https://hosein128.ir- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
صحیح و اعم_في ادله القول بالصحیح
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: دوشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۰۹
مدت زمان: ۴۰ دقیقه
@doroos_ayatollahmahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم صاحب کفایه رضوان الله تعالی علیه به وجوه خمسه با این تفاوت که اون وجوه خمسه را اشکال گرفته است رو به هیچ وجه قبول ندارد اما استدلال برای صحیح رو.
- چهارمیشو اشکال توش گرفتن ظاهر ما سه ۱ و ۲ و ۳ سه تا دلیل اولو قبول دارم این کلیت بحث حالا چند روز طول بکشه نمیدونم فعلاً امروز ۴ تا دلیل برای صحیحی میخوایم بگیم و توجه داشته باشید که استشک را دلیل اول صحیح رو ایشون تبادل را بیان میکند خب تبادل یعنی چی یعنی صلات صلات صحیحه به ذهن متبادره یک اشکالی که در تبادل هست.
- اینه که ما اجزای صلات رو تفصیلاً نمیدانیم چیه صحیح شده شما که میگه صحیح شده میگم صالات صحیح کدومه بگو خودش میمانید الان در همینه دیگه سوره جزه یا نه سجده جزه یا نه وقتی جزء نمیدونید ادعا میکنید از صحیح ماه کدومه یه اشکال.
- جواب که میدن میفرمان ما فی الجمله لازم نیست جمله بدانیم اعضاء را جمله که بدانیم کافیه جمله ما میدونیم نمازی اجزایی داره که از این اعضاء مثلاً تا۲۰شم یقین داریم جزء یکی دو تا پنج تا شک داریم خب پس تفصیلا نمیدونیم اما ضرر نمیزنه که وقتی که لفظ صلات میگیم تبادل به ذهن ما میره به سمت صلات صحیح.
- اینی که میگیم ولو معنای صلاح تفصیلاً معلوم نباشد باز ما میتونیم از تبادل استفاده بکنیم کی نمیشه تبادل استفاده کنیم وقتی که صلات نه تفصیلاً و نه اجمالا هیچی نداریم یه چنین کسی نمیتونه بگه صلات وصل شده برای صحیح چون نمیدونه صحیح کدومه الان ما همه ما فعل جمله اکثر اعضای نماز میدونیم بعضی از تو شک که مثلا این سوره که گفته.
- تبادل ذهنی ما میره به سمت صحیح این دلیل اول
- دلیل دوم صحت سر این نکاتی که ما برای علامت حقیقت مجاز میگفتیم داریم ازش استفاده میکنیم صحت سلب عن الفاسد بالمداقه یعنی یه صلات فاسد را ما موضوع قرار میدیم محمولش هم خودمون میگیم میگیم هذه هی.نماز فاسد مثلاً بدون رکن ؛ بدون وضو یه نماز بی وضو که خونده اینا موضوع قرار میدیم میگیم حاضری لیست به صلات منتها بالمداقه میگیما یعنی اینجا دیگه با تسامح نمیریم جلو آیا میتونیم بگیم صلات نیست بله میتونیم بگیم نه دقت لفظی دقت این تسامح نکنید که یکی دوتاش نمیاد میگه خشخاش نگذار نه این نباشه.
- دقت میکنی دقت لفظی عقلی فلسفه صحت دارد یا نه اینو میخوام بفهمیم خب یه دقتی میکنیم نماز بی وضو کسی خونده اگه گفتن هذه هی لیست به صلات درست گفتم یا دروغ گفتن صحیحه یا نه بله صحیح است از صحت سل میفهمیم پس اگر کسی در یه جای دیگه حمل کرد.
- صحیح همین که سلب کردم پس شد اگه یه جای دیگه یه کسی گفت هذا حسدان مجازً دارد میگوید مجاز رو تو اصول میگن بلعنایه هر جا گفتم بلعنایه بدونید منظورشو مجازه با قرینه است با یک عنایتی دارن میگن با یه وجه شبهی که میرزایی قمی تو قوانین.
- خیلی خوب ۲۵ تا وجه میتونید با یک اشتراک مجازی شما استعمال بکنید اما استعمال بدون اعم از حقیقت مجاز تو مجاز استعمال میکنیم فرق حقیقت و مجاز تو چیه تو همینه که داریم میگیم که وقتی میرسیم به سلب میتونیم معنای مجازی سلب بکنیم با دقت اگه دقت نکنیم مجازه میاد جلو چشممون سلب دروغه.
- تا گفتی نه پس من میشه رجل شجاع مجازا اسد است نه حقیقت اینجام اینطور میگیم میگیم صلات فاسد با دقت میگیم صلات نیست پس اونجایی که ما میگیم صلات است مجازا داریم میگیم نه حقیقتاً این دلیل دوم ما اینجا یه ایرادی سابقا داشتیم خلاصه ایراد سابق اینجا خودتون مراجعه کنید که چه گفتید که آیا این.
- علامت دوم میتونه علامت مستقلی باشه یا نه بحث بحث دقیقی بود و ایراد داشتیم موضوع قرار میدیم بعد میخوایم ببینیم صلات میتونیم بکنیم اسم صلات یا نه بله صلات مون صحیحه اگه سلب کردیم با دقت برای همین حمله میخویم ببینیم مثال همینه دیگه.
- موضوع قرار میدن بعد میگم لیس به عشره اگه بخوام تصامح بکنم نه تصامح نمیکنیم با یه دقتی پس میشه رجل شجاع مجازً بهش اسد گفته میشود اگر جای دیگه گفت اینجا که نه اینجا که حالا ما سلبش کردیم گفتیم مصلحت نیست از جاهای دیگه میگن اصل مجاز همون که گفتیم
- دلیل سوم اینم خیلی جالبه. آثاری که برای صلات گفته شده تو روایتها هم برای صلات گفته شده هم برای عدمش ما یکی که اینا رو ببینیم ببینید اینا آثار نشون میده که خود صلات وضع برای صحیح شده اگه صلات فاسد بود که نمیگفتن یه اثر رو داره که چند تا روایت مثلا عذر میخوام از صلات ین معراج المومن جنت من النار سه تا روایت و فعلا اینجا.یکیش کافیه الصلاة عمود الدین اگه صلات اعم باشد از صحیح و فاسد معناش این نیست که صلات صحیح و صلات فاسد هر دو عمود دینی درست نیست عمود دینه صلات صحیح دیگه فعلا استدلال همینه که آیا صلات که اینجا در موضوع قرار گرفت الله این دلیل سوم همینه میگه بله صحیح شده. دلیل که آثار داره آثارش عمود دین جنت من النار اگه فاسد باشه که آثار نداره که خب این مال جنبه مثبته جنبه منفیش هم لاصلات الا به فاتح الکتاب خب سوال اینه لاصلات کدوم آیه صلات صحیح یا اعم صحیح و فاسد صلات صحیح است که حتما فاتح الکتاب بدون فاصله کتاب میشه خوب اینا رو داریم عرض میکنیم که.ببینید اینها این روایتها وضع برای صحیح شده این دلیل سوم منتها این دلیل سوم یه اشکال و جواب توش هست بعدی اشکال دیگه اشکال اولی که مطرح میشه اینه که ممکنه ما بگیم روایت که میگه الصلاة عمود الدین اراده کرده است خصوص صلات صحیح رو خیلی زرنگی میخواد اراده کرده یعنی لفظ کار نداریم لفظ الصلاة عمدین.
- اما تو ذهن گوینده اراده شده است الصلاه الصحیه وقتی شد الصلاة الصلات قید صحیحه میاد چیکار میکنه فاسد رو بیرون میکنه قبلا خونده بودیم تعدد دال و مد داشتیم دیگه یه صلات یه داله مدل داره مدلول چیه آیا صلات صحیح تنها نخیر امر داره بعد کلمه صحیح دنبالش میاد.
- اخراج میکند فرد فاسد رو به اصطلاح ما گفتیم قید اعتراضی است نه توضیحی اصطلاحا تو یادتون باشه اینجا ازش استفاده بکنید عامیانه بهش حرف بزنیم درست نیست خب این آقا میاد اینجا گوینده
- مثلا امام صادق علیه السلام ایشون اراده کرده اند خصوص صلات صحیح را اما اسم برای اعمه این یک یک اشکال.تو مورد دوم نفی صحت از ثانیه کرده است وقتی میگه لا صلات الا به فاتحه الکتاب میگیم نفی صلات نکرده لام میاد روی صحیحا البته تو اراده نه تو لفظ لفظش همینه لا صلات صحیحتا که اراده امام بوده الا به فاتحه کتاب باید ایمان نگفته.
- الان نگفتن ما میخوایم حل کنیم مشکلو مشکل حل شد با اینطور میگیم امام نگفتن اما میگن شیوع استعمال هذا ترکیب یه چنین ترکیب شیوع داره که معمولاً صفت نمیارن دیگه کتاب مختصرش خوب اگر شیوع پیدا کرد ما نتیجه میگیریم که این صلات صحیحتا را شما اول اضافه میکنید وقتی اضافه کردید.
- صحیح صفت احتراضی دارد اعتراض میکند از اون اعتراض از صلات فارس خوب اگر ما اینطور بگیم دیگه لفظ صلات وضع نشده برای صحیح پس هر دو تا ترکیبو اینطوری اشکال گرفتیم جواب آخوند اینه که این کارایی که دارید میکنید خلاف ظاهر خلاف ظاهر حدیث شما اولیش گفتدین.
- نگید اراده کرده از خصوص صلات صحیح این خلاف ظاهره ظاهرش اینه که خودت صلات ی که موضوع روایت است بدون قید صحت خودش وضع برای صحیح شد بدون اینکه در باطن بگید که مقدر است اون ترکیب دومم که لا صلات صحیح اومده مثل اینکه من میگم تو این جلسه انسان دراز قد وجود ندارد این ندارد و نفرو انسان نیومد.امشب روی اون صفت یه انسان ۲ متر و خوردهای که گاهی دیده میشه صلات نیومده آخوند جواب میدن یعنی خلاف ظاهره ظاهرش اینه که اینجا وجود نداره بنابراین صلالات است و وقتی خود خودش شد صلات باید وزن صحیح شده باشه.
- اگه خواستید در تقدیر چیزی رو بگیرید به نام صحیحه لا صلات رو الی لزوم تقدیر الا بالقرین قرینه کو قرینه ندارید شما قرینتون دوباره برمیگرده میگه قرینه من اینه که وضع برای اهم و صلات اعم نمیتونه مثلا معراج مومن باشه میگم که اول الکلام شد ما که هنوز نمیدونیم صلات لازم میاد خوب این هم چی.
- خلاف ظاهره این کلام صاحب کفایه اشکال دیگری که مطرح میکنند صاحب کفایه میگن اصلا شما نباید شی در تقدیر بگیری این خیلی نکته قشنگه اینا مطول اونجا نقل میکرد حالا یادم نیست که اونجاها را شما مستحضر هستید نیستید بالاخره تو معانی بیان خیلی نکات و یاد گرفتیم که گاهی از اون هزاران نکته یکی شد دست انسان میاد چی گفت میگفت که.
- اگر شما بگید لا صلات لجار مسجد الا فی المسجد همسایه مسجد نماز نداره تو خونه بخواد نماز بخونه خب لامم که میدونید نفی حقیقت نمازش نماز نیست خود نماز باید بره تو مسجد آقایون اومدن گفتن که اینجا یه توجیه بکنید نماز تو خونه که میخونه قطعاً نمازش درسته حدیث چی میگه گفتن لا کاملا یه کاملا در تقدیر گرفتیم ایرادی که این کاملا.تقدیر داره چیه ایرادش ترکیب درستش کنم که با فقه ما جور در بیاد گفتن صلات ش درسته منتها ناقصه ثواب کم داره اما ایرادی که داره اینه که پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم وقتی میفرمایند لا صلات لجار مسجد الا فی مسجد با شدت دارن میگن یا نه مبالغه داره یا نداره قطعا داره که خب.کسی که در تقدیر کاملا در لجار مسجد مبالغه دیگه تو کلامش نیست این خراب کردن کلام پیامبره پیامبر دارن با مبالغه میگن نخوند نماز تو خونه باید بریم مسجد مبالغه هم دارن میکنن شما سرخودی میای کاملا در تقدیر میگیرید بعد همه که میدانند لا صلات کامل الله.
- حدیث کسا رو آخرشو ببینید مدا طالب حاجت درستش کنید دیگه اینجا نی اینا رو به من و طالب حاجت.حالا تو تلویزیون میخونن همه جا میخونن نمیدونم که سرش نمیشه که ادبیات نخونده اما شما که عالم هستی به مفاتیح مراجعه میکنم طالبان گرفته الان واردش بشیم اصل بحث دقت بکنید.
- این از کجا به کجا رسیدیم اول یه اشکال به ذهن ما رسید که جار مسجد نماز در منزلش صحیح است بچهها پیامبر فرمودند لا صلات اونم با لایه نفی جنس که اصلاً جنس صلات بهش گفته نمیشه چرا میگن این یک اشکال برای حل اشکال اومدن یه کاملا در تقدیر گرفتن خوب اشکال حل شد اما اشکال بالاتر و اونی که لا صلاة کامل مبالغه ندارد.
- و ما یقین داریم که پیامبر میخواستند با مبالغه این جمله رو بفرما ما حق نداریم مبالغه را حذفش کنیم در نتیجه برمیگردیم دوباره به سخن صاحب کفایه وقتی اینطور شد کاملا دیگه در تقدیر نمیگیرید وقتی در تقدیر نگرفتید از اول لا صلات این صلات وضع صحیح شده حق ندارید تقدیر بگیرید خود صلات وضع برای صحیح شده اون صلات صحیح برای جار مسجد نیست به شدت به شکل مبالغه.
- ما حرف سکاکیه نگفتما سکاکی چی میگه میگه نفی حقیقت ادعاییه چقدر قشنگ میگه نفی حقیقت واقعیه که فقط نماز نخونده این دروغه اما نفی حقیقت ادعایی میگه من ادعا میکنم که این نماز نخوند اما میدونم نماز خون این دیگه دروغم نیست قشنگ تره مثال شما که حرف عامیانه میزنیم.خدا لعنتشون بکنه که جرثومه فساد شدن و مشکل دنیا شده نفی حقیقت دایه اینه که من شجاع میبینم من نفی میکنم میگم ما ریت الا اسدا.درجه مبالغش کم میشه یعنی چی کله یعنی رای تو رجلاً شجاعا کلثر این تا کافه آوردید مبالغه کم میشه والله مبالغ بازم داره چون میگه مثل اسد اما اگه یه درجه خواستید مبالغه زیادش کنید کافه دارید اگه بخواید دیگه حقیقتا داره میگه که دروغه.حقیقت ادعاییه میگه حقیقتاً حیوان مفترس دیدم اما به ادعای من نه حقیقت آنا حقیقتاً دروغه به ادعای من درسته بخشایش که تو مطول میخوندیم حالا اینجا ازش استفاده میکنیم خب برگردیم به سخن صاحب کفایی که میگن شما حق نداری اینجا چیزی در تقدیر بگیری اول گفتن خلاف ظاهره بعد میگم بلکه حق نداره چرا چون تقریب بگیریم مبالغه از بین میره اگه میخوید مبالغه رو حفظ کنید.بگو حقیقت ادعای لاصلات لجار المسجد الا هیچی مبالغه توشه پس بگو صلات اینجا فقط وضع برای صحیح شده
- و اما دلیل چهارم دلیل چهارم رو یه صغرا کبری آخوند براش درست میکنن و بعد ایراد بهش میگیرن اون سه تا دلیل ایراد نگرفتن ایراد هرچی گرفتن جواب دادن.پس ۱-۲-۳- سه تا دلیل برای وضع الافاظ فعل عبادات صحیح اما دلیل چهارم از راه طریقه وازعین که گاهی هم میگن دویدن عادت طریقه همه چی معنا داره واضح اینا از اول که صلات میخواستن بکنن روششون این بوده که وزن برای صحیح میکردند این تو لغت بعد میگن که حکمت هم همینو اقتضا میکنه.خوب حکمت چیه تو وضع الفاظ حکمت اینه که ما راحت بتونیم محاوره گفتگو بکنیم اگه بخواد الفاظ برای فاسد باشه خب ما نمیتونیم گفتگو بکنیم یا سخت میشه گفتگو ابهام توش میاد اون کسی که اومده واضح لفظ صلات یه لفظای دیگه همین الفاظی که برای اشیای دور و برمان هست همه اینا رو برای صحیحش وضع کرده تا من بتونم در مقام تفهیم به مخاطب از اون الفاظ استفاده کنم حکمتی نه اقتضا.
- بعد میگن که فقطم تو لغت نیست بیا تو صنعت تو صنعت مثلاً خودرو یخچال ماشین لباسشویی الفاظ وقتی وزن میشه برای صحیح وزن میشه واضح ها نیومده بگه من یخچال نصفه اسمش یخچال میزارن که از اول اسم میذاره روی صنعت کامل یا خودرو کامل بیان تو بحث داروخانه اگه مثلا میگه فلان دارو اسمشو میگه نه حالا دیگه داروهای مختلف که هست.ین دارو رو وقتی اسمشو میگه آیا باید اون دارو کامل صحیح باشه یا اعم از صحیح فاصله برای صحیح چون حکمت اقتضا میکنه که بعد میخواد این دارو بده به مریض اگه بخواد بشه برای اعم خیلی خراب تو داروخانه قرص های صحیح همه رو ریختن به دست مریضی اصلا اطمینان نداره که هیچی آمپول میزنه که خوب بشه خوب ما داریم مثال میزنیم هم لغت.حکمتش اینه که وضع برا صحیح وضع بشه این لغت بعد اومدیم تو صنعت و نمیدونم کشاورزی و طب و همه جا هرچی اسمایی که وضع میشه وضع برای صحیح باشه این صغرای کبرا چیه کبرا اینه که این چیز که تو عرف متعارفش که الفاظ برای صحیح وضع میشه تو طب هم همینطور الشارع لا طریق اینم کبرای ما اگه تونستیم کبری را ضمیمه اش بکنیم.
- مثل بقیه الفاظ صلات و گفت برای صحیحش گفت نه برای همونطور که دادم یکی درست میکنه اسم براش میزاره یعنی برای سگشه خب این دو تا صغرا و کبری پس صغرا چی شد ما یقین داریم که واضحین تو تمام لغت ما هزاران لغت داریم دیگه خود فارسی داره ما یقین داریم طریقه واضحین وضع لفظ است برای صحیح نه برای.کبرا امینش که شارعم تبعیت کرده همین طریق و الفاظی که شارع به ما گفته ثلاثم حج اینا رو برا صحیح وصل کرده این صغرا و کبری آخوند هر دو صغرا کبرا را یه تنه بهش میزنند و ظاهر نخیر اینطور نیست عرض شود که چی میگن آخوند میگن ولاکن هذا قابل این ادعا قابل من است تأمل بکن.
- ما بازش کردیم تحملو صغرا و کبرا شد زدیم اینکه اولا گفتید عادت بر اینه که همیشه همه عرف برای صحیح میزارن اتفاقاً ما رفتیم نگاه کردیم دیدیم ماشینهای فرسوده تصادفی اسمشم ماشین خودرو میذاره میگه من رفتم یه خودروی اسقاطی خریدم یا فروختن اسم هست بگم شما میگید نه قرینه میاره نه هیچی.
- خود به خود خودروی به خصوص طلبهها که خودروی ضعیفم هست اگر حالا من تصادف شد گفتم وحشت کردید شما خود به خود انقده مشکل داره که همه جاش صدا میکنه غیر بوقش بقیه جاهای صدا میگه مگه خودرو دارم انواع مشکلاتم داره صحیح نیست که صحیحش اون وقت بود که از کار هیچ اضافه گفتم دیگه تصادفی نگیر اینو گفتم.من دارای مالک یک خودرو هستم اولش صدا میکنه درشو باز که میکنه در اونور باز میشه باز یکی باز کرد اینطوری بوقشو میزد برای عقبش باز میشد میومد بالا بزنه ببنده بوق میزنه خودرو یخچال هم همینطور یخچالی که معمولا خراب است و اسمش هم یخچال میگذارید.
- وضع لفظ در اول مرتبه فقط برای صحیح میتواند این هم یک ایراده دیگه فتعمل آخوندو میخوایم توضیح بدیم فرمایش شما این فرمایش خوبه ابتدا وقتی کسی خودروا مثلا میسازه اختراع میکنه که خود رو یه کامل خودرویی که راه میره و سالم بوده اینو اسمشو گذاشته خودرو بعدی یواش یواش چی شده یه جاش پنچر شده نمیتونه راه بره.دیگه نمیتونه الان دیگه عرف به اینجا رسیده که اکتفا میکنه به حداقل خلاصه دلیل میخواد این مدعاست دلیل بیارید که عنایت قرینه میاد قرینهش.
- قرینه ظهور دارد در وجود قرینه تا گفتی ظهور یکم یا ظهور ندارد این کلام ایشون شبهه به ذهن ما میرسه ابتدا صحیح شده اما است چی آیا واضح اولیه خوب نیست اولیه بخوایم بگیم که فقط اون نیست که ما الان میریم همون یخچال که درست شده کشور مختلف داره یکی بود باید همه یه اسم بگن نه تو هر منطقهای که رفتن.حالا یه مقدار کمتر شده تعدد اسم به خاطر اینکه ارتباطات بیشتر شده سریع با هواپیما کشتی جنسو میذارن اونور دنیا اسمم یه اسم بیشتر نیست الان کم کم داره یس هر جنسی یه اسم پیدا میکنه تو همه کشور اما قدیما اینطور نبود قدیم یه دوچرخه رو مثلاً اینجا میاد یه وقتی ترکا یه چیز دیگه میگفتند.
- گفتیم کبرا کبرا که میگیم شارع تخطی نکرده اتفاقاً ما شارع حج رو که ما داریم توش بحث میکنیم از چه فاصله خیلی جا داریم حجمش میگن لا تبلو صدقاتکم چی میگه این آیه قرآنه پس نگیم صدقه فقط مال صدقه صحیحه داره میگه باطلش نکن معلوم میشه صدقه صدقه هست لذا نبود که اصلا لا تبلو نمی خواست موضوع ابطالش نکن.
- خیلی داریم خلاصه اینکه بخوایم بگیم شاره تبعیت از عرف که قبول نداریم اون صغراشم قبول نداریم یعنی تو عرف هم نگید که حتما شده این دلیل چهارم ایشان رد کردن و نتیجه شد دلیل ۱ و ۲ و ۳ ما دلیل یک کتاب تبادل بود رو باید یک اضافه کنیم و اونی که تبادل باید از حق لفظ باشه چون ما گاهی تبادل از لفظ داریم به خاطر.کثرت استعمار مثلاً تو بحث خود ما بگیم کم کم استعمال شده خودرو تو خودروهای ناقص اگه با استعمال بخوای بری جلو نمیتونی بگی لفظ اعم از صحیح و فاسده اما اگه گفتی خودت لفظ خودرو میتونه اعم از صحیح فاصله باشه تمامه یا عکسش بگید نه لفظ خودرو لفظش تبادل داره به صحیح تنها از حرف زدن باید ما این نکته رو اضافه بکنیم.
- همچنین باید بگیم خلب قرینه رو خلو و قرینه دو حالت دارد یا علم داریم که قرینه نیست یا ظهور داره در عدم قرینه به ضمیمه اصالت عدم یعنی اون ۲۰ درصدی که خلاف ظاهرسو با قاعده ردش میکنیم
- یه نکته دیگه هم اینجا راجع به بحث حقیقت شرع متشرعه ناچارم اینجا اضافه کنم اگر ما استعمال امروز رو دیدیم صلات وزن برای صحیح شده من چطور صدر اسلام اینو بگم بوده.مجتهد اون به دردش میخوره میخواد بگه آیات قرآن وضع برای صحیح شده الان فرض کنید ثابت کردیم این رو این تبادل رو گفتیم با تبادل گفتیم الان صلات صحیح شده خب چیکار کنیم یه بچه ۱۴۰۰ سال پیش دو تا راه داریم یک راه اینه که استکشاف بکنیم هر نسلی نسبت به نسل قبلی خلفا خلف ها.
- مثلا ما که خلف نسل قبلی هستیم میگفت ما که الان تبادل داره تو صحیح پدران ما هم همینو میگفتن بعد اون پدرا هم از پدرانشون اینطوری استکشاف بکن تا بره به صدر اسلام این یه راهه یه راه دیگه هم اصالت عدم نقله یعنی امروزه من میدانم که حقیقتاً صلات به صحیح گفته میشه در صدر اسلام شک داره که آیا اعم بوده بعد انتقال شده به صحیح اینو شک دارم خب اصل عدم نقله.
- یعنی در صدر اسلام شد حقیقت شرعیه بعدش میشه حقیقت متشرعه متشرعیه غلط کتاب نوشته حقیقت متشرعه بهش یعنی آیا پیش ما اینطور شده قبلا اینطور نبوده احتمالش هست پیش ما وضع برای صحیح بگیم ۱۴ قرن گذشته نخیر برای بود این انتقال.که از حقیقت شرعی در صدر اسلام بخواد به حقیقت متشر منتقل بشه با اصالت عدم نقل میتوانیم برش داریم نخیر متشرعه نقل ندادهاند معنایی که در شرق بوده به معنای جدید این هم بحث اینجا و اما اشکالاتی هم در این استدلالهای صحیحی وجود داره که به ذهن ما رسید مقدار دقیق تر و صلی الله علی محمد.
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




