درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول صحیح و اعم_في الأجزاء الدخيلة في المسمّى استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۶/۱۸ مدت زمان: ۳۹ دقیقه @doroos_ayatollahmahdavi

  1. https://hosein128.i- پایگاه شخصی  

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

صحیح و اعم_في الأجزاء الدخيلة في المسمّى

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۶/۱۸

مدت زمان: ۳۹ دقیقه

@doroos_ayatollahmahdavi

  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم بحث اصول ما یک بحث تقریباً مجزایی از بحث قبله یک مطلبی را صاحب کفایه بیان می‌کند بعد هم حضرت امام مطالب زیبایی رو در توضیح کلام ایشون دارد می‌فرماید که صاحب کفایه فرموند که دخالت داشتن یک چیزی یک عملی.دخالت داشتن چه به نحوه وجودی چه به نحوه عدمی وقتی دخالت داره در مامور به این علی ثلاث انهائه ببینید دخالت که می‌گیم مثلاً گاهی امر وجودیه میگه باید حمد و سوره بخونیم گاهی میگه ذهن مشغول نباید تو نماز داشته باشه
  2. اینا رو میگن دخالت داشتن یک عملی وجودی یا دخالت داره عدم او در معنا دخالت حالا ثلاث تنها.

دخالت قسم اولش اینه که می‌گیم اون جز به گونه‌ای است که داخل است در عمل و عمل تالیف می‌شود از اون جز و غیر او و جمله این اجزا متعلق امر قرار می‌گیره می‌خوام بگم جزء وجودی بگم ما یه ایراده عبارتی هم اینجا داریم من عبارت میخونم.بعد از که فهمیدیم چی می‌خوام بگم می‌فرمان

  1. ان یکون جزا لهو قسم اول اینه که این جزء اون مامور به معنا کونهی جز است یعنی چه میگه به این معنا ایراد مستقیم کلمه به معناست به معنا کن داخلاً این جزء داخله است در حالا من مثل مثال میزنم داخل است نماز این جز به طوری که یتلف منه و من غیر.کل نماز از مجموع این حمد و غیر حمد تالیف می‌شود و جعل جمله متعلقا للامر
  2. خب ایراد چی بود کلمه به معناست به معنا باید چی باشه قبل و بعد هم معنا باشه دیگه در حالی که قبل و بعد اینا یک معنا ندارد ما قسم دو و سه هم داریم چی میگفتن صحیح چیه ان یکون جزء له نه کم. نه زیاد نحوه باشه دیگه هیچ ایراد نداره به نحو که نه یعنی به این شکل جزء باشد این قسمت اول قسم
  3. دوم گاهی این عمل خارج از مامور به اما خارجیه که باز ربط داره با ماموربه مثل وضو برای نماز اینم یک حالت که این چیزی که خارج است باز خودش سه حالت میشه.
  4. گاهی مسبوق است به مامور به مثل وضو گاهی ملحوق است به مامور به مثل غسل استحاضه بعد از اذان مغرب باید غسل بکنه تا روزه روز قبلش درست باشه زن مستعازه مثلاً شنبه روزه گرفته تا اذان مغرب شرط روزش اینه که بعد از اذان مغرب بره غسل بکنه اینو میگن شرط متاخر که بحث های عجیبی هم داره که چطور متاخر.تصورشو بکن فعلاً ما بحث نمی‌خوایم بکنیم
  5. اما مثال می‌زنیم می‌گیم اون چیزی که خارج از مامور به گاهی مقدمه بر مامور به گاهی ملحوق به او هست گاهی هم مقارن با او هست مقارنش مثل چی مثل استتار و یکی هم استقبال عرض شود که شخص مصلی مقارب با نمازش باید مستتر باشه یا مستقبل القبله باشد.
  6. دخالت داره سومیشو که حالا میگی الان داریم می‌گیم تو دومی میگیم چیزی است که اگه نیاد اون خصوصیت مامور حاصل نمیشه اما لفظ به قوام نمیگیم چون لفظ غلط اندازیست ذهنتون میره تو ارکان در حال که ما غیر ارکان واجبات نماز داریم رکن نیست
  7. اما بالاخره واجبه که اگر نیاد.عمداً نماز باطله مثل خندان مثال می‌زنم به خاطر همین که هم رکن نیستا اما عمداً کسی نخوند نمازش باطله یه حرفشو یه آیه شو یه کلمه شو عمداً نگویند نماز باطله خب نه دیگه قسم دوم داریم دیگه نیست خارجه وضو سه تا مثال بود دیگه یا قبل از مامور بزرگ یا بعدش مثل است و یا مقارنه است مثل.
  8. استتار و استقبال اون قسم اول بود قسم اول گفتیم گاهی جز داخل دوباره برگردم مقصدمو یادمون نره مخزن چی شد گفتیم شی وجودی یا عدمی دخالت داشتنش در مامور و به علی ثلاث تنها این دخالت داشتنش سه جوره گاهی داخله در مامور قسمت اول دوم
  9. و اما قسم سوم گاهی یک چیزی تشخص میده به مامور به.اما به شکل وجوبم نیست حالا تعبیر ایشونم من عرض می‌کنم میگن به حیث چون الان می‌خوام ایراد بگیرم متشخص بهی عنوان گاهی اون چیزی که شما ضمیمه نماز میکنید تشخص میداد نماز به گونه‌ای که حتی یه عنوان پیدا میکنه کل نماز مثل چی مثل جماعت.
  10. جماعتا وقتی انجام می‌گیره یه تشخصی پیدا می‌کنه تشخصشم خیلی بالاست که اصلاً یه اسم دیگه پیدا می‌کنه عنوان مامور به هست یا نیست نیست این قسمت سوم نیست این تشخصه اینه جماعت که واجب نیست حمل به صلات شده معراج از جماعت.
  11. نمازتون یه ویژگی رو ایجاد می‌کنید چند تا مثال داره یکی اینکه مستحبه اما عنوان پیدا نمی‌کنه نماز همه اینا تو این قسم سومه بهش میگیم چی یتشخص الممور بهی این مامور به تشخص پیدا کرد با این کاری که شما کردید قنوت بگیم که معمولا ما تو لوازم قنوط میخونیمت نماز یه تشخصی پیدا میکنه.ن می‌فرماند گاهی اینطوری به حیث یستق علی المتشخص به عنوان هو یعنی اون عملی که تشخص بیاد با این ویژگی که شما بهش اضافه کردید گاهی یه عنوان بشه اضافه میشه ما مثال جماعت زدیم و همچنین ربما یحصل به این ویژگی این چیز قسم سوم گاهی مزیتی ایجاد میکنه مثل قنوت.

 

  1. گاهی نقیصه است مثل تو حمام نماز خوندن که روزهای قبل مثالشو داشت یا مثلاً فرقه العصابع کراهت داره تو نمازش وقتی این کارو انجام میده تشخص پیدا می‌کنه نمازش اما تشخص چیه یحسن به هذا التشهخص به سبب این نقیصة فی الصلاة بهتره که این کار نکنه که این قسمت سوم باز دو حالت داره.
  2. گاهی داخل مامور و به است گاهی خارج اصطلاحاً میگن گاهی شرط و گاهی شتر حالا مثالی که زدیم همینا بود دیگه صلات فعل حمام مقارن با نمازش گاهی قبلشه قبل از نماز یه کاری مثلاً عترر میزنه یا مثلاً عمامه یا هوا رو دوشش میندازه بالاخره ما فرق بین یک و سه رو حالا میخویم بگیم سه تا اسم پیدا کرده معلوم هم شد قسم یک و دو و سه فرقش.چیه
  3. اولین نکته‌ای که ما میگیم بله اما اینکه مال قسم سه بود خود قسم ۳ دو قسم پیدا شد قسمت دو هم همین بود قسم دو رو سه قسمش کرد گفتیم مسبوق و ملحوق و مقارن اینجا هم اخوند میگن گاهی این دخالت داشتنش به نحوی شتر گاهی به نحو شرط یعنی جز و خارج میشه فرق این سه تا چیه میگن یک و دو را اگر اخلال بهش بکنی نماز باطله موجب فسادش میشه.
  4. اما قسم سوم ویژگی رو شما نیاری موجب فساد نمی‌شه این فرق ساده‌ای است که ما بین یک و دو و سه داریم ما یه ایراد اینجا به صاحب کفایه داریم جناب صاحب کفایه خدا رضوانشو شامل حالتون بکنه این قسم سوم که گفتید نگفتید که جزء گفتید تشخص تشخص گفتید.
  5. تو ذهنتون من دوماد بود قنوت و منم مثال زدم دیگه قسمت سوم گفتیم یا قنوت یا جماعته صلات فعل حمام همه مثال زدیم که نه واجب بود نه حرام بود یا موجب مزیت استحبابی می‌شد یا نقصان کراهتی اما ایرادی که به صاحب کفایی هست اینه که کلامتون اعم از کلامتون چی بود گفتید ان یکون ما یتشخص به الممور به مثل سوم.
  6. چیزیست عملیست که وقتی میاد مامور به تشخص پیدا می‌کند وقتی تشخص پیدا می‌کنه آیا واجب است یا مستحبه عبارت اهمه عرض شود که پس باید چی می‌گفتن ما الان ایراد گفتیم حالا حلشم می‌کنیم حلش چیه باید می‌گفتن که این قسم سوم که به باید میگفتن مما یتصل الممور به بدون.یتحصل می‌گفتند
  7. یا مثلاً می‌گفتن مما یکتفی اگه اینطور باید می‌گفتی این قسم سوم از اجزاییست که یکفا فی لم بدون آن اکتفا میشه مثل قنوت اما یه وقتی که میگید تشهخص تشخص خود حمد و سوره تشخص عبارت کفای اینه دیگه شامل هم دو سوره نخونه نمازش درسته.پس قسم سومی که ایشون فرمودند قسیم ۱ و ۲ نیست بلکه مخزنش برای اونا رو باید به عنوان مخزن قرار میدادند و می‌گفتن یک دو یه چیزی تو ذهن مبارکشون بوده اینا تو عبارت نیاوردن ما هم ایرادمون تو عبارته لذا آنچه که تو تقسیم بندی به زبان من الان گفتم شما ایراد به ذهنتون نرسید گفتین قسم یک داخل است قسمت دو خارج است اما قسم یک و دو هر دوش.
  8. از چیزهایی است که حتماً باید بیاید چرا چون تحصل مامور و به واسطه یا اون داخلیست یا خارجی داخلی مثل همه حمد و سوره رکوع سجود خارجی‌ها مثل وضو که اگه نیاد اصلاً نماز باطله قسم سوم داخل یا خارجی که یتحصل المأمور به بدون الان شما مثال زدید تشخص کرد اما اگر مثال نمیزدید درست بود.
  9. جماعت آوردید باریکلا تشخص پیدا کرد نمازتون انقدر تشخصش بالا که کل نمازتون یه اسم جدا پیدا کرد مثل عطر نیست نماز معطر اونجا عنوان نداره اما به جماعت که می‌رسه انقدر مهمه که میگه صلات الجماعت صلاة الفرادا در حالی که انقدر مهمه که عنوان روش میاد در عین حال واجب نیست میشه قسم سوم این ما گفتیم جناب صاحب کفایه کلمه واجب نیست کجا گفتید تو عبارت. مامور به بهی یا به عنوان اعم از وجوب و استحباده حتی اعم از حرام و مکروه آیا من یه کاری بکنم تو نماز تو قسم اول می‌گفتیم ذمیمه کن این چیزا یا فعل کثیر را اگه کسی انجام داد نمازش باطله این کلمه قسم سومی که ایشون گفتن تشهد شامل قسمت اول دوم میشه کسی که میخندد یا فعل کسی را انجام میده آیا نمازش تشخص پیدا کرد یا نه بله.
  10. مقدار اشکال من دقیق کسی را به کفایه نمی‌گیرد خیلی یواشکی باید ببینیم چی بوده این بحث کفایت تمام شد حضرت امام رضوان الله تعالی علیه بیش از یک صفحه در کتاب تهذیب الاصول شان صفحه ۱۲۷ مباحث خیلی خوبی رو دارند من بخونم عبارتند که تصور اینکه. تو ذهنمون بخوایم تصور کنیم که یک جزئی فرد عملی است یا شرط یک عملی است در مرکبات اعتباریه مشکل است تصورش مشکله اونم بعد از اینکه اون مرکبات اعتباری مقومات ماهیتش بیاید جلو مقلداتش ارکان اما میدونید کل نماز مرکبه اعتباری است مرکب اعتباری از کجا میگید که مثلا سوره.جزء قسم اول که اگه بیاد مامور به درسته اگه نیاد باطل است یا جز قسم سوم مثل عطره که به بدنت میزنی مزیت دارد نزنه در نمازاشکالی نداره از کجا من بفهمم مرکب اعتباری مرکبای حقیقی تشخیصش مهم خیلی مهم نیست مرکب حقیقی مثل خودرو موتورش ۱۰۰ جزء داره آیا این اجزایش جز لوازمشه یا نه تشخیصش آسونه. موتور روشن میشه یا نه از اثرش می‌فهمه اگه دیدی جزو برداشتی بازم موتور روشن شد میگید این جز اجزای واجب نیست جز مستحبات کمالیه اما یکی را تا بردارید موتور خاموش میشه جزء مایلزمه حتما باید باشه این مرکبات حقیقیه اینطوریه
  11. یه دارو.قرص دارو مرکب از سه جزء یه جزشو برمی‌دارید نگاه می‌کنید اثرش برای معالجه بیماری دیگه نیست این به خاطر همینه اونجا اثرشو شما میبینید تو رنگ‌ها همینه گاهی دو تا سه تا رنگ با هم مخلوط می‌کنن یه رنگ جدید میاد نتیجه اینه شما یه رنگو کم بکنید اثر گذاشت ببینید مرکبات حقیقی تمام تشخیص اینکه جز از اجزای لازمه هست یا نه اجزاست که غیر لازمه واضحه.به خوراکم که می‌رسد همینطوری مثال‌هاش میاد تو آبگوشت و اینا گفته بود ببین آبگوشت چقدر خوشمزه گوشت نداره می خواسته مسخره کنه دیگه ؛ ببین هیچی گوش ندارم چقدر هم خوشمزه گاهی وقتا اینه که آبگوشت دیگه مزه نداره اما یه چیز گاهی کم و زیاد میکنه یه دارچینه نمیدونم زعفران زیاد میکنه زیاد میده دخالت نداره حضرت امام می‌فرما امور اعتباری سخته.
  12. امور اعتباری من مثال اسکناسو می‌زنم یه اسکناس جلوتون بگیرید مرکب از ۵۰ تا جزوه کدام یک از اعضای رئیس تشخیصش مشکل تو نماز تشخص مثلا دست میارید تشخص پیدا کرد به این یا فرقه الاصابه مثال زدم دیگه.اگه این کارو کردید آیا این جز مناهیه یعنی نماز باطل شد یا مکروه یا اصلاً مکروهم نیست حضرت امام نکته قشنگی را حالا تمام نشده از اینجا شروع میشه تا میرن جلو میگن مرکبات حقیقیه تشخیص اینکه این جز دخالتش به نحو لزوم است یا به نحو غیر لزومه واضحه نیاز به تفکر و اینا خیلی نداره چون ما از آثارش میفهمیم.اما اگه اومدی مرکب اعتباری مثل نماز نمی‌تونید تشخیص بدید که این جزو اون جز با مثال خیلی دیگه داره بذارید مثال خیلی نزنم خودتون مثال می‌زنید
  13. تشخص نماز ولو به لباستون دو تا لباس پوشیدید نه نماز تشخص پیدا کرد دیگه اما آیا این لباس دوم باعث مزیت می‌شه نمی‌دونم دلیل شما ببینید معتبر باید به شما بگه که بله مزیت داره اگه به تن ننداختی مزیتش کمه.
  14. واجبه لباس پیراهنش در حد یه استحبابی داره که بدن پوشیده باشه وجود نداره از کجا ما اینا رو میگیم مرکبات اعتباری من اومدم تو اسکناس که مثال بزنم یه اسکناس میذاره جلوتون ۵۰ تا جز داره بعضی اعضایش که تا در میاری مرتبط میگه هیچی ارزش نداره مثل اون نخش من شنیدم که در بیارید چه ارزش قلابیه.تقلب شده سایت بعضی اجزایشه که نه فرض کنید مثلاً یه کلمه‌ای بعضیا می‌نویسن رو پول نبایدم کسی بنویسه دخالتو ارزش اسکناس و اینا نداره اما ما اجازه نداریم بیت المال تخریب بکنه متاسفانه بعضیا می‌نویسن حالا یه چیزی نوشت هیچ ارزش او کم نمیشه گاهی وقتا دخالت گاهی نداره اینا رو معتبر به ما گفته
  15. عرض شود که باز ایشون می‌فرمان.تو ماهیاتی که میاد وجود خارجی پیدا می‌کنه تصویر این اجزای یک و دو و سه واضحه چون ماهیت و لوازم ماهیت و عوارض ماهیت و عوارض وجود اینا در عالم تصور متغیره اما وقتی میاد تو وجود وجود به نحو وحدت همه اینا رو در بر میگیره مثال اسکناس زدم که متوجه شدید چی میخوام بگم ولی سیارهاند صد تا پیچ و مهره میاد کنار هم.
  16. یه وحدت پیدا میکنه میگه یک خودرو اما این یک خودرو مرکب است ۱۰۰ تا جزئه به طوری که مشخصاً هست که ماهیتش چیه عوارض لازمیش چیه عوارض ماهیت یا عوارض وجود خود وجودش گاهی مثلاً رنگ بهش میزنه عارضه وجودشه یا تحرک عارضه خلاصه ما میخواهیم بگیم عقل راحت میتونه تحلیل بکنه تو مرکبات خارجی اما تو مرکبات اعتباریه.به سختی می‌افتد از کجا باین مرکب مثل نماز کدوم جزءش از علل قوام است کدامش از علل کمال است تشخیصش مشکل نمی‌شه دیگه تشخیص نمیتونید بدید تشخیص الان به شما بگم ذهنتونو خالی بکنید از دلیل‌ها بگن قنوت جز علل قوام است یا کماله شماره تشکیل بدید وقتی مراجعه به دلیل از تشخص به نحوه کمال است.
  17. واجب غیر رکن نیست بعضیش واجب رکن نیست قیام متصل به رکوع یا خود رکوع تصویر این سه قسم در اعتباریات لا یخلو من قبوض مشکل است خب چرا مشکل است میگه نمازی که تو خارج موجود میشه نماز ۲۰ جز نیست اینو ما میبینیم اما تشخیص اینکه این جز اگه بیاد تاثیر اصلی یا اگه بیاد تاثیر.عرضی این تشخیص
  18. حضرت امام با یه بیان دیگه همین حرفا می‌زنند می‌فرماد هر جزئی مثلا قنوت هم رکوع هرچی هر جزئی ما به ازای خودش درسته اما الان بحث ما تو این نیست که ما به ازای خودشو نخیر میخوام ببینم ارتباطش با قبل و بعد چیه اینو میخوایم ببینیم دخالت میخوام بدونم به چه نحوی است به اینجا که میرسه نمیتونه.چون یه بار نماز رو با قنوت می‌خونم یه بار بی قنوت هر دوشم وحدت داره میگم یه نماز بی جز اون شد نماز ۱۹ آیا اون ۱۹ تا اون یه جزئی که رفت دخالتش به چه نحوی است نمی‌دانم این عبارت ایشون خیلی بحث و واضح کرد که چی می‌خوام بگم که ما نمیدونیم این جز آیا از کمالات و الا تو خارج قطعا یه عمل اینو نیارید تو ذهنتون تو خارج یه نماز قنوت هم متحد شد با این نماز.اعتباریه
  19. سوال اینه که این قنوت اگر بیاد چه اثری داره نیاد چه اثری داره نمی‌دونم نتیجه از کجا میگید از روایت تشخیصش برای شما مشکله تو اینه میگه فرق است بین مرکبات حقیقیه مبارک دقت کنید.این فرمایش ایشون اینجا اینه مرکبات تشخیص از ظاهر رئیسه از غیرئیسه آسان است اما مرکبات اعتباری سخت است باید مراجعه کنید به دلیل اما اینکه مراجعه نکردید می‌مانید عقلتون نمیتونه تشخیص بده علتش هم همینه که وقتی اون جزء میارید از نظر ما به ازای خود جز اومد اینو قبول دارید یعنی یه قنوت اضافه اومده مثلا تو رکوع صلوات فرستادید که این صلوات باعث میشه حجاب برید کنار و رکوعتون.قبول بشه سجده‌تون همینطور مقیدن به خاطر همین سجودتونه
  20. شما با یه صلوات سوال اینه که آیا این صلواتو اگه ذکر نمی‌گفتید هیچی سبحان الله فقط یه صلوات بگید بلند کدوم درسته نمی‌دونید باید مراجعه به دلیل بکنید تشخیصش مشکله که آیا این جز از اجضاءش کفایت می‌کند یا نمی‌کند اما صلوات قطعا به اندازه یک صلوات شما تو رکوع گفتید اینو که من شک ندارم که بحث ارتباط شه بحث تاثیر در کلشه.
  21. تکرار می‌کنم میگم فرض کنید هیچ دلیلی نداشته اسکناسو گذاشتم جلوتون که نذاشتی جلوت وضع مالیتون خوب بشه اسکناس جلوتون کدوم اجزایش اگه نباشه از اعتبار میفته کدومش اگه نباشه نه نمیفته حال تشخیص مشکل فرمایش حضرت اماما.اهمیتش بدی نشونشم بهتون گفتم دیگه برید نگاه بکنید صفحه ۱۲۷ گفت بعد اون آخر کارشون یه نکته‌ای رو دارن که میگن
  22. گاهی اشکال حلش کنه گاهی تو بعضی از مرکبات اعتباری هم میشه گاهی مرکب از اون جزء که من تو شک دارم یک.حسن هیئتی پیدا می‌شود به طوری که وقتی نباشه میگید اینکه هست تفضل دارد نسبت به اون که ندارد مثال خط از امور اعتباری درسته حالا تو ایران ما خطم همین سیتو حرفیه که وجود الف تا ی خط درسته از امور اعتباری است اما گاهی شما یه زیبایی های تو این خط ایجاد میکنید که وقتی این جزء وسط و جزء دیگه ضمیمه هم میکنید تو نوشتن جیم مثلا.این نکته رعایت نشد قشنگ حسنشو شما می‌فهمی امر اعتباری هم هست ما آن اعتباری که گفتیم اینطوری بنویس کافه گفتیم اینطوری بنویس میما اینطور
  23. اینا اعتباریه اما همون اعتباری گاهی یه کارایی می‌کنید نوک قلم درشت رو به شکلی دستتون میتابونید یه جاش کلفت یه جاش با یکی از که دیدید دیگه تو خطی که اگر همون یه جزء رعایت نکنید میبینیم زیباییش کم شد.
  24. درصدا این کلماتی که من میگم اعتباری اما گاهی یه چرخاندن صدا و قرائت قرآن خونه مثال بعدیش خونه امر اعتباریش
  25. اما همین خونه را کیفیت ساختنشو گاهی به یه سبکی می‌سازند که یه نمای زیبایی داره قشنگ می‌فهمید میگید این خونه با اون خونه نداریم داره چیکار کرده بالکن گذاشته قیافشو چیکار کرده یکی هم. شهر مثال می‌زنه شهر یعنی - موها منظور اصلاح کردن را گاهی افراد به یه سبکی موهاشونو می‌چینند و اصلاح می‌کنند که یه زیبایی قشنگ چند تا کارش ایجاد می‌کنه وقتی یکی قشنگه کجا رفته سرت اصلاح کرده ما هم بریم به طوری که یه جزشو نیاره اون زیبایی نیست خب این چند تا مثال ایشون میگن بله بعدش میگن لعل قنوت از این قبیل باشد.
  26. که شما میفهمید که وقتی قنوت می‌آید یه زیبایی پیدا میکنه ارتباط مستقیم با خدا هموناییست که من حسنشو فهمیدم و اون که ندارد میگید این حسن ندارد اما قنوتم هیچ دخالتی در ماهیت نماز نداره خب میگن لع الله چرا میگن ل الله آخرش ایراد به ایشون هست که از کجا میگید قنوت دخالت نداره میگفت واجبه ارک هست چی میگفتید حرفتون رو پس میگرفتید ما اشتباه کردیم.
  27. قنوت رو باید بیاورد اگه سهوا یادش رفت نماز باطل است در حالی که همین قنوت حسن هیئت هم داره می‌فهمم حسن نیت دارم اما لزومش لزوم عدم لزوم ما تشخیصمون مشکله صلی الله علی.
  28.  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»https://hosein128.i - پایگاه شخصی

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته