- https://hosein128.ir=- پایگاه شخصی
- https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی--بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَوا
تُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
- اموارد ظلم در زندگی انسان2 استاد مظاهری-
- 26- زور وتوهین ،غیبت : درتفسیر سوره یاسین حضرت آیت الله مظاهری آمده که : اما اگر اعمال بد باشد روی هویت انسان اثر می گذارد علی اعوذ بلالله ظلم زور و توهین روی توهین ،غیبت روی غیبت ،گناه روی گناه ،انسان را بصورت سگ در می آورد می آید صف محشر بصورت سگ میشناسند او را و در حالی که او را می شناسند اما صیرتا یک سگ است قرآن خیلی در این باره صحبت دارد من جمله وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ في عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً 29 در روز قیامت شانسش به گردنش می باشد یعنی هویدا می شود به آن صورتی که در دنیا برای خودش درست کرده است.
- 27- سگ صفت است: چه خوش می گوید مرحوم صدر المتعلهین در اصفار می فرماید که تناسخ غلط است هر کس که می گوید حرف بی جا می زند که تازه هم دارند روی آن تبلیغ می کنند تناسخ غلط است اما قرآن یک تناسخ عجیبی دارد و آن این است که انسان الآن آدم بصورت آدمیت اما سیرتا انسان است یا نه دیگه در روز قیامت محشور می شود با مصیبت اگر چشم بینا هم در این دنیا باشد بهش که نگاه می کنند می بینندکه سگ است
- 28-سیاست بازی هوچی گری: أَنَّهُ قَالَ ارْتَدَّ النَّاسُ إِلَّا ثَلَاثَةَ - 3 نفزشان هم آن هم دورا دوربودند، درمجلس نمی آمدند، مرحوم کاشف القطاء می فرماید ..جمعشان کرده 114نفرشدند از120هزارنفرجمع شان کردند همه شان114نفرشدند همه شان گفتند ابی بکرهمه شان گفتند علی نه چه جور می شود بالاترین ظلم موضوعش ازپیامبربوده که حرف او رانشنیدند این مردم با رزائل اخلاقی وعقلشان می گفت علی ولی به سیاست بازی هوچی گری رسیدبه آنجا که گفتند قرآن آری ، علی نه ، حتی آقا امیرالمومنین سلام الله علیه دیدندکه ولایت رفت کنار برای اینکه ولایت درمیان مردم برقرار باشد، درسه چهار روز یک قرآن نوشتند،
- 29-ردکردن ولایت : 16 تا قرآن درمیانشان بود که به ریاست امیرالمومنین نوشته بودند همین قرآنی که الآن در پیش ماست امیرالمومنین نوشته بودند، ، قرآن امیرالمومنین،قرآن ولایی بود یک تفسیرگویا مختصر قرآن امیرالمومنین این بود،برای خاطر اینکه امیرالمومنین بگوید حالا که من نیستم پس ولایت باشد،لذا آن را قرآن آورد درمسجد همه شان نماز جماعت می خوانند وابی بکر هم روی منبر بود، داد قرآن را دادبه ابی بکر گفت حالا مرا نمی خواهید ! قران ولایت این جوری ، آقای عمر بلند شد قرآن را از دست ابی بکر گرفت دادبه امیر المومنین! چه چیز گفت؟ گفت حسبنا کتاب الله قرآن است خودت هم نوشتی سرتاپاهم نه زره ای کم نه زیاد از نبی اکرم خوب دیگه ما ولایت می خواهیم چکار!
- 30-ردکردن گفته پیامبر: گفتم 23 هزارمرتبه پیامبراکرم گفته ازطرف خدا ولایت می خواهیم، یکی پانشد بگوید بابا همیشه پیامبر می گفت ولایت می خواهیم دو ماه فبل هم گفت ولایت می خواهیم، حالا تو می گوئی ولایت نمی خواهیم تو کی ! توچی می گی ؟ برای چی؟ کی گفته؟ تو می گوئی ولایت نمی خواهم کی گفته؟ یک نفر نگفت!
- 31- سکوت بی جا: حضرت زهراء وقتی که خطبه را خوانند: خطبه خیلی دردناک است اما خیلی کوبنده! همه گیر افتادند ابی بکر خیلی زرنگ بود اینکه می گویند عمر زرنگ بود نه ، ابی بکر خیلی زرنگ تر بود، ابی بکرسیئة من سِیئات عمر خیلی زرنگ بود، لذا گذاشت گردن مردم در گریه کردن زهرا باهوچی بازی زهرا را از مسجد بیرون کردند، چی گفت ؟ گفت زهراجان تو هرچی بگی درست است، زهرا جان تو دختر پیامبری، تو معصومی ، اما من که روی این منبر نشتستم این مردم کردنند! یک نفربلند نشد بگوید که..! همه ساکت نشستند، یعنی همه مردم گفتند آره تقصیرما است،
- 32-عدم صبر کار ساز: به اندازه ای زهرا را ناراحت کردنند که حضرت روضه خواند روکرد به قبر پیامبر گفت یارسول الله ببین با دخترت چه می کنند، یا رسول الله ببین با دین وقرآنت چه می کنند! وقتی آمد خانه دید غمناک حضرت علی نشسته یک پیام داد برای همه ما، گفت تو که درجنگ ها چنین بودی،چرا حالا همین طور نشستی، امیر المو منین شمشیرگرفت بلند شد گفت همین الآن بروم توی مسجد کار را تمام کنم؟ وقت نماز صبح بود موذن گفت الله اکبرامیر المومنین گفت زهرا جان الآن می روم کار را تمام می کنم، اما بهت بگویم این اذان نابودمی شود ،اسلام را می خواهند نابودش کنند نا بود می شود، اگر می خواهی اسلام را نابودش کنند الآن می روم کار را تمام می کنم،که زهرا دیگر نشست وگفت برای اسلامت صبر می کنم برای اسلامت منهای ولایت صبر می کنم، تااینکه فرزندم مهدی بیاید وکارهارا درست کند،
- 33-سوء وبدی عمل: حالا این آیه می فرماید:درروزقیامت به هیچکس ظلم نمی شود، فَالْيَوْمَ لا تُظلم نَفْسٌ شَيْئاً الحمد لله درروزقیامت به عدالت رفتارمی شود، به کسی ظلم نمی شود، اما اگربه عدالت بخواهد رفتار بشود همه جهنمی هستند وامصیبتا،هیچ کس باقی نمی ماند، پس با چه چیزرفتارمی شود؟ باتفضول خدا، امااین تفضول خدا زمینه می خواهد،این آیه شریفه می فرماید : فَالْيَوْمَ لا تُظلم نَفْسٌ شَيْئاً ظلم نیست، پس چیست؟ وَ لا تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ، تجسم عمل است، اگرکاشتی خوب ،آنجاخوب برداشت می کنی، اگرکاشتی بد، بد خنزل برداشت می کنی، آنی اثرمی کند بد، آنچه می بافی همه روزه بپوش،..... آنچه می کاری همه روزه بنوش، .....این سخن ها همه مار وکج دم است، .....ما روکج دم می شود گیرد دمت، اگرآتش جهنم است،خود تهیه کردی ، اگرماروموروعقرب است خود تهیه کردی،اگربهشت است وآن همه نعمت ها خود تهیه کردی ، هرچه خود تهیه کردی همان رابرداشت می کنی، وَ لا تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ، ظلم نیست ،
- 34-مخالفت باخدا، دشمنی باخداست، چه دشمنی بالاترازاینکه ظلم به خلق خدا بکند، لذا درروایات داریم دشمنی باخلق خدا جنگ با خداست ، توهین به یک مسلمان بکند، توهین زن به شوهر، توهین شوهربه زن، درروایات فراوانی داریم این جنگ باخداست، من اهان ولی فقد عارضنی بل المحاربه 118انسان، روزی خدا را بخورد ومخالفت خدارا بکند، آنهم در ملک خدا ودرمحضرمبارک نخدا، چه دشمنی بالا تر ازاین لذا دشمنی باخدا
- 35-دشمنی با خدا : یک دفعه نه می تواند باخدا بجنگد ونه سابقه دارد،امایک دشمنی با خدا که سابقه دارد ،صدِ نود ونه مردم است، ظلم به خلق خداست، حافظ شیرازی خدایش رحمت کند می فرماید، آن که نمک خورد ونمک دان بشکند پیش رندان حقیقت سگ به ازآ وست،
- 36-یکی ازهفتاد گناه : 64. عذرتراشی برای ظلم ظالمان است.
- 37-حرج ومرج وفتنه: از نشانههاى ظهور فراگير شدن جهان از ظلم و جور است چنانچه از خود حضرت مهدى(عج) نقل شده: علامة ظهورى كثرة الهرج والمرج والفتن...نشانه آشكار شدن من، زياد شدن هرج و مرج و فتنهها و آشوبهاست( بحارالانوار، ج 51، ص 320).
- 38-زیاد شدن مفاسد:گاهى نيز نشانههاى ظهور به عنوان زياد شدن گناهان و مفاسد اخلاقى و اجتماعى در ميان مسلمانان بيان شده است. علامه مجلسى در باب نشانههاى ظهور، روايتى از امام صادق(علیه السلام) آورده كه در آن بيش از يكصد نوع انحراف اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى وفرهنگى كه در دوران غيبت، دامنگير جوامع اسلامى مىشود، پيشگويى شده است( بحارالانوار، ج 52، ص 256.)
- 39-رشوه؛ شهوت؛ شکم: از جمله: رشوهخوارى، زياد شدن زنا و لواط، سنگدل شدن مردم، اهتمام مردم تنها به شهوت و شكم، از ميان رفتن شرم و...
- 40-حضور بیشتر زنان: و رأيت النّساء يتخذن المجالس كما يتخذها الرجالزنان در جامعه و مجالس، به مانند مردان حضور و ظهور مىيابند
- 41-آلودگی فراگیر مردان : و علامتهايى از اين قبيل. زياد شدن مفاسد و آلودگىها در ميان مردم، در واقع، نوعى فراگير شدن ظلم و جور روى زمين است. البته فساد و گناه كم و بيش در ميان مردم بوده، مهم اين است كه منكر بر معروف و ضد ارزشها بر ارزشها غلبه پيدا مىكند.
- 42- زیاد شدن ستم وگناه: سخن از زياد شدن ظلم و ستم و گناه و كم شدن افراد صالح است، نه اين كه همه مردم كافر شوند يا افراد صالح هيچ نباشند. در همان حال كه تباهى همه جا را فرا گرفته است، افراد پاكباخته، متعهد و صالحى هستند.
- چه کسی پایه گذاري ظلم و ستم را بر این خانواده اهلبیت علیهم السلام نمود.
- 43-برملانمودن اسرار: مرحوم شيخ ابوعلى حسن بن محمد طوسى رضوان اله در امالى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود نفس المهموم لظلم نا تسبيح و همه لنا عبادة و كتمان سرنا جهاد فى سبيل الله ثم قال ابو عبدالله عليه السلام يجب ان يكتب هذا الحديث بالذهب يعنى نفس كشيدن شخص مهموم از براى ظلمى كه بر ما وارد شده تسبيح است هم او از براى ما عبادت است و مخفى نمودن اسرار ما جهاد در راه خدا است بعد حضرت فرمود واجب است كه اين حديث بطلا نوشته شود.
- 44-اولین وآخرین ظلم : مجلس پنجاه و يكم : اللهم العن اول ظالم حق محمد و آل محد و آخر تابع له على ذلك .بارالها اول كسيرا كه در حق محمد و آل محمد ظلم كرده لعنت كن و آخر كسى كه او را بر ظلم متابعت كرده ما پايه گذارى ظلم و ستم را درين امت در مجلس 38 شرح داديم بانجا رجوع شود اللهم العن العصابة التى جاهدت الحسين و شايعت و بايعت و تابعت على قتله اللهم العنهم جميعا
- 46-مشایعت ظلم : خدايا لعنت كن آن طايفه اى را كه با حسين جنگ كرد و بر قتل او مشايعت نمودند و بيعت و متابعت كردند بارالها همه آنها را لعنت كن .
- 47- بنای ساختمان ظلم : زهر آنكس كه پايه ظلم و ستم بر شما را پى ريزى كرد، و ساختمان ظلم را بر آن بنا نهاد، و ستم و بيداد را، بر شما و بر پيروانتان روا داشت ، و به درگاه خداوند و شمايان ، از آنان بيزارى ميجويم ، و به درگاه خداوند و شمايان ، با دوستدارى شما، و دوستدارى دوستانتان ، و بيزارى از دشمنانتان ، و برپا دارندگان نبرد با شما، و بيزارى از همراهان و پيروانشان ، نزديكى ميجويم ،
- 48-تهیه وسایل ظلم : و اساس ظلم و جور را براي این خانواده بنا نهادند تا قصه کربلا پیش آمد . و در نسخه دیگر این زیارت چنین است : و بالبرائۀ ممن
- 49-تاسیس بنای ظلم : اسس اساس ذلک و بنی علیه بنیانه و جري فی ظلم ه و جوره علیکم علی اشیاعکم برئت الی الله و الیکم منهم . و بیزاري میجویم
- 50-بنیان گذارظلم : از آن کسی که پایه گذاري نمود این را و بنا نهاد بر آن بناي خود را و ستم بیدادگري خود را بر شما و بر شیعیان شما جاري ساخت و بسوي خدا و بسوي شما از آنان بیزاري میجویم .
- 51- بنیان ظلم عاشورا:در این قسمت از زیارت عاشورا میفرماید : و بالبرائۀ ممن اسس اساس ذلک و بنی علیه بنیانه و جري فی ظلمه و جوره علیکم . در صحیح بخاري در اوایل جزء دوم و مسلم بن حجاج در اواخر جزء دوم صحیح
- 52-گریه ظلم:و دیگران نقل نموده اند که عبداله بن عباس پسرعم رسول خدا (صل لله علیه وآله وسلم پیوسته اشک میریخت و میگفت : یوم الخمیس و ما یوم الخمیس ثم بکی حتی خضب ومعه الحصباء یعنی روز پنجشنبه چه روز پنجشنبه اي پس از آن گریست تا آنکه سنگ ریزه هاي زمین از اشک چشمش رنگین کردند . و به روایت مسلم در کتاب الوصیۀ صحیح و امام احمد بن حنبل در مسند خود گفته : ثم جعل دموعۀ حتی روایت علی خدیه کانها نظام اللولو پس از آن اشک چشمش جاري شد تا آنکه دیدم بر دو طرف صورتش مانند دانه هاي مروارید ریزش داشت
- 53- صداهای بی جا : و در جاي دیگر صحیح بخاري میگوید مصیبت چه مصیبت بزرگی که حایل و مانع شدند بین رسول خدا صلی الله علیه و آله و بین آنکه بنویسد براي آنها کتابی که جلوگیر از اختلافات و صداهاي بی جاي آنها گردد . براي اشخاص صالح غیرمتعصب بنیا ، همین جملات و ناله هاي پی در پی ابن عباس پسرعم آنحضرت کافیست که بدانند آنروزها چه انقلاباتی در کار بود که هرکه زمانی که ابن عباس یاد آن میافتاد گریان میشد .عرض کردم آنها
- 54- دین ندارند و اینها سرزنش نمی شوند فرمود آري آنها دین ندارند و اینها سرزنش نمیشوند . سپس فرمود مگر این آیه را نشنیده اي الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور خدا پشتیبان کسانیست که ایمان آورده اند آنها را از تاریکیها بسوي نور میبرد
- 55- دشمنی با ولایت : یعنی به واسطه دوستی و ولایت با امام عادلی که از جانب خدا است از تاریکیهاي گناه بسوي نور توبه و مغفرت میبرد
- 56- خارج شدن از نور: و نیزمیفرماید والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات ابن ابی یعفور میگوید عرض کردم مگر منظور از این آیه کفار نیستند بدلیل آنکه میفرماید والذین کفروا فرمود کفار در حال کفر نور دارند که از نور به تاریکیها برده شوند همانا منظور این اشخاصند که بواسطه دوست داشتن پیشوامان ستمگري که از جانب خدا منصوب نشده اند از نور اسلام به تاریکیهاي کفر کشیده میشوند آتش بر آنها با کفار واجب شده ازین رو خداوند میفرماید اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون این دسته اهل آتشند و درآنجا همیشه خواهند بود .
- 57-اصول عقايد : ريشههاى ظلم : 1- گاهى جهل و نادانى2- گاهى انگيزه ظلم ترس است، 3- گاهى عامل ظلم ، نياز است، 4- برخى ظلمها به خاطر خباثت درونى افراد است؛ ساديسم از رنج دادن يا رنج كشيدن آنان لذّت مىبرند. 5- گاهى فردى به اذيّت و آزار ديگران مىپردازد چون عقده دارد. مىخواهد انتقام بگيرد وخود را آرامش دهد.
- 58-اصول عقايد : نكته دوم: تبعيض ظلم است نه تفاوت . انگشتهاى يك دست باهم تفاوت دارند، امّا اين ظلم نيست چون هركدام خاصيّت ويژهاى دارند. سلّول استخوان با سلّول چشم فرق مىكند امّا اين بىعدالتى نيست، بلكه عين عدالت است. چنانكه قُطر و ضخامت ستونها و تيرآهنها در طبقات پايين ساختمان بيشتر از طبقات بالاست، در اينجا نيز تفاوت وجود دارد، امّا ظلم نيست. فرق است ميان تبعيض و تفاوت؛ تبعيض يعنى در شرايط مساوى ميان افراد و موجودات فرق گذاردن كه اين ظلم است.تفاوت «و مِن آياته خَلقُ السَّمواتِ و الارضِ و اختِلافُ السِنَتِكُم و ألوانِكُم» تفاوتها، رمز شكوفايى كمالات: تفاوتها و جامعهسازى: تفاوت در تكليف: «لايكلّف اللّه نفساً الّا ما آتاها»: تفاوت در پاداش: نكته سوم: هميشه عدل به معناى مساوات نيست:
- 59-اصول عقايد : گستره ظلم و حقكشى . ظلم به امامان معصوم عليهم السلام از لحظه رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله آغاز شد. آنگاه كه حضرت تقاضاى قلم و كاغذ كرد و به او توهين نمودند و اين مظلوميّت همچنان تا پايان عمر حضرت على عليه السلام ادامه پيدا كرد تا جايى كه آن حضرت به هنگام ضربت خوردن فرياد زد: «فزت و ربّ الكعبة» «1» به پروردگار كعبه رها شده و رستگار شدم.
- 60-صول عقايد ..ظلم به پيروان . بسيارى از منحرفان آگاهانه يا ناآگاهانه انواع تهمتها را متوجه شيعه و دوستداران اهلبيت عليهم السلام نمودند و حال آنكه بر خلاف تهمتهاى زيادى كه به آنان زدهاند عقائد حقّه آنان در هزاران كتاب و جزوه ونوار و حتى در رسانههاى عمومى بارها و بارها تكرار شده و همه بيان گر آن است كه: هرگز شيعيان قرآن را تحريف شده نمىدانند. هرگز شيعيان امامان خود را خدا نمىدانند.هرگز بهائيان و بابيان جزء شيعيان نبوده و نيستند.هرگز شيعه تمام روايات كتابهاى چهارگانه (كافى، من لايحضر، تهذيب و استبصار) را صحيح نمىداند و عمل به آنها را واجب نمىداند، بلكه اين چهار كتاب را از بهترين كتابها مىداند.هرگز شيعه اصحاب رسول خدا را مُرتد نمىداند، بلكه عقيده دارد همان گونه كه در زمان حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله هم مؤمن واقعى بود و هم منافق، پس از رحلت آن حضرت نيز چنين است.
- امر به معروف و نهى از منكر ..حركت جمعى نفوذ در دستگاه ظلم . در دعوت به حق و جلوگيرى از منكرات و مفاسد، گاهى بايد حركت دسته جمعى كرد. و تذكرات فردى اثرى ندارد. بايد هيأتى اعزام شود. گاهى لازم مىشود كه طومارى تهيه شود و افراد زيادى آن را امضا كنند.
- گناه شناسی : كمك به گناه و ظلم : يكى از زمينههاى اجتماعى كه باعث گسترش گناه مىگردد اعانت بر ظلم است چرا كه كمك به ظالم و گنهكار در جهت گناهش او را نيرومندتر و گستاختر مىنمايد و همين اساس گسترش گناه و پيدايش گناهان ديگر خواهد شد، مثلًا بىحجابى يكى از گناهان اجتماعى است كه اگر افراد ديگر كمك به موضوع بىحجابى كنند، هرگونه كمك باشد، باعث گسترش آن شده و به صورت عادى در همه جا رخنه خواهد كرد، خود اين گناه نيز باعث كمك به گناهان ديگر است.اسلام شديداً از كمك به گناه و بخصوص اعانت ظالم نهى كرده است و در اين زمينه هشدارهاى موكد نموده است. «تَعاونوا علىَ البِرّ و التّقوى وَ لا تَعاونوا عَلى الاثمِ و العُدوان»
- گناه شناسی : سه گونگى ظلم ، و كيفر آن . اميرمؤمنان على عليه السلام فرمودند:«ألا و إنّ الظلم ثلاثة: فَظلم لا يغفر، و ظلم لا يترك، و ظلم مغفور لا يطلب» «آگاه باشيد، ظلم بر سهگونه است: ظلمى كه هرگز بخشيده نمىشود و ظلمى كه بدون مجازات نيست و ظلمى كه (قابل بخشش است و) از آن بازخواست نمىشود.»
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»ا




