https://hosein128.ir- پایگاه شخصی
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
قَالَ رَبّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى* وَيَسّرْ لِى أَمْرِى* وَاحْلُلْ عُقْدَةً مّن لّسَانِى* يَفْقَهُواْ قَوْلِى
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
- انگيزه سؤال
- انگيزههاى سؤال متعدّد است:
- گاهى سؤال، از روى تعجّب است. مانند پرسش انسان ترسو از انسان شجاع.
- گاهى سؤال، براى به بن بست كشاندن است. مانند پرسش بازپرس از مجرم.
- گاهى سؤال، براى به انحراف كشيدن است. مانند پرسش استاد منحرف از شاگرد.
- گاهى سؤال، براى ايجاد شك در ديگران است. مانند پرسش منحرفان.
- گاهى انگيزه سؤال از خلقت فشار زندگى است
- گاهى انگيزه سؤال از خلقت، شكست در زندگى است.
- گاهى انگيزه سؤال كافر به دنبال بهانه است. (سؤال كردن از زمان وقوع قيامت، طفره رفتن از اصل قيامت است.) «مَتى هذَا الْوَعْدُ»
- گاهى سؤال كردن از مردم از زشتىها است.» بيكارى وسستى هم موجب فقر وهم زمينهاى براى گناه است.؟
- هرگاه بندهاى مشغول تمجيد خدا باشد و از سؤال كردن از او غافل شود، خداوند بيش از آنچه با دعا كردن به او مىداد، عطا مىكند.
- گاهى سؤال براى تحقيق و علم و آگاهى نيست، بلكه نشانهى روح لجاجت و طفره رفتن است. «يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا»
- گاهى سؤال و توبيخ يك بىگناه، براى هشدار به ديگران است. «أَ أَنْتَ قُلْتَ» گاهى به در مىگويند تا ديوار بشنود.
- الف: گاهى سؤال براى فهميدن است. «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ»*
- ب: گاهى سؤال براى توبيخ ديگران است. «أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ» خداوند براى توبيخ طرفداران حضرت عيسى عليه السلام او را مورد عتاب قرار مىدهد كه آيا تو به مردم گفتى علاوه بر «اللّه»، من و مادرم را دو خداى ديگر بگيريد؟
- ج: گاهى سؤال براى توبيخ شخص است. «أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ»
- * گاهى سؤال، براى ايجاد شك در ديگران است. مانند پرسش منحرفان.
- * گاهى سؤال، براى دانستن است. مانند پرسش جاهل از عالم.
- سؤال، گاهى براى فهميدن مطلب است كه مورد تأييد و تأكيد قرآن است، چنانكه مىفرمايد: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ»*
- امّا گاهى سؤال، براى ايجاد تشكيك و ترديد در ذهن ديگران است، آنهم در امور قطعى و حتمى مانند وقوع قيامت كه قرآن در اين آيات، آن را مورد مذمّت قرار مىدهد.
- ثانياً گاهى سؤال براى شناسايى است، يعنى انسان براى شناخت و آگاهى خود سؤال مىكند، كه خداوند متعال از آن بىنياز است و همچنين ملائكه و مؤمنان نيز مجرم و گناهكار را به سيما مىشناسند، چنانكه قرآن مىفرمايد: «يُعرَفُ المُجرِمونَ بِسيماهُم»
- * گاهى سؤال، از روى تعجّب است. مانند پرسش انسان ترسو از انسان شجاع.
- * گاهى سؤال، براى به بن بست كشاندن است. مانند پرسش بازپرس از مجرم.
- * گاهى سؤال، براى به انحراف كشيدن است. مانند پرسش استاد منحرف از شاگرد.
- * گاهى سؤال، براى رفع نگرانى است. پرسش مادر از فرزند.
- * گاهى سؤال، براى توبيخ است. مانند پرسش معلم از دليل تنبلى شاگرد.
- ج: گاهى سؤال براى توبيخ شخص است. «ام هم ضلّوا السبيل»
- 1. گاهى سؤال، براى آزمايش كردن است. مانند سؤالات امتحانى.
- 2. گاهى سؤال، از روى استهزا است. مانند پرسش قدرتمند متكبّر از ضعيف.
- 3. گاهى سؤال، از روى تعجّب است. مانند پرسش انسان ترسو از انسان شجاع.
- 4. گاهى سؤال، براى به بن بست كشاندن است. مانند پرسش بازپرس از مجرم.
- 5. گاهى سؤال، براى به انحراف كشيدن است. مانند پرسش استاد منحرف از شاگرد.
- 6. گاهى سؤال، براى ايجاد شك در ديگران است. مانند پرسش منحرفان.
- 8. گاهى سؤال، براى دانستن است. مانند پرسش جاهل از عالم.
- الف) گاهى سؤال براى فهميدن است. فاسئلوا اهل الذّكر «سؤال كنيد از اهل ذكر»
- * گاهى سؤال، از روى استهزاست. مانند پرسش قدرتمند متكبّر از ضعيف.
- * گاهى سؤال، از روى تعجّب است. مانند پرسش انسان ترسو از انسان شجاع.
- * گاهى سؤال، براى به بن بست كشاندن است. مانند پرسش بازپرس از مجرم.
- * گاهى سؤال، براى به انحراف كشيدن است. مانند پرسش استاد منحرف از شاگرد.
- * گاهى سؤال، براى ايجاد شك در ديگران است. مانند پرسش منحرفان.
- از چيزهايى كه عامل اضطراب است بهت است، بهت و بى پاسخى در برابر سوالات، كدام سوالات؟ هستى چرا؟
- گاهى سوال مىكند پهلوى خودش، هستى، اين آفرينش براى چى است؟ در بهت سوال مىكند اين هستى براى چيست؟ در مقابل اين سوال مبهوت است، جواب ندارد، كسى كه بند به خدا نيست. كسى كه مومن به خدا نيست مىگويد هستى چيست. مىگويند كه تصادفاً درست شده است، الحمد لالله رب العالمین--اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
= = = = = = =




