید آثار مرحله چهارم است مال مرحله نماز میخونه معراجه قربان.
- اما این ۴ مال منه یک نیست ۱ یعنی تو ذهن من یه صلات تصور کردم این ماهیت اومد حالا آثارش میاد نمیاد آثار مال وجود است نه مال ماهیت با توجه به این مقدمهای که ایشون چهار مرحله کردن حالا میفرمایند و علی هذا لا وجه ل تبادر جناب آخوند شما دلیل اولین تبادر بود چرا وجه نیست لعنت العناوین و الاثار.عناوبی را آثاری که گفتی گفتی مثلاً معراج این آثار کلها فی مرتبه متاخرة عن الماهیه مرحله چهار است این آثار ماهیت مرحله اول یعنی منظور از ماهیت چیه یعنی نفس ما هووی موضوع له خود اون معنایی که موضوع ماهیت و کیف کن دعوا تبادر ها من لفظ صلات مثلا.
- لفظ صالات تبادل داره اون آثار را یکی خندهدار همین کار زشتی که خود ما کردیم خندیدید یا اینه دیگه زشته این کار مسلم ماهیتی که نخواسته به عبارت اخرا ان ما یتبادر من لفظ الصلاة اولا هو نفس المه اون کتاب تبادل میشه خود ماهیت میاد تو ذهن.ثم لازم لها
- مرحله ۲ لازمه ماهیته یعنی ماهیت انسان مثلاً حیوان و ناطقه خود حیوانی لوازمی داره چه حرکت ارادی و اینا که گفتیم ناطقیت لوازمی داره حالا بستگی داره که معنا بکنیم پس ثم لازم ماهیت این مرحله دو ثم ینتق الا ما هو مصداق الخار خارجی
- مرحله سه بعد منتقل میشه به مثال خارجی. که به خارجی چرا میاد به واسطه الانس والممارسه میگن یه انسی شما دارید و ممارست از بس نماز خوندید یا دیدید انس باعث میشه که تا نماز میگن فوری میاد تو اون نمازی که چهار رکعت تو خارج خونده میشه بعد اون وجود خارجی هم مرحله چهار داره ث الا عوارض ها الوجودیه عوارض وجودی خب عوارض وجود ممنوعه که موضوع موجود باشه میتونه بگه موضوعش ماهیته که ماهیت امرش ذهنی کلیه.
- عوارض وجودیه عبارت از صحت و فساد صحت و فساد مرحله ۴ آیا ماهیت و حقیقت صلات انجام دارد نگفتیم که با سوال شما بگید یه نمازی ۱۸ جزش هست یکیش نیست آیا نماز گفته میشه ماهیت بله همینو میگفتن گفتن گفتن.
- الان میخوام راجع به دلیلهای آخوند حرف بزنیم که میگن چون آثار مال وجود صحیح است پس یک مرحله اول بگو ماهیتاً وجه برای ماهیت صحیح ایراد چیه اینه که این آثار مال وجودش وجود مرحله سه هست وجود حتما باید صحیح باشه یا نماز صحیح بخونیم تا اثرشو ببینیم قطعا همینه اما من نمیتونم از این دلیل چهار که میدونم این رو یه مرتبه اثبات کنم دلیل یک رو.قضاوت بکنیم
- فعلا سخن امام دقت بکنید من بیام تو معاملات یه مثال دیگه یه ماهیتی داره تو ذهنت بعد این به یه لوازمی داره لوازم ماهیت لوازم ماهیت چیه اینه که وقتی یه کسی مالک است دیگه الان حرام است چیزای دیگه حرمت مال هست میتونه انتقال بده میتونه هدیه بکنه این همه لوازم ماهیت.
- بعد از این دو مرحله میاد مرحله ۳ وجود خارجی هم یه آثاری داره سوال این آثاری که تو خارجه مال باره نقل و انتقال مثلا این مثال بزنم دیگه نقل و انتقال اگه میخواد محقق بشه مرحله چهار این آثار بیع است کدوم بیعت ب صحیح فاصله چرا چون آثار وجود پس موضوعش باید یه موجود باشه میشه.انجام بده
- آثارش هست اون وقت من بیام بگم چون این آثار نقل و انتقال مال موجود صحیح است پس از اول ماهیتاً بی وصل یعنی تو ذهن من اینو نمیتونید بگید اگه میخواید دلیل بیارید دلیل بیار فعلا چهار تا دلیل چه اثبات میکنه تبادل میگوید این آثار.
- مال موجود صحیح است یعنی ۴ مال ۳ به درد ما نمیخوره این خلیفه بحثی که میگن اینه دیگه من دنبال عبارتها رو نمیخونم خیلی عبارتهای قشنگی دارن تهذیب الاصول خلاصه آثار من یکی چهار تا دلیل دارم میگم یکیش آثار تبادل هم از صحت سلب هم هست ولی همه حالا یکیش آثار مال مرحله یک نیست ماهیت مال چیه مال وجوده اونم وجود صحیح .
- نقل و انتقال صحیح کی است وقتی به صحیح محقق بشه تا اینجاش درسته اما اگه رفتی تو ذهن گفتی لفظ بی وصل شده برای چی ممکنه بگید برای فاصله ممکنه بگید برای خصوص اون بیعت تو ذهن یه لوازمی داره بعد میگه اون بی که گفتم وجود خارجی داره یا نه گاهی همه اینا اگه من به شما گفتم بکن.
- قطعاً ما یه صحیح و دارم میگم این به خاطر چیه سومیه رو دارم میگم نه اولیه را اولی نگفتم که شما بگید من یه لفظ کردم چیکار کردی گفتم بهتون بیع ذهنی نه اما ره اگه تو خارج محقق کردید قطعاً من به تو چیزای دیگه
- حالا نون بهتون گفتم برو یه دونه نون بگین قطعا وجود خارجی یه لوازمی هم داره لوازم نون شکم سیر میکنه یه جا رو اشغال میکنه.
- همونی که تو ماهیتشه تعریف ۱۰۰ تا نونه تصور بکنه اون ماهیت این فرمایش حضرت امام خیلی نکات قشنگی داره و بعدم یه بحث دیگه مال من اینا رو نگفتم اگه میرید خودتون بخونید برید بخونید مطالب میگم بحث خیلی زیبایی دارند اجازه بفرمایید اشاره حضرت امام خلاصه این شد عنوان صلات.
- ماهیتاً مجهول است مجهولانه اما اگه اومدی تو صلات ماموران به چه نمازی امر کرده قطعاً وجود خارجیش صلات صحیح است آثارم مال اون وجود خارجی صلی الله علی محمد.
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




