حبط  16 آیه در قرآن رجع به حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ آمده است.مطلب دوم 7- التوبة : 17 ما كانَ لِلْمُشْرِكينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدينَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ

سایتhttps://hosein128.ir- پایگاه شخصی  

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

حبط  16 آیه در قرآن رجع به حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ آمده است.مطلب دوم

  1. 7- التوبة : 17 ما كانَ لِلْمُشْرِكينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدينَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُونَ‏-- گرچه شأن نزول آيه درباره‏ى تعمير مسجدالحرام است، ولى حكم آن براى همه‏ى مساجد است و به همين جهت كلمه‏ى «مَساجِدَ» به كار رفته است، نه «مسجد الحرام».ندارند. «ما كانَ‏ لِلْمُشْرِكِينَ‏»
  2. در ساخت و اداره‏ى مراكز و نهادهاى مقدّس، پول نااهلان را نگيريد، تادخالت وافتخار و توقّع نداشته باشند. «ما كانَ‏ لِلْمُشْرِكِينَ‏»
  3. عمل به تنهايى مهم نيست، نيّت نقش اصلى را دارد. «ما كانَ‏ لِلْمُشْرِكِينَ‏ أَنْ‏ يَعْمُرُوا»
  4. نه هر درآمدى مشروع است و نه هر مشاركتى ارزشمند. مبادا به عشقِ آبادانى مساجد، كفّار و مشرکان در امور دينى نفوذ كنند. «أَنْ‏ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ‏»   «شاهِدِينَ‏ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ‏ بِالْكُفْرِ»
  5. 8- التوبة : 69 كَالَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً وَ أَكْثَرَ أَمْوالاً وَ أَوْلاداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلاقِهِمْ وَ خُضْتُمْ كَالَّذي خاضُوا أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ‏--- - تاريخ و سرنوشت امّت‏ها، به يكديگر شبيه است. «كَالَّذِينَ‏ مِنْ‏ قَبْلِكُمْ‏»
  6. راه كفر و نفاق هميشه بوده وسنّت الهى نيز يكسان است. «كَالَّذِينَ‏ مِنْ‏ قَبْلِكُمْ‏»
  7. قدرت نظامى، «قُوَّةً» و اقتصادى، «أَمْوالًا» و نيروى انسانى، «أَوْلاداً» مانع قهر الهى نيست.
  8. منافقان وكفّار، به قدرت، مال وفرزند خود تكيه دارند. كانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ‏ قُوَّةً وَ ...
  9. در بهره‏مند شدن از منافع دنيوى، ايمان شرط نيست، كفّار و منافقان نيز نصيب دارند. «فَاسْتَمْتَعُوا»
  10. كامجويى‏ها و كاميابى‏هاى دنيوى، زود گذر است. «فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاقِهِمْ‏»
  11. هر كاميابى و نعمتى، نشانه‏ى لطف الهى نيست. فَاسْتَمْتَعُوا ... حَبِطَتْ‏ أَعْمالُهُمْ
  12. خداوند در دنيا براى منحرفان از حق، بهره‏اى قرار داده است. «بِخَلاقِهِمْ‏» ولى در آخرت، هيچ بهره و نصيبى ندارند.
  13. فرو رفتن و غرق شدن در فساد و دين ستيزى، عامل سقوط است. «خُضْتُمْ‏، خاضُوا» وگرنه، توبه و بازسازى پس از هرگناه، مى‏تواند نجات‏بخش باشد.
  14. كفر ونفاق، سبب حبط اعمال است. «حَبِطَتْ‏»
  15. 9- هود : 16 أُولئِكَ الَّذينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏-دست دنيا گرايان در آخرت خالى است. «لَيْسَ‏ لَهُمْ‏ فِي‏ الْآخِرَةِ»
  16. عمل براىِ دنيا و يا عمل از روى ريا، در آخرت پوچ وتباه است. «حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ‏»
  17. 10- الكهف : 105 أُولئِكَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً—
  18. بعضى بى‏حساب به دوزخ مى‏روند و نيازى به محاكمه و ميزان ندارند. «فَلا نُقِيمُ‏ لَهُمْ‏ يَوْمَ‏ الْقِيامَةِ وَزْناً»
  19. قرآن در آيات زيادى مسأله‏ى پوچ شدن و بى‏ثمر بودن اعمال كفّار را مطرح كرده است: از جمله مى‏فرمايد: «وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً» ما اعمال آنها را مى‏آوريم و پوچ مى‏كنيم. و اگر درباره‏ى كفّار مى‏خوانيم: «فَلا نُقِيمُ‏ لَهُمْ‏ يَوْمَ‏ الْقِيامَةِ وَزْناً» در قيامت ميزانى براى كفار به‏پا نمى‏كنيم، شايد اشاره به همين مطلب باشد.-هرکه را حساب پاک است ....چه منتش به خاک است
  20.  گروهى كه از بدى و شقاوت نياز به ميزان ندارند. «فَلا نُقِيمُ‏ لَهُمْ‏ يَوْمَ‏ الْقِيامَةِ وَزْناً»
  21. حقّ، نزد خدا وزن دارد، ولى باطل پوچ و بى‏وزن است. فَلا نُقِيمُ‏ ... وَزْناً
  22. سؤال: در بعضى آيات آمده است كه خداوند براى گروهى از مردم، ميزانى برپا نمى‏كند، «فَلا نُقِيمُ‏ لَهُمْ‏ يَوْمَ‏ الْقِيامَةِ وَزْناً» آيا ميزان براى افراد خاصّى خواهد بود؟ «فَحَبِطَتْ‏ أَعْمالُهُمْ‏» اعمال كفّار محو مى‏شود.
  23. 11- الأحزاب : 19 أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذي يُغْشى‏ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرا--كلمه‏ى «أَشِحَّةً» جمع «شحيح» از «شح» به معناى بخلى است كه همراه با حرص باشد.
  24. «سَلَقُوكُمْ‏» از «سلق»، به معناى مغلوب كردن و شكست دادن است، يعنى مى‏خواهند با تبليغات و زخم زبان خود مسلمانان را مغلوب كنند و شكست دهند. «حِدادٍ» جمع «حديد» به معناى تيز و خشن است.
  25. منافقان، هرگز خيرخواه شما نيستند؛ به هنگام خطر از كمك و حضور در جبهه بخل مى‏ورزند، «أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ‏» و پس از برطرف شدن خطر، به جمع غنائم حريص هستند. «أَشِحَّةً عَلَى‏ الْخَيْرِ»
  26. منافقان، تلخى‏ها را از جانب پيامبر و مسلمانان مى‏بينند. فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ‏ ... يَنْظُرُونَ‏ إِلَيْكَ‏
  27. منافقان در شرايط بحرانى تعادل خود را از دست مى‏دهند. فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ‏ ...تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ‏
  28. حالات روحى، در چهره‏ى انسان اثر مى‏گذارد. «تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ‏»
  29. منافقان، كم كار و پرگو هستند. هنگام جنگ و سختى ترسوترين مردم و هنگام آرامش طلبكارترين مردم هستند. «أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ‏- أَشِحَّةً عَلَى‏ الْخَيْرِ»
  30. ترس، بخل، زخم زبان و توقّع نابجا از نشانه‏هاى بارز منافقان است. «أَشِحَّةً- تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ‏- بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ»
  31. حبط اعمال گناهكاران، حكيمانه و بر اساس عملكرد خود انسان است. «لَمْ‏ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ‏ أَعْمالَهُمْ‏»
  32. نفاق، عامل حبط و تباه شدن اعمال است. «فَأَحْبَطَ اللَّهُ‏ أَعْمالَهُمْ‏»
  33. نمى‏تواند مشكلى براى اراده خداوند به وجود آورد. «كانَ‏ ذلِكَ‏ عَلَى‏ اللَّهِ‏ يَسِيراً»
  34. تندگويى وتندخويى: «سَلَقُوكُمْ‏ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ» زبان‏هاى تند وخشن را به شما مى‏گشايند.
  35. 12- الزمر : 65 وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ‏-
  36. پاسخ: تأثير شيطان در به فراموشى كشاندن، مسأله‏اى فرضى است، مثل آيه‏ى «لَئِنْ‏ أَشْرَكْتَ‏ لَيَحْبَطَنَ‏ عَمَلُكَ‏» يا آيه «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ» يعنى اگر مشرك شوى، يا اگر به ما نسبتى ناروا بدهى، نه اينكه چنين شده است.«لَئِنْ‏ أَشْرَكْتَ‏ لَيَحْبَطَنَ‏ عَمَلُكَ‏ وَ لَتَكُونَنَ‏ مِنَ‏ الْخاسِرِينَ‏» در حالى كه هدف، هشدار به ديگران است.
  37. فرض گناه و وسوسه، دلالت بر وقوع آن ندارد، تنها هشدار است. ( «إِمَّا»، در قالب شرط است، نه تحقّق. نظير آيه‏ى «لَئِنْ‏ أَشْرَكْتَ‏ لَيَحْبَطَنَ‏ عَمَلُكَ‏» اگر شرك ورزى، عملت تباه مى‏شود و شرط، دليل بر وقوع نيست.)شد. در موارد ديگر هم شرطِ (اگر) به معناى انجام قطعى نيست، مثل آيه وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ اگر بر ما سخنى دروغ نسبت دهد، شاهرگش را قطع مى‏كنيم. وآيه «لَئِنْ‏ أَشْرَكْتَ‏ لَيَحْبَطَنَ‏ عَمَلُكَ‏» اگر شرك بورزى اعمالت تباه مى‏شود. كه به معناى انجام شدن آن كارها نمى‏باشد.
  38. شرك، كارهاى خوب انسان را از بين مى‏برد، همان گونه كه آتش، درختانِ سبز يك جنگل را از بين مى‏برد. قرآن، خطاب به پيامبر مى‏فرمايد: «لَئِنْ‏ أَشْرَكْتَ‏ لَيَحْبَطَنَ‏ عَمَلُكَ‏» اگر مشرك شوى، تمام اعمالت نابود مى‏شود.
  39. پيامبر اسلام آخرين پيامبر آسمانى است. «الَّذِينَ‏ مِنْ‏ قَبْلِكَ‏» (در قرآن هرگز «من بعدك» نيامده است).شرك، از هيچ كس قابل اغماض نيست. «لَئِنْ‏ أَشْرَكْتَ‏» الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏ «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته