اموارد ظلم در زندگی انسان -1 کلمات ظلم  وجور در زیارت عاشورا بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فر جهم و بالبراءة ممّن اسّس اساس الظلم  و الجور عليكم و أبرأ إلى اللّه و إلى رسوله ممّن اسّس اساس ذلك و بنى عليه بنيانه

 



  1.  
  2. https://hosein128.ir=- پایگاه شخصی    
  3.  https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینیب
  4. ِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَوا
تُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا

وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ

طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی

الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ

اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

اموارد ظلم در زندگی انسان -1

کلمات ظلم  وجور در زیارت عاشورا

  1. بسم الله الرحمن الرحیم
  2. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فر جهم
  3. و بالبراءة ممّن اسّس اساس الظلم  و الجور عليكم
  4. و أبرأ إلى اللّه و إلى رسوله
  5. ممّن اسّس اساس ذلك
  6. و بنى عليه بنيانه
  7. و جرى في ظلم ه و جوره عليكم
  8. اللّهمّ العن اوّل ظالم ظلم  حقّ محمّد و ال محمّد
  9. اللّهمّ خصّ أنت اوّل ظالم باللّعن منّى
  10.  ظلم  : قتل شصت سيد علوى بفرمان هارون علامه مجلسى در ((بحار)) نقل ميكند كه ((عبيدالله بزاز نيشابورى )) گفت من با ((حميد بن قحطبه )) والى خراسان دوست بودم و در ماه رمضان به طوس رسيدم حميد بديدن من آمد، منهم نزديك ظهرى به منزل او رفتم ، آفتابه لگن آوردند دست شستم و سفره آوردند متوجه شدم كه ماه رمضان است ، گفتم روزه هستم ولى از براى شما عذرى هست كه افطار ميكنيد؟
  11. گفت كار من داستانى دارد، آنگاه شرح داده كه هارون بطوس آمد و شبى مرا خواست نزد او رفتم ، ديدم شمعى روشن و شمشيرى در دست دارد و غلامى مقابل او ايستاده بمن گفت اطاعت تو از ما تا چه حد است ؟ گفتم بجان و مال ، سر بزير انداخت و مرا مرخص كرد.
  12. هنوز در بستر خواب استراحت نكرده بودم كه باز غلام هارون آمد كه خليفه مرا ميخواهد، نزد هارون رفتم باز بمن گفت ، تا چه حد بما خدمت ميكنى ؟ گفتم جان و مال و اهل و عيالم در اختيار تست ، دوباره سر بزير انداخت و مرا مرخص كرد، برگشتم كمى استراحت كردم باز غلام آمد و گفت : اجب اميرالمؤ منين ، با كمال وحشت و اضطراب برخاستم رفتم ولى سرنوشت خود را نميدانستم در آن تاريكى شب چه خواهد شد هارون سر بلند كرد باز همان سئوال را نمود گفتم بجان و مال و اهل و عيال و دين ترا اطاعت ميكنم
  13. هارون خنديد و گفت اين شمشير را بگير و آنچه اين غلام به تو گفت انجام بده ، من و خادم بيرون آمديم غلام مرا بخانه اى برد كه چهار زاويه داشت و در هر زاويه زندانى بود كه در هر يك بيست نفر سيد را زندانى كرده بودند و چاهى در وسط حياط حفر كرده حاضر مهيا بود، غلام آمد در زاويه اول را گشود بيست سيد علوى جوان خوش سيما داراى گيسوان بلند و برخى سالخورده و نورانى بودند،
  14. بمن گفت اينها را گردن بزن آنها را در قيد و زنجير بودند يك يك آوردند و من گردن زدم ، زاويه دوم و سوم را گشود به همين ترتيب سادات علوى و حسنى و حسينى را يكايك آورده و بمن گفت بايد گردن بزنى تا آخرى كه پيرمردى بود بسيار نورانى و روشن ضمير بمن گفت واى بر تو جواب جدم پيغمبر را چه ميدهى كه اولاد او را چنين گردن ميزنى ، خواستم خوددارى كنم غلام بر من نگاهى غضب آلود كرد، بالاخره او را هم گردن زدم و بدن آنها را در چاه انداختم و پس از كشتن اين شصت نفر سيد در يكشب ديگر نماز و روزه براى من چه فايده اى دارد.
  15. خلفاى بنى عباس بدين روش علويان را بدست ميآوردند و محو و نابود ميكردند و گمان ميكردند كه با كشتن سادات علوى دودمان و سلطنت آنها تا قيامت باقيست در حاليكه ابواب طعن و لعن را بسوى خود گشودند و با حداكثر بيست سال سلطنت و خلافت مرتكب بزرگترين جنايات گرديدند و تاريخ اسلام را با اعمال خود ننگين و لكه دار كردند حال خوبست كه سر از قعر جهنم بيرون آوردند و ببينند كه از نسل خودشان كسى باقى نمانده ولى سادات زنده و جاويد و كثيرالاولاد شدند كه مينويسند اكنون بالغ بر پنج ميليون سادات علوى در روى زمين زندگى ميكنند.
  16. حميد بن قحطبه بدستور هارون سيد را كشت و هارون بپاداش اين عمل حكومت خراسانرا با قصريكه در طوس داشت باوبخشيد ولى اين حميد سالها درگير فكر و الم كار خود بود و چون حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام از مدينه به بدعوت مامون به مرو تشريف برد مركز پذيرايى آنحضرت در طوس باغى بود كه قصر هارونى ميگفتند. امام رضا عليه السلام آن باغ بزرگ را خريد و همان منطقه اى است كه امروز بست بالا و پائين و فلكه شمالى و جنوبى تا ((باغ رضوان )) و نزديك ((قبر طبرسى )) و از طرف ديگر باغ دفتر ((آستان قدس رضوى )) ميباشد كه همه جزو باغ و ملك خاص حضرت رضا بود و حميد هم خسرالدنيا و الاخره شد.
  17. 3-همين ظلم  و ستم و كشتارهاى ظالمانه بنى اميه و بنى عباس باعث شد كه سادات از وطن اصلى خود كه حجاز بود باطراف پراكنده شدند و اكثر آنان بطرف ايران آمدند مخصوصا بعد از آمدن حضرت رضا عليه السلام بايران كه گمان ميكردند در پناه حضرت رضا خواهند بود و پس از آنحضرت در كوهستانها و دهكده ها پناهنده شدند تا از دنيا رفتند. بسيارى از اين امامزادگان محترم جلاء وطن نمودند و مخفى بودند تا از دنيا رفتند..
  18. درباب عقل وجهل یکی از نعمت های مهم خدادادی عقل است واینکه انسان از عقلش استفاده نکند وانرا حبس کند ظلم محسوب می شود وحبس نعمت محسوب می شود و حسب نعمت ظلم  است.
  19. 4-  ظلم : قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):ما أنعم الله علي عبد نعمة فظلم  فيها إلا كان حقيقا يزيلها عنه[
  20. 5-خوبى ديگرى را فراموش كند، «وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ» به كمبودها و قحطيها و ناامنيها گرفتار آيد. انبياء را يا كشتند و يا تكذيب نمودند.
  21. 6- دروغ بستن به خدا، مشركان بود كه روزى حلال خدا را حرام مى‏كردند. گوساله را بخدايى پذيرفتيد. بر خود ظلم كرديد،
  22. 7- منت را آزار و باطل نسازيد» نعمت" بعثت پيامبر اسلام منت خداوند باشد" لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ" كفران نعمت :غايت و غرض شرك ورزيدن مشركين است. مثلى متضمن هشدار. (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً ...)(نحل 112-114). هر گونه بهره‏گيرى انحرافى است. و تضييع مواهب الهى. «عواقب آن» سراى نيستى و هلاكت. پيامبر را تكذيب كردند و عذاب الهى آنها را فرو گرفت در حالى كه ظالم بودند.پس از آنچه خدا روزيتان كرده است حلال و پاكيزه بخوريد و شكر نعمت او را بجاى آريد اگر او را مى‏پرستيد. سوره نحل (112 الى 114)
  23. 8- نعمت ولایت را باطل نسازید.قرآن مى‏فرمايد: «اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا» «1» يعنى با آمدن قرآن و پيامبر اسلام و تعيين رهبرى معصوم براى بعد از پيامبر نعمت بر مردم تمام و دين كامل و خدا راضى شد و در ذيل آيه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النّعيم» همچنين امام رضا عليه السلام فرمود: مراد از نعمت  ، ولايت ما اهل بيت است، خواه در رفاه و زندگى باشد يا در تلخى و شهادت.
  24. 9- عدم شناخت حق :با اين نگاه است كه فرزند 13 ساله‏ى امام حسن مجتبى عليه السلام (حضرت قاسم) در كربلا در پاسخ به عموى خود مى‏گويد: مرگ براى من از عسل شيرين‏تر است؛ زيرا حق را فهميدم و رهبرم امام معصوم است و هدفم مبارزه با ظلم و جانم را با خدا معامله مى‏كنم.
  25. 10- حرص برای دنیا :درشعور هستی آمده که على (علیه السلام) مى‏فرمايد: اگر حكومت كره زمين را به من بدهند كه پوست جوى از دهن مورچه‏ به ظلم بگيرم اين كار را نمى‏كنم (يعنى حرص ندارم).
  26. 11- تسلیم ستمگرشدن : حسین درجدا کردن حق وباطل : امام حسين‏ در مقابل حكومت ظلم ايستاد و حاضر شد كه خود و ياران و فرزندانش، حتى طفل شيرخوارش شهيد شوند، اما تسليم ستمگران نشود و به همه انسانها آموخت عزت، در راه حق بودن است و شهادت در راه حق، از زندگى در راه باطل بهتر است. حتى نوجوان كربلا، حضرت قاسم گفت: اگر بنا باشد قدرت و حكومت به دست بنى اميه باشد، براى من مرگ از عسل شيرينتر است. آرى، زندگى زمانى شيرين است كه رهبر الهى و قانون الهى و اخلاق الهى باشد.زیر بارستم نمی کنم زندگی..
  27.  12-به حق عمل نکردن : حسین درجدا کردن حق وباطل : مردم حق را دوست دارند، اصولًا حق دوست داشتنى است. دزدها هم كه مى‏روند يه جايى دزدى مى‏كنند اموال دزدى را كه جمع مى‏كند مى‏گويد ببينيد اين‏ها را دزدى كرده‏ايم بياييد عادلانه تقسيم كنيم، دزدها هم از عدالت، وجودش ظلم   است، سرتا پا ظلم   است، اما ته دلش عدالت را دوست دارد و مى‏گويد بيا عادلانه تقسيم كنيم.
  28. 13-حق وباطل رامخلوط کردن : - حسین درجدا کردن حق وباطل : اصلًا بعضى جاها اگر مساوى باشد غلط است. مثلًا يك دكتر در بيمارستان بگويد من عادلم از دم يكى يك سرم بزن به همه، اين غلط است، يك معلم و دبير بگويد من عادلم از دم نمره 18 بدهد به بچه‏ها اين هم غلط است بعضى جاها اگر بخواهيم همه را يكجور ظلم است
  29. 14-مساوی کردن حق وباطل : پس همه جا مساوات عدالت نيست اين‏ها را بايد قاطى نكنيم بعضى جاها عدالت اين است كه مساوى باشيم و بعضى جاها مساوات ظلم است همه را از دم يكى سرم و يكى يك قرص، همه را يك شربت، تفاوت اين است كه با شرايط متفاوت، برخورد متفاوت حق است، اما در شرايط مساوى باطلاست.
  30. 15-عدم جدایی حق وباطل:حسین درجدا کردن حق وباطل :«وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظلموا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ».(شعرا،۲۲۷) و آنانکه ظلم  و ستم   کردند،به زودی خواهند دانست که به چه کیفر و دوزخ انتقامی بازگشت می کنند . در مقاتل معتبری آمده است هنگامی که سر امام حسین (علیه السلام) را جدا نمودند و بر نیزه زدند ، آیه فوق را تلاوت می نمود . ( تفسیر برهان ، ج ۳ ، ص ۱۹۴ ، حدیث ۵ )
  31. 16- ظلم به خود کردن : حسین درجدا کردن حق وباطل : وَ مَا ظلم  ونَا وَلَـکِن کَانُواْ أَنفُسَهُمْ یَظلمونَ . ( بقره ، ۵۷ )به ما ظلم   نمی کنند ، بلکه به نفس خود ستم می کردند .
  32. 17- با ظلم مبارزه نکردن: ما بايد با طاغوت‏ها مبارزه كنيم، زير پا و سُم اسب برويم ولى زير بار زور نرويم. سر به نيزه دهيم ولى در برابر ظلم سر خم نكنيم
  33. 18- امربه معروف نکردن: و نبايد تصوّر كنيم كه آثار امر به معروف و نهى از منكر فورى است، زيرا گاهى آثار يك كلام يا قيام و حركت، بعد از سال‏ها جلوه مى‏كند.
  34. 19- پذيرفتن ظلم : قرآن پذيرفتن ظلم را مثل ظلم كردن حرام مى‏داند.«لاتَظلمون و لا تُظلمون»
  35. 20-بنیان نهادن ظلم : درزیارت عاشورا : http://www.ghadeer.org/images/bd14868_.gifمجلس بيست و دوم : فلعن الله امة اسست اءساس الظلم و الجور عليكم اهل البيت
    21-غضب حق : سؤ ال : اين روايات با فرعى كه از فقها نقل شده چگونه سازش دارد؟ جواب : چون ائمه ما عليهم السلام در زمان خلفا بنى اميه و بنى عباس ميزيستند و حق آنها توسط اين خلفاء غضب شده بود
  36. لذا فرمودند شتر بآنها كرايه ندهيد، برايشان مسجد نسازيد و باغ و نهر آنها را اصلاح نكنيد. زيرا..
  37. 22- قوی کردن دشمن : هر چه آنها قوى تر ميشدند ائمه عليهم السلام بوده است كه خلفاء ظلم و جور حق آنان را غصب مينمودند ولا تحسبن الله غافلا عما يعمل الظالمون (ابراهيم /42)هرگز مپندار كه خدا از كردار ستمكاران غافل است .در چنين دوران و روزگار تاريكى كه ابرهاى تيره و تار ظلم  هاى معاويه و يزيد سرتاسر بلاد اسلامى را فرا گرفته و مردم مسلمان بدبخت را در فشار بيدادگريهاى خود گذاشته بود
  38. 23- تحمیل ظلم: و هر روز در زمان معاویه ظلم تازه اى بر مردم تحميل ميشد، شاخص ترين مردم روزگار در صحنه آفرينش بشريت حضرت ابا عبدالله الحسين بن على بن ابيطالب عليه السلام مانند كوه بلندى كه در دلش انواع معادن قيمتى باشد قد بياراست.
  39. 24-به زیر بار ظلم رفتن : بزرگ فلسفه نهضت حسين اين است..... كه خون سرخ به اززندگي ننگين است نه ظلم كن به كسى، نى به زير ظلم  برو.....اين مرام حسين است و منطق دين است‏.
  40. 25- به قرآن عمل نکردن : «فاذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن» پیامبر روی منبربارها می فرمودند: وقتی که بلا مثل اٌبرسیاه برای شما جلو می آید، جامعه شمارا فساد بگیرد، جامعه شما رابلا بگیرد، وعلیکم بالقرآن باید توسل به قرآن اُنس به قرآن، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  41. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته