سایتhttps://hosein128.ir- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
- حبط 16 آیه در قرآن رجع به حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ آمده است.مطلب اول
- عصمت انبيا مانع امر و نهى و تشويق و تهديد الهى نيست. «لَئِنْ أَشْرَكْتَ»
- خطر شرك بسيار جدى است. (سه بار حرف لام مفتوحه كه نشانهى تأكيد است تكرار شده). «لَئِنْ- لَيَحْبَطَنَ- لَتَكُونَنَ»
- يكتا پرستى راه نجات از خسارت است. «لَتَكُونَنَ مِنَ الْخاسِرِينَ بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ»
- كفر و كراهت انسان «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَ عَمَلُكَ» اگر شرك ورزى قطعاً عمل تو را تباه مىكند.
- الف) ايمان خود را حفظ كنيد و مشرك نشويد كه اعمالتان باطل مىشود. زيرا شرك اعمال را تباه مىكند. «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَ عَمَلُكَ»
- 13- محمد : 9 ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ--
- كراهت از دستورهاى الهى، نشانهى نوعى كفر در وجود انسان است. و الَّذِينَ كَفَرُوا ... كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ
- كيفرهاى الهى، به ميزان كفر و كراهت انسان است. كَفَرُوا ... ذلِكَ بِأَنَّهُمْ ...كَرِهُوا ... فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ
- انگيزه و نشاط، به كارها ارزش مىدهد. كسى كه نسبت به فرمانهاى خداوند ناراضى است، كارهايش ارزشى ندارد. كَرِهُوا ... فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ
- شايد مراد از «لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ» كافرانى باشند كه در اوايل سوره نامشان برده شد و فرمود: الَّذِينَ كَفَرُوا ... كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّه
- 14-محمد : 28 ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ--شايد عذاب مرتدّان از ناحيه صورت: «يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ»، تجسّم اقبال و روآوردن به سخط الهى است «اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ» و عذاب از ناحيه پشت: «أَدْبارَهُمْ»، تجسّم ادبار، پشت كردن و ناپسند شمردن رضوان الهى است. «وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ»--ذلِكَ ... فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ
- گرچه كافران در انتخاب راه و روش خود مختارند، «اتَّبَعُوا، كَرِهُوا» امّا چارهاى جز پذيرش آثار و پيامدهاى آن ندارند. «فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ»
- گاهى انسان نيكىها و آنچه را كاشته است، خود به آتش كشيده و نابود مىكند. اتَّبَعُوا ... كَرِهُوا ... فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ
- حركت در مسيرى كه رضاى الهى در آن نيست، بيهوده گرايى و قابل توبيخ است. اتَّبَعُوا ... كَرِهُوا ... فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ
- پيروى از كارهايى كه سبب خشم الهى است. «اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ» (آيه 28)
- ناخشنودى از كارهايى كه سبب رضاى الهى است. «كَرِهُوا رِضْوانَهُ» (آيه 28)
- 15- محمد : 32 إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدى لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ-- با خدا، دشمنى و لجاجت مىكند. كَفَرُوا ... بَعْدِ ما تَبَيَّنَ با پيامبر، مخالفت و سرسختى دارد. «شَاقُّوا الرَّسُولَ» با مردم، دشمنى كرده و مانع حق پذيرى آنان مىشود. صَدُّوا عَنْ ...
- با خود دشمنى كرده و باعث نابوى و هلاكت خويش مىشود. «سَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ»
- كفر، سرچشمهى ظلم به خود، جامعه و پيامبران است. كَفَرُوا ... صَدُّوا ... شَاقُّوا الرَّسُولَ
- خداوند با ارائه راههاى هدايت و كمال، با مردم اتمام حجّت مىكند. «تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدى» (شناخت حقّ، تكليف و مسئوليّت انسان را بيشتر مىكند)
- كفر و تلاش منحرفان هيچ گونه لطمهاى به خداوند نمىزند. «لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ»
- عناد و لجاجت بعد از آگاه شدن، سبب تباه شدن اعمال است. «سَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ»
- 16- الحجرات : 2 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُون--بلندتر از صداى پيامبربا او سخن نگوييد. «لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ» وممكن است صداى بلند در عبادت ونيايش، زمينهساز تظاهر و ريا باشد.
- بىادبى نسبت به رهبران الهى، «لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِ ... أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ» صداى خود را بر صداى پيامبر برتر قرار ندهيد تا كارهايتان تباه نشود.لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ ... و لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ
- در جملهى «أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ»، اين نكته نهفته است كه برخى اعمال آثار وضعى دارد و آن آثار وابسته به دانستن يا ندانستن ما نيست.
- ب: هنگامى كه امام حسن مجتبى عليه السلام شهيد شد و خواستند او را در كنار قبر جدّش رسولخدا صلى الله عليه و آله دفن كنند، عايشه جلوگيرى كرد و اين امر باعث بلند شدن سر و صداى مردم شد. امامحسين عليه السلام با تلاوت آيهى لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ ... مردم را امر به سكوت كرد و فرمود: احترام پيامبراكرم صلى الله عليه و آله پس از مرگ حضرت نيز همچون زمان حيات او لازم است.
- نمىفرمايد: بلندتر از من سخن نگوييد، اين خداوند است كه سفارش مىكند بلندتر از پيامبر صحبت نكنيد.) «لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ»
- مقام و موقعيّت افراد، در عمل آنان اثر دارد. (جسارت مؤمن نسبت به پيامبر، كيفر سنگينى دارد.) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا ... أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ
- گاهى انسان ندانسته تيشه به ريشه خود مىزند. «تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ»
- فهرست مندرجات
- ۱ - ارتداد.....۲ - اغواگری-....۳ - انکار قیامت.....۴ - تکذیب آیات خدا.....۵ - جهادگریزی-....۶ - دشمنی با پیامبر.....۷ - دنیاطلبی-.....۸ - دوستی با اهل کتاب.....۹ - ریا-.....۱۰ - شرک.....
- ۱۱ - کفر..... ۱۱.۱ - کفر به دین و ایمان .....-۱۱.۲ - کفر به آخرت-.....۱۱.۳ - کفر به آیات خدا.....۱۱.۴ - کفر و صد سبیل-.....۱۲ - گناه-.....۱۳ - ناخشنودی از رضوان خدا.....۱۴ - نفاق.....۱۵ - هتک حرمت پیامبر
- (جسارت مؤمن نسبت به پيامبر،- بىادبى نسبت به رهبران الهى -كفر و تلاش منحرفان -كفر و تلاش منحرفان - عناد و لجاجت بعد از آگاه شدن، -كفر، سرچشمهى ظلم به خود، - جامعه و پيامبران است. –
- با خود دشمنى كرده -و باعث نابوى- با مردم، دشمنى كرده - مخالفت و سرسختى دارد. - ناخشنودى از كارهايى كه سبب رضاى الهى - پشت كردن و ناپسند شمردن رضوان الهى - كفر و كراهت انسان - خطر شرك بسيار جدى است- شرك، از هيچ كس قابل اغماض نيست.- شرك، كارهاى خوب انسان را از بين مىبرد،
- شرك بورزى اعمالت تباه مىشود.- تندگويى وتندخويى:- نفاق، عامل حبط و تباه شدن اعمال- ترس، بخل، زخم زبان و توقّع نابجا- منافقان، كم كار و پرگو هستند.- بخلى است كه همراه با حرص باشد.- گروهى كه از بدى و شقاوت نياز به ميزان ندارند- بعضى بىحساب به دوزخ مىروند- ميزانى براى كفار بهپا نمىكنيم،-
- عمل براىِ دنيا و يا عمل از روى ريا،- كفر ونفاق، سبب- فساد و دين ستيزى،- منحرفان از حق، بهرهاى- منافقان وكفّار، به قدرت، مال وفرزند- راه كفر و نفاق هميشه بوده- آبادانى مساجد، كفّار و مشرکان- پول نااهلان را نگيريد،- ولى اعمال بد كفّار،- اصرار برگناه -- كفر و تكذيب،-
- درعمل اگر اخلاص نباشد، چيزى باقى نمىماند- شرك، عامل محو و باطل شدن- کمترین چیزی که انسان را از ایمان نظرى را بر خلاف حقّ بيابد و بر همان نظر بنابگذارد- كسى كه به حقّانيّت چيزى اقرار كند ولى به آن عمل نكند،- امّا زن مسلمان اگر به آنان(قلیت های دینی) گرايش يابد، سقوط است.- دوستىهاى پنهانى و نامشروع به كار مىرود.-
- هركس ايمان خود را ناديده بگيرد عمل او تباه است.- گناهانى همچون پيامبركُشى، شفاعتى در كار نيست- کسی که با مسلمانان به جنگ وستيز برمىخيزند- شركِ بعد از توحيد،- جنگ به راه مىاندازند.- در فتنه بالاتر از قتل،- اگر ايمان رفت، اعمال صالح نيز حبط مىشود.-
- چه بسا مسلمانانى كه كافر مردهاند از عوامل تباهی و حبط عمل در قرآن آمده
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين--«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




