https://hosein128.ir- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
صحیح و اعم_لزوم قدر جامع علی القولین_جلسه۵
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: شنبه ۱۴۰۵/۰۴/27
مدت زمان: ۳۴ دقیقه
@doroos_ayatollahmahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم بحث اصولمان رسیده جامع و گردنه سختی که بهش برخورد میکنیم چون مطالب فلسفی رو آوردن تو اصول ما ناچاریم بگیم و احتمالاً جای جایز که ما نظرای خاصی داریم تو فلسفه و گفتیم وقتی که.سالها قبل یه دایره میگفتیم اینا رو اونجا توضیحشون میدادیم این بخشی که درس گذشته گفتیم را اجازه میگیرن از محضرتون تکرار میکند چون بخشش مهمه صاحب کفای فرمودند اگر ما دیدیم صد تا یه میلیون عددش هرچی یه میلیون نماز همه صحیحه اما این یه میلیون مثل هم نیست یه میلیون نمازیست که از شرایطش با هم متفاوته مثلاً یه نماز تو مسجد خونده یکی تو خونه خونده.
- اون تو مسجدیا با دو نفر بودن جماعت گاهی سه تا بودن چهار تا پنج تا برو تا ده هزار تا بالاخره متفاوته یک میلیون نماز متفاوت الاجزا اما همش مشترک در یک اثر اثر من با دست چپم جلسه قبل نشون میدادم اون یه میلیون به دست راست نشون میده یه میلیون نماز همه هم صحیح این نماز با اینکه اجزایش با هم مختلفه.
- وقتی عصارشو میبینم صحیحه از اثر پی میبرم به موثر میفهمم تو این یه میلیون نماز ۲۰ تا جزء مشترک هست که اون سبب صحت نماز شده بقیه این ۲۰ جز اینا اجزای کمالیه هست نه اجزای صحت باعث کمال نماز میشه بعد فرمودن اگر نمازها اعم شد از صحیح و فاسد ما مثال زدیم دو میلیون دو میلیون نمازو در نظر بگیرید.
- که یه میلیونش صحیحه یه میلیونشم فاسد یعنی اثر نداره باطله دیگه آخوند فرمودن ما نمیتونیم یه جامعه تو اینا درست کنیم چرا اثر نداره از کجا بفهمیم وقتی اثر نداره یه میلیونش باطله دیگه ما از کجا بفهمیم که حتماً باید تو این دو میلیون باید بیست و جز باشه نمیشه نمیشه نشانه میخواد نشانه صحته این مطلب ایشون بود و اینو زدنش به یه نکته فلسفی.
- گفتن واحد لا یسر الا عن الواحد واحد اول یعنی اثر الواحد من الاثر و هی صحت این واحد حتماً یثر عن الواحد این واحد یعنی چه یعنی یه میلیون باید ۲۰ تا جز توش مشترک باشه واحد اینه اینا رو گفتن ما اولین ایرادی که بهش گرفتیم گفتیم تو نوع مرکبات اختراعی اینطور نیست جناب آخوندا.
- مرکبات طبیعی مثلا ده تا غذا من یه مرکب طبیعی مثال میزنم که کلام آخوند تو اونجا درسته ۱۰ تا غذا همش شوره شوری میشه به اصل پی میبرم که این ده تا غذا در یه چیز مشترکه جامعه چیه نمک یعنی از معلول پی به علت دارم می برم - غذای دوم و سوم محتوا یکیش آبگوشته یکیشون نخود لوبیایی که اسفناج اما شوره.من میخوام تو این ده تا غذا نمک زیاد ریختم این درسته مرکب طبیعی - اما جناب آخوند بحث ما تو مرکبات طبیعی نیست درنماز
- نماز مرکبه اختراعی است که اختراعش به ید شارع مثالی که گذشته زدیم این بود گفتم ده تا کشور ده تا اسکناس دارد کشور ایران یه اسکناس داره کشور داره ترکیه یکی دیگه داره اسکناس اختراعیه دیگه.
- همش تو یه عمل مشترکه به نام مالیت یعنی یبضلو به ازایه المال خوبه به ازاش یه پولی داده میشه این اثر مشترک آیا از اثر مشترک پی به موثر مشترک میبریم یعنی باید این ده تا اسکناس ۱۰ تا ویژگی ۵ تاش مشترک باشه نه اتفاقاً ممکنه هیچیش نباشه اسکناس ایران با عراق ممکنه هیچ وجه اشتراک نباشه نه رنگش باشه نه اون.شماره پولش نمیدونم نخی که توش یه شرایط مرکب اخطاری خود ما داریم میدیم به یاد مخترعه مخترع خودش اعتبار میبخشه چی میگه میگه من این اسکناس تو ایران اگه میخوای مالیات داشته باشه باید این ده تا ویژگی رو داشته باشه تا میره تو عراق مخترع اونجا ۱۰ تا چیز دیگه میگه
- مالیات داشته اینطوری باشه حتی مثلاً گوشه پول دیدید گاهی یه تیکش کنده میشه.تو ایران ممکنه بگیم آیا حالا گوشش که کنده شده مالیاتش کم شد یا نه مخترع بانک مرکزی ممکنه بانک مرکزی ایران بگه نه هیچ مالیاتش کم نمیشه تو یه کشور دیگه میگه چرا کم میشه یعنی به یاد مخترع امر اعتباریا معتبر میاد اعتبار به امرشارعه پس اینکه آخوند گفتن.یک میلیون نماز پی میبریم که تو یه میلیون یه وچهه جامع داره اینا نمیتونیم بگیم
- حالا من مثال واضحتر میزنم آیا نماز مسافر با نماز حاضر با نماز مضطر با نمازی که مکرهه با نمازی که مثلاً قرقاست میتونید وچه مشترک درست کنید خدا متعال جزء صلات غربا را تسبیحات گذاشته.در حالی که صلات مختار اصلاً این نیست یه تسبیحات اربعه تو رکعت سوم نباشه صبح اصلاً خدای متعال نخواسته پس بین صلات صبح با صلات غرقا جناب آخوند شما میگید هر دوش صحیح است پس یه وچهه مشترک داره وچه مشترک چیه چند چیزه پس چند اشکال ما خیلی واضح شده اینا رو دیگه جلسه گذشته نگفتیم اما یه اشکال اول ماست که این قاعده فلسفی را تو اصلا اینجا برای چی ذکر کردید.
- بحث ما تو فعلاً تو نمازه نمازی مرکبه اختراعیش ممکنه خدای متعال به شخص مضطر بگه سه جز بیار به مکررهه میگه دو جزء – به شخص دیگه بگه که هیچ شراکت نداره یا به قرقام بگد یه جزء میگه بیارد به مختار میگه ۲۰ جز بیار بعد نگاه میکنیم اشتراکی هم نداره یه اشکاله اول ما با وچه اشترک نمی توانیم به اثر جامع. پی ببریم
- ما نمیگیم می خوایم از مشترک به اثر پی ببریم که این اجزا کدومش مشترکه جامعه ما می میخوایم تو اثر موثر درست بکنیم نه تو اثر ؛ اثر مشترک که همش چیه حالا به تعبیر فرمایش شما میگید که مثلا نه منکر حالا چیزای دیگه هم هست اسم عوضش نکنید ما یه چیز میگیم اثر صفت.
- نگو بگو مثلاً اسقاط آدم قضا بگو اینا برا ما مهم نیست اونچه مهمه میخوایم ببینیم اثر وقتی مشترک بود تو یک میلیون نماز آیا میتونیم پی ببریم که تو یک میلیون یه جامعهای وجود داره اون جامعه مشترک است اون باعث این اثر مشترک شده آخوند میگن ضروریست باید اینطور باشه ما میگیم نه اتفاقاً ضروریات نیست چون مرکب اختراعیه مرکب اختراعی ضمنش اینه.
- که خدای متعال برای هر موردی یه مرکب جداگانه اختراع کرده وقتی مرکب جداگانه اختراع کرد خود خدای متعال میگه من این مرکب از شما صحیح میدونم به اون یکی دیگه که قرقاب میگه مرکب اینو نخونیا من یه نماز دیگه گفتم هیچ وجه اشتراک هم با هم نداره چون دست معتبره دیگه من مثال ۱۰ تا کشورو زدم دیگه مثال خیلی واضحه
- اشکال دومی که ما داریم از اصول خارج میشیم میریم تو فلسفه میگیم اصلاً این قاعدههای که.فلاسفه گفتن فی نفسه ایراد داره دیگه ما کاری به مرکب اختراعی و اینام ندارد خود این قاعده الان تو بدایه و نهایه اومده علامه رضوان الله تعالی علیه داره دو تا قاعده است الواحد لا یسر الا عن الواحد این مال معلول به علته یه بار از علت به معلول اینطور میگن الواحد لا یسر عنه یعنی علت همگی یکی بود حتما معلولش یکیه این قاعده تو خود فلسفه هم ایراد داره ایرادش چیه.ایرادهای متعدد دارما یکی یکی من میگم ببینید اشکالش چیه میگه خدایی که جسم نیست لطیفه دیگه چطور ازش جسم صادر شده دراین جهان مجسمه میگه - یا مثلاً اشکال دیگه خود الواحدشم اشکال بگیرم خدا واحده درسته علامه قبول داره خودشونم اینا اشکالات مطرح میکنن اتفاقاً. میگن خدا واحده پس چرا این جهان متکثره
- انسان از حیوان هست درخت هست آب هست کوه هست زمین آسمان متکثره از خدای واحد معلولشان باید واحد باشه چرا معلولش متکثره خب من جواب را از قول علامه بگم که ببینید شما میپذیرید جواب رو - اول ایشون اشکال مطرح میکنن میگن خدا که واحده چطور ازش متکثر صادر شده جواب میدن میگن خدایی که واحدش معلولش واحده.عقل اول عقل اول معلول خداست عقل اولم یکیه پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم درک کل خدای متعال اول چیزی که آفرید عقل کل آفرید که پیامبر یه درک آفرید اون درک همه چی میدانست حتی خلق کردن میدانست همه چیو میدونه او عقل معلول واحد است علتش واحده.
- بعد الان یعنی عقل شروع کرد متکثر و آفرید اشکالی که به الان میگیریم میگم که حکم الانسال فی ما یجوز و فی ما لا یجوز واحدا بنا شد بگید از واحد معلولشم باید واحد باشد شما قسمت اولو درستش کردید گفتید خدای واحد معلولشم عقله خب سوال عقل چند تاست واحد است که متکثریم واحده از عقل واحد محلول واحد باشه چرا متکثر.
- اگه میگید عقل واحد میتونه متکثر بیافریند این قانونو بیارید تو خود خدا اون که بهتره که بگید خدا میتونه بیافرینه اگه میگه نمیشه هر دوش نمیشه قانون چی میگه تو فلسفه میگه نمیشه میگه واحد فقط میتونه یه واحد دیگهای مثل خودش دوباره برمیگردم اشکال اول جسمم همینطور اونم یه اشکال دیگه خدا که جسم نیست چطور ازش جسم آفریده شده این دنیا الان پر از جسمه ماده.
- ماده و صورت مرکب شده جسم را تشکیل داده خب ما تا اینجا اشکال رو گفتیم اما حل نکردیم بالاخره آیا قانون قبول داریم یا نداریم میگیم نه قانونو قبول نداریم قانون تو فلسفه میگه واحد فقط ازش واحد صادر میشه ما چی میگیم میگیم واحد دائم قدرتشه قدرت و علم دو تا چیزه قدرت علم.
- اگر اون واحد اول که خداست هم علم دارد هم قدرت داره قدرت دارد یعنی میتواند علم داره یعنی میداند خب با توجه به اینکه خدا هم علم هم قدرت داره جسمی می آفرینه این اشکالش کجاست لازم نیست خود خدا جسم باشه نه من نگفتم خدا جسم باشه دیگه خدا جسم نیست اما قدرت داره جسم بیافرینه علم هم داره دانششم داره چیکار میکنه جسم میآفرینه خیلی ساده داریم صحبت میکنیم اما مشکل حل کردیم.
- عقل بلاواسطه میاد معلولات مادی میآفریند چرا سلسله به جایی میرسد که عقل اینقدر جنبههای مختلف پیدا میکند که میتونه ماده را به خدا بگید جهت داره عقل اول دو جهت دارد سه جهت بیشتر شد که متوجه هستید.
- عقل اول زورش از خدا بیشتره چون دو جهت دارد این دو جهت از کجا به وجود اومد از خدا حرف منه نه علامه خدای متعال نمیتونه دو جهت بیافرینه چون خودش یه جهته فاقه دو جهت است خب پس نکته این شد حل مسئله اصلا کاری به فلسفه دیگه من ندارم میگم خدایی که قادر و عالم است میتواند چیزی رو بیافریند که غیر خودش باشه.
- خودش لطیفه اصلاً جسم نیست اما توانایی دارد که عالمی را بیافرینه که جسمای دیگه هم هست من اگه فکر بکنید مثلاً خدا واجب الوجوده درسته آیا میتونه ممکن الوجود بیافرینه خودش که ممکن که نیست که این ممکنه از کجا داره صادر میشه میگه از خدا خب خدا که واجبه فاقد امکانه امکان ندارد چطور میخواد امکان بیافرینه جواب.لازم نیست که وجود خودش یه تیکه شو بکند بندازد بیرون بگه از تیکه خودش میکنه این حرفو میزدید این نیست باید بگید خدایی که قادر است و عالمه از قدرتش و علمش ممکن الوجود میآفرینه
- ایراد دیگه دارم اگه خدا بلده ذو جهات عدیده رو بیافریند پس نیاز به واسطه ندارد که اول عقلو بیافرینید بعد عقل بیاد جهان از همون اول خدا چیکار میکنه جهانو میآفرینه میتونه یا نمیتونه طبق قانون فلسفه نمیشه حتماً باید اول طبق صحبت نمیشه خدایی که قدرت داره قدرتش محدود که نیست که پس میتونست خدا بدون خلقت پیامبر جهان را بیافریند.
- اما الان چه کرده اول پیامبر آفریده بعد به پیامبر اذن آفرینش جهان را داد بحث امکان و وقوع فرق میکنه اول امکانو میدیم امکان رو قاعده فلسفی ایراد داره چون فلسفه امکان ندارد خدا جهانو بیافرینه خدا واحده جهان هم میشه واحد در حالی که جهان متکثر باید چیکار کرده اول رفته با متکثر خداحافظی هم که متکثر که عقلم واحده.عقل واحد چطور مگه جهان متکثر آفریده هرچی بگید همونو من راجع به خدا میگم نمیتونید حل کنید یعنی من بیست سی ساله فکر میکنم شما تازه میخواید صحبت منو بشنوید خواهشم اینه شما هم یه مقدار تحمل کنید پس خود قاعده فی نفسه اشکال داره یعنی اصلاً ما نمیپذیریم حتی تو مرکبات اختراعی دارن میگن ما میرسه به اینجا که لازم نیست اینا رو ما بپذیریم
- اما نکته سوم ایراد سومی که داریم. اینه فرمایش خود آخوند این بود که افراد صحیحه از نماز که ما مثال زدیم یک میلیون یک میلیون نماز این طرف داریم این طرف اثرش همش صحته ایشون فرمودن از صحت پی میبریم به وچه مشترک پی میبریم که تو این یه میلیون ۲۰ جز تو همش بوده اون باعث صفت شده میفرمایید شما ایراد که ما داریم اینه میگفت این یک میلیون نماز.وقتی واردش میشیم بعضیش مشروط به شرایط موجود است یعنی به شرط شیء بعضیش مشهور به شرایط عدمی شرطه که اگه میخوای صحیح باشه باید این کارو نکنیم خب من مثال میزنم تو مثال میخوام متناقض این درست بکنم که نتونید فرار کنید مجبورتون کنم بشینید فرار نکنید مثلا نماز صبح شرط صحتش آن است یکی از شرایطشو میگم یکی از اون ۲۰ تا شرط.
- یکیش اینه که در رکعت دوم سلام نماز را بدهد و عمداً رکعت اول ورکعت سوم سلام ندهد ببینید دو تا شرط یه شرط وجودی میگه به سلامت بده یه شرط عدمی که رکعت اول و سوم عمداً اگه میخواید نمازو درست باشه نماز مغرب یا نماز صبح اینا همه فرق میکنه دیگه حالا من نماز صبح میگم اگه میخواید درست باشه باید رکعت اول و سوم سلام ندهید.
- شرط صحت نماز مغرب آن است که رکعت سوم سلام نماز را عمداً باید بدهد رکعت دوم ندهد رکعت چهارمم ندهد حالا سوال اشتراک بین نماز صبح و مغرب کجاست جناب آخوند دو تا نماز صحیح داریم هم صبح صحیح هم شرط گفتم شرط شما متناقضینه.
- سلام باید اینجا باشه رکعت دوم تو نماز صبح تو مغرب میگه رکعت دوم نباید باشه نماز باطله سوم درست کنیم همین اشکالو میاریم بهش تصری میدیم به نماز مسافر حاضر حاضرم دیگه باید سلام نماز شرکت چهارم بره همین میره تو مسافرت میگه باید نمازشو ط کرد دوم سلام بده نره رکعت چهارم.
- همش باید باید با صورت اندام چون میدونی دیگه ناسی باشه احکامش فرق میکنه من وقتی متذکره دارم میگم تو صورت تذکر خدای متعال چی گفته میگه کسی که تو وطنت هستی باید سلام نمازتو در رکعت چهارم بدی رکعت یک دو سه اگه گفتی نماز باته رکعت پنج باته چهار درسته اما همین شخص میره بیرون ۲۴ باید رکعت دوم سلام بده اگه عمدا نداد باطل وجه اشتراک بین این دو چیه جناب آخوند.
- نماز دو و چهار هر دو تو سه حد مشترکه از اثر مشترک پی میبریم به موثر مشترک موثر مشترک بود کوثرش ضد همه نقیض همه خیلی واضح حرف میزنه خب اینم اشکال سومی که تقریبا کل مسئله ایراد پیدا کرد هیچ جاشو نتونستیم درست حلش به چیه این اشکال سوم.
- حلش به اینه که خدای متعال برای مسافر و حاضر دو تا مرکب اختراع کرده شما داری اشتباه میکنی با هم مقایسه میکنیم پس معلوم میشه یه وجه مشترک داره خدای متعال وجه مشترک نگذاشته که به حاضر گفت ایها الحاظ فی الوطن علیکم به صلات الاربعین به مسافر میگه علیک به صة الحسن اصلا یه مرکب دیگه گفته به کسی که میتونه وضو بگیره میگه علیک باتوضی.
- نداره که بعضیا اومدن هی میخوان درستش کنن میگن وضو و تیمم هر دو طهارت است طهارت اتفاقاً دست من به خاک بزنم به صورتم که طهارت ضد طهارت صورتم دارم خاک آلود تو وضو دارم آب میریزم وجه اشتراکش کجاست هیچی نمیفهمم طهارت روحی باید براش درست بکنم که اونم با چشم که نمیبینیم که.
- به شاره اومده گفته میگه دو تا مرکبه برای کسی که میتونه وضو بگیره باید وضو بگیره تیمم باطل نمیگه تیمم خوبه میگه نه به شرط عکسش اون وقت که وضو ضرر داره اگه وضو بگیره مثلاً عضو بدنش حتی از کار میافته و فلج میشه یا حتی میمیره شاهد چی بهش میگه میگه نباید وضو بگیره حرامش وضو بگیرید همین آقا دیروز میگرفتن امروز حرامه امروز تیمم بکنه.
- هم تیمم امروز هم وضوی دیروز اثرش صحت نماز حالا آخوند از صحت نماز به موثر میگن از صحت پی میبریم بین موثرهای بچه جامعه درست کنیم نمیشه اصلاً من یه ایراد دیگه هم دارم بذارید حالا که رسید به اینجا اینطوری به من نگاه میکنه گفته من میترسیم یه ایراددی هم بگیرن تو امور عدمیه شما چطور میخوید جامعه درست کنید جام تو امور وجودیه درسته.
- سه تا چیز ده تا چیز باشه ممکنه یه جامعه توش درست کنیم که اونم ما گفتیم نیست چون مرکبا جداگانه اختراع شده اما امروز رسیدیم به امور عدمی یعنی میگم نماز مغرب باید تو رکعت ۱ و ۲ سلام ندهی این سلام ندادن بچه اشتراکش با نمیدونم اون یکی چیه مثلاً بگم اینجایی که هیچکس نیستا میگم یه انسان نیست اینجا یه قورباغه نیست یا نمیدونم یه سنگم نیست.
- یه برگ درختم نیست چند تا امر عدمیه درست میکنم بعد میگم وچهه اشتراک اینا چیه شما میخندی که وچهه اشتراک نداره وجودیش نامردعی است. خدای متعال وقتی نمازو برای من واجب کرد یه سری رو شرط کرده گفته باید این کارو نکنی تا نمازت درست باشه من مثال سلامو دادم شما برای ادمی رو بیارید مثلا فعل کثیر بگه شاید نکرده گفته فعل کثیر باید انجام ندی حالا این آقا فعل کثیر رو انجام نداد نمازشم درسته.
- سوال من اینه این فعل کثیری که نداد چی بود خودتون بالا بود نمیدونم لگد زدن بود نمیدونم افتادن رو زمین بود همه اینا فعلی که چه میدونم انجام نشده تو امر عدمی که ما وجه اشتراک نداریم که اینا رو عرض کردم شما هم بشینید فکر بکنید در واقع ایرادها متعدده اما بحث مهمی است چون قاعده ایست که تو فلسفه مورد قبول خیلیا واقع شده ما.
- ایراد آخریش شد ایراد چهارم بنویسید چهارم که اصلاً وجه اشتراک نداره بگیم این نماز با اون نماز مشترک است در اینکه تیپهایی نزد عذر میخوام و ساده لگد نزد به کسی نه مشت نزد به کسی نمیدونم کم کم میرسه اون که شهید ثانی نماز ببنده یادمه چی میگفتن میگفتن پشت سر هم اگه ببنده ممکنه فعل کثیر باشه.
- قبول ندارم حالا فعل کثیر نیست اینارم دارند بعضی حالا میگم اگه این آقا فعل کثیر انجام نداد اون آقا هم انجام نداد اون آقا هم انجام نداد امور عدمیت بچه اشتراکشو درست کنه عمر عدمیه نیسته نیست هیچ هیچ به تعبیر آیت الله جوادی آملی میگن چیه گاهی تو سخنرانیه هیچی یعنی هیچی در هر صورت اینم صحبت بعدمون ما.الحمدالله این بخشمون تمام شد و بحث فرمایشی رو از آیت الله عظمای خویی مهاجرتشونو ببینید انشالله فردا و صلی الله علی محمد و آل. آینده و صلی الله علی محمد و. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




