https://hosein128.ir- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَوا
تُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..گناه شناسی - نسخه متنی محسن قرائتی؛ گردآورنده و ویراستار: محمد محمدی اشتهاردی
واژه هاى گناه در قرآن هفده گانه است هر كدام بيانگر بخشى از آثار شوم گناه و حاكى از گوناگونى گناه مىباشند،
- واژه هاى گناه در قرآن
- واژه هاى مختلف، از گناه ياد شده است، كه هر كدام گويى از بخشى از آثار شوم گناه پرده بر مىدارد و بيانگر گوناگون بودن گناه است. واژه هاى قرآن
- 1 ذنب، به معنى دنباله است، چون هر عمل خلافى يك نوع پى آمد و دنباله به عنوان مجازات اخروى يا دنيوى دارد؛ اين واژه، در قرآن 35 بار آمده است.
- 2 معصيت، به معنى سرپيچى و خروج از فرمان خدا و بيانگر آن است كه انسان از مرز بندگى خدا بيرون رفته است؛ اين واژه در قرآن 33 بار آمده است.
- 3 اثم، به معناى سستى و كندى و واماندن و محروم شدن از پاداش ها است زيرا در حقيقت گنهكار يك فرد وامانده است و مبادا خود را زرنگ پندارد؛ اين واژه در قرآن 48 بار .
- 4 سيئه، به معنى كار قبيح و زشت است كه موجب اندوه و نكبت گردد، در برابر «حسنه» كه به معنى سعادت و خوشبختى است؛ اين واژه 165 بار در قرآن آمده است.
- كلمه «سوء» از همين واژه گرفته شده كه 44 بار در قرآن آمده است.
- 5 جُرم، دراصل به معنى جدا شدن ميوه از درخت و يا به معنى پست است، جرم عملى است كه انسان را از حقيقت، سعادت، تكامل و هدف جدا مىسازد؛61 بار در قرآن .
- 6 حرام، به معنى ممنوع است، چنانكه لباس احرام لباسى است كه انسان در حج و عمره مىپوشد و از يكسرى كارها ممنوع مىشود. و ماه حرام ماهى است كه جنگ در آن ممنوع مىباشد و مسجد الحرام يعنى مسجدى كه داراى حرمت و احترام خاصى بوده، و ورود مشركين به آن ممنوع است؛ اين واژه حدود 75 بار در قرآن آمده است.
- 7 خطيئه، غالباً به معنى گناه غير عمدى است. اين واژه در اصل حالتى است كه براى انسان بر اثر گناه پديدمى آيد و او را از طريق نجات، قطع مىكند، و راه نفوذ انوار هدايت به قلب انسان را مىبندد.(4) اين واژه 22 بار در قرآن آمده است.
- 8 فسق، در اصل به معنى خروج هسته خرما از پوست خود مىباشد، و بيانگر خروج گنهكار از مدار اطاعت و بندگى خدا است كه او با گناه خود حريم و حصار فرمان الهى را شكسته و در نتيجه بدون قلعه و حفاظ مانده است؛ اين واژه 53 بار در قرآن آمده است.
- 9 فساد، به معنى خروج از حدّ اعتدال است كه نتيجه اش تباهى و به هدر رفتن استعدادها است؛ اين واژه 50 بار در قرآن آمده است.
- 10 فجور، به معنى دريدگى و پاره شدن پرده ى حيا و آبرو و دين است كه باعث رسوايى مىگردد؛ و 6 بار در قرآن آمده است.(5)
- 11 منكر، در اصل از انكار به معنى نا آشنا است، چرا كه گناه با فطرت و عقل سالم، هماهنگ و مانوس نيست، و عقل و فطرت سالم، آن را زشت و بيگانه مىشمرد؛ اين كلمه 16 بار در قرآن آمده و بيشتر در عنوان نهى از منكر، طرح شده است.
- 12 فاحشه، به سخن و كارى كه در زشتى آن ترديدى نيست، فاحشه گويند. در مواردى به معنى كار بسيار زشت و ننگين و نفرت آور به كار مىرود؛ اين واژه 24 بار در قرآن آمده .
- 13 خبث، به هر امر زشت و ناپسند، خبيث گويند در مقابل «طيّب» به معناى پاك و دل پسند. اين واژه در 16 مورد از قرآن بكار رفته است.
- 14 شرّ، به معنى هر زشتى است كه نوع مردم از آن نفرت دارند، و بر عكس، واژه ى «خير» به معنى كارى است كه نوع مردم آن را دوست دارند، اين واژه غالبا درمورد بلاها و گرفتارى ها استعمال مىشود، ولى گاهى نيز در مورد گناه به كار مىرود، چنانكه در آيه 8 سوره زلزال به معنى گناه به كار رفته است.
- 15 لمم، (بر وزن قلم) به معنى نزديك شدن به گناه وبه معنى اشياى اندك است و در گناهان صغيره بكار مىرود. و در قرآن يكبار آمده است.
- 16 وزر، به معنى سنگينى است، و بيشتر در مورد حمل گناه ديگران به كار مىرود، «وزير» كسى است كه كار سنگينى از حكومت را به دوش خواهد كشيد، اين واژه در قرآن 26 بار آمده است.
- گاهى در قرآن واژه «ثقل» نيز كه به معنى سنگينى است در مورد گناه به كار رفته است، چنانچه آيه 13 سوره عنكبوت به اين مطلب دلالت دارد.
- 17 حنث، (بر وزن جنس) در اصل به معنى تمايل به باطل و بازخواست آمده است و بيشتر در مورد گناه پيمان شكنى و تخلف، بعد از تعهد، آمده است. اين واژه 2بار در قرآن آمده است.... واژه هاى مختلف، از گناه ياد شده است،
- 1 ذنب، به معنى دنباله است، درقرآن 35 بار آمده است.
- 2 معصيت، به معنى سرپيچى درقرآن 33 بار آمده است.
- 3 اثم، به معناى سستى و كندى در قرآن 48 بار .
- 4 سيئه، به معنى كار قبيح و زشت 165 بار
- كلمه «سوء» از همين واژه گرفته شده كه 44 بار
- 5 جُرم، دراصل به معنى جدا شدن ؛61 بار
- 6 حرام، به معنى ممنوع حدود 75
- 7 خطيئه، غالباً به معنى گناه 22 بار.
- 8 فسق، در اصل به معنى خروج 53 بار.
- 9 فساد، به معنى خروج از حدّ اعتدال 50 بار
- 10 فجور، به معنى دريدگى و پاره شدن پرده ى حيا و 6 بار
- 11 منكر، در اصل از انكار 16 بار در قرآن آمده
- 12 فاحشه، در زشتى آن 24 بار
- 13 خبث، به هر امر زشت و ناپسند، 16 مورد
- 14 شرّ نوع مردم از آن نفرت دارند، در آيه 8 سوره زلزال
- 15 لمم، (بر وزن قلم) 1بار آمده است.
- 16 وزر، به معنى سنگينى 26 بار آمده است.
- گاهى در قرآن واژه «ثقل» نيز كه به معنى سنگينى آيه 13 سوره عنكبوت
- 17 حنث، (بر وزن جنس) تمايل به باطل 2 بار در قرآن آمده است.
- جمع 617 مرتبه وازه گناه در قرآن آمده اين واژه هاى هفده گانه هر كدام بيانگر بخشى از آثار شوم گناه و حاكى از گوناگونى گناه مىباشند، و هر يك با پيام مخصوص و هشدار ويژه اى، انسان ها را از ارتكاب گناه برحذر مىدارند. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




