سایتhttps://hosein128.ir- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
- حبط 16 آیه در قرآن راجع به حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ آمده است.مطلب اول
- 1-البقرة : 217 يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فيهِ قُلْ قِتالٌ فيهِ كَبيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ--ارتداد، یکی از عوامل تباهی و حبط عمل در قرآن آمده است.-- مىخواهند فرهنگ ومكتب شما را از بين ببرند. «حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ»
- حسن عاقبت، ملاك ارزش است. چه بسا مسلمانانى كه كافر مردهاند. «فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ»
- ارزش ايمان و عقيده تا جايى است كه اگر ايمان رفت، اعمال صالح نيز حبط مىشود. «مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ ... حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ»
- جنگ و جهاد در اسلام، براى كشور گشايى نيست، بلكه براى گسترش مكتب اسلام و مقابله با فتنه است. در قرآن، فتنه بالاتر از قتل، «الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ» بلكه شديدتر از آن شمرده شده است. «الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ»
- ب: جنگ به راه مىاندازند. «لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا»
- شركِ بعد از توحيد، عبادات را محو مىكند. در اين آيه، شرك و در آيهى 217 سورهى بقره ارتداد سبب حبط عمل معرّفى شده است. «وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ»
- پاداش اهل ايمان محفوظ است، «لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا» ولى تلاش ديگران (غیر مومن)محو مىشود. «حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ»
- پاداشهاى الهى معمولًا با صفات «كريم»، «عَظِيمٌ»، «كَبِيرٌ» و «غَيْرُ مَمْنُونٍ» (پيوسته) همراه است و اين بخاطر آن است كه سرچشمه اين پاداشها، رحمت و لطف بىنهايت خدا است.
- تا كفر نورزيد، دشمن از شما راضى نمىشود. «وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ» (در آيه 217 سوره بقره نيز مىخوانيم: «لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا»)
- با مسلمانان به جنگ وستيز برمىخيزند. «لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ»
2- آلعمران : 22 أُولئِكَ الَّذينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرينَ-- - گاهى يك انحراف، تمام اعمال شخص را تباه مىكند. «حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ» - براى گناهانى همچون پيامبركُشى، شفاعتى در كار نيست. «ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ»
- 3- المائدة : 5 الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَ لا مُتَّخِذي أَخْدانٍ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ- چون اين آيه، راه را براى رفت و آمد و غذا خوردن و ازدواج با اقلّيتهاى دينى باز كرده و ممكن است مسلمانان براى رسيدن به دختران يهودى و مسيحى هر روز رفت و آمدشان را بيشتر كنند و كمكم تحت تأثير تفكّر و آداب آنان قرار بگيرند و از راه اسلام جدا شوند، آخر آيه هشدار مىدهد كه هركس ايمان خود را ناديده بگيرد عمل او تباه است. «وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ»
- «أَخْدانٍ»، جمع «خِدْن»، به معناى دوست است؛ ولى معمولًا در مورد دوستىهاى پنهانى و نامشروع به كار مىرود.
- در مسألهى غذا، آيه به طرفين مسلمان و اهلكتاب، اجازه مىدهد كه از طعام يكديگر استفاده كنند، أُحِلَ لَكُمُ ... حِلٌ لَهُمْ ولى در ازدواج، تنها اجازهى زن گرفتن از اهل كتاب را مىدهد و اجازهى زن دادن را نمىدهد، «الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ» (چون معمولًا زنان، به خاطر عواطفشان، تحت تأثير مردان قرار مىگيرند؛ لذا اگر زنان اهل كتاب به اسلام بگروند، رشد است، امّا زن مسلمان اگر به آنان(قلیت های دینی) گرايش يابد، سقوط است. از اين رو زن دادن به اهل كتاب، جايز نيست.) به خاطر كلمهى «أُجُورَهُنَ» كه بيشتر در مورد مهريهى ازدواج موقّت به كار مىرود.
- كسى كه به حقّانيّت چيزى اقرار كند ولى به آن عمل نكند، عملش تباه است. امامصادق عليه السلام ذيل آيه «وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ» فرمودند: «تَرك العمل الّذى أقرّ به»
- در روايت ديگرى امام صادق عليه السلام فرمودند: كمترين چيزى كه شخص به خاطر آن از ايمان خارج مىشود آن است كه نظرى را بر خلاف حقّ بيابد و بر همان نظر بنابگذارد و از آن دفاع كند، آنگاه حضرت اين آيه را تلاوت كردند: «وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ»
- در بيان احكام و قوانين، از عنصر زمان نبايد غافل بود. «الْيَوْمَ»
- قوانين تشريع با نظام تكوين هماهنگ است. (آنجا كه طبع سليم مىپسندد، قانون نيز حلال مىكند) «أُحِلَ لَكُمُ الطَّيِّباتُ»
- پاكدامنى زن، در هر مذهبى كه باشد، يك ارزش است. «وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ»
- پاكدامنى، هم براى مردان وهم براى زنان، شرط است. «الْمُحْصَناتُ، مُحْصِنِينَ»
- در انتخاب همسر به اصل ايمان وپاكدامنى توجّه شود. «وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ»
- اغفال و كلاهبردارى، حتّى نسبت به غير مسلمان ممنوع است. «آتَيْتُمُوهُنَ أُجُورَهُنَ» (رعايت حقّ اقتصادى زن گرچه مسلمان نباشد واجب است)
- زن، حقّ مالكيّت دارد، چه مسلمان و چه غير مسلمان. «أُجُورَهُنَ»
- مهريه را بايد به خود زن داد. «آتَيْتُمُوهُنَ أُجُورَهُنَ» ونفرمود: «آتيتم اجورهنّ» نامشروع. «آتَيْتُمُوهُنَ أُجُورَهُنَ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ وَ لا مُتَّخِذِي أَخْدانٍ»
- برقرارى روابط نامشروع و پنهانى؛ حتّى با غيرمسلمان هم ممنوع است. «وَ لا مُتَّخِذِي أَخْدانٍ»-جملهى أُحِلَ لَكُمُ ... وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ
- اختلاط با اهلكتاب و زندگى در ميان آنان و سفر به كشورشان، يكى از لغزشگاههاست. از اين رو، در اين آيه، پس از جواز ارتباط، هشدار مىدهد كه مواظب باشيد، روابط اقتصادى و خانوادگى، اعتقاد شما را عوض نكند و به خاطر رسيدن به همسر، ايمانتان را از دست ندهيد. «وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ»
- آنچه در نظر الهى مهمّ است، ايمان است و زن و مرد تفاوتى ندارند. «لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» در صورتى كه بايد مىفرمود: «مِنَ الْمُؤْمِناتِ»
- 4- المائدة : 53 وَ يَقُولُ الَّذينَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرينَ--[ هر سوگندى نشانهى صداقت نيست، فريب سوگندها را نخوريد. «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ»
- وابستگى به بيگانگان، مورد ملامت مؤمنان است. وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ ... إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ
- نشانهى خسران انسان، از بين بردن كارهاى نيك است. «حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرِينَ»
- 5- الأنعام : 88 ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما كانُوا يَعْمَلُونَ- هدايت واقعى، هدايت خداوند است. هدايتهاى ديگر، سراب است. «ذلِكَ هُدَى اللَّهِ»
- هدايت، كار خداست. حتّى پيامبران، از خود راه هدايتى ندارند. «يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ»
- شرك، عامل محو و باطل شدن كارهاست. «لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ»
- در سنّت الهى، تبعيض نيست. حتّى اگر پيامبران شرك ورزند، تنبيه مىشوند، چون اصالت با حقّ است، نه اشخاص. (با توجّه به اينكه آيات قبل مربوط به انبياست). «وَ لَوْ أَشْرَكُوا»
- انبيا، معصومند و غبار شرك هرگز بر دامانشان نمىنشيند. در آيه، فرضِ شرك به عنوان فرض محال آمده است. «لَوْ»
- در جهانبينى الهى، ارزش كارها در اخلاص آنهاست. اگر اخلاص نباشد، چيزى باقى نمىماند. «وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ»
- 6- الأعراف : 147 وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُونَ-- كفر و تكذيب، سبب حبط اعمال گذشته است. كَذَّبُوا ... حَبِطَتْ
- پاداشها و كيفرهاى قيامت، تجسّم اعمال ماست. «هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ»
- اصرار برگناه - آنچه بدتر از گناه است، اصرار بر آن است. «كانُوا يَعْمَلُونَ»
- خداوند بدىهاى مؤمنان را در شرايطى به نيكىها وحسنات تبديل مىكند، «يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ» ولى اعمال بد كفّار، حسناتشان را نابود مىكند، «كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ» و در آيات ديگر آمده است: «حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ» يعنى اعمالشان محو مىشود. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




