https://hosein128.i - پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
- اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
- درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
- درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
- صحیح و اعم_في الأجزاء الدخيلة في المسمّى_فصل في الاشراك
- استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
- تاریخ: شنبه ۱۴۰۵/۰۶/۲۱
- مدت زمان: ۳۷ دقیقه
- @doroos_ayatollahmahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
- یک سری اعمالی داریم که استراحت میگن ما ینب الیه فی لم مامور به خدای متعال به شکل امر نبی گفته عملو انجام بده تو عمل واجب فعل مثل استنشاق در وضو مزمزه تو وضو.
- از اموریست که ما یندوب الیه است واجب نیست اما تو عمل واجب میاد گاهی وقتا تو عمل مستحبم میاد حالا وضو ممکنه عمل مستحبی گاهی وضوی که نمیخواد مقدمه واجب باشه اونم باز همینطور بحث ما تو این نیست که ضل مقدمه واجب است یا من رو اون مقدمه رو داریم میگیم اون کاری که گفته شده است میخویم ببینیم.
- آیا در چه حدی است میتونه دخالت داشته باشه در حقیقت این عمل حقیقت وضو و الانه بحث ما هم تو تسمیه با ایراد هست دخالت بکنه تو صحت و فساد دخالت بکنه در تسمیه تو صحت و فساد میگید دخالت نداره چون ما خودمون داریم موضوعشو میگیم ما
- خب جوابش واضحه که وقتی مندوب است پس ترک او مخل نیست.
- اما راجع به تسمیه چی میخوایم ببینیم آیا این دخالت داره در تصمیمی که اگه مثلاً استنشاق بکند وضو اسمش صدق میکنه و اگه نکنه وضو اسمش نمیاد میشه اینا رو گفت نه اینو جناب آخوند هم رضوان الله تعالی علیه میفرمان این امور نه دخالت دارد به نحو جز نداره و از طرفی نمیتونه ماهیت عمل رو تشکیل بده.
- ماهیت وضو مشخصه چیه تو تسویه هم دخالت نداره یه عبارتی رو ایشون دارن اینو چطوری باید معنا کنیم میفرمان ولا فی خصوصیته و تشخص اینا دخالت در خصوصیت وضو و دخالت تو تشخص وضو هم نداره اگه بخوایم ایراد بگیریم اینجا را کم لطفی دارید میفرمایید قطعاً تشخص داره.
- تشرخاص رو یادتونه ما تو بحث گذشته گفتیم گاهی اعمالی داریم که اون چنان تشخص میده که یه عنوان جدید پیدا میکنه مثل صلات جماعت اما گاهی وقتا هم نه عنوان جدید نیست مثل عطری که تو نماز میزنه تشخص برای این نماز معطره اما عنوانم نداره که بگیم صلات معطره مثلاً صلات دارید خیلی اهمیت داره.
- خوب حالا اینجا تو بحث امروز چند تا مثال میزنم استنشاق و مزمزه رو مثال میزنند چند تا مثالهای دیگه هم داریم رد السلام فی الصلاة اینم یه مثال که اگه کسی تو نمازش رد سلام کرد جواب داد آیا نماز او متشخص میشه یعنی اون خصوصیت نماز یه مثال دیگه هم می زنند ادعیه در صوم رمضان خوب میدونید روزه که میگه بعد روزا مستحبه ۳۰ دعاهایی رو بخونه.
- یکی از راههایی که داره چیه استفاده از الفاظ مشترک اینایی که میخوان اقرار نکنند همین کارو میکنه آمریکایی خبیسم همینطوره تو این قراردادهای گذشته یادتونه یه الفاظی مینوشتن که ترجمه او مبهم بود بعد میزدن زیرش اینطوری معناش اینه ما اونو نگفتیم
- خلاصه یواش یواش چقدر کثیف اند تو همه چی واقعا انسان نیستند تو ظلم کردنشون یه طرف تو فریب دادن هم.بیام سر این بحثو ببینیم چیه
- خب این آقا چی گفت تو جواب تو جواب داره میگه که اگر شخص گوینده لفظ مشترک مثل عین استفاده کرد این اخلال به مقصود نکرده است چرا میگه تکیه میکنه به قرائن واضحه یک دو گاهی تکیه به قران واضح نمیکنه چون عمدا میخواد مجمل بگه که میخواد عمدا مجمل بگه
- خب چیکار میکنه از همون لفظ مشترک استفاده میکنه.تا مخاطب ندونه چیه بعدم میگه من منظورم اون بود اون بود اون بود
- خلاصه آقا نظرشان چی بود یکی میگه از این ۱۴ تا نمیخواستن علی اصول با دوتاش مخالف با سه تا یکی پنج تا ما هم گفتیم علی اصول طلبگی بخونید میفهمید که آقا یک و دو و سه و چهار آخه با کلش با اصل مذاکره موافق نبودن.
- از کجا من اینو فهمیدیم از قرینه سیاه یا قرینه مقابله اون طلبه که نخوندن استادای دانشگاه اینا رو نمیدونن ما تو حوزه اینا رو قشنگ میفهمیم و دقتهای جزئی هم از خیلی هم مهم نیست قرینه سیاه که میگه چون دنبالش چی گفتن گفتن الان که ریاست جمهوری ضمانت کردن که من از حقوق ملت ایران دفاع میکنم ماف کردیم پس قبلش چی میشه.
- علی الاصول با هیچ کدام خیلیا اینو نمیدونن نشستن تو برنامههای صدا و سیما که اومده یه جوری تفسیر میکنه میگه با اون بند ۵ با اون مخالف خب بعدشو نگاه کن وقتی که رئیس جمهور ضمانت کرد موافقت کردن با همه اون پس قبلش میشه مخالفت با همه
- عرض شود که حالا این آقا تو جوابی که میگه میگه گاهی خفا خودش حکمت اینه که کلامشو.
مخفیانه بگه مثالش الفاظ مشترک تو قرآنه اصلاً قرآن میخواد مشترک بگوید تا مردم محتاج به اهل بیت علیهم السلام باشد برای تفسیر اگه بنا بشه که واضح گفته بشه ما نیاز نداریم به مفسر خودمون میفهمیم اما الفاظ مشترک اومده نعیم آخرش.
- بازم که قرآن این کارو کرد یه عدهای به اهل بیت مراجعه نکردند گفتن نه این چیه آب و نون و گندم و خربزه و اینا امام صادق علیه السلام بهش فرمودند خدا کریمتر از اینه که نعمت آب و خوراک بده به شما بعد ازتون سوال بکنه بگه چند لیتر آب خوردی مدت عمره چند تا مثلا نون خوردی چند کیلو گندم خورده سوال چی میکن تو خودت.
- کریم هستی وقتی یه مهمانو دعوت میکنی بعد نمیاد در خونه بهش بگو چند تا لقمه غذا خوردی چند تا آب خوردی چند تا شربت چند تا چای سوال نمیکنی مثلاً میگه من خوشحالم شما هرچی بیشتر من بیشتر خوشحال میشم چون مهمان ماست و تو خودت از خدا کریمتر میدونی خدا سوال میکنه من سوال نمیکنم همچین که امام اینو بهش گفتن ابوحنیفه موند چی بگه عجب اشتباهی کرد و گفت پس چیه حضرت فرمودند نعمت ولایت ماست اینا ازتون سوال میکنم.
- خواستم بهش بگم تو خودت یکیش که ولایت نداری قطعاً بدون جهنمی هستی بگیر لفظ گفته شده تو آیه شریفه اما خب باید به تفسیر مراجعه کنید قالولم نکن من المصلین اونایی که مراجعه به تفسیر نمیکنند یعنی ما نمازگزار نبودیم که خدای متعال لفظ مسلی مشترک بین دو معناست یکی هم اصلش دو امام باقر علیه السلام یا لکم من المصلین یعنی لک منتباع الائمه علیهم السلام.جهنمی شدیم و از اینها خیلی داریم پس گاهی تعمداً خفا میخواد باشه معنا عمداً میخواد چیکار میکنه گوینده از الفاظ مشترک استفاده میکنه
- جواب سوم اون آقا میگفت که قرینه یا خفا واضح نیست یا اگر واضح باشه داره تطبیل چی بود این بود که شما دو تا کلمه میاری کلمه اول میگه عین.کلمه دوم قرینه جاریتون عین الباکی
- با یه قرینه چیکار میکنید معنای عین و واضحش میکنی خب چرا همچین اول شما به جای عین و عینو توی معنا بگو تو معنای دو و سه یه کلمه دیگه بگو هر کدوم این پنج تا معنا را پنج تا کلمه نمیخواد بیاریم هر وقت عین گفتی یه معنا دیگه قرینه هم نمیخواد هر وقت مثلاً.
- چشما بگی آینه باکیه به جای اینکه دو تا کلمه بگی یه چیز دیگه بگو یه لفظ دیگه براش درست کن ما تو فارسی شک نمیکرد معناش چیه خب بنده خدا برای جواب این اشکال سه تا جواب داده جواب اول میگوید گاهی اصلا قرینه تش نیست شما همیشه گفتید قرینه دو تا میشه سه تا میشه دارید تصویر میکنه.
- نه گاهی قرینه قرینه حالیه بود یه کلمه میگه قرینشم باحال مشخص میکنه مخاطب میفهمه چیه خب وقتی میگه هذهی عین مخاطب نگاه میکنه گوینده به کجا داره اشاره میکنه مثلاً اشاره به یه نهری میکنه میگه رودخانه قرینه نیاوردا پس همیشه تطبیل نیست که بگه حتما جاری گاهی یک کلمه این یک دو.
- گاهی دو تا کلمه هست تطویله اما نه تطهیر بازم نیست چرا بخاطر که اون کلمه دوم فقط قرینه نیست بلکه نیاز خود جمله فعله خب مگه جمله فعل نمیخوام من مثال آیه قرآن میزنم عین یشربو بها عبادالله یعنی قرینه برای عین هست اما قرینه است که تطبیق که نیست شما که عین فرض کنید یه معنا هم داشت آخرش ما را آنرا میخواستیم.
- حالا چند تا معنا داره اما باید ما هم فعل و فهمیدیم هم قرینه هم هست زرنگی عبارتهاست آیه قرآن اینطوری یا مثلاً آیه حضرت موسی علیه السلام اضرب به عصاک الحجر فنفجررت من حسنة عشرتینا این عین چیه میگه انفجرت قرین میخواستیم ما این فقط قرینه نیست برای اینا بلکه اصلاً یه معنای فعلی هم داره.احتیاج داشتیم که بگه ۱۲ تا چشمه منفجر شد ازش نمیتونید به معنای مثلاً ترازو معنا کنید بگید اینجا منفجر شد اینم جواب دوم و
- جواب سومشم هم بود که بیان کردیم که گاهی گوینده اصلا غرضش اجمالگوییه و اینجا یکی از راههای اجمال گویی هم اینه که الفاظ مشترک استفاده میکنه آن طرف رو میندازهش تو ابهام میگه من نمیدونم گوینده چی گفت و.
- چی چی اقرار کرده داره میاد سوال میکنه یا میره از مفسر میپرسه خب این بیانه این آقایون بود تمام شد
- اما یه ایرادی ما اینجا داریم و اون اینه که شما گفتید محاله اما دلیلهای محال بودن نبودا وقتی شما حالش یعنی چه یعنی یا اجتماعی نقی باید باشه شما دارید میگید اخلال به مقصود میآورد اگه لفظ مشترک استفاده کرد.
- شما که منطق و فلسفه خوندید ممکنه به معنی ایراد بگیرید حالا من دارم میگم محال نیست شما میگید چرا محال است محال وقوعی نه مخالف ذاتی چون المحال علی قسین یه محالم ذاتی اجتماعی داریم و اینجا منظورش این آقا بوده واقع نمیشود.مشترک باشد اگه کسی ایراد به من بگیره میگم نه ولکن له خلاف ظاهر آخه ظاهر کلامت چی بود احاله بعضا بعضی گفتن محال است
- خب چرا اینطوری حرف میزنی نگو کسی که بلد نیست درست حرف بزنه نباید وارد این مباحث بشه اول باید بره فلسفه بخونه متن بخونه بدونه چیه.
- و کلامشو اگه ظهور داره تو محال ذاتی باید اصلاح بکنه و ایشون نکرده به نظر ما ظهور حجته این بحث رها میشه یعنی بحث ما هنوز ادامه داره و سیتی غدن انشاالله و صلی الله علی.
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ




