https://hosein128.i - پایگاه شخصی
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
د-خارخارج اصول؛ کفایة الاصول
فصل في الاشراك_جلسه۲
ستاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
اریخ: یکشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۲۲
مدت زمان: ۴۰ دقیقه
@doroos_ayatollahmahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم در بحث اشتراک بودیم یک نظریه این بود که محال است یک لفظ مشترک بین دو یا چند تا معنا باشه دو سه تا ایراد صاحب کفایی گرفتن گفتن نه مشکلی نیست جواب دادند یه پایان کار ما داشتیم و گفتیم دلیلاتون اثبات نمیکنه محال بودن رو.دلیل اخص از مدعاست یا حتی بگیم متباینه دلیل نهایتش اینه که میگه واقع نمیشه که اونم نمیگه اما دلیلتونو ما نگاه بکنیم با عدم وقوع تناسب داره نه با استحاله دقت بکنید وقتی میگید محال است یعنی اگه یه لفظ دوتا معنا داشت اجتماعی بود و نبود چطور بود و نبود با هم جمع نمیشه میشه است.
- قدیم گفتم داغ دیده جوونش مرده از این حرفا خندش میگیره حرفای اینطوری میزنن قطعاً محال نیست اما دلیل آوردند و این حرفا رو زدن بقیه رو به زحمت انداختن در مقابل اون نظریه رسیدیم به نظریه دوم که میگوید اشتراک واجب باشه دلیلتون چیه برای چی واجب میگه بخاطر اینکه معانی.
- نامتناهیش چندندین معنا داریم که نیاز داریم لفظ براش بگذاریم معانی یکی دوتا که بی نهایت معنا داره اما وقتی به الفاظ میرسه الفاظی که میخوایم ارده کنیم به ازای هر معنا الفاظ محدوده مثال میزنما مثلاً ۱۰ میلیون لفظ داریم اما معانی بی نهایت چیکار کنیم اگه بخواهیم برای همه معانی لفظ داشته باشیم ناچاریم که این ده میلیون.چیکار کنیم برای هر یکیش ۵ تا ۱۰ تا معنا جلوش بزاریم تا بتونه همه معانی رو شمول بشه در بر بگیره این استدلالشون که ناچاریم واجبه که لفظ مشترک باشه تا همه معانی رو در بر بگیرد این سخن آقا درسته یا نه خب سه تا ایراده بزرگ داره ایراد اولش اینه که اگر معانی.غیرمتناهی بود لازمش اینه که وضعم باید غیر متناهی باشد و میفهمی چی میگی کم کم باید بگی الفاظم غیر متناهی
- حالا الفاظ بعضیش مشترکه بین سه تا معنا ۱۰ تا اما وضع بالاخره باید غیرتناهی باشه چون معانی حد نداره یا شما فلسفه نخوندید غیر متناهی نمیدونید چیه خیال میکنیم مثلا کسی را داری اسمش میزاری غیر متناهی کثیر باشه یا حرف دیگه.
- ۵۰ میلیون معنا داریم ۱۰ میلیون لفظ داریم این حرف درسته برای اینکه این ۱۰ میلیون کل معانی رو شامل بشه ناچاریم که از این الفاظ مشترک بکنیم اما الان شما داری میگی معانی غیر متناهیست و این استدعاش اینه که العوضا ایضا غیر متناهی خب اینم که نمیشه این اشکال اول که نمیتونیم اوضاع را غیر متناهی بدانیم.
- اشکال دوم که این اوضاع غیر متناهی میدونید صرف نظر کردن از اشکال اشکال اول گفتیم نمیشه ممتنع است که اوضاع غیر متناهی اما لوس که معانی غیر متناهی است وضع هم یعنی اوضاع هم باید غیر متناهی باشه دیگه دو سال آیا ما ناچاریم حالا وارد اوضاع غیر متناهی بشیم جواب دوم ما اینه که نه.بینهایت معنا بینهایتم و سلمنا اما ما به مقدار احتیاجمون میریم جلو ما وقتی میخوایم با یکدیگر صحبت بکنیم به معانی نامتناهی و اوضاع غیر متناهی نیاز نداریم که به ۵۰۰۰ تا ۱۰ هزار تا معنا و لفظ احتیاج داریم اینا رو حفظش میکنیم بعدم صحبت کردیم با دیگه استفاده میکنیم ما به مقدار احتیاجمون سراغ وضع و معنا میریم.
- آنچه را که احتیاج نداریم که نیاز نیست پس جواب دوم رو فرض پذیرفتن غیرتناهیه بر فرض بپذیریم معانی غیر مطالعات به چه درد من میخوره اوضاع هم فرض کنید غیر اون که به درد من میخوره ۱۰ هزار تاست ۵۰۰۰ کتاب لغت بردارید نگاه بکنید مشخصه کتاب لغت محدوده چه فارسی چه ترکی چه انگلیسی هر لغتی نگاه کنه دو سه هزار تا ۵ هزار تا کلمه رو معانیش گفت همه دارن زندگی میکنن.بیش از اونم نیاز ندارد
- نکته سوم جواب سوم اینه که باز بر فرض بگیم معانی غیر متناهی ما گاهی میشد یه لفظ و وضع میکنیم برای کل یک جنس مثلاً مثال میزنم سنگهای عالم بی نهایت حالا بی نهایت سنگ داریم ریگ داریم آیا ناظر بر هر تک تک اینا یه اسم وضع بکنیم احتیاج نداریم.چیکار میکنی یه لفظ سنگ تو فارسی حجر تو عربی مدر باز همونجا کلوخ تو عربی یه لفظ اسم جنس ما اصطلاحا میگیم یه اسم جنس وزن میکنیم به شکل کلی همه معانی رو یه مرتبه میلیونها سنگ و در بر میگیره و هکذا میلیونها میلیاردها درخت داریم آیا لازم بکنه احتیاج نداریم که چیکار میکنه.
یه اسم درخت یا اسم شجر رو میگوییم همه درختا را چند تا درخت بکار برو این درختو ببر این لفظ درختا میگم اسم خاص که لازم نیست علم که نیست که اینم یک جوابه که میخوام ذهنتون یه مرتبه خالی کنید از اون بی نهایت معنایی که این آقا برای خودش تصور کرده بعدم یه استفاده اشتباهی میگه چون معانی تو این دنیا بی نهایت است.
- پس باید الفاظت بینهایت نداریم پس باید مشترک واجب باشه که دنبال هم داره میاد یه جاش ایراد داره این جواب سومی که داریم میدیم اینه که این معانی بی نهایت بسیاریش با یه اسم جنس حل میشه مثلاً میگم انسان هفت میلیارد انسان رو کره زمین داریم من یک کلمه انسان میگم شامل تمام حرف میلیارد میشه نیاز ندارن که هفت میلیارد لفظ.به کار ببرم برای انسان یه اسم برای اون یکی برای چه احتیاجی داره این خیلی نکته قشنگی است که تو لغات مختلف ما وضع به شکل کلی میریم جلو
- از همین جا یه جواب چهارمی هم عرض بکنم که همچین هم ارتباط داره با این سومی هم نداره و اون باب المجاز یعنی چی توضیح بدید باب المجاز یعنی اینکه.خیلی از این معانی میشه بره تو قالب معنای مجازی و تو معنای مجازی لا نحتاج الی وضع لفظ معنا بلکه لفظ برای یک معنای حقیقی ما وضع میکنیم بقیه معانی رو میگیم مجازی معنی مجازی چند تاست حد نداره چون وزن نمیخواد که اصلا بحث عوض شد اگه اینم دنبال همونه اونجا میگفتیم به شکل کلی میگیم اینجا میگیم به شکل مجازً معانی دیگه رو.
- فقط باید توضیح بدی که ما باب المجاز یعنی لا یحتاج الی الوضع دائماً تو خیال میکرد نیاز به وضع داری دائماً بعد گفتی ناچاریم که مشترک رو واجب بدانیم نخیر ما معانی رو میاریمش اما به شکل چی به این شکل که یه معنا را معنای حقیقی میدونیم برای مجازا استعمال میشه مجازی پس لا.حقیقی بعد میگیم برای معانی دیگر چی معانی متعدده همش مجاز است بلا وضع لتلک المعان المجازیه اصلاً وزن نمیخواد که شما دنبال این بود که بگید چون وضع میخویم وا مشترک باشه
- خب این بحث هم حل شد کم کم بحث داره داغ میشه با این توضیح های که.رضوان بشه شامل صاحب کفایه بکنه که بالاخره ما سر سفره ایشان هستیم ما بعد از این نکات چهار تا مطلب را هم خودمون میخوایم بگیم یعنی حرفهایی که زدیم دیروز و امروز میخوایم یه جمع بندی بکنیم چهار تا نکته است که اینا نبود تو عبارت ها ببینیم اینا رو چی بگیم نکته اول عرض شود که اینکه گفتن الفاظ متناهیست معانی غیر متناهی.
- دیروز گفتم اول صحبت اون دوره تکرار کردیم یه ایرادی ما اینجا داریم ایراد ما اینه تو مقایسه بین الفاظ و معانی اون آقا چیکار کرد معانی رو گفت بی نهایتش اما الفاظ محدوده اتفاقاً من نگاه میکنم به عکس تو مقایسه اگه از شما سوال معانی بیشتر است یا الفاظ الفاظ خیلی بیشتره دلیلش وقوع همین الان درجهانه توضیح میدم که.وقتی توضیح میدی معلوم می شد چی داریم میگیم تو کلی بگیم الفاظ بیشتر مصادره به مطلوب دلیل عین مدعا میشه باید توضیح بدیم که چی داریم میگیم چرا الفاظ بیشتر از معانی ببینید من یه مثال میزنم مثلاً همین سنگو که امروز مثال زدیم سنگ تو طبیعت معناش یکی بیشتر نیست همون مفهوم اما تو این دنیایی که الان هستیم چند تا لفظ برای این معنا وضع شده بیش از ۱۰۰۰ تا.
- خوب بازش کنید بحث برید تو خود اصفهان ما برید جرقویه قسمت الوند نشین ها یعنی تو خود ایران ما اگه برای سنگ چند تا لفظ میگن یه مرتبه بیش از صد تاست حالا برید تو عراق هم همینه صد تا هم تو عراققه این همه لفظ برای یه معنا برای یه معنا.اساتید ما وقتی میخواستند مثال بزنن اونا به این توضیح واضحی نمیگفتن اونا میگفتن انگور را نگاه کن سه تا لفظ تو فارسی نیست که آقا برای ما اینا رو میگفت عذر میخوام دقیق حرف نمیزد همون انگور.
- اگه تو ایران بچرخید ببینید میشه ۱۰۰ تا کلمه مقابلش وصل شده تو هر منطقه میری برای خودشون بعد میری تو ترکیه فقط اوزون میگه ترکا فقط اون که نیست اون یکیشو شما دارین میگین صد تا دیگه هم هستن برید تو روستاهاش اونا مثل ایرانه دیگه محل هاش لفظای خاصی داره و همینطور میره پس چرا میگید الفاظ محدوده معانی نامحدود اینطور بود.عکسه
- ما برای هر معنایی که الان تو کره زمین داریم بیش از هزار تا لفظ تو کل کره زمین براش وصل شده بیش از هزار تا گفتم گاهی با اطراف اصفهان که میریم دیگه لهجههاشون اصلاً نمیفهمیم چی میگن خدا حرف میزنن و با هم نگاه میکنیم میرفتیم تبلیغ گاهی پس یعنی نکته دقت بکنید.که قطعاً الفاظ امکانش حالا من وقوعشو داشتم مثال الفاض نشده من با یه دستکاری کوچولو تو لفظ میتونم چیکار کنم لفظ عوضش کنم دستکاریا چیست چند تا چیزه یکی تعداد حروفه مثلاً کلمه فرض کنید لیوان اینجا لیوان چند تا حرف یه کم میکنم یا زیاد میکنم لفظ عوض میشه.با تغییر عدد حروف چقدر من میتونم لفظ جدید وزن بکنم میتونم یعنی متمکنا نگفتم وقوع توانایی من در وضع الفاظ جدید چقدر است عدد نداره دو حرفی سه حرفی چهار حرفی این یه کار دیگهای که میتونم بکنم اعراب اعراب رو میدونید الان دو تا کلمه اعباش حروفش یکی فرق میکنه من عوض میشه صدها کلمه اینطوری داریم.
- لازم نیست حتما یه حرف کم بشه یا زیاد بشه که اعرابها کم و زیاد میشه سوم یادداشت بکنید سوم مکان حروف مکان حروف خب میدونید علم و عمل یه حرف یکی هم عددش یکیه هم جنسش هم یکیه عین و لامین م میمش میاد جلو عمل میشه چقدر ما این تولید داریم خیلی کلمات اینطوری خیلی داریم.که یه حرف و مکانشو جابجا میکنید اعرابشو عوض میکنیم اینا رو بهش توجه نکردیم
- ما که وقتی که ما این هنر رو داریم این تمکن رو داریم نگیم الفاظ محدوده توجه به این نکات نداشت محدوده معانی غیر محدوده پس باید واجب است مشترک باشد تعدادش بیشتر است اول تو اون نکته که گفتم همین امروز گفتم بخواید شمارش بکنید.برای هر یه دونه معنا کفش شیشه در برای هر یه دونه معنا بگردی رو کره زمین بیش از هزار تا لفظ پیدا میکنه بسته نیست که بگن ما لفظ نمیتونیم باید ببینیم تو اروپا شیشه را چی گفتن ما هم همون لحظه بگیم نه بابا اینجا برای خودشون یه لفظ دیگه وصل کردن تازه اینجا اروپا هم نیست گفت الفاظ هنر نماییش برای تکثر.
- و تعدد خیلی بیشتر از معانی یه معنا یه بشقاب مثلاً یه معنا من هنر من بخوام برای بشقاب ۱۰۰ تا لفظ استعمال بکنم میتونم از خودم میتونم در بیاد گفتم عدد حروف کم و زیاد میکنم دو حرفیه میکنم سه حرفی چهار حرفی از این حرف بعد اینا رو ضرب میزنم تو اینکه عقب جلو بکنن این حروف همین که ضرب میزنن یه چند میلیون عدد میشه خودتون بشینید حساب بکنید ببینید چند که میگن چطوری به وجود میاد لفظ و.
- هرچی عوض کنید لفظ عوض میشه معنا یه معنای یه معناست اما ما صدها که الان میتونیم وصل کنیم شما فکر نکنید الان ما میگیم بشقاب دیگه همه میگن بشقاب نه برید تو کل کره زمینه چند تا اسم دیگه داره این یه نکته ایست بهش فکر میکنم تو اصول پرداخته نشده اون هم که پرداخت کردن همون ان رو فقط.چقدر برای خود انگور بگردیم تو ایران ما فقط دهها لفظ شد داشت تو تلویزیون میگفت انگور عسگری الفاظ میکشن بیرون عسکری حالا میگه عجله نکنید وقت جلسه رو میگیرید اجازه بدید چهار یا سوم منهای فاطمه.
- گفتم مساوی یه معنا اگه گفتید مساوی یعنی هر معنا باید یه لفظ داشته باشه میگم الان آنچه که واقع است تو جهان فعلی که صدها زبان داریم فقط ۱۰۰ تا زبان بیشتر تو ایران ما هست روسها بچرخید ما فارسی و ترکی زبان داریم تصورشو بکنید بعد میبینید برای هر معنا.
- یه لفظ باشه یا نه الان آنچه که تو دنیا چیه بیش از ۱۰۰ تا لفظ داریم براش یکیش کاغذه میری تو عربی تو انگلیسی فقط نرید تو عربا تا میگم ذهنتون نره اونجا نه همین اطراف اصفهان تو خود ایران بچرخید بیش از ۵۰ تا کلمه پیدا میکنید که همش به معنای کاغذ چه واقع شده اینه که مثلا اگر ده میلیون معنا داریم هزار میلیون.کجا کجا قبلی به مقدار احتیاج ما وضع لفظ معنا میکنیم لذا احتیاجمون خیلی جاها با کلی حل میشه
- یعنی یه لفظ اسم جنس میاریم میگیم پارچه...پارچهها را یکی یکی میلیونها پارچه ما داریم اصلاً برگ درخت چند میلیارد برگ درخت حالا من احتیاجم برای هر برگی اسم جدا بگذارم وقتی احتیاج ندارم چی میگم میگم برگ درخت پایین احتیاج من حل شد چون تفاوتی بین این برگ من نداره قبلی ما بود الان دارن این توجه به این نکته میکنیم که تو اصول نیومده ببینید تو اصول داره میگه که تعدد الفاظ خیلی کمه محدوده معانی نامحدود.آنچه که داره اتفاق اما تو مقایسه که نگاه میکنید هزاران برابر ما لفظ داریم نسبت به عددشو من نمیتونم بگم هزاران چند هزار برابر اما فهمیدیم دیگه با همین توضیحی که دادیم این یه نکته
- نکته دوم عرض شود که آقایون گفتن ما نیازمون را با وضع کلی حل میکنیم اینم یه نکته بود الان تو اصول گفتیم یعنی اسم جنس.یه نکتهای که نگفتن اینه که همیشه این حل نمیکنه مسئله را گاهی ما نیاز داریم به اینکه برای هر جزئی یک اسم بگذاریم مثالش الان اضافه کنیم الان تو اصول ما تو اصول ببینید همین بحث انسان ما الان توضیح دادم دیگه ما برای انسان یه لفظ اسم جنس به نام الانسان گذاشتیم هفت میلیارد در بر گرفت اما نیاز من با این لفظ برطرف نمیشهدا
- گاهی میخوام بگم ۷ میلیارد باید چی بگم احتیاج من گاهی اسمه با خطابه به شهر معرفی کنم آقای فلانی سفر ما ایشان نتیجه چیه احتیاج ما به جزئی هم هست چرا این گفته نشده اینم یه نکته غفلت نکنیم از این نکات.والا هرکی بچهدار میشد میگفت همون لفظ انسان من براش گذاشتم نه تا بچهدار میشه احتیاج پیدا میکنه یه اسم جدید برای بچه شروع میکند مشورت کردن که اسم این بچه جدیدو چه بگذارم اینم نکته دوم
- نکته سوم اینم گفته نشد و اون اینه که گاهی ممکن است ضعف برای چند تا معنا باشه به شکل حقیقی و مجازی گفتن اون که نگفتن اینه.که گاهی لفظ چند تا معنا دارد همشم معنای حقیقی درسته
- به اینجا که میرسه تو اصول میگن ما نیاز به قرینه معینه داریم نه قرینه صالفه مثال عین میزنن میگن هر وقت عین متکلم به کار میبره باید یه قرینه معینی کنارش بیاره بگه عین یشربو بها یه یشربو بگه تا بدونیم یه عین یعنی مثلا رودخانه ترازون نیست کنده زانو نیست یا قرینه میخواد اینا رو گفتن اما آنچه که نگفتن اینه.
- که گاهی میشود لفظ دو تا سه تا معنا داره اما انصراف دارد به یک معنا انصرافش معمولا از ناحیه غلبه استعمال است دلیلش اینه که این لفظ در حالی که مثلاً همین عین مثال میزنن نمیخوام بگم الان شده اما فرض کنید این کلمه عین در حالی که ۲۳ تا معنا داره
- اما یه وقت میشه تو السنه متعارف اینه هر کس اینو میگه منظور چشمه نتیجه اینه بعد از یه مدتی دیگه نیاز به قرینه نداره چی میفهمه انصراف ذهنیش میره تو چشم پس گاهی میشود دست در حالی که مشترک است انصراف داره برای یک معنا بدون قرینه برای معانی دیگه نیاز به قرینه هست اینم ما تکمیل میکنیم بحث دیروزو که دیروز میگفت که تطبیل هست اگه بخواد مشترک باشه میگفت باید حتما قرینه بیاره میگفت نه گاهی میشه بی قرینه استعمال.
- نکته چهارم این آقایون بعضی گفتن واجب است اشتراک یکی دیگه گفت محال نه اونه و نه اون نه واجب به خاطر همین توضیحی که دادیم گفتیم تمکن ما از اینکه لفظ جدید وضع بکنیم خیلی زیاده میلیون ها لفظ تک تک من و شما الان بشینیم فکر بکنیم از حا لا تا فردا بشین فقط وقت نیست و البته فردا میتونید.صد هزار تا لفظ جدید که اصلاً تا به حال کسی به کار نبرده
- میتونید بنویسید و فردا بیارید جلو من بزار معنا کو هرچی معنا جدید داری بیا تا معنا نداریم که الفاظ خیلی زیاد میتونید با همین که گفتم عدد حروف کلمات که الان موجوده شما هر کلمهای که موجوده یه حرفشو کم کنید یا زیاد کنید ببینید چی میشه لفظ جدید میشه معنا هم نداره.یا اعرابشو عوض کنید این توانایی برای همه ما هست پس واجب نیستش چرا از طرف دیگر محال بودنم گفتیم نیست یعنی اگه گوینده واضحی بیاد لفظ عین و دوبار وصل کنه برای دو تا معنا این کجاش به محال بودن برخورد میکنه مشکلی که من.
- لفظ عین قبلا مثل صلات چند معنا داشت ثم انتقال قل الشارع الی المعنی الجدید همون لفظ حالا لفظ صلات شده مشترک اونه اینه کدومش اون نکته سوم با اینکه معناش مشترکه همه حقیقیه اما انصراف دارد در یک معنا بقیه معانی احتیاج به قرینه داره و اون معنای انصرافی.
- نکته چهارم میخوایم بگیم غیر از اینه که گفتیم اتفاقاً انسانهای فصیح و بلیغ گاهی استفاده میکنند از الفاظ مشترک خیلی هم زیبا همه هم لذت میبرند یه لفظ گفت دو تا معنا دیروز من شعر جعفری دیدم که بر جعفر سوار جعفری میخورد و از جعفر گذشت جعفره هر کدوم یه معنای مشترک دیگه انسان ها یک فصیح اتفاقاً از همین الفاظ استفاده میکنن.
- ذهن مخاطبو به کارش میگیرن مخاطب داره میره تو فکر که این جعفری اول به چه معناست دومی چیه سومین چیه میخوام بگم نه تنها محال نیست و واقع شده اتفاقاً شیرینم هست میره تو ادبیات هنرنمایی انسانهایی که قویان خطیباً گاهی این کار میکنه و استفاده از این ما خیلی داریم اینم چهارمین نکته که خدمتتون داشتم دیگه شما خودتون برید تو شعرا خیلی داریم.
- راجع به علامتشون ماه رمضان کم شد سال وفات باقر اعلم شد یه لفظ دوتا معنا داره یه معناش اینه که ۲۷ روز از ماه رمضون که گذشت ایشون از دنیا رفتن یه معنا دیگشم اینه که شما ماه رمضان به حروف ابجد جمع بزن بعد که جمع زدیم منهای ۲۷ش کن ماه رمضان یعنی کلمه ماه رمضان این دو تا کلمه رو.
- ۱۱۱ سال وفات ایشون یه لفظ میگه اما دو تا شعرا خیلی داریم از اینا قرآن هم خیلی داریم دیروزمصلین سوره مدثر رو گفتم لم نکن من المصلمین یکی میگه به معنای نمازگزار نبودیم سلوکه در سقر اما امام باقر علیه اینجا مصلی به معنای تبعیت از امام.
- چرا معنای دوم مصلی رو میگن مگه نمیگه اسب شماره ۲ مسابقه مصلی که اول برنده میشد مجلیه مجلی خود ائمه هستند تو سیر الی الله بعد میگن به مردم گفتن شما باید مصلی باشید نباید نمازگذار تابع ائمه علیهم السلام اللهم لکم لاحق باید باشید المتأخر عکم ظاهرقم ، اینا رو گفتن به ما.
- خدای متعال چه هنرنمایی کرده با یه لفظ دوتا حالا همون اگه معنای سومشو بگیرید معنای صلات و تسلیم آتش خب اینم داریم دیگه یعنی نماز که میخونید شماره از آتش نجات میده پس هم لنک من المصلین کلی میشه یعنی ما عملی که آتش دور بکنه انجام نمیدادیم رفیع معنای دیگه پیدا کرد.
- و همینطور خیلی جاهای دیگه ما الفاظ داریم همون یکی دیگشون خیلی از اینا داریم آیاتی که آب رو میگه آیه ۴۰ و ۵۰ حجم چاهی که کسی سرش نمیره آب بکشه بیرون منظور امام دوازده رفت یه معنی دیگه که امام را میگه بهره معطل پس مقصر من و شمایم حضرت معطل کردیم نگیم.
- خدا نمیخواد نمیدونم ما گذاشته گفتم آقا منتظره ده هزار نفر نمیگم جان فدا جان فدایی میره تو ۳۳ میلیونی که نه اینجا فدایی که میگم اصحاب امام حسین علیه السلام پیدا کنید که وایسه جلوی تیر به من بخوره چطور میشه اینطوری گفتن برید آیه ۱۴۸ بقره را مثل که الان رفتید ببینید.
- انشالله تو فردا خلاصه ما چقدر عقب هستیم اون ۱۰ هزارتا ییا فستبق الخیرات رو بخونید ببینید نمیگن عامل به خیرات استباق به خیرات تفسیرشو من گفتم قبلا ببینید ما قطعا جز اینا نیستیم بعد چیکار باید بکنیم ما که طلب ایم چیکار باید بکنیم باید به دیگران نمیگم که اول به خودم میگم که عمامه گذاشتم امام زمانیم اما شرمندهایم صلی الله علی محمد.
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ




