://hosein128.ir- پایگاه شخصی

https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
قَالَ رَبّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى* وَيَسّرْ لِى أَمْرِى* وَاحْلُلْ عُقْدَةً مّن لّسَانِى* يَفْقَهُواْ قَوْلِى
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى.
جهانبينى : راهنمای خدا شناسی 2- اعتقادات
- اقسام توحيد
- توحيد اقسام مختلفي دارد. در اين نوشتار مهمترين اقسام آن را ميآوريم:
- >توحيد ذاتي
- >توحيد صفاتي
- >توحيد عبادي
- >توحيد افعالي
- توحيد ذاتي
- ذات خداوند متعال بي همتاست و واجب الوجودي جز او نيست. در فصل دوّم درباره اين قسم از توحيد سخن گفتيم. قرآن شريف نيز ميفرمايد:
- «وَ لَمْ يَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَد».«و مانندي براي خدا نيست».توحيد صفاتي
- ذات خداوند متعال بسيط است و هيچ ترکيبي در آن راه ندارد و صفات خداوند متعال نظير علم و قدرت، عين ذات اوست، بر خلاف علم و قدرت ما که زايد بر ذات ما است. به عبارت ديگر ذات خداوند متعال در عين بساطت، همه کمالات را داراست و اگر مغايرتي هست، مغايرت مفهومي است نه مصداقي و ذاتي، يعني صفات خدا گرچه از نظر مفهوم با يکديگر تفاوت دارند ولي از نظر مصداق و خارج، وحدت دارند. همچنانکه نسبت صفات با ذات مقدّس او نيز چنين است مثلاً آنچه از کلمه «عالِم» ميفهميم غير از آن چيزي است که از کلمه «قادر» درک ميکنيم و آنچه از اين دو صفت، برداشت ميکنيم غير از آن چيزي است که از ذات مقدّس «اللَّه» ميفهميم، لکن از حيث مصداقي و خارجي، مغايرتي بين ذات مقدّس او و علم او و قدرت او وجود ندارد. دليل اين امر نيز بديهي است، زيرا اگر ذات خداوند متعال بسيط نباشد و خداوند مرکّب از ذات و صفات باشد، لازم ميآيد که او محتاج باشد، در حالي که واجب الوجود، وجودي بي نياز است و قرآن شريف نيز به اين مطلب اشاره دارد:
- «قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ اَللَّهُ الصَّمَدُ».«بگو او خداي يکتا و بي نياز است».
- اميرالمؤمنين عليه السلام ميفرمايد:
- «کَمالُ الْاِخْلاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفاتِ عَنْهُ لِشَهادَةِ کُلُّ صِفَةٍ اَنَّها غَيْرُ الْمَوصُوفِ وَ شَهادَةُ کُلُّ مَوصُوفٍ اَنَّهُ غَيْرُ الصِّفَة».
- «کمال اخلاص خدا، آن است که وي را از صفات ممکنات پيراسته دارند زيرا هر صفتي گواهي ميدهد که غير از موصوف است و هر موصوفي شهادت ميدهد که غير از صفت است (و لازمه آن احتياج موصوف به صفت است و خداي محتاج، خدا نيست)».
- توحيد عبادي
- عبادت و پرستش، مخصوص خداوند متعال است و هيچ معبودي جز ذات پاک او وجود ندارد. اين قسم از توحيد از مهمترين اقسام توحيد است و همه پيامبران بر آن تأکيد کردهاند. کلمه توحيد «لا اله الّا اللَّه» که شعار اسلام است نيز به همين قسم از توحيد اشاره دارد: «وَ ما اُمِرُوا اِلاَّ لِيَعْبدُوا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدّين»
- «و مردم مأمور نشدهاند مگر اينکه خدا را به اخلاص کامل در دين (اسلام) بپرستند».
- دليل بر توحيد عبادي نيز واضح است چرا که عبادت و پرستش، يک امر اضافي ميان بنده و خداوند است و در جايي که خداوند، نباشد، اين تضايف و امر اضافي هم نخواهد بود و اگر اين تضايف، بيايد ظلم در حقّ عابد و معبود شده است و از اين جهت قرآن شريف ميفرمايد:
- «لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ اِنّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ».[ «به خداوند شرک نورزيد چرا که شرک، هر آينه، ستمي بزرگ است».
در ذيل اين قسم تذکّر دو نکته لازم است:
- نکته اوّل) تعظيم بندگان صالح خدا به امر خداوند متعال خلاف توحيد و مصداق شرک نيست، بلکه امري مطلوب است. به عبارت رساتر عبادت از نظر مفهوم غير از تعظيم و تکريم است، زيرا معناي «عبادت» تعظيم خداوند متعال با توجّه به خدايي اوست، ولي معناي تعظيم و تکريم، احترام گذاشتن به عبد صالح به عنوان بندهاي از بندگان خداست. خداوند نيز به اين مسأله فرمان داده است، در اين باره به دو آيه اشاره ميکنيم:
- «فَاِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ روُحي فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ اَجْمَعُونَ اِلاَّ اِبْليسَ».[ «وقتي انسان را درست کردم و از روح خود در آن دميدم همگي براي او سجده کنيد، پس همه فرشتگان سجده کردند غير از ابليس».
- «وَ رَفَعَ اَبَوَيْهِ عَلَي الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً».[.«پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگي به خاطر يوسف به سجده افتادند».
- آيه اوّل بيانگر سجده فرشتگان بر آدم و آيه دوّم نيز بيانگر سجده برادران يوسفعليه السلام بر او است که نشان از تعظيم و تکريم ايشان دارد نه عبادت آنان.
- نکته دوّم) توحيد در عبادت داراي مراتبي است که بعضي از آن مراتب مربوط به علم فلسفه و کلام است و آن پرستش خداوند متعال و شريک نگرفتن در عبادت و پرستش اوست.
- مراتب ديگر آن نيز مربوط به علم اخلاق است که براي سير و سلوک و پيمودن مراحل کمال لازم است.
- قرآن شريف متابعت از شيطان و نفس امّاره را شرک ميداند:
- «اَلَمْ اَعْهَدْ اِلَيْکُمْ يا بَني ادَمَ اَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ اِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ» «اي فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکرده بودم که شيطان را نپرستيد، زيرا وي دشمن آشکار شما است».
- «اَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلهَهُ هَواهُ».[ «آيا ديدي کسي را که هوس خويش را معبود خود قرار داد».
- بلکه از قرآن شريف و روايات اهل بيت عليهم السلام به خوبي استفاده ميشود هر چيزي که دل را مشغول و از خداوند متعال دور کند، همان بت انسان است.
- «لا تُلْهِکُمْ اَمْوالُکُمْ وَ لا اَولادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ».. «اموال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نکند».
- اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمود: «کُلَّما شَغَلَکَ عَنِ اللَّهِ فَهُوَ صَنَمُکَ». «هر چيزي که تو را از ياد خدا دور کند، همان بت توست»
- توحيد افعالي
- موثّري در جهان هستي جز خداوند متعال نيست. اين مفهوم نيز از معاني کلمه «لا اله الّا اللَّه» است. تحقّق اين قسم از توحيد بسيار مشکل است، زيرا التزام عملي به اين امر مشکل است: «وَ ما يُؤْمِنُ اَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ اِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکُون».. «بيشترشان به خداوند ايمان نميآورند مگراينکه (با او چيزي را) شريک ميگيرند».
- به عبارت ديگر، هر فعلي و هر اثري که در جهان هستي پديد ميآيد، همه، از اراده حقّ تعالي است:
- «اَللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَيء». «خدا آفريننده هر چيزي است».
- «لَهُ مَقاليدُ السَّمواتِ وَ الْاَرْض». . «کليدهاي آسمان و زمين از آن اوست».
- «فَسُبْحانَ الَّذي بِيَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَيءٍ وَ اِلَيْهِ تُرْجَعُون».. «منزّه است خداوندي که مالکيت و حاکميت همه چيز در دست اوست و به سوي او بازگردانده ميشويد».
- البتّه توحيد افعالي به اين معني نيست که «واسطه فيض» در اين جهان نباشد، بلکه عناصر جهان هستي در يکديگر تأثير دارند و به اصطلاح فلسفي، نظام جهان بر پايه علّت و معلول استوار است.
- ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند ….تا تو ناني به کف آري و به غفلت نخوري «اِنَّ في خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْاَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَاياتٍ لِاُولِي الْاَلباب» . «همانا در آفرينش آسمانها و زمين و گردش شب و روز نشانههايي براي عاقلان است». «اَللَّهُ الَّذي يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثيرُ سَحاباً فَيَبْسُطُهُ فِي السَّماءِ کَيْفَ يَشاء».. «خداست کسي که بادها را ميفرستد تا ابرهايي را به حرکت در آورند سپس آنها را در آسمان آنگونه که بخواهد ميگستراند».
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




