://hosein128.ir- پایگاه شخصی

https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
قَالَ رَبّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى* وَيَسّرْ لِى أَمْرِى* وَاحْلُلْ عُقْدَةً مّن لّسَانِى* يَفْقَهُواْ قَوْلِى
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى.
جهانبينى : راهنمای خدا شناسی 2- اعتقادات
- ودر قرآن کريم و روايات معصومينعليهم السلام براي محدود کردن غرايز به اين عوامل توصيه شده است. امّا اين عوامل به غير از عامل هشتم، فقط سدّ محکمي در برابر تجاوز غرايز هستند از طوفاني شدن غرايز جلوگيري ميکنند
- ولي اگر غرايز آدمي طوفاني شد، قدرت مقاومت اين عوامل کاهش خواهد يافت، مثلاً تا زماني که غريزه جنسي در حالت عادي است عقل، علم، وجدان، تربيت، قانون، نظارت ملّي و ايمان عقلي براي تعديل آن کارساز است ولي اگر اين غريزه به دلايل مختلف، تحريک گرديد و به درجه هيجان و حالت طوفاني رسيد، هيچ يک از اين عوامل، به غير از ايمان قلبي، قدرت کنترل آن را ندارد.
- ازاينرو قرآن کريم نيز در قصه حضرت يوسف عليه السلام، با اشاره به همين عامل اساسي ميفرمايد:«آن زن قصد او کرد، و او نيز اگر برهان پروردگار خويش را نميديد قصد وي مينمود»«وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَولا اَنْ رَأي بُرْهانَ رَبِّهِ».[یوسف/24].
- در حقيقت،اين عامل ايمان قلبي است که موجب شود تا انسانِ پاکدامني چون حضرت يوسف عليه السلام مشکلاتي مانند زندان و شکنجه و از دست دادن موقعيتهاي ظاهري اجتماعي و دنيايي را بر خويش هموار کند امّا به گناه و نافرماني خداوند متعال آلوده نشود:
- «(يوسف) گفت: پروردگارا زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا به سوي آن ميخوانند و اگر مکر و نيرنگ آنها را از من باز نگرداني، به سوي آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود».
- «قالَ رَبِّ السِّجْنُ اَحَبُّ اِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني اِلَيْهِ وَ اِلّا تَصْرِفْ عَنّي کَيْدَهُنَّ اَصْبُ اِلَيْهِنَّ وَ اَکُنْ مِنَ الْجاهِلينَ».[یوسف/33] .
- با اين توضيح، معلوم شود که لازم است انسان در برابر غرايز و در مبارزه با شيطان دروني و بيروني و در مقابل شيطان انسي و جنّي مسلّح به سلاح ايمان شود تا بتواند در موقع تحريک غرايز و طوفاني شدن آنها، خود را از سقوط در ورطه هلاکت حفظ نمايد.
- بنابراين براي دست يافتن به عامل «ايمان قلبي» يا به تعبير ديگر عنصر «معرفت»، ابتدا بايد در جهت تفحّص و شناخت درست دين تلاش کرد تا در نتيجه به سلاح ايمان قلبي مجهّز گرديد. به بيان ديگر، راه رسيدن به «ايمان قلبي» از «ايمان عقلي» ميگذرد و ايمان عقلي همان اعتقاد علمي و استدلالي به اصول دين يعني مبدأ و معاد و نبوت و امامت است و در حقيقت ايمان عقلي، آنگاه کاربرد خود را در صحنه زندگي فردي و اجتماعي آدمي، ظاهر خواهد کرد که در قلب انسان نيز رسوخ پيدا کند:
- «قالَتِ الْاَعْرابُ امَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا اَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْايمانُ في قُلُوبِکُمْ»[حجرات/14].
- «عربهاي باديه نشين گفتند:ايمان آورديم، بگو شما ايمان نياوردهايد ولي بگوييد اسلام آوردهايم، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده».
- اگر، ايمان به قلب انسان رسوخ پيدا کرد، آنگاه «دانستنيها» تبديل به «يافتنيها» خواهد شد و وي به مرحله يقين نائل خواهد گرديد:
- «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتّي يَأْتِيَکَ الْيَقينُ».[. «و پروردگارت را عبادت کن تا يقين، تو را فرا رسد».
- البته «ايمان قلبي»، خود داراي مراحل و درجات سهگانه «علم اليقين»، «عين اليقين» و «حق اليقين» است که دستيابي به اين درجات، موجب نيل به مرتبه عاليه «لقاء» خواهد شد که در
- اين صورت، آدمي به برخي از مراحل عصمت نيز خواهد رسيد. (توضيح اين مسائل در محل خود و از جمله در همان کتاب «عوامل کنترل غرايز» آمده است).
- از پيشگاه خداوند متعال، توفيق دست يافتن به اين نيروي متعالي را براي خود و ديگران بويژه براي نسل عزيز جوان مسئلت ميکنم. اثبات وجود خدا
- در کتب کلامي و فلسفي، براي اثبات وجود خداوند متعال، براهين و دلايل فراواني اقامه شده است که در اينجا، سه برهان را که فهم آن آسانتر است ميآوريم:
- >برهان فطرت
- >برهان نظم
- >برهان امکان
- عوامل هشت گانه کنترل غرایز.
- کنترل غرايز انسان، عوامل هشت گانهاي
- «ضرورت بحث در اعتقادات»
- بحث از اصول دين و شناخت صحيح آن و مجهّز شدن به سلاح ايمان، از جهات متعدّدي لازم است و ما به دو جهت مهمّ اشاره ميکنيم:
- اوّل) رفع «ضرر احتمالي»، عقلاً از لازمترين واجبات است، مثلاً اگر کسي احتمال بدهد که مبتلا به سرطان است و يا بيماري صعب العلاجي او را تهديد ميکند، فوراً به بهترين پزشک مراجعه ميکند، حتّي حاضر است بهترين سرمايههاي خود را صرف کند تا معلوم شود که آيا آن احتمال واقعيّت دارد يا خير و حتّي حاضر است براي رفع شک خود دورترين مسافتها را بپيمايد راهها را برود و سختترين رنجها را تحمّل کند و کوتاهي و اهمال در اين امور موجب سرزنش و تقبيح او توسّط ديگران ميشود، مخصوصاً اگر در آينده معلوم شود که آن احتمال، واقعيّت داشته است.
- وقتي رفع «ضرر احتمالي» در مورد امور مادّي و دنياي انسان چنين است، قطعاً در مورد امور معنوي و آخرت انسان لازمتر است، زيرا اين دنيا چند روزي بيش نيست ولي آخرت سراي جاويدان و ابدي است، بنابراين تفحّص از دين و شناخت پايههاي اساسي آن يعني مبدأ، معاد، نبوّت و امامت يک امر عقلي است.
- مرحوم ثقة الاسلام کليني قدس سره در کتاب شريف «کافي» جريان عبرت انگيزي از امام صادقعليه السلام و ابن ابي العوجاء را - که شخصي نابغه ولي عنود و کور دل بود - نقل ميکند، ماجرا چنين است:
- امام صادقعليه السلام، ابن ابي العوجاء را در مکّه ديدند و به او فرمودند: تو چرا اينجا آمدهاي؟ گفت: براي اينکه تفريح کنم و کارهاي جنونآميز مردم را تماشا نمايم. امام صادقعليه السلام به او فرمودند: اي عبدالکريم تو عنود و کور دل ميباشي (از اينرو بر گمراهي خود باقي هستي يعني حرف حقّ و استدلال در تو تأثيري ندارد)، سپس حضرت به او فرمودند:
- «اِنْ يَکُنِ الْاَمْرُ کَما تَقُولُ - وَ لَيْسَ کَما تَقُولُ - نَجَونا وَ نَجَوتَ وَ اِنْ يَکُنِ الْاَمْرُ کَما نَقُولُ - وَ هُوَ کَما نَقُولُ - نَجَونا وَ هَلَکْتَ». «اگر مطلب اين باشد که تو ميگويي (که خدا و قيامتي در کار نيست) که قطعاً چنين نيست، ما و تو اهل نجات هستيم، ولي اگر مطلب اين باشد که ما ميگوييم که قطعاً چنين است، ما نجات مييابيم و تو هلاک خواهي شد».
- نقل شده است که ابن ابي العوجاء، ساعتي بعد از اين جريان عبرت انگيز از دنيا رفت. نظير اين جريان از امام رضاعليه السلام و يکي از غيرمعتقدان به دين نيز نقل شده است..
- قرآن شريف نيز به همين مطلب اشاره ميکند: «قُلْ اَرَأَيْتُمْ اِنْ کانَ مِنْ عِنْدِاللَّهِ ثُمَّ کَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ اَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ في شِقاقٍ بَعيدٍ».
- «به آنها بگو به من خبر دهيد اگر قرآن از طرف خداي متعال باشد و شما به آن کافر شويد، چه کسي گمراهتر خواهد بود از کسي که در مخالفت شديدي قرار دارد».
- دوّم) انسان به گونهاي آفريده شده که داراي غرايز و طبيعتها و خُلقيّات متعدّدي است و از اين جهت ميخواهد مانعي بر سر راهش نباشد، همانگونه که قرآن شريف به اين مطلب اشاره ميفرمايد:«بَلْ يُريدُ الْاِنْسانُ لِيَفْجُرَ اَمامَهُ».
- «بلکه انسان ميخواهد در تمام عمر گناه کند». در اين حال اگر آدمي داراي نيروي کنترل کنندهاي نباشد، از هر جنبندهاي خطرناکتر ميشود: «اِنَّ شَرَّ الدَّوابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ».[
«بدترين جنبندگان نزد خدا افراد کر و لالي هستند که انديشه نميکنند».
- و در اين صورت قطعاً زندگي اجتماعي او به خطر ميافتد، پس بايد مجهّز به نيروي کنترل کنندهاي باشد تا در حالي که غرايز خود را ارضا و برآورده ميکند، آنها را از تجاوز و سرکشي نيز باز دارد.
- نکتهاي که قابل دقّت و تفحّص است اين است که اين نيروي کنترل کننده چيست؟
- به نظر ما براي کنترل غرايز انسان، عوامل هشت گانهاي را ميتوان برشمرد. اين عوامل عبارتند از: «عقل»، «علم»، «وجدان اخلاقي»، «تربيت»، «قانون»، «نظارت ملّي» - امر به معروف و نهي از منکر -، «ايمان عقلي»، «ايمان قلبي» که توضيح تفصيلي اين عوامل را در کتابي جداگانه آوردهام، [و در همان کتاب يادآور شدهام که تمام اين موارد براي کنترل غرايز خوب و مناسب است و در قرآن کريم و روايات معصومينعليهم السلام براي محدود کردن غرايز به اين عوامل توصيه شده است. امّا اين عوامل به غير از عامل هشتم، فقط سدّ محکمي در برابر تجاوز غرايز هستند از طوفاني شدن غرايز جلوگيري ميکنند ولي اگر غرايز آدمي طوفاني شد، قدرت مقاومت اين عوامل کاهش خواهد يافت، مثلاً تا زماني که غريزه جنسي در حالت عادي است عقل، علم، وجدان، تربيت، قانون، نظارت ملّي و ايمان عقلي براي تعديل آن کارساز است ولي اگر اين غريزه به دلايل مختلف، تحريک گرديد و به درجه هيجان و حالت طوفاني رسيد، هيچ يک از اين عوامل، به غير از ايمان قلبي، قدرت کنترل آن را ندارد.
- از اينرو قرآن کريم نيز در قصه حضرت يوسف عليه السلام، با اشاره به همين عامل اساسي ميفرمايد: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَولا اَنْ رَأي بُرْهانَ رَبِّهِ».[. «آن زن قصد او کرد، و او نيز اگر برهان پروردگار خويش را نميديد قصد وي مينمود».
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
- اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




