درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول الثالث عشر_في المشتق و المراد منه جلسه 2 استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: دوشنبه  ۱۴۰۵/۰۶/30 مدت زمان: 32 دقیقه @doroos_ayatollahmahdavi

  1.  
  2. https://hosein128.ir=- پایگاه شخصی  
  3.  https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی--بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

الثالث عشر_في المشتق و المراد منه جلسه 2

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: دوشنبه  ۱۴۰۵/۰۶/30

مدت زمان: 32 دقیقه

@doroos_ayatollahmahdavi

 

  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم در بحث مشتق صاحب فصول رضوان الله تعالی علیه یک نظریه‌ای رو دارد که توضیح باید بدیم نظریه‌شون اینه که میگن مختص است به اسم فاعل و ماشابه منظورشون اینه اسم فاعل وقتی میگیم زار.
  2. احتمال داره که الان مطلبس باشه ذات به مبدا یعنی همین الان مشغول ضربه احتمالاً داره که دیروز ضارب بوده الان منقضی شده مبدا یعنی الان دیگه ضرب ازش صادر نمیشه وقتی این احتمال اومد و سوال میشه که این حقیقت مجازه دیروز نسبت بدیم نه دیروز نسبت بدیم و.
  3. دیروزم ضارب بود جانی زیدون امسه وقد ضربه فالامسه عمرا به نسبت زهرا تو همون امس دارن بهش میدن فهو ضارب فی الامس این حقیقته چرا در حین ضرب که عمل بوده من هم همون وقت نسبت بهش بحث ما تو این نیست اینا رو یه وقت مخلوط نکنید انقضای مبدا اینه دیروز ضارب بود.
  4. امروز من می‌خوام بگم الان ضارب است در حالی که دیروز آنم ما مطلبس شده است به مبدا سپس منقضی شده خب این اختلافش که آیا میشه بگیم هوبان املا صاحب فصول میگن اگه به جای زارع اومدی و یک صفت ثبوتی رو مطرح کردید حالا من میگم ما معلم این کلمه معلم هم مشتقه دیگه آیا کلمه معلم.
  5. میشد انقضای مبدا توش تصور بکن اگه دیروز معلم بودش امروز که نشسته ناشتایی می‌خوره سال فصول اینو مطرح می‌کنند و مشابه این حالا معلم فرض کنید مجتهد مجتهد انقضای مبدا اش یعنی چه می‌تونید بگید من امروز دیگه مستعد نیست نمی‌تونید اینو بگید وقتی هم هست چرا دارید ملکه رو شما دارید میگید ملکه.
  6. به اصطلاح فلسفه می‌دونید چیه هیئت الراسخ فی النفس این ملکه اجتهاد که مختص به دیروز و پریروز که نیست که امروز ولو الان خوابیده یعنی مشغول اجتهاد نیست خوابیده داره حرف میزنه ناشایی می‌خوره هرچی اما قطعاً انقضای مبدا برای صدق نمی‌کنه در نتیجه همین الان می‌تونید بگید هو مصدا الان صاف و فصول گفت با توجه به این معلوم میشه که مشتق حقیقت در اعم است.
  7. چرا میگید فقط خصوص مطلبه مثالشم همین است اگه یه کسی فرض کنید راننده تو عربی می‌گیم صائق صائق یه مشتقه حالا مشتاق میتونی بگید خصوص مطلبه یا اعم از متلبس و من غذا کدومه قطعاً ائمه به دلیل اینکه الانم شما که اینجا نشستید صائق بهتون صدق میکنه راننده است که منظورمون نیست که داریم.
  8. یک صفتی رو می‌گیم صفت ثبوتی برای شما و لذا ایشون می‌فرماند هم گذشته صائق به شما صدق می‌کرد هم حال هر دو شما ساعقین و اومده تو اصول ایشان یه حرفی زدن دیگه پخش هم کردن که چرا میگید نزاع هست اصلاً نزاع نیست نزاع ببر تو زارع اسم فاعل یا مشابه اسم فا مورد اتفاق.
