https://hosein128.i - پایگاه شخصی
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ البسم الله الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّاللهم صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طو
ی اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى
درسخارج اصول؛ کفایة الاصولخارج اصول؛ کفایة الاصول
فصل في الاشراك_جلس۳_استعمال اللفظ في أكثر من معنى
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
- تاریخ: دوشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۲۳
- مدت زمان: ۵۰ دقیقه
- @doroos_ayatollahmahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم در بحث اشتراک گفتیم سه تو نظریه هست یه نظریه اینه که محاله گفتیم محال نیست نظریه دوم میگفت واجبه گفتیم نه همچین وجوبی هم نداره دلیلاشون ناقص بود میگفت باید باشه چون الفاظ محدوده معان زیاده گفتیم نه اینطور نیست.
- اما اگر همینطور بگیم امکان دارد لفظ مشترک بین دو معنا باشد بین سه معنا وقتی بگیم امکان داره اینو به اشکالی برخورد نمیکنه چه اشکال دارد واضح دوبار یک کلمه رو وضع بکنه برای دو معنای متباین هیچ اشکال نداره بعد از اینکه میگیم امکان داره بسته وقوع مطرحه وقوع منظورمون استعماله.
- آیا اینکه میگید امکان دارد جاییم داریم که در یک استعمال لفظ یه بار گفته بشه و دوتا معنای بیشتر اراده بشه جدا جدا بحث دیروزه یعنی یه بار من دیروز کلمهای رو گفتم اینو گفتم به معنای ترازو امروز اما عین میگم به معنای چشم خب دو بار لفظو گفتن دو تا معنای متباین هم ازش ارائه کردن.
- این بخش دیروز ما بود گفتیم امکان داره حالا قرینه میخواد یا نمیخواد بحثشو کردیم آنچه الان میخوایم بگیم استعمال واحد داریم میگیم یک بار بگم رعیته عیناً و از این عین دو تا معنا اراده بکنم
- جناب صاحب کفایه میفرمان این عقلاً محاله خوب دقت کنید یه مرتبه اینطوری وارد میشن چرا عقلاً ما حاله خوب دقت کنید ایشون استعمال رو چطوری معنا میکن.
- اگر وقتی کسی این کلمه لفظ علامت است برای معنا خب وقتی علامت باشه دیگه نمیشه بگید همین کلمه علامت است برای معنای دوم تموم شد دیگه فانی میشه وقتی علامته یعنی علامت بود برای معنای اول دیگه نمیتونید بگید مجدد علامت برای معنای دوم صاحب کفایه بحث میبرن جلوتر اول میگن لفظ علامت برای معناست.
- بعد میگن که بلکه بالاتر از علامت لفظ وجه برای معناست خب اگه گفتیم بچه است یعنی چه یعنی اصلاً این کسی که داره تو این وجه نگاه میکنه مثل مرآت میمونه دیگه وقتی نگاه میکنه تو مرآت عادی میشه که وقتی یه صفحهای رو جلو مرآـت بعد بگه نه این صفحه نیست یه صفحه دیگه نمیشه دیگه وقتی داره یک منظره رو نشون میده اون منظره کل صفحه مرعات گرفته.
- کل سوال اینه که آیا وقتی کل و داره در بر میگیره همین مرآت میتونه این کل این صحنه رو نشون نداد هیچی یه صحنه دیگه اونم تو آن واحد نمیشه لذا میفرمان لفظ اول گفتن نه یه قدم برو جلوتر نشونه تنها وجه برای معناست یه قدم میرن جلوتر میگن وجه هم بالاتر اصلا لفظ.
- گویا خود معناست تا لفظو میگه مثل که معنا رو داریم تو مخاطب القا میکنه مثلاً من میگم خودکار مثال میزنم این لفظ شما شنیدید اول میگیم این خودکار چیه علامت این موجود خارجی بعد میگیم بلکه بالاتر لفظ خودکار وجه است برای این یعنی لفظ دقیقاً مطابق با این خب وقتی مطابق بود با این پس نمیتونه دومی از همین لفظ اراده بشه نکته سوم میگه نخیر
- بلکه لفظ.چون دروغه اگه بگم از خود من لفظ خود صوته اگه میخوای دروغ نگی صوت صوته اما میگیم کانهو وقتی میگم خودکار گویا معنا را یعنی وجود خارجی منتقل کرد تو ذهن شما با توجه به این سه مرحلهای که ایشون بیان میکنن میفرماید نمیشه لفظ تو آن واحد یعنی در یک استعمال دو تا معنا را همراه خودش ببره.
- چه رو قول اول برید جلو بگید لفظ علامت معناست رو نظر دوم دیگه خیلی دقیقتر واضحتره و اونی که لفظ کل معنا دو وجه است وجه از برای کل معنا رو معنای سوم دیگه واضحتر میشه اصلاً لفظ گویا گفته نشد شما صدا نشنیدید خودکار رفت تو ذهنتون با توجه به این سه مرحله شما نمیتونید لفظو استعمال کنید در دو تا معنا
- دو معنا شده.دیروزو نمیخوایم رد بکنیم وضع شده لفظ عینو گفتیم دو تا معنا داره اما بحث امروز ما تو استعماله که گوینده بخواد بخیل باشه و بگه من یه کلمه عین میگم دوتا معنای اراده میکنه برای مردم.
- گفتی رایتو عیناً بسه دیگه نکنید ارعیته عیناً این کلمه یه بار بیشتر شما نشنیدید دوبار که نشنیدید بار اول که شنیدید این لفظ وجه بود برای معنا یعنی مطابق یک معنا بود اون معنا چی بود مثلا ترازو بود مطابق ترازو تراز رفت تو ذهن شما.
- بار دوم که من نگفتم شما میخواید بگید نه همون بار اول که گوینده گفت یه معنی دیگه هم اومد تو ذهن من لفظ اول فانی شد واضح تر بگیم اینه لفظ بار اول که گفته شد معناش چی بود ترازو بود دیگه لفظ فانی شد لفظ دیگه موجود نیستا بدون لفظ موجود شما معنای دوم از همون لفظ اول استفاده کنید اینه که جناب صاحب کفایه میگن نمیشود لفظو بگید.دوتا معنا ازش اراده بکنه اصلاً میگن محال است
- ما تو بیانشونو دقت بکنید که وقتی میخواید توضیح بدید استحاله از کجا به وجود میاد اول میگه لفظ علامت معناست بعد میگید وجه معناست سوم میگید بللفظ کانه المنار گویا متکلم اصلاً لفظ حرف نزده خود معنا رو که منتقل شد یه معناست نه دو معنا لفظ هم که یه بار گفته شد دوباره که گفته نشد ما اول بحث گفتیم.نمیشه که بحث ما هم سر همین بود
- به اینجا که میرسه یه ایرادی به صاحب کفایه گرفته میشه و اونی که ما تثنیه داریم که مفرداش مثل هم نیست اینا رو چی میگه مثلاً وقتی میگید رعیته حسنین حسنین دوتا هستند که نیست که مفرد چیه اصلا وحسین رایت و قمرین.آقای قمر یعنی دوتا ماه نه یکیش قمر است و یکی شمسه ما از این تسمههای اینطوری خیلی دو تا پدر داری شما نه یکیش یکی امه یعنی مفردش با هم فرق میکنه تثنیه شد خلاصه همچین ایرادی گرفته میشه ما اینا رو داریم هرچه بد که جوابی که میدن چیه جواب اینه که همه اینا مفرد.
- مسما تحویل به مسما میشه مسمان نکنی این تثنیت غلطه خلاصه المسما بالحسن المسمی بالحسین شما حسن و حسینشو نگاه میکنی نخیر مسماشو نگاه کن مسماش عین همه المسمی المسمی حالا المسمات تثنیه چی میشه حسن باید یه تأویل اینطور بکنیم و الا اگه مسما را نیار مثما دیگه عینش مشترکه.
- اگه این کارو نکنیدا بگید مفرد یکیش حسنه یکی حسینه خب بعد نمیتونه بگه مثلاً جانی حسنین باید بگه جانی حسن و حسین که نیومده که عرض شود که لابلای کلام صاحب کفایه یه سخن دیگه هم ایشون دارن راجع به کلمه این حرفو میزنن یه مرتبه میگن اگه کسی عین عذر میخوام جنی رو میگم جنی به عین تو کف اومده.
- اراده شده دو فرد از مفرد مثال من ایراد دارما من مثال میخونم چه کفایت اورید من العینه فردا من الجاریه یعنی دو فرد از جاریه که نهری که جاریه میگه دو تا نهر دو نهرجاریت و الباکیه نمیتونی بگی تثنیه یکیش جاری چشم به جناب آخوند جناب آخوند جنی. بیار
- یه مثال بزنید که ترجمهاش درست باشه ما ایراددمون اینجا رو مثال به جای جنی به عین جاری و این قابل آوردن نیست به جای جنه بگیر رایت مثالتونو عوض کنید بگید رایتو عین و بعد میگه یکیش عین جاری در صورتی که واضح این مختلف داره درش. تاثیری نداره تو این بازی مختلف
- یک لفظ گفته تسامح نکنید تو حرفتون که یه چیز دیگه اون که میگه تعدد واضح یعنی واضح حتی مثلا توی کشور دیگه گفته به من.اینجا اومده تو ایران به یه معناش اشکال نداره که ما الانم داریم الفاظی که تو فارسی من از همین لفظ میری تو عربی یه معنی دیگه تو انگلیسی
- اما بحث ما تو این نیست بحث اینکه گوینده حالا بعد از که فهمیدی دست سه تا پنج تا معنا داره یه بار لفظو میگه دو تا معنا رو با هم میخواد اراده کنه اشکالش همون بسه چی دیدم نظر اول.
- گفتیم محاله شما حال بودنو جواب شده شما بگید محال بودن ایشونو جواب بدین دوباره تکرار نکنم وقت جلسه رو برگردید و ببینید استدلاله بودید که دیگه استحاله رو میخواد تکرار بکنم ببینید لفظ فانی شد تو معنای اول دیگه لفظی وجود نداره که شما دوم فانی نشد نمیتونید بگید.
- حالا بخث ما میریم جلو با بیانای دیگه داریم فعلاً کلام آخوند محال بودنه میگن محاله و بخث ما حالا تو مال بودن نبودا داشتیم حرف معلمو رد میکردیم اشکالی داره آقا جواب بدید دوتا دیدم شماره دوتاش نکنیم یک بار رای لفظش برگرد هیچ اشکال نداره.
- بحث اینه که میگه دو تا عین دیدم دوتا هم نمیگه میگه یک عین دیدم لوچی عذرخواهی میکنم بهشون میگم احول العین هستی اشکال نداره یعنی عین یک یک بار حسابش میگه دوبار گفت نگفت حقیقتاً یه بار گفت عینی که یک بار گفت چطور میشه یه تراز باشه یه چشمه باشه محال خب حالا حرف صا حب معلما.شهیدش کردید
- که معلم داشتن میگفتن که تو مفرد با تسنیه فرق میکنه اگه تثنیه رو گفتی رعیته عینین اصلاً وصل شده برای دو تا معنا پس حقیقتاً اشکال نداره صاحب کفایت جواب میدن میگن وصل شده برای دو معنا اما دو معنایی که مفردش تکرار شده مفرد اول بگو چیه مفرد فقط ترازوئه وقتی فقط ترازو شد تصنیه میشه دو تا ترازو بگه ترازو با چشمه.این اشکالهایی که گرفتن و تو مفردشم گفتن مجاز نمیتونی بگی چون بهت علاقه جزء کل درست کنی
- آخوند رد کردن نیست میتواینی اینه دو معنای متباین چطور میخوای استعمال کنیم اگه جزو کل بود حقیقتاً درستش کن جزو کل و درست کن دیگه بی اشکال اگر صادق باشد در دو معنا شما.
- محال بودن مفرد داریم میگیم نترس نید حداقل ظهورشو بپذیرید ظهورشو اما اینطوری ما نمیتونیم جواب بدیم کلام آخوند اینجا متینه ببینید میگه تسنیه چیه به منزله تکرار مفرد است یعنی عرب وقتی که مثلا یه نفر بیاد وقتی دو تا میاد جمع میاره برای چی جمع میاره برای اینکه نمیخواد مفردای تکرار بکنه.
- رجال اومدن چیه مفردش میشه رجل حالا دیگه زنها اومده باشن میشه یه جا میرسه به مثلاً میگه یه زن اومده دوتا مرد اومده اینجا تو جمع چیکار بکنن ترجیح با کدومه اینا قانون داره تو ادبیات حالا همینطوری نیست که من بگم قانون داره میگه ترجیح با مذکره مذکره بعد که اگر نصف نصف بود دو تا زن با دو تا مرد باز میگه ترجیح با چیه لفظ مذکر بیاد.
- همشون زن بودن حالا من میتونم جمعشون مذکر بیارم عرب اجازه نمیده قانونا رو به هم نمیزنیم اینجام الان قانون همینه خب بحث ما پس اینجا الان رها شد ما یه تیکه دیگه اینجا بحث داریم فقط رسیدیم به اعلام یادتون نره این به الان که رسیدیم گفتیم مسمای به قمر و شمس رو داره میگه ولی خود قمر و شمس لفظاش متفاوته اما تثنیه میبندیم.
- جانی قمران یکیشون قمر یکی شمس اسمشو دارم میگما یه اسم یکی قمری جای شمسان دوتا شمس وقتی نگاه میکنم نه یکیشون شمسه یکی قمره جواب چیه چطور مفرد با هم فرق میکنه تثنیه شو از یه جنس آوردی جواب میدن میگن مثما المثمطوی کلمه مثماش دیگه عین همه این دو تا مسما باعث شده که شما تثنیه رو.تحویل نکنی ایراد داره حق نداری که قمر و شمس و تثنیه به قمرنگ ببند
- درسته اینا دیگه تعبیراتی که ما میکنیم اما ایرادی هم که ما اینجا داشتیم یادتون نره که ما یه ایراد به کفایی گرفتیم که ایشون تو مثال گفتن جنی به عین تو تثنیه گفتی جنی به عین نمیتونیم بگیم جنی و باکیته ایراد ما چی شد تو مثال میگیم جناب اون جنیا یعنی بیار.
- بیار از اینا جاریه رو رودخانه بیا کی این حرفو میزنه آقای مثالتون حداقل اصلاحش بکنی به جای جنی بگه رایتو رایتو دیگه بابا توش نیست
- اما کلامشان اگه رایتون بیاد دیگه بی اشکال رایتو دیدم بله یکیشو میگه رودخونه یکیشو میگه اونقت اون اشکال قبلی اون وقت گرفته میشه
- که چرا مفرد از دو جنسه و تثنیه اومده دو تا رو با هم داریم میگیم این خلاف قانون ادبیاته هنوز بحث مانده است انشالله.
- یه مقدار دیگه صحبت تو این زمینه داریم و صلی الله علی محمد و آل محمد.
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين-
- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ




