سایت: پایگاه شخصی -https://hosein128.ir/
نهج البلاغه فرزاد - @nahjolbalaghehfarzad
وبلاگ - پردازاربعین https://safarzade.blog.i
بسم الله الرحمن الرحیم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين - اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناحَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
الّلهُمّ انصر الاسلام و المسلمین، وانصر جیوش المسلمین، و اخذل الکفّار والمعاندین و المنافقین، والیهود والظالمین و استغفرالله لى و لکم. اللهم احفظ وانصر قائدنا الخامنه ائ اللهم انصر من نصره واخذل من خَذَلَهُ
تیر1405...دهه محرم وعاشورای حسینی ایام بزرگترین تشیغ جهانی آقای شهید خامنه ای عزیز
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص 556کتابخانه مهدی فاطمه سلام الله علیهما ص: : 556
- گفتارى پيرامون سند حديث غدير
- و قال إسماعيل القاضي و النسائي و أبو عليّ النيسابوري: لم يرد في حقّ أحد من الصحابة بالأسانيد الصحاح الحسان أكثر ممّا ورد في حقّ عليّ، فمن ذلك ما صحّ: أنّ اللّه تعالى يحبّه، و أنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اسماعیل قاضی، نسائی و ابوعلی نیشابوری گفتهاند: از هیچ یک از صحابه، به سند صحیح و حسن، روایتی صحیحتر از علی نقل نشده است. از جمله این روایات، روایت صحیح این است که خداوند متعال او را دوست دارد و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را دوست دارد
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 55 يحبّه، بل روى الترمذي: أنّه كان أحبّ الناس إلى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ... إلى أن قال:و إنّ آية المباهلة (سورة آل عمران 60) او را دوست میداشت، و ترمذی روایت کرده است که او محبوبترین مردم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود. سپس فرمود:
و آیه مباهله (سوره آل عمران ۶۰)
- لمّا نزلت دعا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عليّا و فاطمة و ابنيها، و قال: «أللّهمّ هؤلاء أهلي»، و أنّه قال: «أنا سيّد ولد آدم و عليّ سيّد العرب»، چون این آیه نازل شد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، علی و فاطمه و دو فرزندش را فراخواند و فرمود: «خدایا، اینان اهل بیت من هستند.» و فرمود: «من سرور فرزندان آدم و علی سرور عرب است.»
- لكن اعترض تصحيح الحاكم لهذا، و أنّه قال: «من كنت مولاه فعليّ مولاه، أللّهمّ وال من والاه، و عاد من عاداه»، رواه ثلاثون صحابيّا، و أنّ اللّه تعالى أمره أن يحبّ أربعة، و أخبره بأنّه يحبّهم منهم عليّ، و أنّه لا يحبّه إلّا مؤمن و لا يبغضه إلّا منافق. ما والی به این امر اعتراض کرد و گفت: «هر که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست. خدایا هر که او را دوست دارد، دوست بدار و هر که با او دشمن است، دشمن باش.» این روایت را سی نفر از صحابه نقل کردهاند و خداوند متعال به او امر کرده که چهار نفر را دوست بدارد و به او خبر داده که او آنها را دوست دارد، از جمله علی، و اینکه کسی او را دوست ندارد جز مؤمن و کسی با او دشمنی نمیکند جز منافق
- و أنّ من سبّه فقد سبّ النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، و أنّه يقاتل على تأويل القرآن كما قاتل صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على تنزيله، و أنّه يهلك فيه اثنان: محبّ مفرط، و مبغض مبهت، و أنّ قاتله اللعين ابن ملجم أشقى الآخرين، كما أنّ عاقر الناقة أشقى الأوّلين.-- و هر کس به او دشنام دهد، به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دشنام داده است، و او برای تأویل قرآن میجنگد، همانطور که خداوند صلی الله علیه و آله و سلم برای نزول آن جنگید، و دو گروه به خاطر این کار هلاک میشوند: دوستدار افراطی و دشمن سرگردان، و قاتل او، ابن ملجم ملعون، شقیترین نسلهای آینده است، همانطور که آن که شتر ماده را پی کرد، شقیترین نسلهای گذشته بود
- 24- جمال الدين الحسينيّ، الشيرازيّ: المتوفّى (1000). 24 جمال الدین حسینی شیرازی: متوفی (1000). 24
قال في أربعينه بعد ذكر حديث الغدير و نزول آية سَأَلَ سائِلٌ في القضية:
در چهل حدیث خود، پس از ذکر حدیث غدیر و نزول آیه «پرسندهای پرسید» در این باره، میگوید:
- أصل هذا الحديث- سوى قصّة الحارث- تواتر عن أمير المؤمنين عليه السّلام و هو متواتر عن النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم أيضا، رواه/ جمع كثير و جمّ غفير من الصحابة، فرواه ابن عبّاس. 1- اصل این حدیث - جدا از داستان حارث - از طریق اسناد متعدد از امیرالمؤمنین علیه السلام و همچنین از طریق اسناد متعدد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است. این حدیث را گروه زیادی از صحابه از جمله ابن عباس روایت کردهاند.
- ثمّ روى لفظ ابن عبّاس و حذيفة بن أسيد الغفاري و حديث الركبان. 2- سپس کلام ابن عباس، حذیفه بن اسید غفاری و حدیث رکبان کرده است
- - 25- الشيخ نور الدين الهرويّ، القاريّ، الحنفيّ: المتوفّى (1014). 25- شيخ نور الدين هروى قارى حنفى (م 1014)
- قال في المرقاة شرح المشكاة (5/ 568) بعد رواية الحديث بطرق شتّى: بعد از روايت حديث مزبور به طرق مختلف گويد:
- و الحاصل: أنّ هذا حديث صحيح لا مرية فيه، بل بعض الحفّاظ عدّه متواترا؛ إذ في رواية لأحمد أنّه سمعه من النبيّ ثلاثون صحابيّا، و شهدوا به لعليّ لمّا نوزع أيّام خلافته الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 556 حاصل كلام اين است كه اين حديث صحيح است و شكى در آن نيست، بلكه بعضى از حفّاظ آن را از احاديث متواتر به شمار آوردهاند، زيرا در روايتى از احمد مذكور است كه سى نفر از صحابه آن را از پيغمبر شنيدهاند و در آن هنگام كه على در ايّام خلافتش مورد معارضه و منازعه قرار گرفته بود،
- و قال (ص 584): رواه أحمد في مسنده، و أقلّ مرتبته أن يكون حسنا، فلا التفات لمن قدح في ثبوت هذا الحديث،/ و أبعد من ردّه بأنّ عليّا كان باليمن لثبوت رجوعه منها و إدراكه الحجّ مع النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، و لعلّ سبب قول هذا القائل أنّه و هم أنّ النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قال هذا القول عند وصوله من المدينة إلى غدير خمّ.- به آنچه كه درباره آن جناب از پيغمبر شنيده بودند، شهادت دادند. همو گويد: احمد آن را در مسند خود روايت كرده و كمترين مرتبه اين حديث اين است كه حسن باشد. بنابراين، سخن كسى كه در قدح و ترديد نسبت به ثبوت اين حديث سخن گفته و آن را به عنوان اينكه على در آن هنگام در يمن بوده رد كرده است، در خور اعتنا و قابل توجه نيست، زيرا به ثبوت رسيده كه آن جناب از يمن مراجعت كرده و در مراسم حج همراه پيغمبر بوده است. شايد سبب چنين گفتار ترديدآميزى اين بوده كه گوينده پنداشته است پيغمبر حديث من كنت مولاه، فعلىّ مولاه را هنگام عزيمت از مدينه به مكه و رسيدن به غدير خم بيان فرموده است.
- ثمّ قول بعضهم: إنّ زيادة «أللّهمّ وال من والاه» موضوعة، مردود. فقد ورد من طرق صحّح الذهبيّ كثيرا منها. پس از اين مرحله سخن برخى از ارباب حديث داير به اينكه زيادتى جمله اللّهم وال من والاه ...ساختگى است، مردود است، چه اين زيادتى از طرقى روايت شده كه بسيارى از آن طرق را ذهبى به صحت پذيرفته است.
- 26- زين الدين المناويّ، الشافعيّ: المتوفّى (1031). 26- زين الدين مناوى شافعى (م 1031
- قال في فيض القدير (6/ 218): گويد: ابن حجر گفته كه حديث غدير
- قال ابن حجر: حديث كثير الطرق جدّا قد استوعبها ابن عقدة في كتاب مفرد، منها صحاح، و منها حسان. و في بعضها: قال ذلك يوم غدير خمّ، وزاد البزّار في روايته: «أللّهمّ وال من والاه، و عاد من عاداه، و أحبّ من أحبّه، و أبغض من أبغضه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله»، و لمّا سمع أبو بكر و عمر ذلك قالا- فيما أخرجه الدارقطني عن سعد بن أبي وقّاص-: أمسيت يا بن أبي طالب مولى كلّ مؤمن و مؤمنة. حديثى است كه از طرق بسيار زيادى روايت شده و ابن عقده تمام طرق آن را در كتاب جداگانهاى جمع كرده كه بعضى از آن طرق صحيح و بعضى ديگر حسن است و در بعضى از طرق مذكور تصريح كرده كه سخنان پيغمبر درباره على در روز غدير خم وقوع يافته است. و بزّار در روايت خود اين زيادتى را در پى حديث ولايت پيغمبر روايت كرده كه فرمود: اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه، و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه، و انصر من نصره و اخذل من خذله. چون ابو بكر و عمر اين سخن را شنيدند، طبق روايتى كه دارقطنى از سعد بن ابى وقّاص نقل كرده است، گفتند: اى پسر ابو طالب، اكنون تو مولاى هرمرد و زن مؤمنى گشتى.
- و أخرج- أيضا-: قيل لعمر: إنّك تصنع بعليّ شيئا لا تصنعه بأحد من الصحابة؟ قال: إنّه مولاي!- همو با دقت در سند روايت كرده كه به عمر گفته شد: تو با على چنان به نيكى رفتار مىكنى كه با هيچيك از صحابه چنين رفتار نكردهاى؟ عمر گفت: همانا او مولاى من است.
- ثمّ قال- بعد رواية حديث نزول آية سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ يوم الغدير-: سپس بعد از روايت حديث نزول آيه سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ در روز غدير گويد:
- قال الهيثميّ: رجال أحمد ثقات. و قال في موضع آخر: رجاله رجال الصحيح. هيثمى گفته كه رجال احمد ثقه هستند و در جاى ديگر گفته كه رجال او رجال صحيح هستند
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 557و قال المصنّف- السيوطي-: حديث متواتر. و سيوطى هم گفته است: اين حديث متواتر است
- نور الدين الحلبيّ، الشافعيّ: المتوفّى (1044). 27- نور الدين حلبى شافعى (م 1044)
- ذكر في السيرة الحلبيّة (3/ 302) ما مرّ عن ابن حجر من صحّة الحديث و وروده بأسانيد صحاح و حسان و عدم الالتفات إلى القادح في صحّته، و عدم كون ذيله موضوعا، و وروده من طرق صحّح الذهبيّ كثيرا منها. آنچه را كه در باب صحّت حديث و ورود آن به سندهاى صحيح و حسن از ابن حجر گذشت، ذكر كرده و قابل توجه نبودن سخن كسى را كه در صحّت حديث ترديد روا داشته و يا ذيل آن را ساختگى دانسته است، نقل نموده و ورود آن را از طرقى كه بسيارى از آن طرق را ذهبى به صحت پذيرفته، بيان داشته است.
- الشيخ أحمد بن باكثير المكيّ: المتوفّى (1047). 28- شيخ احمد بن باكثير مكّى شافعى (م 1047)
- قال في وسيلة المآل في مناقب الآل- بعد رواية الحديث بلفظ حذيفة بن أسيد، و عامر بن ليلى، و ابن عبّاس، و البراء بن عازب-: در كتاب وسيلة المآل فى عدّ مناقب الآل بعد از روايت حديث مزبور به لفظ حذيفة بن اسيد و عامر بن ليلى و ابن عباس و براء بن عازب
- أخرج هذه الرواية البزّار برجال الصحيح عن فطر بن خليفة و هو ثقة، و عن أمّ سلمة رضي اللّه عنها فذكر لفظها، ثمّ لفظ سعد بن أبي وقاص، فقال: أخرج الدارقطني في الفضائل عن معقل بن يسار رضي اللّه عنه قال: سمعت أبا بكر رضي اللّه عنه/ يقول: عليّ بن أبي طالب عترة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم؛ گويد: اين حديث را بزّار با رجال صحيح از فطر بن خليفه كه ثقه است، و نيز از ام سلمه، رضى اللّه عنها، روايت كرده و لفظ امّ سلمه و بعد لفظ سعد بن ابى وقّاص را ذكر نموده گويد: دارقطنى در سنن خود، باب فضايل از معقل بن يسار، رضى اللّه عنه، آورده كه گفت: از ابو بكر، رضى اللّه عنه، شنيدم كه مىگفت: على بن ابى طالب عترت رسول خداست،
- أي [الذين] حثّ النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على التمسّك بهم و الأخذ بهديهم، فإنّهم نجوم الهدى من اقتدى بهم اهتدى، و خصّه أبو بكر بذلك رضي اللّه عنه؛ لأنّه الإمام في هذا الشأن و باب مدينة العلم يعنى از كسانى است كه پيغمبر بر تمسك به آنان و پيروى از ايشان تأكيد فرموده است، زيرا آنان ستارگان درخشان آسمان هدايت هستند و هركه از ايشان پيروى كند، به سر منزل سعادت راه يافته است. آرى، ابو بكر اين فضيلت را ويژه على دانسته، به علت اينكه آن جناب در اين شأن و مرتبت امام و پيشواست و در شهر علم
- و العرفان، فهو إمام الأئمّة و عالم الأمّة، و كأنّه أخذ ذلك من تخصيصه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم له من بينهم يوم غدير خمّ بما سبق، و هذا حديث صحيح لا مرية فيه، و لا شكّ ينافيه، و روي عن الجمّ الغفير من الصحابة، و شاع واشتهر، و ناهيك بمجمع حجّة الوداع، و عرفان است و پيشواى پيشوايان و دانشمند امّت است. گويى ابو بكر اين روش را از آنجا اتخاذ كرده است كه رسول خدا آن حضرت را در روز غدير خم از ميان همگان به خصوصياتى كه ذكر شد، برگزيد. اين حديث صحيح است و ترديدى در آن نيست و هيچگونه شكى كه منافى آن باشد، در آن وجود ندارد و از جمع كثيرى از صحابه روايت شده و شيوع و اشتهار كامل يافته، و در شهرت آن تنها مجمع حجّة الوداع كافى است.
- قال شيخ الإسلام العسقلاني رحمه اللّه تعالى: حديث «من كنت مولاه ...» أخرجه الترمذي و النسائي، و هو كثير الطرق جدّا، و قد استوعبها ابن عقدة في كتاب مفرد، و كثير من أسانيدها صحاح و حسان. و يدلّ على ذلك ما روى أبو الطفيل رضي اللّه عنه: أنّ عليّا- رضي اللّه عنه و كرّم وجهه- جمع الناس و هو
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 558خليفة في الرحبة- موضع بالعراق- ثمّ قام فحمد اللّه و أثنى عليه ... إلى آخر اللفظ المذكور (ص 176). شيخ الاسلام عسقلانى، خدايش رحمت كناد، گويد: حديث من كنت مولاه، فعلىّ مولاه را ترمذى و نسائى با دقت در سند روايت كردهاند و اين حديث طرق خيلى زيادى دارد و ابن عقده تمام طرق آن را در كتاب جداگانهاى جمع كرده و بسيارى از اسنادهاى آن صحيح و حسن است. بر اين معنى دلالت دارد آنچه كه ابو طفيل، رضى اللّه عنه، روايت كرده كه على، كرم اللّه وجهه، در دوران خلافتش مردم را در رحبه كه موضعى در عراق است، جمع كرد، آنگاه بهپا خاست و حمد و ثناى الهى را به جا آورد ... تا پايان روايت كه پيش از اين ذكر شده است.
- 29- الشيخ عبد الحقّ الدهلويّ، البخاريّ: المتوفّى (1052). 29- شيخ عبد الحق دهلوى بخارى (م 1052)
- قال في شرح المشكاة ما تعريبه: و هذا الحديث صحيح بلا شكّ، رواه جمع مثل الترمذي و النسائي و أحمد، و طرقه كثيرة رواه ستة عشر صحابيّا، و في رواية: در شرح خود بر مشکاة المصابیح، به صورت ترجمه شده میگوید: «این حدیث بدون شک صحیح است. گروهی از علما، از جمله ترمذی، نسائی و احمد، آن را روایت کردهاند. دارای اسناد متعددی است که توسط شانزده صحابی روایت شده است. و در روایت دیگری آمده است:
- سمعه عن النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ثلاثون صحابيّا، و شهدوا به لعليّ لمّا نوزع أيّام خلافته، و كثير من أسانيده صحاح و حسان، و لا يلتفت إلى قول من تكلّم في صحّته، و لا إلى قول بعضهم: إنّ زيادة «أللّهمّ وال من والاه» موضوعة؛ لأنّها رويت بطرق شتّى صحّح أكثرها الذهبي. سی نفر از صحابه آن را از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدهاند و هنگامی که در دوران خلافتش مورد اعتراض قرار گرفت، به نفع علی شهادت دادند. بسیاری از اسناد آن صحیح و خوب است. نباید به نظرات کسانی که صحت آن را زیر سوال بردهاند، و همچنین به ادعای برخی مبنی بر ساختگی بودن عبارت «اللهم احب من یحب او» توجه کرد، زیرا این حدیث از طرق مختلفی روایت شده است که بیشتر آنها توسط ذهبی تأیید شده است.»
- و قال في لمعاته: هذا حديث صحيح لا مرية فيه، و قد أخرجه جماعة كالترمذي ... إلى آخر كلامه المذكور. ثمّ قال: كذا قال الشيخ ابن حجر في الصواعق المحرقة. در کتاب خود «اللمعات» میگوید: «این حدیث بدون شک صحیح است و توسط گروهی از علما، مانند ترمذی، روایت شده است.» سپس افزود: «این همان چیزی است که شیخ ابن حجر در «الصواعق المحرقه» گفته است.»
- 30- الشيخ محمود بن محمد الشيخانيّ، القادريّ، المدنيّ: 30- شيخ محمود بن محمّد شيخانى قادرى مدنى
- قال في الصراط السويّ في مناقب آل النبيّ: و من تلك الأحاديث الواردة الصحيحة قوله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لعليّ رضي اللّه عنه: «من كنت مولاه فعليّ مولاه». أخرجه الترمذي و النسائي و الإمام أحمد و غيرهم، و كم حديث صحيح ما أخرجه الشيخان! در كتاب الصراط السوّى فى مناقب آل النبىّ گويد: از جمله حديثهاى صحيحى كه وارد شده، حديث نبوى من كنت مولاه، فعلىّ مولاه درباره على، رضى اللّه عنه، است كه ترمذى و نسائى و امام احمد و ديگران با دقت در سند آن را روايت كردهاند
- ثمّ روى حديث الرحبة بلفظ سعيد بن وهب فقال: قال الذهبيّ: هذا حديث صحيح، ثمّ ذكر رواية أحمد حديث الرحبة/ عن أبي الطفيل و زيد بن أرقم، فقال: و چه بسا حديث صحيحى هست كه مسلم و بخارى آن را نياوردهاند. سپس حديث رحبه را به لفظ سعيد بن وهب روايت كرده گويد: ذهبى گفته كه اين حديث صحيح است. بعد روايت احمد را در داستان رحبه از ابو طفيل و زيد بن ارقم ذكر كرده گويد:
- قال الحافظ الذهبيّ: هذا الحديث صحيح غريب حافظ ذهبى گفته كه اين حديث صحيح و غريب است.
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 559ثمّ رواه من طريق أبي عوانة، عن أبي الطفيل، عن زيد فقال: قال الحافظ الذهبيّ: هذا حديث صحيح. آنگاه آن را از طريق ابن عوانه، از ابو طفيل، از زيد روايت كرده گويد: حافظ ذهبى گفته كه اين حديث صحيح است.
- ثمّ رواه من طريق الحافظين أبي يعلى و الحسن بن سفيان، فقال: قال الحافظ الذهبيّ: هذا حديث حسن. اتّفق على ما ذكرنا جمهور أهل السنّة. در نهايت آن را از طريق حافظ ابويعلى و حافظ حسن بن سفيان روايت كرده گويد: حافظ ذهبى گفته كه اين حديث حسن است و جمهور علماى اهل سنت در اين نظر با ما متّفق مىباشند.
- و أمّا ما انفرد به أهل البدع من الإسماعيليّة ببلاد اليمن، و خالف [فيه] أهل الجمعة و الجماعة و السنن، فإنّهم قالوا في قوله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يوم غدير خمّ- أي مرجعه من حجّة الوداع- بعد أن جمع أصحابه، و كرّر عليهم قوله: «أ لست أولى بكم من أنفسكم؟». ثلاثا، و هم يجيبونه بالتصديق و الاعتراف، ثمّ رفع يد عليّ رضي اللّه عنه و قال: اما آنچه كه تنها بدعتگذاران اسماعيليه در بلاد يمن به زعم خود گفتهاند و با اين گفتار خود با اهل جمعه و جماعت و سنن مخالفت ورزيدهاند، اين است كه آنها درباره اين كه رسول خدا هنگام بازگشت از حجّة الوداع در روز غدير خم اصحاب خود را جمع كرد و جمله الست اولى بكم من انفسكم را سه بار بر آنها تكرار فرمود و آنها هم در جواب آن جناب زبان به تصديق و اعتراف گشودند و سپس حضرتش دست على، رضى اللّه عنه، را گرفت و فرمود:
- «من كنت مولاه فعليّ مولاه، اللّهمّ وال من والاه، و عاد من عاداه، و اخذل من خذله، و انصر من نصره، و أدر الحقّ معه حيث دار». معنى (المولى) في هذا الحديث: الأولى، لا الناصر و غيرهما من المعاني المشتركة. من كنت مولاه، فعلىّ مولاه. اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه، و اخذل من خذله، و انصر من نصره و ادر الحقّ معه حيث دار، گفتهاند كه مولى در اين حديث به معنى اولى است، نه ناصر و نه ساير معانى مشترك. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين - اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم


