سایتhttps://hosein128.ir- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
حسرت از دست دادن فرصت ها ِ بَادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ أَنْ تَكُونَ غُصَّةً- مطلب سوم گروه ها در قرآن
- از سه گروه انسانها در قيامت (سابقون، اصحاب يمين و اصحاب شمال) معرفى كرده است: «وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً* فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ...* وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ...* وَ السَّابِقُونَ ...» (واقعه/ 56، 7- 10) و در موارد ديگر، اصحاب يمين را در مقابل اصحاب شمال، و اصحاب ميمنه را در برابر اصحاب مشئمه قرار داده است. (بلد/ 90، 18- 19؛ واقعه/ 56، 7- 9، 27، 41)
- . «كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً» چنانكه در سوره فاطر نيز مردم سه دسته تقسم شدهاند. «فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ»
- گروه منافق= جامعهاي از گروه منافق، اندك يا بسيار، خالي نيست و صفات آنها تقريبا يكسان و يك نواخت است.
- «لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ» هرگز سرپرستى گروه غضب شدگان الهى را نپذيريد. ممتحنه، 13.
- گروه چهار پایان = . در سوره اعراف آيهى 179 مىخوانيم: «لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ» آنان دل دارند، ولى نمىفهمند، چشم دارند ولى نمىبينند، گوش دارند ولى حقّ را نمىشنوند، اين گروه همچون چهارپايان بلكه از آنها پستتر و گمراهترند، ايشان غافل هستند.
- كتمان حقيقت = برخلاف گروه پيشين، كه دانشمند بوده و به اوصاف و نشانههاى پيامبر اسلام در تورات آشنايى داشتند، ولى كتمان حقيقت مىكردند، مردم عوام كه از محتواى كتاب آسمانى خبرى نداشتند، با آرزو و خيال زندگى مىكردند. آنها فكر مىكردند كه يهود، نژاد برتر و فرزندان و محبوبان خدا هستند و به جهنّم نمىروند و اگر مجازاتى هم براى آنان باشد، چند روزى بيشتر نيست. تفسير نور(10جلدى)، ج1، ص: 145
گروه در پيمان شكن البقرة، آيه 101 - «101» وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُون
- اين آيه، تسلّى خاطر براى رسول خداست كه اين گروه در پيمان شكنى و بهانهگيرى، سابقه طولانى دارند و نبايد از اين لجاجت و بهانهگيرى تعجّب كرد.تفسير نور(10جلدى)،
- گروه ديگرى را و بالاتر از همه، تمامى مردمان را نابود و گروه ديگرى را بيافريند؛ «إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ» ابراهيم، 19. چنانكه به گروهى از بنىاسرائيل فرمود: «كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ»
- تفكّر دو گروه -سپس مىفرمايد: طرز تفكّر هر دو گروه به يكديگر شباهت دارد، ولى ما براى اينگونه درخواستها اعتبار و ارزشى قائل نيستيم. چرا كه آيات خودمان را به قدر كفايت براى طالبان حقيقت بيان كردهايم.
- دو گروه منحرف - در آيه 113بقره می خوانيم «135» وَ قالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِين كه يهوديان، نصارى را قبول نداشتند و نصارى نيز يهوديان را پوچ مىدانستند وهر يك خيال مىكرد كه تنها خودش بر هدايت مىباشد. در حالى كه هر دو گروه دچار شكّ گرديده و از راه مستقيم منحرف شدهاند و راه حقّ راه ابراهيم عليه السلام است كه هرگز دچار شكّ نگرديد. امام صادق عليه السلام فرمودند: دين حنيف و حقگرا، همان گرايش به حقّ واسلام است.
- گروه اهل کتاب : و (اى پيامبر!) اگر هرگونه آيه، (نشانه و دليلى) براى (اين گروه از) اهل كتاب بياورى، از قبلهى تو پيروى نخواهند كرد، و تو نيز پيرو قبله آنان نيستى، (همانگونه كه) بعضى از آنها نيز پيرو قبله ديگرى نيست. وهمانا اگر از هوسهاى آنان پيروى كنى، پس از آنكه علم (وحى) به تو رسيده است، بىشكّ در اين صورت از ستمگران خواهى بود.
- گروه دین فروش : سوره بقره 175دين فروشى و كتمان حقيقت، سختترين كيفرها را بدنبال دارد. جملهى «فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ» در قرآن تنها در مورد اين گروه بكار رفته است.
- گروه حسنه : راه شناخت مردم،سوره البقرة، آيه 201- «201» وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ يكى از راههاى شناخت مردم، آشنايى با آرزوها و دعاهاى آنان است. در آيه قبل، درخواست گروه اوّل از خداوند مربوط به دنيا بود و كارى به خير و شرّ آن نداشتند، ولى در اين آيه درخواست گروه دوّم از خداوند، «حَسَنَةً» است در دنيا و آخرت. در ديدگاه گروه اوّل؛ دنيا به خودى خود مطلوب است، ولى در ديد گروه دوّم؛ دنيايى ارزشمند است كه حسنه باشد و به آخرت منتهى گردد.
- گروه داوری انبياء قانون وتمدنهاى بشرى، قادر بر حل اختلافات نيستند. زيرا هر گروه وفردى بدنبال خواستهاى خود است. حل اختلافات بايد از طريق قانون الهى و داورى انبيا صورت گيرد. قانونى كه مصون از تحريف وخطاست و داورى كه از هوا وهوس واغراض نفسانى معصوم است. «فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ ... مَعَهُمُ الْكِتابَ»بقره 213
- گروه قوم طالوت= طالوتآزمایش کرد قوم خود را -- لى بعد از آزمايش، به خود نسبت مىدهد. «فَإِنَّهُ مِنِّي»
- حساب دو گروه قوم روشن است، هر كس ننوشد قطعاً خودى است و هر كس بنوشد قطعاً بيگانه است، ولى كسانى كه با مشت نوشيدند، نه خودى هستند و نه بيگانه. بايد آنان را نه مأيوس كرد ونه مشمول الطاف. لذا براى «مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ» نه كلمه «منّى» بكار رفته ونه «فَلَيْسَ مِنِّي».
- گروه قوم ریا کار = وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ (264 بقره )(رياكاران نيز) از دستاوردشان، هيچ بهرهاى نمىبرند وخداوند گروه كافران را هدايت نمىكند.
- اعمال سه گروه تباه است = اعمال شخص منّت گذار، رياكار و كافر، تباه است. كلمهى «فَمَثَلُهُ» قابل تطبيق با هر سه گروه است.
- گروه کافران : آن (قهر الهى) بخاطر آن است كه آنان زندگى دنيا را بر آخرت برگزيدند، و قطعاً خداوند گروه كافران را هدايت نمىكند.
- گروه كافران و مشركان: قرآن مىفرمايد: «لايَدخُلُونَ الجَنَّةَ حَتّى يَلِجَ الجَمَلُ فِى سَمّ الخِياطِ» كافران و مشركان به بهشت نمىروند، مگر زمانى كه شتر از سوراخ سوزن رد شود، يعنى هرگز اين دو گروه وارد بهشت نخواهند شد، زيرا هرگز شتر از سوراخ سوزن رد نمىشود.
- سه گروه مثل کافرانند =حديث: رسول خدا (ص) به على (ع) فرمود: الف: حاكم جائر و ستمگر ب: و كسى كه مال يتيم را به زور مىخورد ج: و گواهى دهنده به ناحق هر سه گروه مثل كافران قبض روح مىشوند. و جان كندن كافر خيلى سخت است.
- سه گروه، : افراد ظالم و گنهكار، يك گروه، افراد متوسط و ميانه، يك گروه، افراد عالى و ممتاز.
- گروه های مختلف در قيامت مردم به گروههاى مختلفى تقسيم مىشوند و هر گروه به شكلى؛ سخن چين در قيافه ميمون، حرامخوار در شكل خوك، رباخوار در قالب وارونه، قاضى ظالم به صورت كور، خودپسند كر و لال، عالم بى عمل در حال جويدن زبان، همسايه آزار بىدست و پا، سعايت كننده آويخته بر آتش، هوسباز بدبو، و فخر فروشان به لباس با لباس دوزخى محشور مىشوند.
- زيانكاران چند گروهند:
- الف: گروهى كه كار نيك نمىكنند.
- ب: گروهى كه براى دنيا كار مىكنند، نه آخرت.
- ج: گروهى كه كار مىكنند و مىدانند كه كارشان صحيح نيست.
- د: گروهى كه در زيانند و مىپندارند كه سود مىبرند.
- سه گروه اوّل، ممكن است با توبه به فكر اصلاح خود و جبران بيفتند، ولى گروه چهارم چون به فكر چاره نمىافتند، بدترين مردمند. مثل راهبان مسيحى كه خود را از لذّات حلال دنيا محروم مىكنند ومورد انتقاد انبيا نيز هستند، يا مثل زاهدنماهاى رياكار.
- گروه کم : گاهى گروه كم بر گروه زياد غالب مىشوند «كَمْ مِنْ فِئَهٍ قَليلَهٍ غَلَبَتْ» (بقره/ 249)
- «إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ» (غاشيه/ 26) در قرآن مىفرمايد: حساب بر ماست. در روايات داريم كه حساب هر گروهى با امام زمان همان گروه است.
- يك گروه هم اسمشان در قرآن به نام صابئين هست. صابئين در قرآن است رهبرشان عمرو صابئى بود. خيلى دانشمند مغرورى بود زير بار نمىرفت. در يك جلسه با امام رضا بحث كرد. شب تولد امام رضا بحث را مىشنويد. تا بحث كرد امام رضا به مأمون الرشيد گفت: وقت شده؟ گفت: بله، الآن وقت ظهر است. تا گفت: وقت ظهر است، يا مغرب است، فرمود: وقت نماز الآن است. امام رضا بلند شد. عمرو صابئى گفت: آقا الآن «لان قلبى» الآن قلب من نرم شده است. يعنى دارم حرفهاى تو را مىپذيرم. دارم به اسلام گرايش پيدا مىكنم. امام رضا فرمود: نماز مىخوانيم برمىگرديم. اول نماز!
- گروهی با علامت جهنمی : «كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّهٌ لَعَنَتْ أُخْتَه» (اعراف/ 38) يعنى هرگروه به گروه ديگرى فحش مىدهد. او به او فحش مىدهد. او به او فحش مىدهد. اين علامت جهنّمى است.
- نوزده گروه فرشته داريم. عدد فرشتهها را هم هيچكس نمىداند. اينها جنود و لشگر خدا هستند، قرآن هم مىفرمايد: «وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُو» (مدثر/ 31)
- گروه گروه، مسلمان : «يَدْخُلُونَ فى دينِ اللَّهِ أَفْواجا» (نصر/ 2) همينطور كه در صدر اسلام گروه گروه، مسلمان مىشدند، در دورهى آخر الزمان هم گروه گروه مسلمان مىشوند.
- دو گروه يأجوج و مأجوج به ما حمله مىكنند، اگر مىشود ما يك پولى بدهيم و يك سد براى ما بساز! گفت پول نمىگيرم، اما كمك كنيد و نيروى مردمى هم به من كمك كند، من براى شما سد مىسازم. سد ذوالقرنين! اين حالت ذوالقرنينى است
- گروه كسانى كه اعتقادات صحيحى ندارند و از پندارهاى باطل خود پيروى مىكنند، تنها در يك عمل خسارت نمىكنند، بلكه در همهى برنامهها زيان مىبينند.
- گروهی که نماز را سبک شمارند : كسانى كه نماز را سبك شمارند ما را هم از آن گروه قرار نده. مزهى عبادت را به ما بچشان و توفيق بده مزه عبات را به نسلمان بچشانيم.
- در دنيا دو گروه : آدم در دنيا دو گروه هستند. افرادى در قيامت ميزان عملش سنگين است. خيلى كار خير دارند، افرادى هم ميزان عملشان سبك است. افرادى اصلًا ميزان برايشان نيست. «فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَهِ وَزْنا» (كهف/ 105)
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين--«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