  9. حرفمون تموم نشده خلاصه بگیم تا به کجا میرسه وقتی نقطه گذاشتن نقطه مشخص صحبت دارم میگم نظریه فصول است که شما ممکنه نپذیرید که قاعدتاً همینه نمیپذیریم اما بیان ایشونو.
  10. تکرار بکنم برگردیم به این ۵ دقیقه رو تکرار بکن خواهشم اینه وسط بحث سوال نکنید تو بحث بره جلو الان بعد می‌خوایم صاحب کفایی رو بگیم ایشون چی میگن خوب جواب داده میشه صاف وصول میگن نزاع تو همه مشتقات نیست نزاع رو ببر تو اسم فاعل و ماشا مبالغه ذرات خیلی زننده است اونجا.
  11. می‌تونی نزاع بکنی بگی یه کسی قبلاً خیلی زننده بوده ضراب می‌گفتن الان رفتش مکه و اومده فهمیده که اصلاً باید ظلم نکنه دیگه هم دست بزنید همش جمع شد دیگه هیچی آروم شده دیگه اینجا میگیم مبدا ازش منقضی شد حالا که منقضی شد نزاع هست که فعلاً می‌توانیم بگه هو ذرات یا زار خب کجا رو صاف وصول میگه.
  12. بلانزا اهم است میره تو اونجایی که سناته میره اونجایی که ملکه هست یه جایی داریم اینطوری یه جاهایی داریم شنیته یعنی سه تا مثال الان باید بزنیم همه اینا میگه نزاع توش نیست ملکه رو ملکه اجتهاد ملکه عدالت عدالت یه ملکه انقضای متن توش معنا نداره که بگید قبلا عادل بود امروز هم هست ولو نشسته و خوابیده.
  13. اصلا اعتصاف فعلی که نیست که تو درونشه اجتهاد تو درونشه وقتی میگه مساعد است اعم است از گذشته و انقضای مبدا توش صدق نمیکنه چرا میگه اختلاف اختلاف توش نیست ولو الان مشغولم نیست به اجتهاد بازم میگید هو مجتهدون حقیقت هو عادل حقیقت نه مجاز این بحث صناعتش ملکه مثل اینکه میگه نون وا حالا تو عربی میگه مشتقه.
  14. شغلشو دارید میگه درسته این شغل امروز فرض کنید نوبت تعطیلیشه و رفتش خوابیده آیا حقیقت بهش میگه نونوایا نمیدیم مشخصه بازم می‌گیم نونوا کیه میگه فلانی نشسته تو خونه یعنی این به خاطر اینه که الانم نانوایی بهش صدق می‌کند حقیقتاً نه مجازات نمی‌تونید بگید دیروز نیست چون نیست حالا ببینیم مجاز بهش میگه نون یا حقیقت اینم کل شغل ها رو دیگه مثال بزنید براش.
  15. حداد فلانی یکی هم شأنیت شأنیت خوب ما مثال‌های قشنگی براش بزنیم مثلا ناطق تو انسانا میگه انسان ناطق است یعنی چه یعنی شأنیت نطق رو داره نه اینکه الان داره سخنرانی میکنه وقتی میگیم کل انسان حیوان ناطق ناطق یعنی چه پس اول ذهن تو اصلاح کن ناتوانی نوت نیستن.
  16. گفتی نطق میشه بگیم دیروز حرف میزد امروز ساکته حالا که ثابتش آیا الان حقیقتاً بهش میگیم ناطق است یا مجاز اما نه اسم اول می‌گیم ناته یعنی چه یعنی این شأنیت نطق رو دارد ولو لم یکن الان ناطق بالفل این هنوز صاف و صون میگه اهمه بله یه مثال دیگه.
  17. حالا تو ناطق میگم اینکه دیروز ناطق بود امروز ناطق فردا ناطق انسان همیشه ناطقه شما یه مثال بزن که ناطق بودن انقضا شده باشد ازش الان انسان باشه ندارید وقتی شد اعم پس اعم است یعنی الان میگید هو ناطق حقیقتاً نه مجازً چرا ناطق باید به شان معنا کردیم یکی هم مثال فرمایش آقا مثلاً بگید هسته درخت میگید یک شجره مثمره است.
  18. چرا چون همین الان همین الان که به عربی نبات می‌گیم نبات همین الان که نبات است توش شنیتی هست نه درختا اگه درخت گفتی درخت میشه سه سال دیگه دوره به اشتباه می‌افتی اول تعریف بکنیم که چی دارید میگید همین تو فلسفه نگفتن من بارها که فلسفه میگفتیم تکرار میکردیم اینجا هم تو اصول هم میگم اینا رو که تو.
  19. اونجا تو فلسفه اشتباهی که کرده یه مطلب گفته و مطلب درسته میگه گاهی یک ذاتی مطلبه به مرد است بالفعل گاهی بالقوه این بالفعل بالقوه باب فلسفه اما چیزی که نگفتن اینه که اون موجودی که بالقوه دارای یک ویژگی است بالقوه بالفعل اینا چطور فلسفه نمیگن اتفاقا این نکته خیلی استفاده چی میگن میگن انسان.
  20. درختو بگم این هسته این هسته بالقوه میگه درخت است یعنی سه سال دیگه اما بالفعل چی یعنی الان تو این هسته چیه نیرویی بالفعل موجود است که او را درختش می‌کند این نیرو الان هست اگه می‌خواید بفهمید نیرو نیست این هست حالا بسوزونید بندازید تو آتیش میفهمید من چی میگم بزرگان خدا علامه طباطبایی خدا رحمتشون بکنه اینا ذکر نکردن.
  21. در حالی که وقتی اینو می‌گید استفاده میکنه میگم ای انسان شما بالقوه می‌توانی به امام زمانت برسی به هدف خلقت اما اینجا رو میگه اما دنبالشو نمیگه میگم انسان الان تو شما یه نیرویی هست این بالفعله که شما رو به امام زمان میرسونه این با خرابش نکن با معصیت نگو معصیت میکنم بعد توبه میکنم.
  22. تمام میشه مثل حالا سیر ظاهری هم مثال میزنم یه کسی پایین کوه ایستاده همه میگن تو فلسفه میگن آقا بالقوه می‌تواند بره نوک قله یه چیزی هم بگو بگو بالفعل الان تو این آقا یه نیرویی از تو پاش که می‌تواند بره بالا اما اگه پاشو برید اون بالفعل چی میشه از بین می‌رود.
  23. فریب می‌خورن خیلیا به خاطر همین که میگه بالقوه من نوک کوه آن بالاست هستم  حالا که فلفل نیستم بعد فریبش اینه که میاد چیکار می‌کنه پاشو میبره میگه من که بالا نرفته بودم که می‌دونم بالا نرفته بودی اما شما بالفعل توانایی داشتی میگم بالفعل متاسفانه اینا نمیگم خب اینا حرفای جدید بود گفتیم اما برگردیم صحب وصول که دارن چی میگن شما میفهمیدا ما صفاتی رو داریم که به شکل شأنیت است.
  24. به شکل شغل که بهش میگیم صنعت عربی یا به شکل ملکه اینا نزاع توش نیست یعنی هر وقت مشتق تو اینا رو گفتی قطعاً اعم از گذشته وحال این فرمایش حالا جواب جواب اینه که اتفاقا همین مثالی که شما زدید انقضای مبدا توش امکان داره من یکی یکی بزارید مثلا نون رو گفتید خط باز اون آقا میگفت خبباز.
  25. ولو امروز روز تعطیلی شم هست اما زیاد ازش جدا نمیشه که این خط باز از هم گذشته هم حال پس اعم از گذشته و حال آینده مجازه اگه کسی آینده می‌خواد نونوا بشه الان مجاز بهش میگه اما کسی که گذشته دیگه امه جواب چیه جواب اینه که شما یه مثالی زدی که مبدا اش چیه نون پختن خوب عربی.
  26. این نون پختن با شغل اوست شما مثال بگو این نون پختن اگر شغلشو عوض کرد نه تعطیل بود امروز و فردا دور نون باید باشه شغلش عوض نشده که اگه شغلشو عوض کرد و انقضای مبدا توش صدق میکنه میگه این آقا تا پارسال نونوا بود بعد دیگه خسته شد نونوایی گذاشت کنار گفت من از بس پا تنور ایستادم کمرم درد گرفت یه شغل دیگه انتقال کردن که بتونم بنشینم مثلا رفته شغل خرازی.
  27. اگه اومد پارچه فروشی آیا من می‌تونم بگم حقیقتاً به اعتباری که مدا توش منقضی شده دیگه مثال دیگه این مثال صنعت بود بیایم تو مثال ملکه اگه کسی مجتهد بود و مجتهدو نمیگم که سست بود دیروز امروز یادش هست  مثال باید اینطور بزنید بگید اینجا چون مبدا اش.
  28. مبدائی است که به شکل حالت ملکه ملکه سه اسم دارد اسم دیگه اش چیه عادته اسم دیگه چیه خلقه سه تا اسم داره دیگه تو علم اخلاق میان خوب تو فصل میگن ملکه تو روانشناسی میگن عادت این سه تا کلمه یه معنا داره جناب صاحب فصول اگه می‌خواید مثال بزنید برای مجتهد مثال اینطور بزنید بگید کسی اجتهاد از اون منقضی شد مثالش اینه که دیروز امروز حافظش از دست داد.

 

  1. ازدست داد حالا ققلتا مجتهدان به اعتبار چند سالی که مجتهد بود اما الان یک سال دو سال دیگه پیر شده یا حافظش کار نمی‌کنه کدام پس انقضای مبدا احتمالش هست چرا ایشون گفتن اعمه باید اینطور میگفتند باید میگفتن مشتقاتی که داریم علی قسم بعضی مشتقات داریم که مبدا او مبدا نصف مشتقه نصف دیگه ذاته.
  2. شما رفتی سر اون نصفه اولش که مبدائه مبدا تو مشتقات گاهی صدوریش گاهی وقوعیست گاهی عینیت شرکت دیروز گفتیم گاهی هم اینه به شکل ثبوتیه که تو بحث عینیت دیروز من ایراد گرفتم به کفایه گفتم مثال تو ایراد داره چون عینیت آوردن صفات پروردگار است  تا رفت تو علم کلام دیدیم نه.
  3. دارن اشتباه می‌کنن علم کلام صفات ثبوتی که بهش میگیم افعال صفات ذاتیه بهش میگه صفات ذاتی پروردگار مثل ان عین ذات خداست اون وقت انقضا نمیکنه که بگه دیروز خدا عالم بود یا علیم بود امروز نیست یادش رفته و مجازً میگیم علی وقتی شد عینیت دیگه گذشته و حالش اعم میشه حرف صاف فصول اینجا درسته اما اشتباهشون اینه که.
  4. میگن نزاع رو ببر توی مسابقات بنده خدا شما نزاع بیاد تو همه جا بگو تو هم مشتاقات نزاح هست اما بعد یه تبصره بزن بگو اگر مبدا مثل ضرب باشه انقضای مبدداش زود اتفاق میفته دیروز یه کسی کتک میزد امروز نمیزنه آیا امروز حقیقتاً یا نه اما یه بخش شما مبدا رفتید به ملکه معنا کردی رفتی مثال پیدا کردیم ملکه.
  5. ملکه فوق زمانه نمی‌تونید بگید تو فصول من اصلاً کمکتون می‌کنم میگم ملکه فوق زمانه بعد که گفتم فوق زمان یه مشکلم براتون حل می‌کنم که علم کلام بحث می‌کردن که یه کسیه که ۸۰ سال گناه کرده چرا خالدین فی النار چرا امام خیلی قشنگ گفتن برای اینکه این عملی که انجام داده یه عملش مختص به ۸۰ سال نیست این فوق زمانه.اما روایت میگه این آقا اگه هزار سالم تو دنیا بود بازم گناه می‌کرد به خاطر این جهنمشم دائمیه آخرش ایراد گرفته می‌شه می‌گم اگه هزار سال بود اما فعلاً چند سال بود ۸۰ سال بود ۱۰۰ سال بود ۱۰۰ سال گناه کرده شما ۱۰۰ سال باید مجازات کنید اگر که واقع نشد که پس اشکال با این حل نمیشه.
  6. اشکال چطوری حل می‌کنی آقا یه عادتی داشت به گناه عادت فوق زمانه خدای متعال عادتشو داره می‌سوزونه تو آتش جهنم نه عملشو میگه چرا این عادتو تو خودت معالجه نکردی عادت به تکبر داشتی عادت به حسد اینقدر حرف زدن برای چی گفتن گفتن بیرون کن حسادت بیرون کن بخول عادت ها بیرون نمیکنه اونجا گیر میفت.اما من بکسی عادت به تکبر دارد که دائماً تکبر نداره که مثلاً من اگه متکبر باشم اینجا ممکنه تکبر نداره اما تا میان بیرون تحقیر می‌کنه یه جا ممکنه تکبر از سر میزنه یه جای دیگه هم تواضع تواضع دارما خودمو کوچیک‌تر از بقیه میگم ببینید این عمل شما رها کنید برید سراغ عادت عادت منو اگه بخواد خدا مجازات کنه باید دائماً منو مجازات کنه همچنین فکر فکر دیگه بدتر از عادته عقیده وقتی من عقیده عقیده شرکه.
  7. محدود به زمان که نیست که یه اعتقاد اعتقاد یا من عقیدم اینه خدای متعال عقیده فوق زمانه اصطلاح امروزی میگن فرازمانی فرای فرا میگن ببینید وقتی خدا فکر منو میخواد بسوزونه باید دائماً قبلاً این آیه وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِبا رو براتون اشاره کردم ذهبه مغضبا عمل عمل محدود به زمانه ضربه.
  8. اما مواظبت عصبانی بود عصبانیت محدود به زمان نیستا درسته قومش اومد بیرون یونس تو عصبانیت بالفعله اما دولونه چیه عادته عادت خدا اگه خواست تو من مجازات کنه دائماً منو مجازات می‌کنه و الا عمل منو بخواد مجازات کنه هر وقت من عصبانی میشم اینجا که عصبانی نشدم بله تو عصبانیت اگه زدن مظلوم خدا میکنه اما عصبانی غضب را از من بخواد مواخذه بکنه میشه دائمی.تو جهنم خلوده تو جهنم میگه تا جهنم جهنم است تو هم عصبانی هستی بسوز نتانیاهوا خبس باطنی داره عملشو نگاه نکنی ۸۰ هزار زن و بچه کشت یه عمل مجازات داره اینا کم نگیرید اما خدای متعال اگه بخواد مجازاتش بکنه میندازه تو جهنم داره چرا میگه این خبس باطنی خوبش فوق زمانه پس روایت اینطوری معنا نکنید که.
  9. اگر تو دنیا خالد بود گناهش دائمی بود پس تو قیامتم خلوده در جهنم این جواب نیست تو روایت بهتر توضیح بدید والا توضیح ندید اون زمان قدیم هزار سال پیش نمی‌فهمیدن امام اینطوری براشون گفته اما شما باید بدونی ذَهَبَ مُغاضِبا این فضا الله فکره حالا که سه تا ظلمت تو انسانه ظلمت عملی و اخلاقی و سومیش هم فکری.فَنادى‏ فِي الظُّلُمات‏ خدای متعالم سه تا مجازاتش کرد نه ظلمت نه ظلمتین بلکه ظلمات ظلمات مگه چیکار کرده بود سه تا ظلمت توش بود آیه رو بخون بعد اون سه تا ظلمتن بعضیش دائمی است بعضی دائمی نیست قشنگ مثل کارش یه ظلمه ظلمت روز وشب بود این دائمی نیست خب اونم همینطور ذهبه اما ظلمت داخل شکم ماهی چی دائمیه اون دیگه دائم.ظلمت کف دریا دائم حالا نمی‌گیم هرچی میگه تا خدای متعال خیلی کارش دقیقه انداختش تو شکم ماهی تو ظلمت از خودت معالجه نکردی منو طلبم باید حواسم جمع باشه اگه اعتقاداتم اعتقاد به خدا تو وجودم محکم نیست اعتقاد به قیامت هنوز شک داره مجازات میشن نگم شما نیستید تو رفتار.
  10. اثر اما تو فکر خود انسان باید مواظب خودش باشه مجازات میشه اخلاق همینطور وقتی همه بخل دارند من باید بترسم دیگه من آخه اومدم تو برای اینکه همین بخول از خودم بکنم برم کتاب بخونم ببینم چطور از خودم دور کنم و همینطور بحث‌های عملی ما بیشتر حواسمون تو عمله انجام واجبات ترک درسته از اینجا هم شروع میشه ولی شروع کار برای تربیت از اینجاست اما اکتفا نکنیم به ایما باید بریم جلو عادت‌هامونو اصلاح بکنیم و همچنین فکرمون که قرآن اصلاً فکرو تو اون آیه ۸۴ اسرا شاکله میگه علی شاکله منه نه عمل من نه اخلاق من فکر فکر خیلی مهمه و همینه که حالا میگه مسئولی راحت میگه قانون عمل نمیکنه یه فکر غلطی داره این فکر خدا مجازات میکنه فکر نکنید همینطور راحتیم ما فکرمونوطور. بیان می‌کنه من اینطوری نیستم
  11. صاف یکی مکه میخواست بره گفت خدا اینقدر خونه دارد اینجا مساجدو برو همین مسجد الان برای چی می‌خوای بریم اینا رایشون زد خبر به امام صادق علیه السلام حضرتم آینده اینو گفتن گفتن این رای اینو زدن آیا نترسید که دچار یک بیماری بشه که دیگه معالجه نشه و بمیره همین هم شد حضرت داشتن.
  12. خبر می‌دادن اما داشتن انشا می‌کردن می‌دونید امام لطفشونه دیگه خبر میدن داشتن گفتن آینده مریض میشه این آقا مریضی ناعلاج و می‌میره به خاطر چی یه عقیده خرابی تو کله ش بود با این عقیدش همینطور راه میرفت اینور اونور یه بارم سر زبونش در اومد عقیدشو گفت همچین گفت مجازاتش خدا میکنه اینه به این سادگی نیست که عقیده که قانون اعمال نمیکنه از اینا ما خیلی داریمما.
  13. یکی دوتا تو ذهنتون باشه شبانه روز ده تاشو امروز خواهید دید عقیدش اینه بدون مجازاتت می‌کنم منتها مجازاتم باز به تناسبه ایمانش یعنی چه عقل بیشتره مجازات بیشتر کمترش مجازات کمتر می‌رسه به اروپایی آمریکایی که عقل ندارن اونا خدا میگه نه شسته پا مجاز خوب اینم صلی الله علی محمد. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  14. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید