درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول صحیح و اعم_في ادله القول بالصحیح والایراد علیه_جلسه۲ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۶/۱۱مدت زمان: ۴۵ دقیقه @doroos_ayatollahmahdavi

  1. https://hosein128.ir- پایگاه شخصی  

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

  1. درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

صحیح و اعم_في ادله القول بالصحیح والایراد علیه_جلسه۲

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۶/۱۱مدت زمان: ۴۵ دقیقه

@doroos_ayatollahmahdavi

 

  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم فرمایش حضرت امام رو رضوان الله تعالی علیه در رد ادله چهارگانه صاحب کفایه ما هم یه ردی داشتیم مجدداً تکرار می‌کنم ببینید سخن ما با حضرت امام خیلی به هم نزدیکه منتها نحوه بیان ما خیلی ساده است.
  2. و ممکنه بعضیا نپسندن و اتفاقاً معتقدن باید ساده بگیم تا خوب جا بیفته و ساده گویی دلیل بر این نیست که مطلب آسونه مشکله حضرت امام خیلی دقیق فرمایششون نحوه بیانش اصلاً فرق می‌کنه فقط وقتی می‌رسیم به آخر تقریباً حرف من با حرف امام یکی در آمد.  اول خدمتتون گفتم که فرمایش حضرت امام لعله یرجلی ماذاکر الله یا احتمالش زیاده.
  3. ما چی گفتیم ما گفتیم جناب آخوند این چهار تا دلیلی که آوردید همش دلیل برای مامور به داره میگه مامور به هوصحیی هو العمل الصحیی و اینکه کسی توش شک نداشت که دلیل شما برای شما داشتید دلیل می‌آوردید بگید که دلیل داریم که ما وضع له و لفظ صلات هو صحیح اینو میخواستید استدلال براش بکنید نتونستید این کارو بکنید.
  4. لفظ صلات برای چی وضع شده آیا نتونستید دلیل بیارید اما بعد از اینکه لفظ فرض کنید برای اعم خدای متعال امر به چی کرده به امر الهی امر به صحیح شده دلیل اینکه امر صحیح شده چیه چهار تا دلیل یک تباد در تبادل مال صحت تو هم عمل خوب اینو کاری به اصلا ما لفظ نداریم.
  5. قطعاً می‌دانیم آنچه به ذهن انسان تبادل می‌شه چیه صحیح از کدام صحیح که خدا بهش رحم کرده یا صحت سلب از فاسد خب بعد ما گفتیم امر الهی به نماز صحیح شده بعد اون که نماز فاسد خوند صلات ببینید باز دورش مال مرحله عمل شد و همچنین آثار آثار مال چیه مال نماز صحیح است دلیل سومی که آخوند آوردن که. مثلاً معراج مومن آثار مال چیه حالا عمل صحیحش مال اون نماز صحیح نماز فاسد که این آثارو نداره دلیل سوم با ثابت نمی‌کنه که لفظ صلات برای اعم است یا برای خصوصی صحیح این داره میگه تو عمل اگه می‌خوای  قرب به خدا پیدا کنید صحیح درسته و دلیل چهارم هم باز همینطور که عادت واضح این بود و توضیح هر چهار تا دلیل دلیل است برای اینکه داره از ارتکاز ذهنی خودش استفاده میکنه.
  6. حضرت امام رضوان الله تعالی علیه اومدن چهار تا چیز درست کردن به ترتیب من اینا رو میگم گفتن اول یک ماهیتی ما داریم که وجود پیدا می‌کند کجا گفتن مکان تقربش هرجا می‌خواد باشه ما گفتیم تو ذهن یه ماهیتی رو شما اول تصور می‌کنید این ماهیت یه لوازمی داره قطعا لوازم ماهیت بعد از خود ماهیته دلیل اینکه میگیم بله چیه.یک لوازم بدون ملزوم نمیشه عرض بدون معروض نمیشه واضحیه که حتماً باید یه ماهیتی من تصور بکنم بعد یه لوازمی رو براش درست بکنه بگم مثلاً این چقدر مثلاً دیروز مثال که می‌زدیم یه اژدها رو ماهیتشو من تعریف می‌کنم میگم اژدها حیوانیست که مثلاً ۱۰ متر طول داره وقتی هم دهانشو باز میکنه پنج متر آتیش بیرون میاد.
  7. تعریف می‌کنم یه همچین موجودی را بعد این ماهیت مرحله دو لوازمشه لازمش چیه حجم جا را چقدر اشغال کرده یا چقدر وزن داره یا رنگش چیه اینا لوازم ماهیت خب اینم مرحله ۲ مرحله ۳ میام سوال می‌کنم که آیا این ماهیت با این عوارضی که داره آیا وجود داره یا نه که گفتیم اون سیمرغی که.وجود نداشت خب گاهی هم وجود داره در هر صورت وجود مرحله بعد از ماهیت ما اینا رو هی دیروز تاکید کردم حضرت امام اصالت رو نمی‌خوان به ماهیت بدن این یه بحث دیگه هست مرحله وجود بعد از مرحله ماهیته چرا چون ماهیت اعم از وجود عدمه علتش اینه ماهیت های که ما تصور میکنیم که حتما وجود نداره که بعضیش وجود داره.
  8. راجع به انسان شما صدها انسان دیگه رو می‌تونید تصور بکنید که اصلاً خدا نیافریده انسان سه تا سر داشته باشه چهار تا سمع داشته باشه پنج تا دست و پا داشته باشه و و هزاران شکل می‌تونید تو ذهنتون تصور کنید که خدای متعال هیچ کدامشون نیافرید یکشو آفریدش که بهترینشان زیباترین کار خدای متعال کرده مثلا این چشم یه مقدار عقب تره از پیشانی.
  9. چقدر حوادث به خاطر همین حفظ میشه که سر انسان می‌خوره تو دیوار تو تصادف درچشم عیب پیدا نمیبینه حالا شما تو ذهنتون ماهیت انسان را تصور کنید که این چشم جلو باشه مثل چراغ‌های خودرو اگه بخواد سپر جلوش نباشه چی میشه به هرجا می‌خوره چرا فوری می‌شکنه اونم یاد گرفتم که چراغ به گونه‌ای بذارن که صفت جلوتر باشه فکر بکنه پس مرحله سه وجوده یعنی اگر اون ماهیت وجود پیدا کرد.
  10. بعد این وجود یه آثاری داره این مرحله ۴ آثار وجود چیه یکیش صحت و فسادی که الان داریم بحث می‌کنیم صحت و فساد اثر ماهیت نیست اثر چیه وجود یعنی وقتی وجود پیدا کرد میگه این وجود کامله صحیحه این وجود ناقصه فاسق دوتا وجود داره خب اگر همین بحثا رو فرمایش حضرت امام دقت کنید کل فرمایشی معلوم شد چی میخوان بگن اما در حالی که معلومه باید ما اینا رو توضیح بدیم.

 

  1. فرمایش حضرت امام رو در کتاب تهذیب الوصولشان اصولشان جلد ۱ از صفحه ۱۱۸ تا صفحه ۱۲۰ ملاحظه بکنید خیلی مطلب عمیقیست البته یه جا شما ایراد داریم که حالا یواش یواش عبارت ایشونو می‌خونم توضیح میدم دیروز یه بخششو خوندیم واضحه ؛ با توجه به این توضیح که دادیم دوباره بحثو یه بخششو تکرار میکنم و وارد بحث جدیدش میشیم فعلا گفتیم آثار.
  2. مال وجود است الان تو نماز عمل معراج بود دیگه معراج المومن مال وجود یعنی نماز بخونه نه عنوان نماز عنوان که تربیتم نمیکنه خب پس مرحله اول که ماهیت بود اثری نداره خلاصش اینه مرحله دوم که لوازم ماهیات بود فایده نداره چون لازم خود ماهیت ماهیت هم که ممکنه وجود داشته اما ماهیت به ماهیت.یعنی قید وجود من نیار خود ماهیت آیا اثری داره نه اثر هرچی می‌خواید میاد بالا وجود ؛ لذا با همین بیان تبادل و همه اینایی که آخوند گفتن همه میره تو هوا می‌گفتن تباددر مال صحیح الصلاته جواب چیه صحیح مال صلات نیست مال وجود مرحله اول که اسم صلات.صحت مقابلشم فساد اینا آثار وجود که مرحله بعد از ماهیته ماهیت که وجود نداره قید نداره قید وجود نداره ممکنه وجود داشته باشه اما غیر نداره گفتیم قطعا ایناست شکی تو اینا نیست کلامشان قطعا آثار که داریم علی صحت فساد میگیم.
  3. اینا هرچی هست مال وجود است گاهی کامله میگه این ناقصه حالا وجود نسبت به ماهیت همین بود که ایشون توضیح دادن گفتن اول شما ماهیت تو ذهن تصور می‌کنیم مظفرم همینو داشتن که ایشونم همینو داشتن گفتن ماهیت تقدم رتبی داره نسبت به وجود اما نه اصالتا اصالت ممکنه یه فیلسوف بگه من اصالت رو به وجود میدن.دلیلش چیه به خاطر آثار آنچه که اصل است وجود اون پربرکت است که آثاره این حرفایی که تو فلسفه الان بحث اصالت و غیر اصالت رو نمی‌خوایم اثبات بکنیم می‌خوایم ببینیم مرحله اول ماهیت اون آثار ماهیت هم اگر شما ضمیمه ماهیت بکنید یا دوتا نمیشه یکی میشه بگید مرحله اول ماهیت و آثار ماهیت مرحله دوم وجود و آثار وجود اگه اینطور بگید دو مرحله میشه.آثار وجودی ندارد. دومرحله ماهیت.
  4. من اینا رو هی بازش کردم تو خوب کلام حضرت امام واضح بشه چی میگه رد کلام آخوند رو حضرت امام اینطور بیان می‌کند که شما با تبادل داری میگی که ماهیت وضع برای لفظش لفظ براش صحیح شده در حالی که تباددر میاد صحت و فساد مال وجوده مال شما اول باید وجود ثابت کنید وجود که گاهی کامل الاجزایش ببینید کاری به ماهیت ندارد؛ عبارت حضرت امام اینه.میگن لعنت تلک العناوین عناوین عناوین معراج المومن و اینا والآثار کلها فی مرتبه متاخرة عن ماهیت گیری همش تو مرحله متاخر مرحله متاخر یا بگید مرحله ۳ که وجودش مرحله چهارم آثارش یا سه و چهار و دوتاشو یکی بکنید میشه یک و دو ماهیت مرحله اولش با لوازمهش بعد و کیف کن دعوا توادرها.
  5. یعنی تبادل صحت چگونه می‌گویید تبادل لفظ صلات مثلا در حالی که این آثار همه مال وجود نه لفظ صلات دوباره میگن به عبارت اخرا ما یتبادر یا یتبادر ملفظ صلات اولاً اون که تباددر هست لفظ صلالات حضرت امام صحت نیست اشتباه نکن صلاتی که گفتیم چی شد من تو ذهن ما هو نفس المه.موکت تبادل اینه ماهیت صالات من تو ذهن ما لازم لها این مرحله ۲ ماهیت ثم ینتقل الی ما هو مصداق الخار خارجی مرحله ۳ میاد به مصراع خارجی نماز به واسطه الانس والممارسه ذهن انسان از اون ماهیت میاد تو وجود خارجی چون عنصر با نماز صبحی عوارض ها شد چهار بعد از نماز وجودش میره سر عوارض نماز.
  6. عوارضها الوجودیه من الصحت والفساد که یکی صحت و فساده یکی اول آثار المطلوبه تمام آثاری که برای نماز مطلوب هست تمام مال مرحله ۳ است خب مرحله سه که شد ما چی گفتیم حضرت امام یه کلام اگه می‌گفتن با کلمه ما یکی در میومده باید می‌گفتن امر الهی به صحت از نماز شده ببینید ما حرفمون خیلی ساده گفتیم گفتیم یقیناً شارع  نخواسته آثار حضرت امام میگن این مال وجود این بعدم میگن وجود مرحله ۳ هست آثار مرحله ۴ ربطی با مرحله یک نداره مرحله یک تا گفتی سند ماهیتش اومد تو ذهنیت در صلات حالا اون یه بخش دیگه اگه ما گفتیم میشه گفتیم خاصش نمیشه فعلا این فرمایش دقت بکنید.
  7. پارسال مال فقط صحیحه اینو ما شک توش نداریم اون که شک داریم اینه که تو مرحله اول تا میگه ماهیت اومد تو ذهنتون شما جواب حالا میگن حضرت امام میگن مجمله حالا که دارم می‌خونم برای همین جهتش خیلی سوالات شما الان جواب داده میشه حدوداً سه صفحه دیگه ما الان داریم اجازه بدید بریم جلو وقتی تمام شد فکر میکنم بحث خیلی واضح بشه دیگه.باز می‌فرماد ان التبادر این فرمایش دیروز شماست مرحله اول چی چی از لفظ از حق لفظ این عبارت حضرت امام ان التبادر هو فهم المعنا من ذات اللفظ و حقه اینو ما می‌دونیم این قانون اصلا اینه کی تبادل است وقتی که لفظی که گفتی بدون هیچ قرینه ای هیچ ضمیمش نکنه خود لفظ میگه این معنا ازش متو خوب کی اینطور میشه اذا وضع الفظ ل معنا شرطش همینه.

 

  1. ما استفاده می‌کنیم گاهی هم توجه به وضع نداریم که این بحثی بود که قبلا خوندیم آخوند گفتن میرید از کسی که عالمه به وضع تو عراق سوال میکنه میگه چی چی به ذهنت تبادل بالاخره از تبادل ما وضع لفظو می‌فهمیم خود وضع لفظ هم اثر می‌ذاره روی تبادل میگه وضع نشده بود که تبادل نمیشد که اول کار وضع شده این مال مرحله اول.
  2. بعد می‌فرماید و عمل انتقال الی لوازم ذهنیه والعبال خارجی که دارم می‌خونم شما بهش اضافه کنید انتقال به لوازم ذهنیه یعنی لوازم ماهیت اول خارجیه لوازم خارجیه یعنی لوازم وجود مرحله ۴ ببینید دو و چهار با این انگشتایی که من نشون دادم منتها عبارت خوب مبهمه دیگه می‌فرماید انتقال به لوازم ذهنی که مرحله دو.
  3. یا لوازم خارجی انما هو بعد تباددر اصل معنا بعد از اینست که خود معنا تبادل پیدا بکنه تبادل نشه من لوازم نمیاد تو ذهنم بعد می‌فرمان و تباددر چیه و تباددر هو تباددر نفس معنا من اللفظ خود لفظ یعنی مرحله اول مقدماً علی فهم تلکین مقدم هم هست بر اون عناوین که مرحله چهاره.

چقدر تقدم داره به مرتبتین آب مرتبه واحده اگه شما اینا رو چهار تا بدونی مرحله یک دو مرحله قبل از مرحله ۴ اگه این چهار تا رو دوتاش کردی گفتیم ماهیت و لوازم یکی بعد گفتیم وجود لوازم هم یکی دیگه خیلی خب بالاخره تبادل از دست یک مرتبه مقدم بر اون لوازم وجودده بعد شما چی اومده لوازمی وجود اینا ثابت کنید اولی این

  1. حضرت امام ایرادشون اینه.گله است صحت و فساد توش نیست صحت و فضا چهاره وجودی باشه و علی هذا بعد میگن با این حرفایی که زدم خود موضوع میشه مجهول وقتی مجهول شد یعنی نمی‌دونی صحیح یا فاسده مرحله چهار باشه دیگه پس موضوع ما که ماهیته نمی‌دانیم صحیح یا فاسق وقتی شد مجهول چطور شما داری با تبادل میگویید تبادل از صحت داره تبادل صحت معنای چهاره.
  2. و علی هذا یبقا المضوع لم مجهول العنوان و الحقیقه موضوع امام مجهول عنوان یعنی حقیقتش معلوم نیست فی تبادل تو اون ظرف تبادل داریم تبادل لفظ چی چی فهمیدیم نمی‌فهمیم چی و ان کان گرچه موضوع له معروف فی مرتبتین بعدده همین صلات تو دو مرتبه بعد که بیاید عنوانش معلوم میشه.
  3. تبادل رو برای مرحله اول می‌آوردی نمیشه بعد می‌فهمم من ذالک یعرف دلیل تبادل اومدیم بیرون رفتیم سر صحت ۱۰۰ صحت سلب چطوری حل بکنیم آیا اخوند تونستن دلیل بیارن باز همین حالا بیانه دیگه میگن که گفتم بخونید عبارت ها چون نحوه بیانش و توضیحش فرق میکنه.تبادل الان گفتیم چطور مرحله ۱ با مرحله ۴ ربطی به هم نداره اما در مورد صحت سلب صحت سلب یعنی صحت سلب از فاسد اینا رو بازش بکنید چیکار کنیم صلات فاسد لیس به صلاته خب میگن که یا صحت سلب از فاسد و شما داری از مرحله یک سلب میکن یا از مرحله سه خب آخوندا ازیک میرن جلو.
  4. ایرادی که بهشون چیه اینه که مرحله یکا مجهول العنوان نمی‌دونی صلات وضع برای صحت یا فاسد شده وقت چیزی که مجهول است چطور داری سلب می‌کنی فاسد ازش شما باید اول تو ذهن یه چیزی تصور نکردی ما گفتیم تو مرحله اول مجهوله چطور می‌خوای سلب بکنی می‌فرما لعنه لا یخلو دو حالت داره حالت اولش اینه اما صب لفظ صلات.انتلک الماهیه که مرحله اوله اگه داری از مرحله اول سلب می‌کنی لفظ صلات اشکالش اینه بلا معرفیت هذه العناوین المتاخره بدون اینکه تعریف بکنه اون عناوین متاخر را عناوین گفتیم مالجوده به معنای چهاره چهارم مال مرحله سه هست اگه بدون تعریف‌هایی که مال مرحله اینه که با کمک مرحله چهار.
  5. میخوای تو مرحله اول سلب بکنی هر کدومشو بگی ما یه ایراد به داریم اولین باطلون چرا گفتیم چون عنوان ما چیه ماهیت ماهیتم مجهولت کنه معلوم نیست چیه به مرحله سه که میرسه میفهمیم که این وجود یا آثاری داره و اینا آثارش میفهمیم که صحیح باشه تو مرحله یک آثار نداشت که ماهیت بود.یه لوازمی هم داشت اون لوازم لوازم وجود که نبود که شمایی که ماهیتو نفهمیدیم ذاتشو نمی‌دانی چیه چطور داری می‌کنی این محاله داری می‌کنی میگی صلات نیست من دیگه عبارت را توضیح دیگه عبارت نمی‌خونم و ثانی باطلون دومی چرا باطله دومی این بود که شما به کمک عناوینی که چاره میخوید چیکار کنید اینا رو ضمیمه بکنی برای اولین بگو صلات فاصله صلات نیست.
  6. اشکالش اینه که وقتی شما اومدی تو مرحله ۳ مقید کردی به صحت خب وقتی مقید کردی به صحت یعنی چه یعنی دیگه این صلات دیگه صلات فاسد نیست صلات صحیح مرحله یکم می‌خوای بگو صلات فاسد نتیجه این صلات فاسد صلات صحیح نیست اینکه چیز مسخره داری میگی به قول استادمون می‌فرمودند آنچه در جوب می‌رود آب است.صلات فاسد صلات صحیح نیست حرف غلطیه داری می‌زنی نباید اینا رو بگی شما حکیم هست دیگه چه فایده‌دار بگو که می‌دونیم ما مثال اما اشکال کار همینه که صحیح شما کمک گرفته از وجود که مرحله ۳ و ۴ بود بعد اینو میگفت صلات صحیح بعد میگ من صحیح میکنم صلالات فاسد را از صلات صحیح می‌فرمان لن دومی چرا باطله لن تعریف ها به هذ الاثار.

 

  1. وقتی تعریف کردی ماهیتو به اون آثار یساوق تقیدها به صحت الفعلیه این مسابقه اینه یعنی مساویست با این نکته که داری نمازه چیه صحت فعلی داره اگه صحت فعلی داره فیرج الی صحت سلب الصلاة صحیحه عن الفاسده داره یا فارسی انکار کسی انکار نکرده که شما داری اثبات می‌کنی.بعد فرمان یه توهم عبارت‌ها رو رها می‌کنم معراج مال چاره دیگه وقتی میگیم آثارا همه آثار یکی دوتاش نی مال یه مثال داریم می‌زنیم یکشنبه راج المومنین این مال چهارمی معراج مال وجود صحیحه اگه وجود باطل باشه معراج نیست چی شده.
  2. تمام اجزایی که شاعر گفت صحیح بیاره معراج توش و الان بحث ما تو یه چیز دیگه ببین اینو دقت بکنین که این صحتی که دارید میگید از جمله همین معراج که حالا شما فرمدید این معراج المومن مال وجوده وجودم قطعاً باید صحیح باشه تا معراج باشه اینو فهمیدیم آخوند دارن با صحت سلب میرن جلو صحت مال اولیه.تو اولی چی میگن میگن صلات فاصله می‌خوام بگم لیست به صحیحته با این بیانی که الان اومدیم جلو می‌خواد بگه اون صلات فاسده اون صلات صحیحی که معراج مومن است نیست خب این همون که میگنکار کسی انکار نکرده که شما می‌خواید قطعاً صلات فارسی صلات صحیح نیست اما اینا توجه بکنید که یکیش مل چهاره اینا دارید اثبات میکنید با دلیل اول نمیتونیم
  3. خب.یه کسی توهم کرده است اینجا حضرت امام یه توهم را رد می‌کند میگن ممکنه یه آثاری که ما اینجا میگیم این آثار ۴ دو عنوان ظرف باشه نه به عنوان قید اینم یه کشدار اینا زرنگی بعضی اصطلاحاتو بلدن حضرت امام چی گفتن گفتن مرحله سه وقتی آثار اومد کنارش مقید به صحت میشه مقید به صحت شد دیگه شما باید اضافه کنید بگید صلات صحیحه معراج مومن.بعد میگید از این آثار صحت سلب و می‌خواید مال اولیه میگه صلات فاسد یا آثار رو نداره حالا توهم چیه میگه این آثار را برای وجود که می‌گیری به عنوان ظرف بگیر وقتی ظرف باشه قید که نیست که خب می‌دونید ضعف شرطش حتماً اون نیست ظرفه دیگه یعنی همراه با اون مقرون هست اما قید نداره که بگه صحیح اگر یه همچین توهمی رو یه کسی بکنه جواب میدن حضرت امام یاد حالا فرض کن.
  4. آخرش من سوالم اینه که این عناوین این عناوین تو مرحله ۴ ولو ظرفم باشه آیا این عناوین کی منطبق می‌شد به وجود وقتی باشد یا نباشه وقتی باشه پس شما این عناوینی تو مرحله یا قید میگیرید اگه قید باشه که حتماً مرحله سوم مقید به صحت میشه قید هم که نگیریم دوباره مجبوریم بگیم عناوین ظرف اما ظرفی است که اگه نباشه.نمی‌تونه برای وجود بیاد اما آخرش باید تو این ظرف باشه صحت باید باشه فاسد که آثارو نداره می‌فرمان ان العناوین فی مرحله الوجود حالا غیب دیگه نیستا ظرفه این عناوین که دارید یکشو آقا فرمودند که مثلاً بگید معراج انناوین فی مرحله الوجود لا تنطبق الا علی صحیح.ببین برای چاپ ولو قیدم نیست ظرفه آخرش این عنوان منتها میشه بر صحیح شد فایده‌ای نداره که شما تو مرحله اول بگی که اگه فاسد بود صحیح نیست می‌خندم ولا فایدته فی صحت سلبها عن الفاسده بگین یه عناوین برای فاسد هیچ فایده نداره بعد حضرت امام یه بحث دیگه رو میکنن میفرمایید که ص.
  5. وقتی نبود مرحله ۴ با مرحله یک اصلاً حالا دیگه من خیلی وقت گرفته شد حضرت امام بعد یه احتمال امکان عقلی رو اینجا مطرح می‌فرمایند میگن ممکنه ما از راه تبادل درست بکنیم مسئله رو اجازه بدید عبارت نخونم فقط توضیح بدم کلام ایشونو.میگن ما می‌تونیم دلیل یک و دو تبادل صحت و سر این دوتا را میتونیم از نظر امکانی حلش بکنیم اما به وقوع که می‌رسه باز همون اشکالی که ما گفتیم حالا امکان چطور میشه باشه نمیشه راهش اینه میگن کسانی که میرن بررسی میکنن عادت واضح این رو چه حالا چه گذشته میفهند که واضح چیکار میکرده هرگاه چیزی رو پیدا می‌کرد تو طبیعت یا چیزی رو میسا.
  6. دو حالت فرقی هم نمیکنه اذا وقفو علی اشیا او اختراو شیا بالاخره وقتی یه چیو تو طبیعت پیدا می‌کرد که قبلاً نبود احتیاج پیدا می‌کرد یه اسم براش بگذاره گاهی وقتا هم خودش یه چیزی رو می‌ساخت همین اختراعاتی که تو نظامی هست رو صنعت هست و کارخونه‌ها هست و پیچ و مهره و اینا.می‌خوام اینو بگیم هر وقت یه موجود جدیدی میومد احتیاج پیدا می‌کردند که مقابل این معنا یه لفظی بگذارند تا بعد بتونن تو محاوره راحت با هم صحبت بکنن بعد می‌فرماید هنگامی که لفظو می‌خواستن وضع بکنند حقیقت اشیا رو جنس و فصل شد دقیقا نمیدونست چون به همجنس و فصل اونم جنس و فصل غریب رو بخوایم بگیم اصلا امکانش نیست مگر فلاسفه خیلی.قوی بتونم بگم جنس انسان چیه فصلش چیه نمی‌دونم جنس حمار چیه و الا میلیون‌ها لغت ما الان تو کل دنیا داریم تو کشورهای مختلف هر کشوری چند هزار لغت داره آیا این لغت‌ها وقتی وصل شدش که واقف بودن به ذات ماهیت اشیان پس چی بود جمله بوده فعل جمله ایشون اینطور معنا میکنند حضرت امام می‌فرمایند که عرف میومده الف سازه.یعنی دست کاریش نکنی ساده عرف ساده اینه که وقتی یه چیزی رو من اون چیزی حالا مثال سعیاره فرض کنیم باید خودرو رو اختراع کرد وقتی یه چی میومدن اختراع می‌کردن یه مصداق بود اما عرف میاد از این مصداق یه معنای کلی رو انتظار میکنه میکشه بیرون یعنی افراد دیگری از خودرو که ساختن نشده و بین تمام این افراد یه جامعه درست میکنه.
  7. اما خودروها چیه انواع و اقسام قیافه ماهیتشو تو ذهن تصور می‌کنه بعد می‌فهمن یه جامعه از یه مصداق یه جامعه درست می‌کنه چطوری گفتم از یه جامعه اول میاد صدها صورت دیگه رو تصور می‌کنه که ولو ساختن نشده اما بعد میاد میگه همه اینها یک صورت نوعی دارد به نام خودرو.این صورت نوعیه یه جامع داره که اگه اون جامعه نباشه اصلا از خودرو بودن میفته بعد عرف وقتی توجه به این جامعه می‌کنه لفظ خودرو رو برای این وضع میکنه در نتیجه حضرت امام اینجا می‌فرماید وضع خاص است موضوع عامه و از خواسته
  8. چرا الملحظ حین الوضع اینا گفتن وضع یادتونه ایراد که ما داشتیم بلد نبودن.الملحوس الملحوظ عند الوضع چی بود یه دونه خودرو بود اون که اومد نگاش کرد یه خودرو پس وضع خاصه اما بعد لفظ خودرو را برای همین یه دونه وصل کرد نه بلکه از این یه دونه تو ذهنش هزاران خودرو دیگه رو با قیافه‌های مختلف تصور کرد و بر اون عام وصل کرد پس میشه اینجا رو ما ایراد داریم به حضرت امام.
  9. یادتون هستم وضع خاص و مضارعام و آخوندم رد کردن مشهورم قبول ندارد عکسشو قبول داشتن که وضع آن باشه موضوع خاص باشه اما وضع خاص موضوع‌ها اینا رو دیگه من توضیح نمیدن اینا تو اصول الفقه و همه جا خوندید و توضیح دلیلشم گفتند و انعکاس عام تو خاص نیست و دلیل های که داشت حالا اینجا فرمایش حضرت امام ایرادش چیه فرمودند ملحوظ اولاً یک سیاره هست ایراد ما اینه که نخیر.این سیاره که نگاه می‌کنه بلافاصله خصوصیاتشو ز تجرید می‌کنه فقط یه دونه رو ملاحظه نمی‌کنه یه دونه رو دید این یه دونه دید تو وجوده اما تو ذهنت چیکار می‌کنه فعل و انفعالاتی که درست میشه اینه که این وضع عام است موضوعش هم عامه
  10. به اعتقاد ما اینه چون تا یه فرد رو میبینه مجرد میکنه میگه خصوصیت اینکه حتما بوقش اینطوری باشه نمی‌دونم چراغش دراز باشه گرد باشه.قیافه‌های خاص این خودرویی که فعلاً جلوشه اینا رو تجدید می‌کنه ازش خالی می‌کنه چون خالی می‌کنه می‌تونه هزاران صورت دیگه رو کنارش بیاره در نتیجه وزن عامه اون که ملحوظ شده عامه بعد لفظ هم برای آن وزنشه اینم ایرادی که گفتیم اینجا بفرمایید حضرت امام داریم جدای از این ایراد که کلامشون داره اما اصل کلمه ش درسته ای کاش اینو نمیگفتن اینجا وزن خاص ما اینو میدونیم که نمیتونه باشه.
  11. اما اینکه دارن میگن این تبادل یا صحت سلب تونس رو معنای اجمالی بره جلو امکانش هست وقوعش نه اینو میگن میگن جامع امکان داره که تصور بکنه به شکل مجمل روی صحیح بعد چیکار میکنه یعنی افراد صحیح بعد میگه تبادل دارد همین و صحت سلب هم میکنه از فاصله خب چیکار کردن امام با زوری که زدن تبادل تو مرحله اول.
  12. با گفتن تبادل با همین توضیحی که دادیم اومد تو همون اثبات کرد که وضع وضع لفظ برای صحیح او شده قبلا میگفتن صحیح مال مرحله ۳ و ۴ حالا میگن صحیح مال مرحله یکه پس اینکه می‌گفتید محال از تبادل مال مرحله اول باشه این محل بودن در اومد نخیر ما تونستیم تصور بکنیم و تبادل صحت و اول بیاد بعد میگن اینایی که گفتیم عقلاً ممکنه اما از نظر وقوعی اتفاق واقعی نمی‌افته.
  13. اون که واقع میشه چیه اینست که الان بگیم که یک فرد موجود تو خارج یه نماز یه سیاره یه فرد موجود تو خارج نگاه می‌کنی این فرد دارای ویژگی‌هایش ویژگیش میشه مرحله ۴ بعد شما یه جامع درست می‌کنی می‌خوای تو مرحله اول بگیم ماهیت صلات چیه اعم از صحت و فساد اون که واقع میشه اینه یعنی الان اول هنوز مبهم است.که آیا خودرو مال صحیح است یا مال فاسدم هست تو مدرسه که میرسه بله اون وجود خارجی قطعاً صحیحش درست شده یا امر الهی هم به صلات همینطور آزاد تمام الکلام امام علیه السلام تهذیب خیلی چیز یاد گرفتیم خدا رضوانشو شامل حالشون بکنه که دو روز خلاصه از محضر ایشون استفاده کرد بحث بعدی ما پنج تا است برای استدلال برای ائمه.اونا رو ملاحظه کنید تا شنبه و صلی الله علی محمد.
  14. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  15. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته