خارج اصول؛ کفایة الاصول اشتراک_استعمال اللفظ في أكثر من معنى_جلسه۲ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه اریخ: سه شنبه  ۱۴۰۵/۰۶/۲۴------مدت زمان: ۳۲ دقیقه ئ@doroos_ayatollahmahdavi

 https://hosein128.i - پایگاه شخصی  

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌

خرس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

اشتراک_استعمال اللفظ في أكثر من معنى_جلسه۲ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

اریخ: سه شنبه  ۱۴۰۵/۰۶/۲۴------مدت زمان: ۳۲ دقیقه

  1. ئ@doroos_ayatollahmahdavi

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم بحث استعمال لفظ در اکثر از معنا اونم فی استعمال واحده موضوع ما اینه چیز دیگه نیستا باز دیروز وضعیت دیر میان دوره صحبت دیگه می‌کنند خواهش من اینه موضوع میریم آیا میشه این کلمه عین.

  1. که گفته شد دوتا معنا گوینده ازش اراده بکنه یا نه صاحب کفای رضوان الله تعالی علیه فرمودند محاله از تو استعمال دارن میگن به استعمال که میرسه نمیشه دلیلشونم سه مرحله بود اول گفتن لفظ علامت معناست دیگه نمیتونه دلالت علامت برای معنا که شد بعد بگید علامت برای معنای دوم هست دیگه تمام شد دیگه مثل تابلویست که الان از این طرف.همین تابلو همون همون لفظایی که میگه برو داره میگه مثلاً خوزستانم از اینور برو نمیشه لفظ یه معنا داره تمام شد علامتش برای چی اگه لفظ دیگه رو اون تابلو بنویسن خب لفظ دوم بحث ما تو این نیست یک لفظ علامت است برای یک مرد بعد فرمودند بلکه بالاتر از علامت وجهه لفظ وجه برای من وقتی وجه شد یعنی چه یعنی این صورت برای این معنا دیگه نمی‌تونه صورت بر اون معنای دوم باشه بلکه رفت بالاتر.
  2. وقتی گفته شد فانی شد فانی شد تو معنا یه لفظی وجود نداره بار دوم بخواد معنای دومو بگه رسیدیم این بحثا رو کردیم خیلی حرف زدیم من دیگه بحثا رو رها می‌کنم رسیدیم به مفرد و تثنیه و چیزی که صاحب معالم گفتند و اینارم گفتیم و جناب استاد کفایی دارن ایراد می‌گیرن میگن نمیشه که.
  3. قید وحدت اولاً گفتن نیست در جواب صاحب معالم که می‌گفت مفرد با قید وحدته گفتن نیست بعد گفتن لو سلمنا که قید وحدت باشه قید وحدته شما چطور اجازه می‌دید که تو همون مفردا نترسیما مفرد که غیر وحدت هم هست یه مرتبه بگید مجازً می‌شود که بگه ریتو عین و دو تا اراده بکن تا میگید مجاز شما قواعد مجاز روش پیاده می‌کنید قواعد مجاز چیه.
  4. اولا باید قرینه بیاد ثانیاً میگید بین معنای معلول عنه و معلول الیه باید یه وجه باشه مجاز اینه دیگه علاقه می‌خواد و صاحب کفایه  می‌فرمایند علاقه کو اون معنای حقیقی مفرد است با قید وحدت بعد معلول العلیه معنای دوم چیه اینه که همون مفرد تو دو تا معنای استعمال کردیم و حتماً باید قید وحدت حذفش کنید یعنی به شرط لا مفرد.
  5. تو یه معنا اگه باشه به شرط شی با قید وحدت همیشه میاد دوتا معنا الله میشه متواینه متباین که وجه بینش نیست که اگه لا به شرط بود می‌گفتیم یه تناسبی هست علاقه کل و جزء که کل جزش کرده گفتن اونجایی که با قید وحدت است کل است عین به اضافه قید وحدت نصفش مثلا معنای چشم نصف دیگه گفتن کل بعد که اومد تو معنای مجازی نصفش رفت.برای مجازی چی بود دوتا معنا بود که دیروز گفتم
  6. اینا حواستون باشه معنا چاق میشه اما شما باید بگید که استعمال در جز موضوع داری حذفش می‌کنه صاحب کفایه  می‌فرمودن این ارتباطش چیه اول کل بود چون دو تا جز داشت الان صاحب کفایه  چی میگه نه علی کل جز نیست که تو امر متباینه مفرد با قید وحدت به شرط شی است همون مفرد.
  7. اگر خواستی تو دو تا معنا تو آن واحد ازش یاد بکنی باید قید وحدتو بندازی بالا خب سوال اینه یک معنا با شرط شی و به شرط الله آیا اینا علاقه بین دو امر متباین میگم فلانی بیاید به شرطی که یکی دیگه هم کنارش باشه اون یکی میگه فلان بیاد به شرط کسی نباشه نخیر المشروط عدم عدم شرط.
  8. دیگه به شرط عمل نکردید اصلا مشروط از بین میره خب بعد رسیدیم به اینکه اصلا تسنیه‌ای که آقایون گفتن این تسنیه خب دو تا مفرده که اشکالی نداره که منتها اشکال بحث ما در اینه که عین وقتی می‌خواد تثنیه بشه تصنیه رو توضیح بده یعنی چه یعنی دو تا مفرد دو تا معنایی که تو مفرد ازش ارائه شده خب تو مفرد میگه عین به معنای چشمه.
  9. دوتا چشم به منزله تکرار مفرده اما شما اینو نمی‌گفتین می‌گفتی تو عین بیا دو تا معنای مختلف یکی چشم باشه یکی مثلاً ترازو تو تسنیه نمی‌تونی اینو بگی بعد رسیدن به این مشکل اینا رو یکی یکی گفتیم رسیدیم به این یه مشکل دیگه که چرا ما تو عربی شمسین قمرین نمی‌دونم منظور چیه میگه یکی زیده که عمره دو تا زید که نیست که.
  10. یکی شمس یکی قمر دوتا مفردش فرق می‌کنه بعد میاد تو تثنیه ازش اراده میشه لذا اونایی که می‌خوان راهو باز کنند از همین استفاده می‌کنند میگن چی تو در شمسین مفرداش با هم فرق می‌کنه پس تو عین همینو بگو بگو تو عین مفردش عین و عینٌ یکی چشم یکی ترازو بعد میاد تو تثنیه هیچ اشکالی نداره گفتن نه اونجا هم که شمس میگیرید تعبیر میشه به مسمی.بشین به اینارم گفتم وقتی شد مسما مسما بشم و مسما بالقمر یعنی لفظ مسما رو شما داری تصمیم مسما لفظشم مشترک نه قمر و شمسایی که قمر شمسی گفتی ما اجازه نمی‌دیم تثنیه بکنه
  11. چون اینا متفاوته برای چی تسویه می‌کنه تأویل می‌کنیم به والد دقت یعنی اون کسی که واسطه زاییدن شماست وقتی گفتیم والد و والده اینا چی میشه.

 

  1. چیکار میکنن اعضای خبرگانو مثلاً صلاحیتشون تایید می‌کنند بعد اونایی که میرن تو خبرگان دوباره چیکار می‌کنن رهبری رو تایید با دوتا سه تا واسطه گفتم فلسفه نخوندی بله با دو رو محاله محال ذاتی یعنی واقع نمی‌شه و واقع نمیشه پس اینکه واقع شده ماها را جواب  بده ، اینا را نمیفهمن مردم که نمیدونن ما چی میگیم باید یک ساعت حرف بزنیم.
  2. شما باید بدونید هر جا دیدید واقع شده قطعاً جایز است که واقع شده میگم اجتماعی دور بود یا تسلسل خوب واقع نمیشد الان میگه شد خودش اومده میگه جواب خودتو میدی معلوم میشه دیگه شبهه‌ای است برای شما فکر می‌کنید دوره اما دور نیست اگه دورو واقع نمی‌شه ما چیزای ما حالا یه دونه شم نداریم خلاصه خودمون سوال اینه.
  3. که بعد از که آخوند گفتن محال است لفظو بگیر و دو تا معنا اراده بکنی یا آیات قرآن جلو شما رو می‌گیره این آیات قرآن یه آیه ۵ تا ۱۰ تا معنا آیا وقوع وقوع هم هست دیگه وقوع بعد از جوازه آیا اینه
  4. آخوند میگن نخیر اینا نه وقوعش نه جوازه هنوز رو پا خودشون ایستادن که میگیم محال است لفظو بگیم و دو تا معنای اراده کنیم نمیشه پس این آیات چیه دو تا احتمال ایشون میدن
  5. یک می‌گویند آیه شریفه.یک معنا دارد الفظی معنا آیه من ولیکن بعد از که یه معنا داشت علامت برای باقی معانی حل مسئله همین آخرش آخوند رو حرف خودشو صفت میگن لفظ چند تا معنا یک یه معنا بیشتر اما بقیه ۱۰ تا دیگه هم هست ۱۰۰ تا دیگه هم هست هرچی می‌خواید بگید میگن این لفظ یه معنای بیشتر نداره که تحتفظ شما میگ بعد میگیم این لفظ علامت برای ۲۰ تا معنا صد تا دیگه هم هست علامت بودن.هیچ اشکال نداره علامت این یک احتمال
  6. احتمال دوم باز میگن لفظ یه معنا دارد اون ۲۰ تا ۱۰۰ تا معنای دیگه لوازم این معناست یعنی این معنای اول لازمش اوناست خب نتیجه این کلام چیه باز همون حرف آخونده که لفظ یه معنا داره نه دو تا با دو تا جواب یه بار دیگه تکرار میکنه لفظ یک معنا دارد و این معنای اول علامت است برای ده ها و صدها معنای دیگه.
  7. دو می‌گیم لفظ یک معنا دارد این معنا ملزوم و لوازمش ده تا صد تا لازمه اون لوازمشه لازمه معنای اول اوناست عرض شود که این فرمایش آخوند تمام ما یه ملاحظه اینجا داریم جناب آخوند ای کاش اینارم می‌گفتی
  8. بحث ما تو مفادی است که مثلا عین که دو تا معنا داره اصلا با هم تشابه ندارید این دو تا معنا که یکیش چشم یکی ترازو یکی نمی‌دونم کنده زانو.چشم و چشمه هر دوش میگه چیه زایش دارد زاینده رودش بالاخره می‌زاید یه تشابه اینطوری برای خودتون درست می‌کنید و میگید به خاطر این اما بقیه معنیش که اینطوری نیست که بیست سی تا معنا برای این گفته شده
  9. سوال اینه آیه قرآنی اینطوری ما داریم که از معنای اول یه مرتبه بدون تشابهات بره توی معنای دیگه کجا داریم تمام آیات وقتی تفسیرشو نگاه می‌کنیم تشابه بین معانی‌هاست.
  10. رمز اتفاقاً تو همین کلید پسره همین جا حل میشه اینو حلش بکنید ای کاش آخوند اینو میگفتن مسئله رو اینطوری حل می‌کردن وقتی آیه قرآن اینطور نیست که خدای متعال آیه رو که میگه هیچی تشابه نداشته باشه با معنای دوم با سوم با چهارم من ۱۰۰ تا معنی کردم نخیر هر معنای دیگری شما میگید دوباره نگاه به لفظ میکنه میگه این لفظ آیه تناسب داره با معنای سوم چهارم و بحث ما تو این نیست این خارج از بحث.
  11. می‌گفتن تو فلسفه می‌گفت از سنخیت و علیت ضما قواعد فلسفه تو ذهنمون باشه الان بریم اینجا ازش استفاده کنیم آیه شریفه و وقتی که پنج تا با هم سنخیت داره این باعث می‌شد که این پنج تا بیاد زیر چتر یک آیه این مال سنخیته سنخیت معانی سنخیت معنی علت انضمامه خب این از بحث ما خارجه ما اینو نمیگفتیم چی میخوید سنخیت هست یا نیست جواب منو بدین ببینم چی می‌خواید بگید.
  12. معنای اول گفته شد معانی بعدی سنخیت دارد یا ندارد کدومشه ممکنه تو آیات قرآن همش هست دارم میگم دیگه تو آیات قرآن شما فرض کنید یه آیه ۱۰ تا معنا داره اونم همینطور چشم.
  13. اگر غلبه استعمال باشه میریم جلو می‌پذیریم اشکال نداره می‌خوام بگما یک سنخیتی بین معانی وجود دارد این سنخیت را اگه دقت بکنیم هست تو عربی هم خیلی داریم اگه بخوام اندازه یک کتاب باید حرف بزنیم یه بار می‌گفتن تشدید خیلیا تعجب می‌کردن ببینید تشدید میگید موفقیت تو عربی اینطور چیه که تو عربی تشدید میدید بدونید تو معناش جدیت می‌خواد اراده قوی می‌خواد.
  14. عرب وقتی که معنا را میگه باید سفت بگیری لفظو تکرار می‌کنه یه حرفشو تشدید بهش زیبایی کلام عربی تو فارسی هم سرایت کرده اما تو انگلیسی ندارید اونجا این به خاطر که هیچ سنخیتی بین لفظ و معنا تو انگلیسی نیست اما اینجا هست اینجا وقتی می‌خواید بگید یه معنا رو سفت بگیر خودت جدی وقتی خود جدیت هم دو تا تشدید داره اما اونجایی که نیست نه احتمال وقتی میخوای بگی خیلی باید همت.تا تشدید مدار با احتمال فرق می‌ذاریم

 

  1. اهتمام می‌کنه یعنی چه این اراده داره فلان کارو انجام بده تصمیم داره اصلاً باب تفعیل فرق می‌کنه با باب‌های دیگه وقتی تشدید اومد تو باب تفعیل یعنی کلاً این باب اصلاً برای همینه برای تاکید معانیش حالا بگذریم هرچی بخوایم بگیم خیلی میریم جای دیگه داره مطلب بعدی میگه.
  2. باز تکرار کنم حرف آخوندم دو تا چیز بود گفتن لفظ دال بر یک معناست و علامت است برای صدها معنای دیگه ۲ لفظ یک معنا دارد و لوازمی دارد اون سطح منه یه لوازم اینه ما می‌گیم اضافه کنید به این مطلب لفظ یه معنا داره که همون که میگه مثلاً ظهور داره اما بقیه معانیت یه سنخیتی دارد نیست با سنخیت رفته تو معانی دیگه.
  3. یک نکته که اینو باید بهش توجه بکنیم البته من به شکل قالباً میگم که حالا یخ باز تو ذهنتون اشکالی ممکنه بیاد با این لفظ قالبی که گفتیم
  4. نکته دیگری که هست اینه جناب صاحب کفایه  دو تا احتمال دادن درسته خب آیا احتمال اثبات میکنه مطلوب رو از نظر قواعد نه اذا جا الاحتمال بطل الا استدلال مخالف این درسته شما مخالف.
  5. دلیل داره ۱۰۰ میاره من یه درصد خلافشو میارم همین یه درصد چیکار می‌کنه اون احتمال مخالفو از بین می‌بره میگم شما باید دلیل بیاری شما باید دلیل بیاری دلیل شما ۱۰۰% من لازم نیست دلیل ۱۰۰% بیارم من یه درصد مخالف من یه بادکنک برداشته این باید دور تا دورش سوراخ نباشه تا پر باشه من لازم نیست کل بادکنک پاره بکنه من با یه سوزن کافیه برمیگرده.
  6. احتمال استدلال مخالف اما برای طرف موافق یعنی طرف خودم احتمال کافیه نه باید اثبات ۱۰۰% بکنیم جناب آخوند شما فرمودید لعل عبارت اینه لعلفظ لعل اللفظ دال علی احدانی و علامت للباقی این یعنی چه یعنی شاید آیه اثبات میکنه مدعای آخوندا.بیشتر نداره و محال سوای اینه دیگه اینو باید اثبات بکنم خب نکرده آیه قرآن فقط یک احتمال میرم جلو
  7. بعد احتمال دوم میگن لعل اللفظ دال بر یک معناست اون بقیه معانی لوازم این است جناب اخوند کلمه تو نتونستید اثبات بکنید مطلب خودتون شما دارید میگید باید لفظ یه معنا داشته باشه.
  8. گفتیم اللهم مگر اینکه جناب آخوند بگن من دارم استدلال مخالفو رد می‌کنم مخالف ما چی می‌گفت می‌گفت لفظ دال بر دو معنا و صد تا معنا میشود مثالش آیات قرآن اون اون داره استدلال میکنه
  9. آخوند دو تا احتمال جلوش میذاره میگن نخیر شاید اینه شاید اونه.
  10. اگه این باشه کلام آخوند درسته از این جهت رد مستدل است اما اثبات مقصود خودشون نیست و سیعتی معن العرف انشاالله قدم و صلی الله علی محمد.
  11. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  12. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته