جهان‏بينى‏ : راهنمای خدا شناسی 2- اعتقادات بلکه توحيد  افعالي  به اين معني است که همانگونه که خلقت جهان هستي از ناحيه خداست، تأثير عناصر جهان هستي در يکديگر نيز از اوست، و

://hosein128.ir- پایگاه شخصی   ​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

قَالَ رَبّ‏ اشْرَحْ‏ لِى‏ صَدْرِى‏* وَيَسّرْ لِى أَمْرِى* وَاحْلُلْ عُقْدَةً مّن لّسَانِى* يَفْقَهُواْ قَوْلِى‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏.

جهان‏بينى‏ : راهنمای خدا شناسی 2- اعتقادات

  1.  
  2. بلکه توحيد  افعالي  به اين معني است که همانگونه که خلقت جهان هستي از ناحيه خداست، تأثير عناصر جهان هستي در يکديگر نيز از اوست، و به عبارت دقيق‏تر «هدايت تکويني» جهان هستي نيز از خداست: «رَبُّنا الَّذي اَعْطي کُلَّ شَي‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدي». .
  3. «پروردگار ما کسي است که همه چيز را آفريد و آنگاه آن را هدايت فرمود (تأثير و عليّت را به آن عطا نمود».
  4. همچنين توحيد  افعالي  به اين معني نيست که انسان در اعمال خود اختيار نداشته باشد، بلکه مختار بودن انسان امري طبيعي و بديهي است: «اِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ اِمَّا شاکِراً وَ اِمَّا کَفُوراً». .
  5. «ما راه را به انسان نشان داديم، خواه بپذيرد يا نپذيرد».
  6. بلکه توحيد  افعالي  به اين معني است که پروردگار عالم همانگونه که ما را خلق کرده، آزادي
  7. ما را نيز آفريده است و به عبارت ديگر خداوند اراده کرده است که ما در اعمال خود آزاد باشيم و اين همان چيزي است که شيعه اماميّه از امام صادق‏عليه السلام آموخته‏اند: «لا جَبْرَ وَ لا تَفْويضَ وَ لکِنْ اَمْرٌ بَيْنَ اَمْرَيْنِ». . «نه جبر است و نه تفويض، امّا چيزي است ميان اين دو».
  8. يعني خداوند اراده کرده است که ما اعمال خود را با آزادي و اختيار انجام دهيم.
  9. خلاصه سخن اينکه، توحيد  افعالي  اين است که ما پروردگار عالم را بي‏نياز از همه کس و همه چيز بدانيم و چيزي و کسي را مستقل در امور نشماريم. اداره جهان هستي فقط به دست اوست و يک معناي «لا اِلهَ اِلَّا اللَّه» همان «لا مُؤَثِّرَ فِي الْوُجُودِ اِلَّا اَللَّه» است، يعني هيچ تأثيرگذاري در عالَم هستي، چه در خلقت آن و چه در اداره و تدبير آن غير از خداوند متعال وجود ندارد.
  10. ادلّه سه‏گانه‏اي که تحت‏عنوان برهان نظم، برهان امکان و برهان فطرت  در فصل دوّم به آن اشاره شد، دليل بر اين است که مؤثّري جز خدا در جهان هستي نيست.
  11. توحيد  افعالي  در عالم تشريع
  12. در توحيد  افعالي  توجّه به اين نکته اساسي ضروري است که اگر ما، تنها خداوند را مؤثّر در جهان هستي مي‏دانيم و تأثير ديگران را نيز به اذن خدا مي‏دانيم و با عمق جان خود مي‏گوييم: «فَسُبْحانَ الَّذي بِيَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَيْ‏ء».. «منزّه است خداوندي که مالکيّت و حاکميّت همه چيز در دست اوست».
  13. بايد به توحيد  افعالي  در عالم تشريع نيز معتقد باشيم و بدانيم همانطور که ربوبيّت در دايره تکوين مختصّ به ذات اقدس خداوند است، ربوبيّت در عرصه تشريع نيز مختصّ به اوست: «اِنِ الْحُکْمُ اِلّا ِللَّه».. «فرماني نيست مگر از جانب خداوند».
  14. «قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْک». . «بگو خدايا مالک حکومتها تويي». به عبارت ديگر، جعل قانون و حکومت که به آن «ربوبيّت تشريعي» مي‏گوييم مختصّ به ذات احديّت است، زيرا به ضرورت عقل، هيچ کس حقّ تسلّط بر ديگران را ندارد مگر مالک الملوک يا کسي که از طرف او حقّ تسلط و جعل قانون داشته باشد، نظير انبياء و اوصياء.
  15. از اين جهت قرآن شريف افرادي را که چنين حقّي براي خود قائل هستند فاسق، ظالم و کافر مي‏شمارد:
  16. «وَ مَنْ لَمْ يَحْکُمْ بِما اَنْزَلَ اللَّهُ فَاُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُون».. «آنها که به احکامي که خدا نازل کرده، حکم نمي‏کنند فاسقند».
  17. «وَ مَنْ لَمْ يَحْکُمْ بِما اَنْزَلَ اللَّهْ فَاُولئِکَ هُمُ الْظَّالِمُون».. «آنها که به احکامي که خدا نازل کرده، حکم نمي‏کنند ستمگرند».
  18. «وَ مَنْ لَمْ يَحْکُمْ بِما اَنْزَلَ اللَّهُ فَاُولئِکَ هُمُ الْکافِرُون».. «آنها که به احکامي که خدا نازل کرده، حکم نمي‏کنند کافرند».اللَّه، مستجمع جميع صفات کمال
  19. شکّي نيست که ذات مقدّس خداوند - عزّ اسمه - «مستجمع جميع صفات کماليّه» يعني داراي همه صفات کمال است و هر گونه برتري و حُسن و کمالي که تصوّر شود به نحو هر چه تمام‏تر و با عينيّت و بساطت، در ذات او موجود است. کلمه «اللَّه» اسمي است براي چنين ذاتي که مستجمع جميع صفات کماليّه است. بنابراين او «مطلق کمال» و بلکه «کمال مطلق» است.
  20. دليل اين سخن نيز بديهي است، زيرا کليّه کمالات در جهان هستي از او سرچشمه مي‏گيرد پس او بايد به نحو اتمّ و اکمل و با عينيّت و بساطت، «مطلق کمال» و «کمال مطلق» باشد. ذاتي که خود کمالي نداشته باشد نمي‏تواند به ديگران آن کمال را اعطاء کند:
  21. ذات نايافته از هستي بخش ….کي تواند که شود هستي بخش
  22. خداوند مي‏فرمايد: «وَلِلّهِ الْاَسْماءُ الْحُسْني فَادْعُوهُ بِها». «براي خدا نامهاي نيک است پس خدا را با آن نامها بخوانيد».
  23.  نام‏هاى‏ خدا، همه به يك حقيقت برمى‏گردد و عين ذات اوست. «أَيًّا ما تَدْعُوا»
  24. در همه‏ى نام‏هاى‏ خدا، بهترين معانى و مقدّس‏ترين مفاهيم به كار رفته است.
  25. سفارش به داشتن وضو شده است. بدون وضو، دست زدن به آيات قرآن و نام‏هاى‏ خدا و پيامبر و ائمه عليهم السلام ممنوع است. حتى اگر نام خدا به صورت‏هاى مختلف و آرم نهادها و مؤسسات درآيد، (مثل آرم جمهورى اسلامى) همين حكم را دارد.
  26. نام‏هاى‏ خدا، همه به يك حقيقت برمى‏گردد و عين ذات اوست.
  27. در همه‏ى نام‏هاى‏ خدا، بهترين معانى و مقدّس‏ترين مفاهيم به كار رفته است. «فله الاسماء الحسنى»
  28. «وَ الَّذينَ إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَىْ‏ها صُمًّا وَ عُمْياناً» (فرقان/ 73) مومنين كسانى هستند كه وقتى ياد خدا و
  29. نام‏هاى‏ خدا و آيات خدا گفته مى‏شود «لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَ عُمْياناً» بى تفاوت نيستند. آدم مومن بى تفاوت نيست و تعهد دارد. افرادى مثل سيب زمينى هستند. آقا فلان جا زلزله شد. فقط مى‏گويد: عجب!. مى‏دانى فلان جا سيل آمده است. مى‏گويد: عجب!
  30. حديث داريم اين ها مومن نيستند. مومنان كسانى هستند كه وقتى آيات خدا گفته مى‏شود: «إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَىْ‏ها صُمًّا وَ عُمْياناً» بى تفاوت نيستند.
  31. اگر كارى را با خدا معامله كردى، جبران مى‏كند. يكى از نام‏هاى‏ خدا جبار است. جبار يعنى مى‏گيرد و جبران مى‏كند. اگر يك كار خوب براى خدا كردى، چند برابر جبران مى‏كند. از حال تصميم بگيريد گناه نكنيم.
  32. بهترين اسمها براى خداوند است كه اسماء زيادى هم دارد، و سه مرتبه اين آيه تكرار شده كه‏ «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى» (اعراف/ 180) بهترين اسمها براى خداوند است اسماى خداوند در دعاى جوشن كبير هزار تاست و هر ده تا يك مرتبه‏ «الغوث، الغوث» (البلدالأمين، ج 411) مى‏گويند و صد تا ده تا مى‏شود هزار تا و اسماء الحسنى 99 تا است و در ميان اسماء حسنى كلمه «الله» مستجمع جميع صفات كمال است كه كلمه آخوندى است
  33. كلمه آخوندى است يعنى همه چيز در اوست مثال شير مادر براى نوزاد همه ويتامينهايى كه احتياج دارد مثل قند و چربى و آب و فسفر و كلام خداوند در آن قرار داده و يك غذاى كامل است. در نامهاى‏ خدا كلمه «الله» كاملترين اسم خداست، يعنى همه معانى و كمالات در آن هست «رحمن» مى‏بخشد، منتهى بخشنده مهربان.
  34. سلام، يكى از نام‏هاى‏ خداست، السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ ... و يكى از نام‏هاى بهشت هم «دارُ السَّلامِ» است. پس راه‏هاى سلام، يعنى راه خدا و بهشت كه رسيدن به آن دو از «سُبل السلام» و صراط مستقيم مى‏گذرد. «سُبُلَ السَّلامِ»، شامل راه‏هاى سلامت فرد وجامعه، خانواده ونسل، فكر، روح و ناموس و ... مى‏شود.
  35. در قرآن، اسامى خدا تا 145 نام آمده و عدد 99 در روايات، يا براى اين است كه برخى نام‏ها قابل ادغام و تطبيق بر بعض ديگر است،
  36. يا مراد اين است كه اين نام‏ها در قرآن نيز هست، نه اينكه فقط اين تعداد باشد. در بعضى آيات، مضمون اين نام‏ها وجود دارد.
  37. مثلًا «صادق»، به عنوان نام خدا در قرآن نيست، ولى آيه‏ى‏ «و من أصدق من اللّه قيلًا» يعنى چه كسى راستگوتر از خداست؟ آمده است.
  38. در برخى روايات و دعاها مانند دعاى جوشن كبير، نام‏هاى‏ ديگرى هم براى خدا بيان شده است،
  39. البتّه بعضى از اسماى حسناى الهى، آثار و بركات و امتيازات خاصّى دارد. فخررازى مى‏گويد: همه‏ى صفات خداوند، به دو چيز بر مى‏گردد: بى‏نيازى او و نياز ديگران به‏او.
  40.  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  41. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

 

 

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته