جبر و اختيار فكر كنيد و پاسخ دهيد 1- فرق مكتب «جبر» و «اختيار» چيست؟ 2- جبرى‏ها بيشترروى چه دليلى تكيه مى‏كنند؟

https://hosein128.ir- پایگاه شخصی   

https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

مسئله عدل بسم الله الرحمن الرحیم :‏

عدل الهی: بسم الله الرحمن الرحیم  جبر و اختيار

  1. فكر كنيد و پاسخ دهيد
  2. 1- فرق مكتب «جبر» و «اختيار» چيست؟
  3. 2- جبرى‏ها بيشترروى چه دليلى تكيه مى‏كنند؟
  4. 3- دربرابر تأثير محيط و فرهنگ و وراثت چه پاسخى داريد؟
  5. 4- عوامل «سياسى» و «روانى» و «اجتماعى» كه به عقيده جبر دامن مى‏زند چيست؟
  6. 5- موضعگيرى ما در برابر اين عوامل بايد چگونه باشد؟
  7. جبر واختيارازبحثهاى كلامى نيمه قرن اول هجرى آغازشده. ودر ميان بحثهاى كلامى ظاهرا از همه قديمتراست.
  8. مسأله جبر واختيار در درجه اول، يك مسأله انسانى است و در درجه دوم يك مسأله‏ الهى و يا طبيعى است.
  9. از آن جهت كه به هر حال موضوع بحث، انسان است كه آيا مختار است يا مجبور؟ مسأله‏اى انسانى است؛
  10. مسأله خدا يا طبيعت است كه آيا اراده و مشيّت و قضا و قدرالهى و يا عوامل جبرى؟
  11. نظام علت و معلولى طبيعت، انسان را آزاد گذاشته و يا مجبور كرده است؟ مسأله‏اى الهى و يا طبيعى است؛
  12. شايد انسانى يافت نشود كه اندك مايه تفكر علمى و فلسفى در او باشد و اين مسأله جبر واختياربرايش طرح نشده باشد،
  13. جامعهاى يافت نمى‏شود كه وارد مرحله‏اى از مراحل تفكر شده باشد مسأله جبر واختياررا براى خود طرح نكرده باشد.
  14. جامعه اسلامى كه به عللی، زود و سريع وارد مرحله تفكرعلمى شد اولين مسائلى كه طرح كرد مسأله جبر واختياربود.
  15. قرآن كه كتاب دينى است به مسائل مربوط به جبرواختيار، قضا و قدرالهى، پاداشها وكيفرها زياد برمى‏خوريم.
  16. توجه عميق مسلمين به تدبّرو تفكر در آيات ، كه خود قرآن ره داده ، خواه ناخواه منجر به بحث جبر واختيار گرديد.
  17. با بحث  جبرواختياررابطه مستقيم ميان اختيار وعدل از يك طرف، و جبر و نفى عدل از طرف ديگر به ميان آید.
  18. تنها در صورت  اختيار است كه تكليف و پاداش و كيفر عادلانه، مفهوم و معنى پيدا مى‏كند.
  19. اگرآزادى و اختيار نباشد واراده الهى و يا عوامل طبيعى، جبری باشد، ديگرتكليف وپاداش وكيفر، مفهوم خودرا ندارد.
  20. درجبرواختيار و كيفيّت آزادى و اراده انسان از جنبه‏هاى مختلف روانى، اخلاقى، فلسفى واجتماعى را دربررسى دارد.
  21. نبايد چنين تصوّر كرد كه طرح مسأله قضا و قدر و جبر و اختيار در ميان مسلمين تنها ريشه اجتماعى و سياسى دارد.
  22. می بینیم که درتمام سيستمهاى فلسفى قديم و جديد، خواه الهى و خواه مادّى، مسأله جبر و اختيار مطرح است.
  23. درمسأله سرنوشت، و قضا و قدر، و جبر و اختيار آشنايى‏ با منطق قرآن و علوم قرآن وکلام اهل البیت لازم است.
  24. در بحث جبرواختيارآید، که آيا انسان دركارهاى خود مجبورو آزادى براى انتخاب ندارد، و يا حرّوآزاد و مختار است؟
  25. مسائل اساسى كه ميان دانشمندان، بالخصوص در قرن اخير، مطرح است جبر و يا اختيار فرد در مقابل جامعه است،
  26. جبر و اختيار روح فردى درمقابل روح جمعى است. بااصالت فردى كامل ، جاى توهم هيچ‏گونه جبر اجتماعى نيست،
  27. ظاهراً اوّلين مسأله‏اى كه در ميان مسلمين مورد بحث و قيل و قال و لم و لا نسلّم واقع شد مسأله «جبر و اختيار» بود
  28. بحث  جبرواختياراز آن جهت كه به خدا مربوط است «قضا و قدر» است، خود بحث عدل را به ميان آورد،
  29. مسأله  جبر و اختياراست كه البتّه معتزله طرفداراختيار بودند،
  30. جبر و اختيار مسأله‏اى است كه درقرآن طرح شده، ومطالب را به گونه‏اى طرح كرده كه انديشه‏ها را بر مى‏انگيزد؛
  31. درقرآن مسأله  جبر و اختيار طرح واز طرفى در برخى آيات تصريح شده كه انسان مختار و آزاد است. 
  32. درقرآن هيچ گونه  جبرى نيست، و از طرف ديگر دربرخى آيات تصريح شده كه همه چيز به مشيّت و اراده خداست.
  33. بعضى ها آيات اختيار را تأويل و قائل به جبر وبعضى آيات مشيّت واراده (قضا و قدر) را تأويل وقائل به اختيار شدند؛
  34. البته گروه سومى هم هستند كه هيچ گونه تناقض و تنافى‏اى ميان اين دو دسته آيات نمى‏بينند.
  35. در كلمات على (عليه السّلام) بحث جبر واختيار زياد طرح شده است.
  36. طرح بحث جبر و اختيار مقارن است با خود اسلام وگروه بندى وصف آرايى آنها درنيمه دوم قرن اوّل صورت گرفت.
  37. البتّه مسأله  «كفر فاسق» قبل از مسأله جبر و اختيار موضوع بحث و گفتگو واقع شد،
  38. مسأله جبر و اختيار: مسائل عدل، حسن و قبح ذاتى وعقلى، محال بودن تكليف مالايطاق وامثالها را به دنبال خود آورد.
  39. انسان دراعمال خويش آزاد است و درمقابل هيچ عامل طبيعى يا مافوق الطبيعى مسلوب الاختيار نيست»
  40. هركسى وجدانا حس مى‏كند كه نه طبق ادعاى اشاعره ذات بارى انسانرا مسلوب الاختيار كرده ونه طبق ادعاى ماديين
  41. موضوع سرشت پاك و ناپاك با موضوع «جبر و اختيار» به مفهوم فلسفى آن چندان ارتباطى ندارد.
  42. درمسأله «جبر و اختيار» ازجنبه فلسفى و كلامى و اخلاقى نظرصحيح آن همانا نظريه «امر بين امرين» است.
  43. موضوع «جبر و اختيار» كه مربوط به كيفيت صدور افعال انسان از انسان است و دهها قرن سابقه بحث فلسفى دارد،
  44.  دراصطلاح فلسفى مسأله جبر و اختيار به (تفويض) موسوم است و حل آن پايه و اساس عموم فلسفه‏ها و عقايد است.
  45. معتقدين اجبارى بودن اراده انسانى را « جبریون » و مخالفين آنها را «تفويضى» يا «اختيارى» مى‏گويند.
  46. معناى «جبر» از نظر متكلمين اين است كه تمام حوادث جهان مستقيماً و بلاواسطه از اراده ذات بارى ناشى مى‏شود،
  47. مسأله جبر و اختيار و ارتباط آن با مسأله علّيت: از جمله مسائلى كه مورد اختلاف فلاسفه و متكلمين است،
  48. اول كسى كه در مسائل عقلى اسلامى به تجزيه و تحليل پرداخت و مسائلى مانند قِدم و حدوث و متناهى و غيرمتناهى و جبر و اختيار و بساطت و تركيب و امثال آنها را مطرح ساخت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام است،
  49. اين آيه دنبال سلسله آيات ديگرى است كه بحثى راجع به جبر و اختيار به اين مناسبت شده كَذلِكَ زَيَّنّا لِكُلِّ امَّةٍ عَمَلَهُمْ..
  50. هرامتى را ما اينچنين عملشان را در نظرآنها زيبا جلوه داديم. معنا اين استكه هرقومى يك طرز تفكربالخصوص دارند،
  51. مسائل مربوط به شؤون الهى و قضا و قدر الهى و جبر و اختيار و مسائل تعقلى در كتب حديث شيعه طرح است.
  52. اصلًا مسئله مهم در جبر و اختيار اين است كه آيا اراده خودش به جايى بسته هست يا نيست؟ ...
  53. درمسئله جبر و اختيار دو گروه بودند: اشاعره جبرى و معتزله تفويضى. شيعه معتقد به «امرٌ بين الامرين» است؛
  54. شیعه نه جبر اشعرى را قبول دارد و نه اختیار تفويض و «به خود وانهادگى» معتزلى را.
  55. ائمه فرمودهاند: لا جَبْرَ وَ لا تَفْويضَ بَلْ امْرٌ بَيْنَ الْامْرَيْن ، جبر نيست و تفويض و وانهادگى هم نيست.اختيار است.
  56. مسئله اختيار و آزادى انسان است، وجبرى بر انسان حكومت نمى‏كند به اين معنى كه از او سلب اختيار كند.
  57. به اعتقاد جبريون انسان دراعمال و رفتار و گفتار خود هيچ گونه اختيارى از خود ندارد، چومهره‏هاى يك ماشين است.
  58. اشاعره - حسن و قبح عقلى را انكار مى‏كنند- جبر را پذيرفته و عدالت را انكار كرده‏اند،
  59. جبرى‏ها از يك نكته اساسى غافلند و آن اين‏كه بحث در «انگيزه‏ها» و«علل ناقصه» نيست، بحث درعلت تامه است.
  60. هيچ كس نمى‏تواند سهم «محيط» و «فرهنگ» و «عوامل اقتصادى» را در انديشه و افعال انسان نفى كند،
  61. بحث در اين است كه با تمامی انگيزه‏ها باز تصميم نهايى با خود ماست. واین نكته اصلى اشتباه جبری ها ست،
  62. ماوراى تمام انگيزه‏ها، عامل سرنوشت‏سازى به عنوان اراده و تصميم انسان وجود دارد.
  63. وجدان عمومى انسان‏ها جبر را نفى مى‏كند ،كه درهمه جامعه‏هاى انسانى در اين مسئله توافق دارند ،
  64. مسئله مسئوليّت ، وجدان عمومى مردم جهان، روشن‏ترين دليل برآزادى اراده انسان و دارا بودن اختياراست.
  65. چگونه مىتوان باور كرد كه انسان دراراده و عملش مجبور باشد و هيچ گونه اختيارى ازخود نداشته باشد،
  66. انسان سنگنیست كه از كوه ريزش كنند، و در وسط جاده‏ها مايه مرگ مسافرين ‏شوند، به پاى ميزمحاكمه نرود.
  67. اگر ما آزادى اراده انسان را نفى كنيم مثلا انسان وسنگ هردو معلول عوامل جبرى خواهند بود،
  68. به اعتقاد جبرى‏ها ميان انسان وسنگ هيچ فرقى از نظر نتيجه وجود نداردهيچ كدام كارى به اراده خود انجام نداده‏اند،
  69. اگربه اعتقاد جبرى‏ها ميان انسان وسنگ هيچ فرقى از نظر نتيجه وجود ندارد چرا يكى محاكمه شود و ديگرى نشود؟!
  70. باید یا تمام قوانين و دادگاه‏ها و مجازات‏هاى متخلفان را عبث وظالمانه بشمريم، و يا عقيده طرفداران جبررا انكار كنيم.
  71. جبریون درتفكّر وعقيده فلسفى، دم از متكب «جبر» زنند واستدلال ‏كنند درزندگى عمل طرفدار اصل آزادى اراده‏اند!
  72. اگر كسى به حقوق جبریون تجاوز كند، و يا اذيت و آزار به آنها برساند او را در خور سرزنش و توبيخ مى‏شمرند،
  73. جبریون شكايت به دادگاه مى‏كنند، و گاهى مى‏خروشند و فرياد مى‏كشند و متخلّف را به كيفر قانونى می رسانند!
  74. اگرراستى انسان از خود اختيارى ندارد اين سرزنش و شكايت و جوش و خروش و داد و فرياد جبریون براى چيست؟!
  75. وجدان عقلاى جهانى دليل زنده‏اى براین واقعيت است كه همه انسان‏ها دراعماق جانشان آزادى اراده را پذيرفته‏اند،
  76. انسانبه آزادى اراده هميشه وفادار بوده‏ و حتى يك روز بدون اين اعتقاد نمى‏توانند زندگى كنند، بابرنامه‏ عمل کند.
  77. فيلسوف بزرگ اسلامى «خواجه نصيرالدين طوسى» درجبرواختيار مى‏گويد: «والضرورة قاضية باستنادافعالنا الينا؛
  78. درك ضرورى و وجدان ما داورى ‏كند كه همه اعمال ما مستند به خود ماست».«والضرورة قاضية باستنادافعالنا الينا؛  
  79. تضاد مكتب جبر با وجدان عمومى عقلاى جهان بود، اعم از طرفداران مذهب و كسانى كه اصلًا مذهبى نپذيرفته‏اند.
  80. هرگز اعتقادات مذهبى با عقيده جبر سازگار نيست، و برنامه‏هاى مذهبى نيز با قبول اين مكتب همه مخدوش مى‏شود،
  81. ما چطور مىتوانيم عدالت خداوند را كه در بحث‏هاى گذشته به وضوح ثابت كرديم با مكتب جبر تطبيق دهيم؟
  82. چگونه ممكن است خداوند كسى را مجبور به انجام كار بدى كند، بعد او را مجازات نمايد كه چرا چنين كردى؟
  83. با قبول مكتب جبر«ثواب» و «عقاب» و «بهشت» و «دوزخ» بى‏معنى و‏محتوا بوده وبا هيچ منطقى سازگار نيست!
  84. با مكتب جبر، نامه اعمال، سؤال، حساب الهى، مذمّت بدكاران درآیات شده و ستايشى كه از نيكوكاران ازبین می رود.
  85. با مكتب جبر، همه مفاهيم آیات از بين مى‏رود. زيرا مطابق اين فرض نه نيكوكار اختيارى از خود داشته و نه بدكار.
  86. با مكتب جبر، آيا در موردى كه هيچ كس از خود اختيارى ندارد تكليف و مسئوليت معنى دارد؟!
  87. آيا به كسى كه دستش بى‏اختيارلرزان است يا كسى كه دريك سراشيبى تند گرفتار شده می ‏توان گفت: اين كار را نكن،
  88. كسى كه دريك سراشيبى تند گرفتار شده ‏توان گفت: اين كار را نكن، و بى‏اختيار به پايين مى‏دود، ‏توانيم بگوييم بايست.
  89. اميرمؤمنان على عليه السلام در روايت معروفى مى‏فرمايد مكتب جبر مكتب بت‏پرستان و حزب شيطان است:
  90. جبرمکتب بت‏پرستان، دشمنان خدا وحزب شيطان ، تلك مقالة اخوان عبدة الاوثان و خصماءِ الرحمان و حزب الشيطان؛
  91. فكر كنيد و پاسخ دهيد
  92. 1- روشنترين دليل بر ابطال جبر چيست؟
  93. 2- وجدان عمومى مردم جهان را در زمينه اصل آزادى اراده شرح دهيد.
  94. 3- آيا طرفداران مذهب جبر در عمل هم جبرى هستند؟
  95. 4- آيا جبر با اصل عدالت خدا سازگار است، اگر نيست چرا؟
  96. 5- چگونه آزادى اراده پايه قبول هر گونه تكليف و مسئوليت است؟
  97. برابراعتقاد به جبر كه درسوى «افراط» قرار گرفته، مكتبى به نام مكتب «تفويض» است كه در سمت «تفريط» است.
  98. عقيده‏ «تفويض»: خداوند ما را آفريده وهمه چيزرا به دست خود ما واگذارده و به كلّى ازاعمال وافعال ما بيگانه است.
  99. عقيده‏ «تفويض»: همه چيزبه دست خود ما ست وما در قلمرو اعمالمان ازهر نظر مستقل و حكمران بلامنازع هستيم!
  100. بدون شك اعتقاد «تفويض» با اصل توحيد سازگار نيست، چرا كه توحيد به ما تعليم داده كه همه جهان ملك خداست،
  101. چيزى از قلمرو حكومت او بيرون نيست، واعمال ما درعين اختيار وآزادى اراده، از قلمرو و قدرت او بيرون نباشد
  102. انسان خودش مستقل و تام‏الاختيار باشد وحتّى خداوند هم ‏نتواند در محدوده اعمال او اثر بگذارد! اين شرك است،
  103. تفويض: دوگانه‏پرستى و چندگانه‏پرستى است. هم انسان را آزاد وصاحب اختيار، وهم خدا را حاكم براعمال اوبدانيم.
  104. ما هم عدالت خدا را كاملًا می پذيريم وآزادى و مسئوليت قائل شويم، وهم توحيد وحاكميت او بر تمام جهان هستى،
  105. اين همان تعبير به «امر بين الامرين» مى‏شود (يعنى مطلبى كه در ميان دو عقيده افراطى و نادرست قرار گرفته).
  106. ما درعين آزادى و اختيار و مسئوليت در قبضه قدرت پروردگار قرار داریم و اين دو با هم منافات ندارد.
  107. انسان مسئول خويش است، هم قدرت داشته، هم اختيار، و شخص «قادرمختار» دربرابراعمال خويش مسئول است.
  108. خداوند به ما نيروتوان ، عقل و هوش و قدرت جسمانى بخشيده، وامكانات لحظه به لحظه از ناحيه او به ما مى‏رسد،
  109. ما درعين اختيار و آزادى اراده در قبضه قدرت اوهستیم و سر برآستان او داريم واز قلمرو حاكميت او بيرون نیستیم،
  110. ما درعين توانايى و قدرت وابسته به او هستيم و بدون او هيچ خواهيم بود، واين است معنى «الامر بين الامرين»
  111. ما نه موجودى را همسان خدا دانسته‏ايم تا شرك لازم آيد، و نه بندگان را مجبور دراعمالشان مى‏دانيم تا ظلم لازم آيد.
  112. ما درس ازمكتب ائمه اهل بيت عليهم السلام آموخته‏ايم ،ميان جبرو تفويض راه ديگرى وجود دارد،الامر بين الامرين،
  113. می پرسيدند آيا ميان جبرو تفويض راه ديگرى وجود دارد می ‏فرمودند آرى، وسيع‏ترازفاصله ميان زمين و آسمان.
  114. قرآن مجید صدها آيه درمسئله جبر و اختيار صراحت دارد و به وضوح آزادى اراده انسان را اثبات مى‏كند!
  115. الف- تمام آياتى كه درآن امر و نهى و تكليف و برنامه آمده، همه دليل براختيار و آزادى اراده انسان است .
  116. ب- تمام آياتى كه سخن از ملامت بدكاران و مدح و توصيف نيكوكاران مى‏گويد دليل بر اختيار است،
  117. چرا كه اگر انسان مجبور بود، امر و نهى، لغو و بيهوده بود و درجبرهم ملامت و هم آن مدح و ستايش معنى ندارد.
  118. ج- تمام آيات روز قيامت، و محاكمه در آن دادگاه، و سپس پاداش و كيفر و بهشت و دوزخ ، دليل بر اختيار است،
  119. درفرض جبر تمام اينها نامفهوم و سؤال و محاكمه دردادگاه، و كيفر و دوزخ ،و مجازات بدكاران ظلم محض است.
  120. د- تمام آياتى كه انسان درگرو اعمال خويش است مانندِ «كل نفس بما كسبت رهينه»؛ «كل امرى‏ء بما كسب رهين»؛
  121. هر فردى درگرو اعمالى است كه انجام داده» و مانند اينها به روشنى اختيار انسان را ثابت  و جبررانفی کند.
  122. ه- دليل اختیار«انا هديناه السبيل امّا شاكراً و امّا كفورا،ما راه را به انسان نشان داديم خواه شكرگزارى كند يا كفران».
  123. منتها تعبيراتى در قرآن وارد شده كه دليل بر مسئله «امر بين الامرين» است،
  124. آیه «و ما تشاؤن الا ان يشاء اللَّه»؛ «شما اراده‏اى نمى‏كنيد مگر اين‏كه خدا اراده كند».اختيار را ازانسان سلب نكند؛
  125. آيه وامثال آن اختيار را از انسان سلب نكند؛ بلكه اين حقيقت را ثابت كند كه شما درعين اختيار درقبضه فرمان خدايم.

 

خلاصه درس : اشاعره (جبریون) طرفدار جبر و معتزله (تفویضی) طرفداراختيار بودند،

اشاعره جبر را پذيرفته - حسن و قبح عقلى - و عدالت را انكار كرده‏اند،

با قبول مكتب جبر«ثواب» و «عقاب» و «بهشت» و «دوزخ» بى‏معنى و‏محتوا بوده وبا هيچ منطقى سازگار نيست!

مکتب اختیار(تفويض)انسان دراعمال خويش آزاد است و درمقابل هيچ عامل طبيعى يا مافوق الطبيعى مسلوب نيست»

شیعه نه جبر اشعرى را قبول دارد و نه اختیار (تفويض) معتزلى را.

ائمه فرمودهاند: لا جَبْرَ وَ لا تَفْويضَ بَلْ امْرٌ بَيْنَ الْامْرَيْن ، جبر نيست و تفويض و وانهادگى هم نيست.اختيار است.

  1. فكر كنيد و پاسخ دهيد
  2. 1- منظور از «تفويض» چيست؟ و چه عيبى در آن نهفته است؟
  3. 2- مكتب «الامر بين الامرين» را كه ما از ائمه اهل بيت آموخته‏ايم شرح دهيد و با ذكر مثال به بيان كنيد.
  4. 3- آيات قرآن در ارتباط با مسئله جبر و اختيار چه مى‏گويد؟
  5. 4- اگر ما عقيده جبر را بپذيريم، رستاخيز و بهشت و دوزخ و بازپرسى و سؤال روز قيامت چه خواهد شد؟
  6. 5- آيا آياتى مانند «و ما تشاؤن الا ان يشاء اللَّه» دليل بر جبر است؟

برگزفته ازدرس های استادحضرت آیت الله مکارم شیرازی وحضرت استاد مرتضی مطهری ، تنظیم 1/6/1393 صفرزاده. الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید